بلایی به شهری وارد شد همه برهنه شدند و کارهای عجیب و غریب؛ مردی به شهر برگشت همه او را دیوانه خطاب کردند و تمسخر که #لباس پوشیده؟
مجبور شد لباس برکند و دیوانگی کند.
حقیقتی تلخ:«همه دوست داریم مورد تایید جمع باشیم» و ترس از تنهایی؛
الا انسان های بزرگ که #خدا را دارند و #الله کافی است./علی کرمی
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1
آگاهی و بیداری تنها راه نجات انسان است.
مردم بیشتر نگران بیماری های #جسمی هستند در حالی که ریشه تمام بیماری ها و بدبختی های بشری مشکلات #روحی و #روانی است
و برای درمان باید آنها را از #خواب #غفلت #بیدار کرد تا بپذیرند مشکل دارند.
#آگاهی گام اول بیداری و سبک زندگی سالم است.
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1
تا حد امکان، هرچه می توانید کمتر درباره ی کارهای خود صحبت کنید؛ آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام می بخشند.
چون دنیا پُر از آدم هایی است که "نفوس بد" می زنند.
مردمی که تنها بلدند بگویند:
"اینکه محال است!" یا "واقعا که تو زیادی بلند پروازی!"
فلورانس_اسکاول_شین
کتاب " چهار اثر "
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند.......
نادر ابراهیمی
@khoshab1
چرا کمونیسم شکست خورد:
به خاطر بیاعتمادی شکست خورد، به خاطر ترس از آینده.
درست است، مردم از سر فقر بود که چیزی را دور نمیریختند، اما از سرِ فقری خاص، فقری که در آن تمام مملکت محرومیت میکشید، همه فقیر بودند، فقر و محرومیت وضعیتی بود که بعید بود هرگز تغییر کند، چون با حرف، اعلامیه و وعده و وعیدِ سیاستمداران نمیشد آن را تغییر داد. و مسئلهی مهمتر اینکه نگهداشتن و دور نریختن، یک ضرورت بود، چون هیچکس واقعا به آن سیستم اعتماد و اعتقادی نداشت، به سیستمی که چهلِ سال تمام، بلکه هم بیشتر، تواناییِ تامین نیازهای اولیهی شهروندانش را پیدا نکرد.
وقتی رهبران داشتند دربارهی آیندهی درخشان حرف روی حرف میانباشتند، مردم مشغول ذخیرهکردن آرد و شکر، شیشهی دردار، پیاله، جورابِشلواری، نانِخشک،طناب چوبپنبه، میخ، و کیسهی پلاستیکی بودند.
فقط اگر سیاستمداران این بخت را میداشتند که به گنجهها، سردابها، کمدها، و کشوهای ما سرکی بکشند - البته نه در پییافتن کتابها و چیزهای ضدِّ دولتی - میدیدند که چه آیندهای در انتظار طرحهای بینظیری است که برای کمونیسم ریختهاند. اما نگاه نکردند.
اسلاونکا_دراکولیچ
از کتاب " کمونیسم رفت وحتی خندیدیم "
@khoshab1
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارتش امروز رسانه است...
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر
کاین طفل یک شبه ره یک ساله میرود
آن چشم جادوانه عابدفریب بین
کش کاروان سحر ز دنباله میرود
از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز
مکاره مینشیند و محتاله میرود
باد بهار میوزد از گلستان شاه
وز ژاله باده در قدح لاله میرود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین
غافل مشو که کار تو از ناله میرود
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1