eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
571 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
🟢انصاف و دادگری، اولین حق مردم 🟢در رسالهٔ حقوق امام سجاد(ع)، که به «رسالۀ الحُقوق» مشهور است، حقوق متقابل افراد جامعه با تأکید بر مسئولیت های اخلاقی و الهی بیان شده است. در بخشی از این رساله، امام سجاد(ع) دربارهٔ حقوق مردم بر حاکم چنین فرموده است: حق الرعیه علی السلطان: «أَمَّا حَقُّ رَعِیَّتِکَ بِالسُّلْطَانِ، فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّکَ قَدْ وُکِّلْتَ بِهِمْ فِی حَیْثُ جَعَلَکَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ... فَإِنْ أَحْسَنْتَ کُنْتَ لَهُمْ سَابِقاً وَ إِنْ أَسَأْتَ کُنْتَ عَلَیْهِمْ غَاشّاً». اما حق مردمی که بر آنها حکمرانی میکنی این است که بدانی تو به عنوان امینی از سوی خداوند بر ایشان گماشته شده ای... اگر نیکی کنی، پیشگام در خیر برای آنان خواهی بود و اگر بدی کنی، به آنان خیانت کرده ای. و در ادامه میفرمایند: «فَأَنْصِفِ اللَّهَ فِیهِمْ، وَ اجْعَلْ لَهُمْ مِنْ نَفْسِکَ وَاحِدَهً، فَإِنَّهُمْ خَلْقٌ عَبِیدُهُ، وَ أَنْتَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ». پس برای خدا در حق آنان ورز، و خود را همچون یکی از ایشان قرار ده؛ چرا که آنان بندگان خدایند و تو دربارهٔ ایشان پاسخگو خواهی بود. مفاهیم کلیدی: ۱. الهی: حاکم، امین مردم است و حکومت امانتی الهی است که باید با و مسئولیت پذیری اداء شود. ۲. ورزی: انصاف و ، نخستین حق مردم است. حاکم باید همچون پدری مهربان، به برابری حقوق همگان پایبند باشد. ۳. خدمتگزاری: حکمرانی نه جایگاه سلطه، که موقعیتی برای خدمت به مردم، به ویژه محرومان است. ۴. پاسخگویی: حاکم در پیشگاه خداوند دربارهٔ کوچکترین ستم یا کوتاهی در حقوق مردم بازخواست میشود. ۵. : حاکم باید خود را جزئی از مردم بداند و هرگز برتری جویی نکند. (ع) در این رساله، حکومت را مسئولیتی الهی میدانند که تنها با رعایت کرامت انسانها، رفع تبعیض ها و تلاش برای آبادانی دنیا و آخرت مردم مشروعیت مییابد. این متن، نه تنها چراغ راه حاکمان، بلکه یادآوری است برای همگان که قدرت، تنها در سایهٔ اخلاق و ، مقدس است. 🌿 «وَ لَیْسَ الْعَظِیمُ مَنْ تَعَاظَمَ بِسُلْطَانِهِ، إِنَّمَا الْعَظِیمُ مَنْ عَظُمَتْ رَحْمَتُهُ لِجَمِیعِ خَلْقِهِ». «بزرگ آن نیست که به سلطه اش تکبّر کند، بلکه بزرگ کسی است که مهربانی اش بر همۀ آفریدگان، گسترده باشد.» @khoshab1
🔴هاری و خطر مرگ ⭕️ هاری سگی که ۹ نفر گاز گرفته بود مثبت اعلام شد. 🔹رئیس شبکه دامپزشکی از مثبت شدن نتیجه آزمایش در لاشه سگ ولگردی که پیش‌تر در روستای بینق نمونه‌برداری شده بود، خبر داد. 🔹دکتر برات‌ا... زیدآبادی در گفت‌وگویی اعلام کرد: پیرو نمونه‌برداری انجام‌شده از لاشه سگ ولگرد مشکوک به بیماری هاری در روستای بینق و ارسال آن به آزمایشگاه مرجع، نتایج حاصله ابتلای قطعی حیوان به ویروس را تأیید کرد. 🔹وی افزود: با توجه به اینکه این موجب زخمی شدن حداقل ۹ نفر از ساکنان روستا شده است، هماهنگی‌های لازم با مرکز بهداشت و سایر دستگاه‌های مرتبط برای افزایش سطح مراقبت‌های درمانی، تزریق واکسن هاری و پیگیری مستمر وضعیت مجروحین در حال انجام است. 🔹دکتر زیدآبادی تأکید کرد: هاری از جمله بیماری‌های ویروسی کشنده و مشترک بین انسان و دام است که در صورت تماس یا گزش توسط حیوان آلوده، آغاز سریع درمان پیشگیرانه امری حیاتی است. از این‌رو از تمامی اهالی مناطق روستایی خواستاریم در صورت مشاهده رفتارهای غیرعادی در حیوانات، بلافاصله موضوع را به اطلاع دهند و از تماس مستقیم خودداری کنند. 🔹وی همچنین ادامه داد: عملیات واکسیناسیون سگ‌های صاحبدار در روستاهای بینق، قز و مناطق اطراف همچنان ادامه دارد و اقدامات کنترلی برای جلوگیری از گسترش بیماری در دستور کار قرار دارد. @khoshab1
🔶نانوا و گربهٔ مهربون ✍علی اکبر ملکی روزی و روزگاری یک نانوایی کوچولو بود که بوی نان های گرمش تا ته شهر میرفت! صاحب نانوایی، "آقای خوشپز"، همیشه با خنده به مشتری ها نان میداد. اما یک روز، یک گربهٔ کوچولوی سفید به اسم "پَشمَک" پیدا شد که هر صبح مثل باد از پنجره میپرید داخل نانوایی و یک نان داغ را میقاپید و فرار میکرد! آقای خوشپز ناراحت شد و فکر کرد: «این گربهٔ ماجراجو رو باید گیر بیندازم!» یک نان از گچ درست کرد که بیرونش طلایی ، ولی از گچِ سفید بود! فردا صبح، پشمک آمد، نان را گاز زد و... آخ! دندانش به گچ خورد! گربه با چشمهای گِردش نگاه کرد و گفت: «نانِ سفت، دردِ دندون میاره... من گرسنه ام، تو چرا قایم میکنی غذا رو؟» آقای خوشپز خجالت کشید و پشمک را بغل کرد: «ببخشید، دوست کوچولو! من اشتباه کردم.» از آن روز به بعد، یک سبد کوچک کنار پنجره گذاشت با یک نان تازه و یک کاسه شیر. پشمک هم قهرمان نانوایی شد و هر وقت سگی میخواست نان بدزدد، هیس! او را فراری میداد! @khoshab1
قضاوت؛ سپر امانت یا خنجر خیانت؟/قضاوت ناعادلانه؛ زوال ایمان جامعه در قلمرو کلام امام علی(ع)، قضاوت نه ابزار قدرت، که امانتی الهی است. آنجا که ، خون در رگ‌های جامعه می‌دواند و ، پزشکی است که اگر از علم و تقوا تهی شود، را همه‌جا می‌پراکند. آیا می‌دانید قضاوت نادرست، آتشی است که ویرانی‌اش از هزاران شمشیر خونین‌تر است؟ قاضی؛ فانوس هدایت یا سراب فریب؟ در حکمت ۱۶۱ نهج‌البلاغه می‌خوانیم: «مردم به حاکمانشان سالم‌ترند تا به باران بهاری.» قاضی در نگاه امام(ع)، فانوسی است که باید راه را از چاه نشان دهد. او نه تنها به قانون، که به ژرفای آگاه است. آیا می‌توان با جهل به احکام، به میدان قضاوت قدم نهاد؟ حضرت علی(ع) هشدار می‌دهد: «کسی که بدون دانش قضاوت کند، در آتش دوزخ جای گیرد.»(حکمت ۳۶۵). قضاوت بی‌دانش، بازی با آتش است؛ آتشی که نخستین شعله‌هایش، وجدان خفته قاضی را می‌سوزاند. سکوت قاضی؛ فریاد ستمگران وقتی قاضی، زبان حق‌گویی را در کام خویش خاموش کند، چه می‌شود؟ امام در خطبه ۴۰ می‌فرماید: «هرگاه حاکمان به پاسخگویی به تن ندهند، ستمگران را جسارت افزون گردد.» قاضی خاموش، خنجری است بر گلوی عدالت. او با سکوتش، اشک یتیمان را به رودی از ناامیدی بدل می‌کند و فریاد مظلوم را در گلو خفه می‌سازد. روز قیامت، پاسخ این خاموشی مرگبار را چگونه خواهی داد؟ قضاوت ناعادلانه؛ زوال ایمان جامعه آیا می‌دانید بی‌عدالتی در محکمه‌ها، ایمان مردم را از ریشه می‌خشکاند؟ امام علی(ع) در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه می‌نویسد:«هیچ چیز چون ، اشک خداوند را جاری نمی‌سازد.» وقتی قاضی، یا قرابت را بر حق ترجیح دهد، نه یک فرد، که اعتماد یک جامعه را دفن کرده است. جوانانی که به ناحق اسیر می‌شوند، زنان بی‌پناهی که حقشان به تمسخر گرفته می‌شود، و مردمانی که از ترس ناحقی، از دادخواهی می‌هراسند، همه ثمره تلخ درختی هستند که قاضی ناکاردان کاشته است. پاسخ در قیامت؛ زمانی برای ای قاضی! روزی خواهد آمد که دستانت از دنیا تهی است و زبانت به اعتراف می‌لرزد. امام(ع) در خطبه ۸۳ پرسشی هولناک را پیش چشم می‌آورد: «آیا گمان بردی تنها همین دنیا خانه توست؟ نه! تو از جهانی دیگر غافلی...» آیا هنگام بازپرسی الهی، می‌توانی عذر کوتاهی‌هایت را بیاوری؟ آیا اشک یتیمی که شبانه بر سنگ قبر پدرش زاری می‌کند، شهادتی علیه تو نخواهد بود؟ فرجام سخن قضاوت، بال پرواز به ملکوت است اگر با تقوا و دانش همراه شود، و زنجیری است بر گردن اگر هواهای نفسانی آن را اسیر کند. امام علی(ع) فریاد می‌زند: «به خدا سوگند! اگر ستاره‌ها را به ناحق به من دهند، هرگز نپذیرم.» (خطبه ۱۲۴). پس ای قاضی! بدان که هر رأی تو، نه تنها سرنوشت مردم، که سرنوشت ابدی خودت را رقم می‌زند. آیا جرئت میکنی با عدالت بازی کنی؟ @khoshab1
🟢نخود و آشپز ✍علی اکبر ملکی در دفتر چهارم مثنوی معنوی، حکایتی نمادین و پرمعنی به نام «نخود و آشپز» وجود دارد که به موضوعِ تحول روحانی و ضرورتِ گذراندن آزمایش های سخت برای رسیدن به کمال می پردازد. این داستان، استعاره ای زیبا از رابطه عاشق و معشوق (انسان و خداوند) و نقش رنجها در تکامل وجودی است: 🔵 نخود و آشپز نخودی در ظرفی کنار دیگر حبوبات نشسته بود. آشپز آن را برداشت و در هاونی گذاشت تا بکوبد. نخود فریاد زد: «چرا مرا میزنی؟ چه گناهی کرده ام؟» آشپز پاسخ داد: «نترس! این ضربه ها برای آن نیست که تو را نابود کنم، بلکه میخواهم تو را از پوست سختت رها سازم و به غذایی لذیذ تبدیل کنم. سپس تو را با روغن و گوشت و ادویه ها می آمیزم تا به جذابترین بخش این آش تبدیل شوی!» نخود همچنان ناله میکرد تا آنکه در آب جوشاندۀ دیگ افتاد و نرم شد. وقتی عطر و طعمش با دیگر مواد درآمیخت، به خود گفت: «اکنون فهمیدم که آن همه درد و سوزش، تنها برای رهایی از خامی و رسیدن به کمالم بود!» --- 🟢تفسیر عرفانی داستان مولانا در این حکایت، نخود را نمادِ «روح انسان» میداند که در ابتدا در پوستۀ خودخواهی و جهالت گرفتار است. آشپز نمادِ معشوق حقیقی (خداوند) است که با آزمایشها و رنجهای ظاهری، روح را از ناخالصی ها پاک میکند تا به جایگاه واقعی اش برسد. هاون و دیگ نیز نماد دنیا و مصائبی هستند که بستر تکامل روح اند. 🟢پیام اصلی داستان این است: «آتشِ مشکلات، نه برای عذاب، که برای پختن و آماده ساختن انسان است. آنچه رنج مینماید، در حقیقت نوازشِ دستِ مهربان معشوق است.» مولانا این مفهوم را در قالب این بیت جاودانه می سراید: «از جمادی مُردم و نامی شدم / وز نما مُردم به حیوان برزدم مُردم از حیوانی و آدم شدم / پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟» (از جماد مردم و گیاه شدم، از گیاه مردم و حیوان گردیدم. از حیوانی مردم و انسان شدم. پس چرا بترسم؟ چه زمان از مردن کاسته شده ام؟) این حکایت یادآور آن است که هر درد و سختی، پله ای است برای پرواز روح به سوی افقهای بیکرانِ وجود. @khoshab1
یادتان باشد: الماس زیر فشار شکل میگیرد، ستاره ها در تاریکی میدرخشند و قویترین درختان از طوفانهای سخت جان سالم به در میبرند.  شب همگی بخیر و خواب های خوش و رنگین ببینید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا