معلومه که دلت تنگ میشه؛ من مهربون ترین و دلسوز ترین آدمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستش دادی، بزن تو سر خودت، دلتنگی که چیزی نیست.
خزعبلات؛
دو روز دیگه میانترمام شروع میشه و بعدشم امتحانای ترمم. برام خیلی دعا کنید.خب؟
انقد وقتی دوستای دلقکمو تو مدرسه میبینم حالم خوب میشه که دوست دارم هر روز برم امتحان بدم🌝.
امتحان اولی که رفتم مدرسه خیلی خوب بود.
بعد از مدت ها میدیدمشون بعد یهو دیدم یکی از دوستام چشاشو ریز کرده و داره بم نگاه میکنه وقتی نگاش کردم لبخند زدم و براش دست تکون دادم بعد برگشت به یکی دیگه از بچه ها گفت دیدی؟دیدی گفتم دلش برام تنگ شده؟
خب معلومه که دلم برات تنگ شده زنننن و بعد پاشدیم محکم همو بغل کردیم.
خلاصه روزِ بغل بغلی ای بود💘
بعد امتحانم نشستیم تو حیاط پروفایلای اکسشو چک کردیم و کلی مسخرش کردیم وپشت سرش غیبت کردیم خدا مارو ببخشه😔😂
پس فرداشم امتحان داشتیم بعد وقتی از سالن اومدیم بیرون دیدیم همه دهمیا و یازدهمیا تو حیاط میز چیندن و بازارچه راه انداختن:))))
یعنی همش خوراکی بود یا لوازم آرایشی و بدلیجاتتتتتت
روحم داشت پرواز میکرد:))))
از عدسی بگیر تا سالاد ماکارونی و ساندویچ سرد
از لواشک و ترشی و خیارشور بگیر تا کیک و شیرینی
از رژ لب بگیر تا تمام وسایل روتین پوستی و آرایشی
اصلا بهشت بودااااااا
تازه یه گوشه حیاطم کراپ میفروختن😂😂😂
ماهم که خبر نداشتیم یه قرون پول همراه خودمون نبرده بودیم یعنی بغضمو همراه با آب دهنم با دیدم اون خوراکیا قورت میدادمممم:))
تهشم کل کیفمو زیر و رو کردم ۴۲ تومن پول جمع شد رفتم یه ماسک صورت خریدم😂😂😂
ماسکه ۴۳ تومن بود منم به دختره(فروشنده)گفتم عزیزم ۴۲ تومن بیشتر ندارم میتونم به جای اون هزار تومن یه بوس بهت بدم لتبحهیعتیخعتع🙂😂
خزعبلات؛
چقد صدام بخاطر سرماخوردگی تو دماغی شدهفخزخفیخفیهف
یه طرف بینیم آبشار نیاگارا
یه طرف بینیم کویر لوت