🔴هاری و خطر مرگ
⭕️ هاری سگی که ۹ نفر گاز گرفته بود مثبت اعلام شد.
🔹رئیس شبکه دامپزشکی #سبزوار از مثبت شدن نتیجه آزمایش #هاری در لاشه سگ ولگردی که پیشتر در روستای بینق نمونهبرداری شده بود، خبر داد.
🔹دکتر براتا... زیدآبادی در گفتوگویی اعلام کرد:
پیرو نمونهبرداری انجامشده از لاشه سگ ولگرد مشکوک به بیماری هاری در روستای بینق و ارسال آن به آزمایشگاه مرجع، نتایج حاصله ابتلای قطعی حیوان به ویروس #هاری را تأیید کرد.
🔹وی افزود: با توجه به اینکه این #سگ موجب زخمی شدن حداقل ۹ نفر از ساکنان روستا شده است، هماهنگیهای لازم با مرکز بهداشت و سایر دستگاههای مرتبط برای افزایش سطح مراقبتهای درمانی، تزریق واکسن هاری و پیگیری مستمر وضعیت مجروحین در حال انجام است.
🔹دکتر زیدآبادی تأکید کرد:
هاری از جمله بیماریهای ویروسی کشنده و مشترک بین انسان و دام است که در صورت تماس یا گزش توسط حیوان آلوده، آغاز سریع درمان پیشگیرانه امری حیاتی است. از اینرو از تمامی اهالی مناطق روستایی خواستاریم در صورت مشاهده رفتارهای غیرعادی در حیوانات، بلافاصله موضوع را به #دامپزشکی اطلاع دهند و از تماس مستقیم خودداری کنند.
🔹وی همچنین ادامه داد: عملیات واکسیناسیون سگهای صاحبدار در روستاهای بینق، قز و مناطق اطراف همچنان ادامه دارد و اقدامات کنترلی برای جلوگیری از گسترش بیماری در دستور کار قرار دارد.
@khoshab1
🔶نانوا و گربهٔ مهربون
✍علی اکبر ملکی
روزی و روزگاری یک نانوایی کوچولو بود که بوی نان های گرمش تا ته شهر میرفت!
صاحب نانوایی، "آقای خوشپز"، همیشه با خنده به مشتری ها نان میداد.
اما یک روز، یک گربهٔ کوچولوی سفید به اسم "پَشمَک" پیدا شد که هر صبح مثل باد از پنجره میپرید داخل نانوایی و یک نان داغ را میقاپید و فرار میکرد!
آقای خوشپز ناراحت شد و فکر کرد: «این گربهٔ ماجراجو رو باید گیر بیندازم!»
یک نان از گچ درست کرد که بیرونش طلایی ، ولی از گچِ سفید بود!
فردا صبح، پشمک آمد، نان را گاز زد و... آخ!
دندانش به گچ خورد!
گربه با چشمهای گِردش نگاه کرد و گفت:
«نانِ سفت، دردِ دندون میاره...
من گرسنه ام، تو چرا قایم میکنی غذا رو؟»
آقای خوشپز خجالت کشید و پشمک را بغل کرد: «ببخشید، دوست کوچولو!
من اشتباه کردم.»
از آن روز به بعد، یک سبد کوچک کنار پنجره گذاشت با یک نان تازه و یک کاسه شیر.
پشمک هم قهرمان نانوایی شد و هر وقت سگی میخواست نان بدزدد، هیس! او را فراری میداد!
#هوش_مصنوعی #حکایت
@khoshab1
قضاوت؛ سپر امانت یا خنجر خیانت؟/قضاوت ناعادلانه؛ زوال ایمان جامعه
در قلمرو کلام امام علی(ع)، قضاوت نه ابزار قدرت، که امانتی الهی است.
آنجا که #عدالت، خون در رگهای جامعه میدواند و #قاضی، پزشکی است که اگر از علم و تقوا تهی شود، #بیماری_ظلم را همهجا میپراکند.
آیا میدانید قضاوت نادرست، آتشی است که ویرانیاش از هزاران شمشیر خونینتر است؟
قاضی؛ فانوس هدایت یا سراب فریب؟
در حکمت ۱۶۱ نهجالبلاغه میخوانیم: «مردم به #عدالت حاکمانشان سالمترند تا به باران بهاری.»
قاضی در نگاه امام(ع)، فانوسی است که باید راه را از چاه نشان دهد.
او نه تنها به قانون، که به ژرفای #انصاف آگاه است.
آیا میتوان با جهل به احکام، به میدان قضاوت قدم نهاد؟
حضرت علی(ع) هشدار میدهد:
«کسی که بدون دانش قضاوت کند، در آتش دوزخ جای گیرد.»(حکمت ۳۶۵).
قضاوت بیدانش، بازی با آتش است؛ آتشی که نخستین شعلههایش، وجدان خفته قاضی را میسوزاند.
سکوت قاضی؛ فریاد ستمگران
وقتی قاضی، زبان حقگویی را در کام خویش خاموش کند، چه میشود؟
امام در خطبه ۴۰ میفرماید: «هرگاه حاکمان به پاسخگویی به #مظلوم تن ندهند، ستمگران را جسارت افزون گردد.»
قاضی خاموش، خنجری است بر گلوی عدالت.
او با سکوتش، اشک یتیمان را به رودی از ناامیدی بدل میکند و فریاد مظلوم را در گلو خفه میسازد.
روز قیامت، پاسخ این خاموشی مرگبار را چگونه خواهی داد؟
قضاوت ناعادلانه؛ زوال ایمان جامعه
آیا میدانید بیعدالتی در محکمهها، ایمان مردم را از ریشه میخشکاند؟
امام علی(ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه مینویسد:«هیچ چیز چون #ستم، اشک خداوند را جاری نمیسازد.»
وقتی قاضی، #زر یا قرابت را بر حق ترجیح دهد، نه یک فرد، که اعتماد یک جامعه را دفن کرده است.
جوانانی که به ناحق اسیر میشوند، زنان بیپناهی که حقشان به تمسخر گرفته میشود، و مردمانی که از ترس ناحقی، از دادخواهی میهراسند، همه ثمره تلخ درختی هستند که قاضی ناکاردان کاشته است.
پاسخ در قیامت؛ زمانی برای #پشیمانی_بیثمر
ای قاضی!
روزی خواهد آمد که دستانت از دنیا تهی است و زبانت به اعتراف میلرزد.
امام(ع) در خطبه ۸۳ پرسشی هولناک را پیش چشم میآورد:
«آیا گمان بردی تنها همین دنیا خانه توست؟
نه! تو از جهانی دیگر غافلی...»
آیا هنگام بازپرسی الهی، میتوانی عذر کوتاهیهایت را بیاوری؟
آیا اشک یتیمی که شبانه بر سنگ قبر پدرش زاری میکند، شهادتی علیه تو نخواهد بود؟
فرجام سخن
قضاوت، بال پرواز به ملکوت است اگر با تقوا و دانش همراه شود، و زنجیری است بر گردن اگر هواهای نفسانی آن را اسیر کند.
امام علی(ع) فریاد میزند:
«به خدا سوگند!
اگر ستارهها را به ناحق به من دهند، هرگز نپذیرم.» (خطبه ۱۲۴).
پس ای قاضی!
بدان که هر رأی تو، نه تنها سرنوشت مردم، که سرنوشت ابدی خودت را رقم میزند. آیا جرئت میکنی با عدالت بازی کنی؟
#هوش_مصنوعی
@khoshab1
🟢نخود و آشپز
✍علی اکبر ملکی
در دفتر چهارم مثنوی معنوی، حکایتی نمادین و پرمعنی به نام
«نخود و آشپز»
وجود دارد که به موضوعِ تحول روحانی و ضرورتِ گذراندن آزمایش های سخت برای رسیدن به کمال می پردازد.
این داستان، استعاره ای زیبا از رابطه عاشق و معشوق (انسان و خداوند) و نقش رنجها در تکامل وجودی است:
🔵 #حکایت نخود و آشپز
نخودی در ظرفی کنار دیگر حبوبات نشسته بود.
آشپز آن را برداشت و در هاونی گذاشت تا بکوبد. نخود فریاد زد: «چرا مرا میزنی؟
چه گناهی کرده ام؟»
آشپز پاسخ داد: «نترس! این ضربه ها برای آن نیست که تو را نابود کنم، بلکه میخواهم تو را از پوست سختت رها سازم و به غذایی لذیذ تبدیل کنم.
سپس تو را با روغن و گوشت و ادویه ها می آمیزم تا به جذابترین بخش این آش تبدیل شوی!»
نخود همچنان ناله میکرد تا آنکه در آب جوشاندۀ دیگ افتاد و نرم شد.
وقتی عطر و طعمش با دیگر مواد درآمیخت، به خود گفت:
«اکنون فهمیدم که آن همه درد و سوزش، تنها برای رهایی از خامی و رسیدن به کمالم بود!»
---
🟢تفسیر عرفانی داستان
مولانا در این حکایت، نخود را نمادِ «روح انسان» میداند که در ابتدا در پوستۀ خودخواهی و جهالت گرفتار است.
آشپز نمادِ معشوق حقیقی (خداوند) است که با آزمایشها و رنجهای ظاهری، روح را از ناخالصی ها پاک میکند تا به جایگاه واقعی اش برسد.
هاون و دیگ
نیز نماد دنیا و مصائبی هستند که بستر تکامل روح اند.
🟢پیام اصلی داستان این است:
«آتشِ مشکلات، نه برای عذاب، که برای پختن و آماده ساختن انسان است. آنچه رنج مینماید، در حقیقت نوازشِ دستِ مهربان معشوق است.»
مولانا این مفهوم را در قالب این بیت جاودانه می سراید:
«از جمادی مُردم و نامی شدم / وز نما مُردم به حیوان برزدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم / پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟»
(از جماد مردم و گیاه شدم، از گیاه مردم و حیوان گردیدم. از حیوانی مردم و انسان شدم. پس چرا بترسم؟ چه زمان از مردن کاسته شده ام؟)
این حکایت یادآور آن است که هر درد و سختی، پله ای است برای پرواز روح به سوی افقهای بیکرانِ وجود.
@khoshab1
یادتان باشد:
الماس زیر فشار شکل میگیرد، ستاره ها در تاریکی میدرخشند و قویترین درختان از طوفانهای سخت جان سالم به در میبرند.
شب همگی بخیر
و خواب های خوش و رنگین ببینید