«وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا»
بهخاطر من صبوری کن، من دارم نگات میکنم.
_سوره طور، آیه ۴۸
هدایت شده از -نَـهلان-
اون لحظهای که همه از دستپختت و غذایی که درست کردی تعریف میکنن >>>>>>
شدیداً بهتون توصیه میکنم برای آرامش روانِ بیشتر از فضای مجازی دوری که نه، بلکه فرار کنین.
اللخصوص ایتا*
اومدیم روستا خونهی مامان بزرگم.
بعد از خونهی عموی مامانم که همسایه دیوار به دیوارن صدای کِل و دف زدن میاد ماهم بیکار ننشستیم اومدیم سرمونو بردیم نزدیک پنجره با تمام قوا کل کشیدیم هیچی دیگه الان نیم ساعته داریم با کل جواب همو میدیم😭😂
تازه دایی مامانمم اومده داره باهامون کل میکشه و توی کل کشیدن افتضاحه. بهش گفتم بس کن مرد الان همه فکر میکنن ما توی خونه بوقلمون نگه میداریم😂😂
دیوونه خونس قشنگ😂
مامان بزرگم داره به من و مامانم غر میزنه که چرا به اون خواستگاره جواب مثبت ندادید.
منم هزار و شونصد تا دلیل آوردم که به هم نمیخوردیم حالا باز دارن با مامانم پچ پچ میکنن وای.
مامانمم بهش گفت این دختره هنوز سر خوراکی با داداشاش دعوا میکنه بعد شما میگی من شوهرش بدم؟
واقعاً قانع کننده بود ولی مگه آدمای بزرگ حق ندارن سر خوراکی باهم دعوا کنن؟