مناجات با خدا ۴
✍علی اکبر ملکی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
یَا مَنْ تَوَارَتْ عَنْ عُیُونِ الْخَلَائِقِ عَظَمَتُهُ، وَ ظَهَرَتْ فِی کُلِّ ذَرَّةٍ آیَاتُهُ!
خدایا!
در این عصرِ سردرگمی ها، که انسان گاه در پیچاپیچِ تردیدها، حتی وجودت را فراموش میکند، یقین را در قلبهایمان زنده کن.
به ما یادآوری کن که هیچ تاریکی نیست مگر آنکه نور تو روشناییش بخشد، و هیچ سوالی نیست مگر آنکه پاسخش در نزد توست.
پروردگارا!
در دنیایی که ترس از آینده، خوابها را آشفته کرده است، به ما توکلی عطا کن که چون پرنده ای در آسمانِ روزیت، بی دغدغه پرواز کنیم.
اضطراب هایمان را به آرامش تبدیل کن، و در نا امنی های جهان، پناهگاه مان باش.
خدایا!
در زمانه ای که علم گاه به جای بندگی، تکبر می آفریند، به دانشمندانمان فروتنی بیاموز.
به ما بیندیشان که هر کشفِ بزرگ، تنها گامی است به سوی عظمتِ بی پایانت.
از فناوری های نوین، وسیله ای برای خدمت به خلق بساز، نه ابزاری برای سلطه و تباهی.
الهی!
در جامعه ای که مقایسه و رقابتِ بی پایان ، شادی ها را دزدیده است، به ما رضایتی عطا کن که در آن، چشم از دارایی دیگران بپوشیم و نعمتهایت را بشماریم.
به مادرانِ تنها، به پدرانِ خسته، و به فرزندانِ سرگردان، مهر بی پایانت را نشان ده.
پروردگارا!
در روزگاری که سکوتی معنوی بر جانها حاکم شده است، ذکرِ تو را زمزمه ی همیشگی لبهایمان کن.
در ترافیک شهرها، در شلوغیِ شبکه های مجازی، و در تنهاییِ شبها، یادت را چراغ راهمان ساز.
یَا مُنْجِیَ الْغَرِقِینَ فِی بِحَارِ الْحَیْرَةِ!
نسل جوان ما را از گردابِ پوچی و بی هدفی نجات ده. به آنها معنایی عطا کن که زندگیشان را چون رودی به سوی اقیانوس رضایتت جاری کند.
استعدادهایشان را در مسیرِ آبادانی دنیا و آخرت به کار گیرند.
خدایا!
در جهانی که خشونت زبانِ غالب شده است، صلح را در کلام و کردارمان جاری کن.
به ما بیاموز که حتی با دشمنان، با حکمت و نیکویی رفتار کنیم، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) در میدانِ جنگ، به انسانیت احترام می نهاد.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ عِبَادِکَ الْمُخْلَصِینَ، الَّذِینَ تَرْضَی عَنْهُمْ فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَةِ.
وَ اکْتُبْ لَنَا فِی کُلِّ أَزْمَةٍ فَرَجاً، وَ فِی کُلِّ کَرْبٍ مَخْرَجاً، وَ فِی کُلِّ ظُلْمَةٍ نُوراً.
وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَنْارِ الْهُدَی وَ مَصَابِیحِ الدُّجَی.
آمین یا رَبَّ الْعَالَمِینَ.
#بصیرتخوشاب #هوش_مصنوعی
@khoshab1
برهنگی تنهـــا به یڪ تڪه پارچه بستگی ندارد.
برهنگی یعنی بی توجهی به شرافت انسانی و شخصیت انسانها.
#مادر_ترزا
@khoshab1
روزگار ما و حکایت های نوین گلستان ۷
✍علی اکبر ملکی
حکایت قناتِ خشک و چشمه ی اشک!
روزی، خشکسالی بر دیاری چنگ انداخت. کشاورزی که قناتش خشک شده بود، هر شب بر لبِ چاه زاری میکرد:
«ای آسمان، ما را فراموش کرده ای؟»
همسرش که خاموش تماشا میکرد،
کاسه ای از دانه های گندم برداشت و گفت: «به جای اشک، این را در زمین بیفشان!»
مرد خندان گفت: «آب نیست، گندم چگونه بروید؟»
زن دانه ها را کاشت و هر روز بر آنها آبِ اشکهایش ریخت.
هفته ها گذشت. روزی، از میان خاکِ ترک خورده، جوانه های سبز رستند.
مرد حیران ماند.
زن گفت: «ای خِرَد را باد آورده، گاه امید، آبی است که از چشمه ی دل جوشد.»
سال بعد، باران بازگشت، ولی کشاورزان آن دیار، گوشه ای از زمین را همیشه به کشتِ اشک اختصاص دادند.
پند:
در بیابانِ نومیدی، سبزه ی امید از چشمانِ باور میروید.
کاربرد عملی:
هرگاه در زندگی به خشکسالی رسیدی، به جای زاری، گلدانی بکار و به آن عشق بورز...
رشدِ آن، یادت می آورد که زندگی همیشه راهی دارد.
فرجام سخن
سعدی امروز میگوید:
«ای فرزندِ عصرِ ماشین و دود،
بدان که کشاورزِ پیر،
پیش از تو دریافته است:
زمین، مادرِ فراموش شده ای است که گاه با خشکسالی،
فریاد میزند: “مرا در آغوش بگیر!”»
#بصیرت_خوشاب #هوش_مصنوعی
@khoshab1
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
حکایتی از #گلستان "سعــــدی"
📚 باب هشتم (در آداب صحبت)
🌹آداب ۶۰
✨ معصيت از هر که صادر شود ناپسنديده است و از علما ناخوبتر که علم، سلاحِ جنگِ شيطان است و خداوندِ سلاح را، چون به اسيری برند، شرمساری بيش برد.
🔸عامِ نادانِ پريشان روزگار
🔹به ز دانشمندِ ناپرهیزگار
🔸کان به نابينايی از راه اوفتاد
🔹وين دوچشمش بود و در چاه اوفتاد
#بابهشتم_آداب
Channel: @khoshab1
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
حکایتی از #گلستان_سعدی
📚 باب هشتم : در آداب صحبت
🌺 آداب ۵۹
💫 برای انسان دانا و عاقل سزاوار نیست که حرف اشتباه و نادرستی را که از روی عقل و منطق نباشد، بی پاسخ بگذارد و نسبت به آن بی تفاوت باشد. چون این صبوری موجب زیان برای هر دو طرف است. این کار باعث می شود از شکوه و عظمت دانا و دانستن کم شود و جهل و نادانی همچنان بیشتر.
🔸چو با سِفله گويی به لطف و خَوشی (۱)
🔹فزون گرددش کبر و گردنکَشی
۱_ سفله : بد سرشت، فرومایه ، پست
Channel: @khoshab1