eitaa logo
خزعبلات؛
274 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
227 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
یجا وقتی داشتیم میرفتیم حرم باقلوا میدادن بعد رفتیم تو یه موکب گفتیم بریم با چایی بخوریم ولی فقط چایی عراقی داشتن دختر عمم چای عراقی دوست نداشت به پسره گفت شکر نریزه بعدم گفتم نه همشو چایی نریز یکمم مای حار بریز روش بشه چایی ایرانی😭😂
خزعبلات؛
واکنش پسره که نمیتونست منظورشو بفهمه و خندش گرفته بود:
شبی که رفته بودیم کوفه یکی از عراقیا خیلی به مدیر کاروانمون اصرار کرد که بریم خونشون استراحت کنیم ماهم رفتیم واسه شام و یکمم خوابیدیم. صاحب خونه چارتا دختر داشت که من به دو تا دختر آخریش که کوچیک تر بودن دو تا گل سر هدیه دادم یکیشون که حدودا هفت هشت سالش بود باهام دوست شده بود.
خزعبلات؛
شبی که رفته بودیم کوفه یکی از عراقیا خیلی به مدیر کاروانمون اصرار کرد که بریم خونشون استراحت کنیم ما
این دختره اسمش آیه بود خیلی هم شیرین و با نمک بود منو برد تو اتاقش تا واسم دستبند درست کنه ولی من قبول نکردم بعدشم که یه ریز داشت باهام عربی حرف میزد و میخندید هی هم بین صحبتش ازم سوال میپرسید و منم که حالیم نمیشد چی داره میگه یه لبخند پت و پهن بهش میزدم و شونه هامو بالا مینداختم یعنی نمیدونم😭😭😂 پ.ن اینجا عینک یکی از خانوما رو زده بود و باهاش ژستای مسخره می‌گرفت منم ازش عکس میگرفتم✨
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدنِ این شوق و ذوقِ توی نگاهشون وقتی بهشون هدیه میدادم باعث میشد ده تا جون به جونام اضافه بشه🎀
خزعبلات؛
دیدنِ این شوق و ذوقِ توی نگاهشون وقتی بهشون هدیه میدادم باعث میشد ده تا جون به جونام اضافه بشه🎀
اینجا نمیتونستم یه دستی تل رو بزنم تو سرش داشتم کله ی بچه ی مردمو سوراخ میکردم خدا مرگم بده😭😭😂
یکی از دخترای کاروان میخواست یکی از خانومای عربو تو موکب صدا بزنه داد میزد اَختی اَختی بیا اینجا کارت دارم. فکنم عربیشو‌ تک ماده کرده بود😔😂😂😂
کلا واکنش عراقیا وقتی میدیدن ما ایرانیا با شیش سال یا بیشتر عربی خوندن بازم هیچی بارمون نیس و جز کلمه ی شکراً چیزی بلد نیستیم:
بعضیاشون وقتی می‌خواستیم به زور باهاشون عربی حرف بزنیم از خنده فوت میشدن😔