🍃🌺🍃
در حالی سال ۱۴۰۳ به ساعت های پایانی خودش می رسد که به گفته یکی از نویسندگان می توان نوشت:
دردی که انسان را به سکوت وامیدارد
بسیار سنگینتر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد.
انسانها فقط به فریاد هم میرسند، نه به سکوت هم.
پیشاپیش عیدتان مبارک و سال خوب و پر خیر و برکتی داشته باشید
از اینکه یکسال دیگر همراه ما بودید و با تمام خنده ها و گریه هایمان کنار آمدید ودر کنارمان تا آخر ماندید
سپاسگزاریم.
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Ⓜ️ کلاغ کمبود با رنگ قناری «ناترازی» فروخته میشود.
💠 گیوتین شعارزدگی بر گردن واژهها
📌دولت ایران، این شعبدهباز ماهر واژهها، در سالهای اخیر با چنان مهارتی واژهها را به مسلخ برده که کلمات دیگر نه معنا، که نقابی برای پنهان کردن حقیقت شدهاند. این فرم فرهنگی جدید، که چیزی جز تحریف و تزویر نیست، واژهها را از درون خالی کرده و پوستهای رنگین بر تنشان کشیده تا ناکارآمدیها را پشت پردهای از لفاظیهای خوشریخت پنهان کند. ناترازی، خود یکی از ماهرانهترین واژههاییست که در این جریان به صدر آمده و جامهای رنگین بر عملکردی که خود میدانید پوشانده است.
📌نمونهاش را در “صیانت از فضای مجازی” ببینید. وقتی این عبارت از دهان مقامات بیرون میآید، گوشها منتظر شنیدن طرحی برای حفاظت و پیشرفتاند، اما حقیقت؟ حقیقت چیزی نیست جز قفل و زنجیر تازه بر دستوپای اینترنت و تشدید فیلترینگ. صیانت؟ این واژهی شریف که باید نگهبان حقوق و آزادیها باشد، حالا به چماقی بدل شده که بر سر اینترنت میکوبد و معنای اصلیاش در گورستان سانسور دفن شده است. این نه صیانت، که اسارت است؛ اسارتی که با روکش فرهنگی و ادبی به خورد ملت داده میشود.
📌در حوزهی انرژی هم همین بساط پهن است. “ناترازی در سوخت” را میشنوید و فکر میکنید لابد بحث بر سر یک تفاوت کوچک میان عرضه و تقاضا است، یک نوسان گذرا که با کمی مدیریت حل میشود. اما نه! این ناترازی، همان بحران تمامعیار کمبود است که به خط قرمز فاجعه رسیده. بنزین نیست، گازوئیل نیست، گاز قطع میشود و برق میرود، اما مقامات، با اعتماد به نفس تمام، به جای گفتن “کمبود” یا “بحران”، واژهی ناترازی را مثل عطرهای فیک که این روزها بازار را پر کردهاند، روی این مفهوم ترسناک میپاشند. چرا؟ چون “کمبود” یعنی اعتراف به ناکارآمدی، یعنی قبول اینکه کشتی مدیریت سوراخ است و دارد غرق میشود. ناترازی اما نرمتر است، شیکتر است، به تریج قبای حضرات برنمیخورد و مردم را هم حساس نمیکند که نکند این کمبود، همان قحطی باشد که در راه است. اینگونه است که کلاغ سیاه کمبود را رنگ میکنند و جای قناری خوشخوان ناترازی به خلقالله قالب میزنند.
📌در صنعت انرژی، این تحریفها مثل خوره به جان واقعیت افتادهاند. ناترازی، بحران است، کمبود است، ناتوانی است، اما با این بزک زبانی، نهتنها مشکلی حل نمیشود، که انگار قرار است مردم در این توهم بمانند که همهچیز تحت کنترل است. تحت کنترل؟ وقتی پالایشگاهها نفسشان بند آمده، وقتی تولید سوخت لنگ میزند و وقتی زیرساختها مثل بیمار رو به موت به خود میپیچند، این کنترل کجاست؟
📌این آشغالها را زیر فرش پنهان کردن، دیگر چارهساز نیست. هرچه بیشتر روی بازی با واژهها وقت بگذاریم و فرصت را برای عمل از دست دهیم و واقعیت را با رنگهای به ظاهر زیبا بپوشانیم، بوی این زبالهها تندتر میشود و ترکهای این دیوار نمایشی عیانتر. کمبود انرژی با این شعبدهبازیها برطرف نمیشود و این صنعت رو به موت، با این فریبها جان نمیگیرد. هر روز که میگذرد، این وضعیت وخیمتر میشود؛ مردم با جیب خالی، خانههای سرد و هوایی پر از دود، تاوان این این خیمهشببازی واژهها را میدهند.
📌وقت آن رسیده که این بازی را کنار بگذاریم و به جای این لفاظیهای بیپایان و نقاب زدن به حقیقت، برای یک بار هم که شده، شجاعت به خرج دهیم و صادق باشیم. به جای این جریان باید آستین بالا بزنیم و چارهای جدی بیندیشیم. گامهای عملی برداریم، پالایشگاهها را نوسازی کنیم، تولید را بالا ببریم، خودروها را به روز کنیم، واردات را با شفافیت بپذیریم و زیرساختها را از مرگ تدریجی نجات دهیم. تنها در این صورت است که میتوان به رفع این کمبود امیدوار بود و در غیر این صورت، احتمالا باید یک کمیته ویژه تشکیل دهیم تا برای یکی دو سال آینده به فکر یک واژه جدید به جای قحطی باشند./ هاتف فرجاللهی روزنامهنگار اقتصادی
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
فاجعه ای دردناکتر از تصادفات جاده ای در ایران آمار دردناک کشته هاو مجروحان چهارشنبه سوری است که خیلی هاخود خواسته به استقبالش رفتند
🔹رئیس اورژانس کشور:۶۴۱۹ نفر در حوادث #چهارشنبه_سوری مصدوم شدند که نسبت به سال گذشته ۵ درصد افزایش داشتیم.
🔹۲۱ نفر فوتی
که نسبت به گذشته ۲۳ درصد افزایش دارد.
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
شبی که آسمان به زمین میآید...
✍علی اکبر ملکی
در سکوت نیمهشب، وقتی ماه رمضان نفسش را در سینه حبس میکند، نوزدهمین شب از حریر تقدیر میگذرد.
شبی که گویی ستارگان، بیاختیار، آیات قرآن را زمزمه میکنند و نسیم، رازهای آسمانی را در گوش خاکسترنشینان زمین زمزمه میکند. اینجا، در این لحظاتِ بیوزن زمان، گویی پردههای غیب کنار میروند و قلب عالم، تپشی دیگرگونه مییابد.
هوا پر از عطر استغفار است.
سجادهها، گرم از اشکهای رازآلود بندگان، نقش بوسههای امید را بر پیشانی شب میکشند.
مؤذنِ سکوت، اذانِ رحمت سر میدهد و فرشتگان، بالهای سپیدشان را بر فرق مؤمنان میگسترانند.
هر نفسی که برمیآید، چون شعری ناتمام است که تنها خالقش میداند چگونه تمامش کند.
شب قدر است...
شبی که تقدیرها نوشته میشود.
در این شب، پر از نورِ «لَیلَةُ القَدرِ خَیرٌ مِن أَلفِ شَهر». گویی خداوند، قلم را به انسان میسپارد و میگوید: «بنویس از آرزوهایت، از ترسهایت، از تمام آنچه در سینه فشردهای... امشب، کلماتت تقدیس میشوند.»
سحرگاهان این شب، گُلوی آسمان شکافته میشود و دعاها، بیمانع، به عرش میرسند.
حتی خاشعان خاموش، آنان که زبانشان از گفتن عجز میلنگد، با چشمهای نمناکشان فریاد میزنند: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ».
و زمین، زیر پای عابدان، همچون آب زلال میلرزد؛ گویی هر سجده، دری به روحمیانی است.
نوزدهمین شب...
پرده اول از سه پرده اسرار. شبی که هنوز آسمان در ابهام است که آیا این همان شب است؟
اما مؤمن میداند که هر قطره اشک در این شب، اقیانوسی از رحمت را جاری میکند. او در تاریکی سحر، چراغِ دل را روشن میدارد و با قرآنی که بر سینه میفشارد، نجوا میکند: «خدایا، حتی اگر این شب، شب قدر نیست، آن را شب قدر زندگی من کن...».
و چه زیباست که در این شب، آدمیان چون برگهای پاییزی، سبکبالِ رهایی میشوند.
گناهان، چون برگهای زرد، از شاخسار وجودشان میریزد و وجودشان از بوی بهشت، عطرآگین میگردد.
شب نوزدهم، آغازی است برای آنکه دل را به کوچۀ عشق برسانیم؛ کوچۀ بیپایانی که انتهایش، لقای اوست...
التماس دعا
#بصیرت_خوشاب #هوش_مصنوعی
@khoshab1
21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخشی از مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه با صدای حاج مهدی سماواتی
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.
خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش وآسان کن راه مرا به سوى خیرهایش و محروم نکن ما را از پذیرفتن نیکى هایش اى راهنماى به سوى حـق آشکار
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
جرداق نویسنده مسیحی میگوید: «علی علیه السلام یک انسان نمونه بودند. ایشان در دولتش عدالت محمدی (ص) را بنیان نهادند.
مگر ایشان نیست که میگوید فقر در وطن، غربت است.
مال در غربت، وطن است و اینکه مردم دو گروه هستند:
یا برادر تو در دین هستند و یا همنوع تو در آفرینش.
. او امام علی (ع) را شخصیتی فراتر از مکان و زمان محدود یافت و عشق به این امام مسیر زندگی و تالیفات او را تغییر داد و به نویسنده دایره المعارف چند جلدی «علی، صدای عدالت انسانی » تبدیلش کرد. وی در این جلد اول این دایره المعارف با عنوان«علي (ع) و حقوق بشر» با دلایل محکم اثبات کرد که امام علی (ع) پیشرو تمام متفکران اروپا و جهان است. در جلد دوم «علي (ع)و انقلاب فرانسه» پیشرو بودن امام علی (ع) بر فلاسفه انقلابهای بزرگ را ثابت کرد. در جلد سوم «علي (ع) و سقراط»، از آنجایی که سقراط به عنوان پدر فلاسفه بزرگ بشری شناخته میشود جرداق ثابت کرد که دیدگاههای امام علی (ع) و سقراط در تمام زمینهها به هم ارتباط دارد.
جردج جرداق در پاسخ به سوالی پیرامون نظر شخصی اش از امام علی (ع) میگوید: علی (ع) فرمول کیهانی بی مانند برای تفکر انسانی برگرفته از قوانین ثابت است که زمان و مکان از جوهر آن نمیکاهد. او یک دانشمند، عالم و ادیب در شخصیتی واحد است.
دایره المعارف جرداق از امام علی (ع) مورد استقبال دانشمندان و بزرگان مسیحی و اسلامی به ویژه شیعیان قرار گرفت. برخي از بزرگترين شخصيتهاي ادبي و علمي جهان اسلام و دنياي عرب همچون «ميخائيل نعيمه» و شيخ «محمد جواد مغنيه» و برجستهترين علماي شيعه چون آيت الله العظمي «بروجردي» و آيت الله العظمي «حکيم» و علامه «سيد عبدالحسين شرف الدين» او را ستودهاند.
جرداق پیرامون جایگاه امام علی (ع) در تفکر مسیحیت مینویسد که اگر به برخی از آثار اروپایی در قرون وسطی به ویژه ایتالیا نگاهی بیندازیم درمییابیم که بسیاری از مردم به امام علی (ع) به دلیل شباهت سخنان و روش امام به مسیح (ع)، به عنوان یک قدیس مینگرند. جرداق به عنوان نمونه به سخنان اندیشمند فرانسوی «کارا دیفو» اشاره میکند که تا چه حد تحت تاثیر شخصیت امام علی (ع) قرار گرفته است. وی از میان مسیحیان عرب نیز به نوشتههای « جرجي زيدان»، « جبران خليل جبران»، «ميخائيل نعيمه »، «مارون عبود »، «بولس سلامه »، «فؤاد جرداق » ، «عبد المسيح محفوظ» و شگفتی آنها از شخصیت امام علیه (ع) اشاره میکند.
ماجرای ملاقات جرداق با رهبر انقلاب
در یکی از این جلسات آقای جرج جرداق، نویسنده مسیحی، خدمت مقام معظم رهبری رسیدند. از آنجا که ایشان نمیتوانست سوار هواپیما بشود ساحل به ساحل و مرز به مرز از لبنان به عشق دیدن مقام معظم رهبری به تهران آمده بود.
در جریان ملاقات ایشان به زبان عربی با آیتالله خامنهای صحبت میکرد و آقا هم که به زبان عربی تسلط کامل دارند به زبان عربی با همدیگر صحبت میکردند. آقای جرج جرداق خدمت آقا گزارش میداد که من کتابی راجع به امام علی (ع) نوشتهام و همچنین درخواست صله از مقام معظم رهبری کرد.
آقا فرمودند: «به تهران خیلی خوش آمدید. امیدوارم که سفر بر شما خوش بگذرد. از شهرهای مختلف ایران از جمله مشهد، اصفهان، شیراز و جاهای دیگر حتماً دیدن فرمایید و من به عنوان یک فرزند امیرالمؤمنین از شما تشکر میکنم. شما بر من منت گذاشتید و مطالبه صله کردید. صله شما بسیار بزرگ است ولی به یک شرط؛ شرط آن این است که کارتان را تمام کنید «الاحسان بالاتمام.» تکمیل کار شما این است که کتابی درباره حضرت زینب، دختر امیرالمؤمنین بنویسید. من قول میدهم اگر شما این کتاب را بنویسید خداوند علیّ اعلی صله بزرگی به شما خواهد داد.»
آقای جرج جرداق با این سخنان رهبر معظم انقلاب تشکر و خداحافظی کرد. من ایشان را تا دم در بدرقه کردم. در همین اثنا آقای جرج جرداق به من گفت: «این سیدّنا القائد بشّرنی بالاسلام.» و سه بار این حرف را تکرار کرد. یعنی رهبر معظم، من را به اسلام بشارت دادند.
گفتم: «ایشان به شما چه گفتند که شما را به اسلام بشارت دادند. گفت: «همین که فرمودند کتابی درباره حضرت زینب بنویس، خداوند علی اعلی به شما صله بزرگی خواهد داد، این بشارتی بود به اسلام. یعنی این که اگر من کتابی درباره آن بزرگوار بنویسم توفیق اسلام پیدا خواهیم کرد و مسلمان از دنیا خواهیم رفت.
جرداق جایگاه کتاب نهج البلاغه در تفکر انسانی را در راس و قله میداند و اعلام میکند تمامی ارزشهایی که قرنها دانشمندان و متفکران و جامعه شناسان به دنبال کشف و توضیح آن بودند به صورت یکجا در نهج البلاغه آورده شده است.
اما جرج جرداق مسیحی پس از سالها مطالعه در مورد امام اول شیعیان درپاسخ به سوالی پیرامون شناختش از تشیع میگوید:
: معنای تشیع نپذیرفتن هر آنچه که انسان رااز طریق سازمانها و قوانین اجتماعی و سیاسی آزار میدهد، است/مشرق
بصیرت خوشاب
@khoshab1
دیالوگ قابل تامل از سریال بازپرس:
من برای این نظام زحمت کشیدم
سفره انقلاب ما پهن کردیم!
بعد چند سال تا سر چرخوندیم دیدیم یک عده نشستن
دو لپی چسبیدن، بردن و خوردن.
ولی ما چی!
اونایی که بعد ما آمدن، آمدند بارشان را بستند و رفتند!
من خواسته هام زیاد نبود. یک زندگی راحت می خواستم.
نباید داشته باشم؟
پشت سر من در جبهه نماز می خوندن...
منو به چی محکوم می کنی آقای بازپرس!
سفره انقلاب یعنی اینکه
وقتی جنگ تمام شد...
کلیک کنید
👇👇👇
https://www.aparat.com/esabzevar
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir