eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
566 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
روزگار ما و حکایت های نوین گلستان ۷ ✍علی اکبر ملکی حکایت قناتِ خشک و چشمه ی اشک! روزی، خشکسالی بر دیاری چنگ انداخت. کشاورزی که قناتش خشک شده بود، هر شب بر لبِ چاه زاری میکرد: «ای آسمان، ما را فراموش کرده ای؟» همسرش که خاموش تماشا میکرد، کاسه ای از دانه های گندم برداشت و گفت: «به جای اشک، این را در زمین بیفشان!» مرد خندان گفت: «آب نیست، گندم چگونه بروید؟» زن دانه ها را کاشت و هر روز بر آنها آبِ اشکهایش ریخت. هفته ها گذشت. روزی، از میان خاکِ ترک خورده، جوانه های سبز رستند. مرد حیران ماند. زن گفت: «ای خِرَد را باد آورده، گاه امید، آبی است که از چشمه ی دل جوشد.» سال بعد، باران بازگشت، ولی کشاورزان آن دیار، گوشه ای از زمین را همیشه به کشتِ اشک اختصاص دادند. پند: در بیابانِ نومیدی، سبزه ی امید از چشمانِ باور میروید. کاربرد عملی: هرگاه در زندگی به خشکسالی رسیدی، به جای زاری، گلدانی بکار و به آن عشق بورز... رشدِ آن، یادت می آورد که زندگی همیشه راهی دارد. فرجام سخن سعدی امروز میگوید: «ای فرزندِ عصرِ ماشین و دود، بدان که کشاورزِ پیر، پیش از تو دریافته است: زمین، مادرِ فراموش شده ای است که گاه با خشکسالی، فریاد میزند: “مرا در آغوش بگیر!”» @khoshab1
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 حکایتی از "سعــــدی" 📚 باب هشتم (در آداب صحبت) 🌹آداب ۶۰ ✨ معصيت از هر که صادر شود ناپسنديده است و از علما ناخوب‌تر که علم، سلاحِ جنگِ شيطان است و خداوندِ سلاح را، چون به اسيری برند، شرمساری بيش برد. 🔸عامِ نادانِ پريشان روزگار 🔹به ز دانشمندِ ناپرهیزگار 🔸کان به نابينايی از راه اوفتاد 🔹وين دوچشمش بود و در چاه اوفتاد Channel: @khoshab1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 حکایتی از 📚 باب هشتم : در آداب صحبت 🌺 آداب ۵۹ 💫 برای انسان دانا و عاقل سزاوار نیست که حرف اشتباه و نادرستی را که از روی عقل و منطق نباشد، بی پاسخ بگذارد و نسبت به آن بی تفاوت باشد. چون این صبوری موجب زیان برای هر دو طرف است. این کار باعث می شود از شکوه و عظمت دانا و دانستن کم شود و جهل و نادانی همچنان بیشتر. 🔸چو با سِفله گويی به لطف و خَوشی (۱) 🔹فزون گرددش کبر و گردنکَشی ۱_ سفله : بد سرشت،  فرومایه ، پست Channel: @khoshab1
مناجات با خدا ۵ در دنیای پر آشوب! ✍علی اکبر ملکی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ یَا مَنْ لَیْسَ لِوُجُودِهِ مَبْدَأٌ وَ لَا لِفَضْلِهِ مَنْتَهَیٰ، یَا مُنْشِئَ الْأَنْفُاسِ وَ مُحْیِيَ الْقُلُوبِ! خدایا! در این دنیای پرآشوب که گاه انسان در هیاهوی خویش، حتی صدای وجدانش را نمی شنود، سکوتِ معنوی را به ما هدیه کن تا در میان نویزهای بیهوده، نجوای دلهایمان را بشنویم و ندای تو را پاسخ گوییم. پروردگارا! در عصری که روابط به پیام های کوتاه و عکس های گذرا محدود شده است، عمقِ محبت را به زندگیهایمان بازگردان. به ما بیاموز که در آغوش گرفتنِ یک دوست، ارزشمندتر از هزار لایک است، و اشک های مشترک، قویتر از هر اموجیِ خندان. خدایا! در روزگاری که حقایق در پسِ اتاق های پژواکِ مجازی گم میشوند، به ما شجاعتِ شنیدنِ صدای مخالف را عطا کن. از تعصبات کور و جزمیت های ویرانگر رهایمان کن، و دلهایمان را به اندازه ای گشاده ساز که گنجایشِ رنگهای مختلفِ اندیشه را داشته باشد. الهی! در زمانه ای که فردگرایی، انسانها را به جزیره های تنهایی تبدیل کرده است، به ما مسئولیتِ همسایه بودن را یادآوری کن. به ثروتمندان، چشمِ اشکبارِ محرومان را نشان ده، و به فقرا، عزتِ توکل بر روزیِ بیپایانت را بیاموز. یَا مُعِیدَ الْحَیَاةِ إِلَی الْقُلُوبِ الْمَیِّتَةِ! در جهانی که بسیاری اسیرِ افسردگی و یأس اند، شهدِ امید را بر زبان های خشکیده ی ما جاری کن. به روان درمانگران، حکمتِ لقمان بده، و به داروها، برکتِ شفا عطا فرما. پروردگارا! در دنیایی که طبیعت فریاد میکشد و هوا نفس نفس میزند، به دستهای ما مسئولیت بده تا زمینت را ویران نکنیم. به شرکتها هشدار ده، و به کودکانمان عشق به درختان و رودها را بیاموزان. خدایا! در جامعه ای که هنر گاه به ابتذال کشیده میشود، به آفرینندگانِ زیبایی، الهاماتی از آسمان عطا کن. موسیقی ها را آینه ی نیایشت ساز، و نقاشی ها را روایتگرِ شکوهِ آفرینشت. یَا مَنْ یُحِبُّ الْإِنَاسَةَ فِی الْخَلْوَةِ! در تنهایی های ناخواسته ی سالخوردگان، مونسِ دلسوز باش. به فرزندان، مسئولیتِ مهربانی با پدر و مادر را یادآوری کن، و خانه های سالمندان را از مهرِ فراموش نشده ات پر ساز. اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا أَشْجَاراً تَثْمِرُ بِالصَّبْرِ فِی زَمَنِ الْقَحْطِ، وَ تُظَلِّلُ بِالرَّحْمَةِ عَلَی الْمَظْلُومِینَ. وَ اکْتُبْ لَنَا فِی کُلِّ اخْتِیَارٍ خَیْراً، وَ فِی کُلِّ ضِیَاقٍ مَخْرَجاً، وَ فِی کُلِّ حَادِثٍ ذِکْراً. وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَنَاهِجِ الْحَقِّ وَ مَفَاتِیحِ الرَّحْمَةِ. آمین یا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ. @khoshab1
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 حکایتی از " 📚 باب هشتم : در آداب صحبت 🌺 آداب ۵۸ 💫 اندک اندک خيلی شود و قطره قطره سيلی گردد. آنان که توان مقابله با ظالم را ندارند همه دردها و رنج های خویش را فراموش نمی کنند و قطره قطره تبدیل به خشمی می شود تا به وقت مناسب همه خشم خود را بر سر زورگویان وارد می کنند. 🔸و قَطرٌ عَلیٰ قَطْرٍ اِذَا اتَّفَقَتْ نَهْرٌ 🔹و نَهْرٌ عَلیٰ نَهْرٍ اِذَا اجْتَمَعَتْ بَحْرٌ 🔸اندک اندک به‌هم شود بسیار 🔹دانه دانه است غله در انبار @khoshab1
🍀 دهقان پیر با ناله می‌گفت: ارباب… آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا می‌بیند... ارباب پرخاش کرد که : بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار می‌‌کنی، مگر کور هستی نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟! دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم اما چیزی که هست، دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را "دو تا" می‌بیند، ولی دختر من، این همه بدبختی را ...! 📖 🍃🤍🍃 .....................Join............... ❀✦• @khoshab1  •✦❀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا