زمان:
حجم:
755.2K
زمینه دشتی وداع زینب با مادر
فلک دیدی چه آوردی به روزم
زدی آتش به جانم تا بسوزم
تومادر را گرفتی از من آخر
جفا کردی تو بر اولاد حیدر
منم زینب پریشانم تو کردی
قرارم برده گریانم تو کردی
غم مادر شده اینک نصیبم
خداوندا در این دنیا غریبم
ببین مادر سیه شد روزگارم
غریبم من غریبم ( بیقرارم)
بیقرار اصفهانی
قامت عشقه یقین جوهردی عباس اَللری
غیرتون عنقاسینه شهپردی عباس اللری
دوغمیوب مام فلک حاشا دوغا عباسه تای
ذوالفقار پنجه ی حیدردی عباس اللری
گر ئوزی عطاریدور مهر و وفا بازارینه
خبره ی زیباترین گوهردی عباس اللری
شیرزن ام البنینه جاندی بو شمشیر زن
تکیه گاه فاتح خیبردی عباس اللری
تا قیامت گلمیوب گلمز بئله شور آفرین
بازتاب صحنه ی محشردی عباس اللری
گرچه بو الدن صورا عالمده یوخ باب المراد
حیف اولا شرمنده ی اصغردی عباس اللری
🍂🌺🍂🌺🍂🌺🍂🌺
✍خانواده ای چادر نشین در بیابان زندگی میکردند.
روزی روباهی، خروسشان را خورد و آنها محزون شدند، پس از چند روز، سگ آنها مُرد، باز آنها ناراحت شدند.
طولی نکشید که گرگی الاغ آنها را هم درید.
🔻روزی صبح از خواب بیدار شدند، دیدند همه ی چادر نشین های اطراف، اموالشان به غارت رفته و خودشان اسیر شده اند و در آن بیابان ، تنها آنها سالم مانده اند.
مرد دنیا دیده ای گفت :
🔻راز این اتفاق ، این است که چادرنشینانِ دیگر ، بخاطر سر و صدای سگ و خروس و الاغهایشان در سیاهیِ شب شناخته شده اند و به اسارت در آمده اند.
پس خیر ما در هلاک شدن سگ و خروس و الاغ بود :
🔻چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید،
حال آن که شرّ شما در آن است ، و خدا مى داند، و شما نمى دانید.
السلام علیک یا ابوالفضل (ع) --------------------------------- صـولـدی زینـب گل یـاسـیـم آغلا یـوخ داخی اشجـع الناسیم آغلا قارداش ئولسه باجی سینه داغلار ئـولـدی غیرتلـی عـبـاسـیـم آغلا ئولدی آرخام ائلیم کربلاده سندی زینب بلیم کربلاده ------------------------------------ هیچ دئمیردی یارالی باشیم وای یاگوزومنن آخان قان یاشیم وای دل تـوتـارتـوتـمـاز هـردم دئیردی وای کمگسیزقالان قارداشیم وای ------------------------------------- دوشمشیدی باجی درده گوردیم قارداشیم ئولدی اللرده گوردیم بـاشـیـمـا اونـدادنـیـا دولانـدی قط اولان قولارین یرده گوردیم -------- -------------------------------------
جسمینه یاره چوخ چوخ ووروبلار
یاره لر حددن آرتوخ ووروبلار
جرعه سو اوسته اهل عداوت
صاق گوزوندن اونون اوخ ووروبلار ------------------------------------ حالیمی حالی چوخ پوزدی زینب قارداشون ایندی یالقوزدی زینب کـاش کـه ام البـنیـن بـولـمـییدی اوغلـی میدانداقـولسوزدی زینب ------------------------------------- آیـرلان وقـتـه روحـی بـدنـدن مختصـرصحبت ایلـوبدی مـنـدن گیت دئدی اصغرین ئوپ بوغازین دی عمـون اولـدی شرمنده سندن ------------------------------------ بـزر محنت اکـیـلـدی دلـیـمـده اللـریـم قـالـدی زینب بـلـیـمـده قـدّی خـم گلمـوشـم گـل هـرایـه اوخـلـی مشگیلـه پـرچـم الیمده ------------------------------------- ای ولایی سنون یوخ بیانـون شـاعـراولـمـاخلـقـایـوخ تـوانـون صدقیلـه دردون عباسـه سـویلـه سعی ائلـه خوش اولاامتحـانـون ------------------------------------- الاحقر عبداللهی تخلص به ولایی
سبک ============= 👇
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها
به حال ما، در و دیوار خانه می گرید
برای غربت ما آشیانه می گرید
فرشته های خدا و هرآنکه مادر شد
به یاد مادر ما عاشقانه می گرید
نه آشنا، نه رفیقی، ولی در این کوچه
گذشت هر که از این آستانه می گرید
*هر كی در ِ خونه ی مارو نگاه میكنه گریه می كنه،با خودش تصور میكنه نكنه یه وقت یه بانوی ِ بارداری پشت در این خونه بوده،چرا میخ های در همه بیرون زده؟چرا این در با ضربت لگد جابه جا شده؟چرا آستانه ی در قطرات خون روی زمین ریخته؟نكنه دختر پیغمبر رو زدن؟نكنه مظلومه ی علی رو كتك زدن؟*
لباس رزم به تن کرده، ذوالفقار به دست
علی نشسته و در بین خانه می گرید
*آخه وقتی بی بی خطبه خوند امیرالمؤمنین، "یتطلّع طلوعها" هی داخل كوچه سرك می كشه، خانم خونه اش بر می گرده یا نه؟ "وَ یَتَوَقَّعُ رُجُوعَهَا" ، منتظر ِ زهرا به خون برگرده،همچین كه بی بی وارد خانه شد،علی یه گوشه ی منزل زانوی غم بغل كرده صدا زد: یا علی "اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنِینِ؟" مثل جنین در رحم مادر زانو بغل كردی؟" وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنِین؟ِ "مثل متهم ها یه گوشه نشستی، یه وقت فرمود:یا زهرا،اگه می خوای این صدای اذان رو بشنوی باید صبر كنی*
علی؛ دلاور میدان، علی؛ ولیّ خدا
به یاد آتش و دود و زبانه، می گرید
*یه وقت علی آمد صحن خانه، نگاه كرد دید امانت رسول خدا روی زمین افتاده*
چه رفته بر تو مگر مادرم! بگو با من
که در مصیبت تو هر کرانه می گرید؟
بهار آمده آری ... بهار فاطمه، آه...
نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید
برای غربت ما آشیانه می گرید
به حال ما، در و دیوار خانه می گرید...
شاعر: حسن صنوبری
*همین دو سه جمله روضه ی من،هر جا زنی باردار باشه،حامله باشه، همه رعایت حالش رو می كنن، اگه خبر بدی باشه ازش پنهان می كنند، اگه كسی در بین اقوام از دنیا بره خبر و بهش نمیدن،این بی بی بزرگ ترین داغ ِ این عالم رو دیده، پیغمبر رو از دست داده، حالا من یه سئوال دارم،امام زمان،اگه زنی باردار باشه،اگر بزرگ ترین مصیبت عالم رو ببینه، دیگه بهش سیلی نمی زنند،دیگه در خونه اش رو آتش نمی زنند،دیگه گوشواره اش رو روی زمین پراكنده نمی كنند،خونه اش رو آتیش نمی زنند،جسارت از همین جا شروع شد، كربلایی ها، صل الله علیك یا مظلوم،یا حسین، گذشت،گذشت، همون آتشی كه مدینه به خانه ی مادرش زدن،یه وقت زینب نگاه كرد، دامن دختر بچه ها آتش گرفته،یه وقت صدا زد:"علیکُنّ بالفَرار"، همه فرار كنند.*
آتش گرفته خیمه،یا تارو پود ِ زینب
سوزد میان آتش، بود و نبود ِ زینب
مظلوم حسین،حسین جان...
عجب خاطراتی یاد زینب آمد
میان ِ دود و آتش،برس به داد ِ زینب
خاطره ی مدینه آمد بیاد زینب
از درب آستانه آتش زبانه می زد
قنفذ گُل ِ علی را با تازیانه می زد
*اگه مادر رو بین در و دیوار نمی زدن، اگه مادر رو تو كوچه ی مدینه نمی زدن، كی جرات می كرد كنار بدن ِ پاره پاره دختر ِ امیرالمومنین رو بزنه،صدا زد بابا پاشو ببین عمه ی من رو دارن می زنند. "انظر علی عمتی المظلومه"،یه نگاه به اون بدن پاره پاره كرد صدا زد:بابا*
با همان دستی كه زهرا را زدند
در كنار ِ پیكرت ما را زدند
*حسین.....*
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ الرِّضَا الْمُرْتَضَىٰ الْإِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرَىٰ الصِّدِيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تامَّةً زاكِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ
#به_وقت_زیارت
زبانحال حضرت علی (ع) در بالین حضرت زهرا (س)
(سبک : خدا حافظ ای آنام باجی...)
یامان گونومده اولان منیم ، یاوریم اویان زهرا
عم اوغلوام منله بیر دانش ، قلبیم اولدی قان زهرا
آنا دیور قیزلار آغلوری
حسن حسین سینه داغلوری
قلبیم اولدی قان زهرا
آتان سنون رحلت ایلدی محنته دچار اولدون
ولایت اوستونده آغلادون ابر تک غمه دولدون
مریض اولوب رختخوابیده گون به گون گولوم صولدون
تاپولمادی بو مدینه ده حالیوه یانان زهرا
صولار خزان فصلی گول چمن سن کیمی بیله سولماز
مریض اولار چوخلاری ولی سن کیمی مریض اولماز
مریض ایدر چاره دردینه غم سحابی تک دولماز
منیله دور درد دل ایداخ یار مهربان زهرا
گوزیوی آچ خواب نازیدن دور علی قالوب تنها
صفاسی یوخ سن سیز عالمین گوزدن عالمی آتما
تیکوب ایو اهلی گوزون سنه همسریم گل طاها
سن اولماسان منزلیم اولی غملی دودومان زهرا
منی سن اللردن آلموسان راضیم بتول سندن
حلال ایدور مرتضی سنی سنده راضی اول مندن
دوزنمرم من فراقیوه روحوم آیرولار تندن
قویولارا دردیمی گیدوب ایلرم بیان زهرا
او گونکی باغلاندی قوللاریم غم سنه مزید اولدی
دوزنمدین جور ثانیه ظلمی چون شدید اولدی
قاپی یاناندا قولون سینوب محسونون شهید اولدی
دولاندی اول لحظه باشیمه یدّی آسمان زهرا
او ثانی بیر ظلم ایدوب سنه یاندوروب منی یاخدی
او خیبری قوزیان علی صحنیه دوروب باخدی
فشار غمدن بالالارین اشکی صورته آخدی
من آغلادیم سنده آغلادون سینه ده یاران زهرا
آز عمروده هر مصیبته دوزدون امتحان ویردون
حجابی نسوان عالمه اورگدوب نشان ویردون
بو نسگیلون ئولدورر منی جانیوی جوان ویردون
اسوب بهارِ عیشیمه صرصر خزان زهرا
سکینه کلثوم و زینبون وای آنا دیور آغلور
حسن حسین گول کیمی صولوب اشک غم یوزه باغلور
علی باشون اوسته اگلشوب سینه سین غمه داغلور
وجودونی غصه لر آلوب قالمیوب توان زهرا
اولان علینی سُوَون لره شافع جزا زهرا
من ((عدلینون )) جانی کاش اولا قبریوه فدا زهرا
دعا ایله جمعیله منه تا نصیب اولا زهرا
علی دیلینده بیان ایداخ آچ گوزون اویان زهرا
**
حاج اصغر فرشچی ( عدلی تبریزی)
برچسبها: اصغر فرشچی عدلی تبریزی
✍یادت باشد
مشکلات هم مثل همه چیز
تاریخ انقضا دارند.
پس هر زمان
عرصه برايت تنگ شد،
این جمله را با خودت تکرار کن
این نیز بگذرد...👌🏻
📚« #سهرابسپهری »
نوحه زمینه_شور
🎵 سبک : مختارنامه
✍ شعراز: محمدی ناعم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
ای همسریم همسنگریم زهرا
ای غمگونونده یاوریم زهرا
سن نیمۀ شب دفن اولان گوندن
تیترور منیمده دیزلریم زهرا
یانیرام یانیرام یانیرام
درده دچارم من_غملی عذارم من
درگهیمکیمی اودلانیرام
محنت نصیبممن_سنسیز غریبم من
وای وای وای ای دلبریم لایلای
ای یاوریم لایلای
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
دست جفا آرامووی آلدی
ائتدی یارالی بستره یارالی
سن راحت اولدون جور دنیادن
درد فراقون حیدره قالدی
گجه لر گجه لر گجه لر
غمدن یانار حیدر_قان یاش توکر گوزلر
زینبون یوزه قانیاش اَلَر
نوحه دیوب آغلار_بوسینمی داغلار
واای واای واای
ای دلبریم لایلای_ای یاوریم لایلای
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
بیلدیم یانیقلی شور و شینوندن
چوخ ناگرانیدون حسینوندن
غسبون وئره نده علتین بیلدیم
یوز دوندریردون نور عینوندن
سوآخاندا گئجه یوزووه
صبری چتین گوردوم،سیلی ردین گوردوم
کوچه ده نه گلوب باشووا
اسراری بیلدیم من_ئولدوم دیریلدیممن
واای واای واای
ای دلبریم لایلای،،ای یاوریم لایلای
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
﷽🍁
✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج✨
ببار بارون من بی زهرا شدم
ببار بارون خون ببار که من دیگه فاطمه ندارم
دلم خیلی از این دنیا خون شده
دلم از مردمای بی معرفت مدینه شکسته
از صبح سه شنبه
حسن همش دست به دیوار های کوچه بنی هاشم میگیرد و گریه میکند
زینب کبری چادر مادر سر میکند خون گریه میکند
ببار آسمون خون ببار کهبچههایعلیبیمادرشدند
ببار آسمون دل علی خیلی به درد اومده
نفرین پروردگار گرفته بر مردمای مدینه
ای لعنت بر ابوبکر و عمرو عثمان و عائیشه
که حکومت عدل را از امامم گرفتند
گل چادر. گلدارت تب دستای تبدار
آتیش زدی جگرمو زهرا جان
به خدا دارم میسوزم زهرا جان بمان خانوم
من تنها من علی مظلوم را تنها نگذار
بمان فاطمه خونه بدون تو خیلیسردمیشه
دل حیدر را نسوزان زهرا
دل بچه هاتو نشکان زهرا
الهی من برات بمیرم مادر چرا رخ کبوده؟
الهی بمیرم مادر چرا پهلویت کبوده؟
وای وای وای ای وای مادرم
یازهرا.....