eitaa logo
𝒞hallenge
12 دنبال‌کننده
37 عکس
28 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از café
سرگرمی: نگه داشتن گل‌های خشک بین کتاب‌ها • بازی: ذخیره کردن لحظه‌ها • استعداد: موندگار کردن خاطره‌ها • رنگ: یاسی • فصل: بهار • حس: دلتنگی لطیف • آهنگ: I Love you so • درصد جذب:97% - https://eitaa.com/sixpackk
هدایت شده از café
سرگرمی: تماشای آسمون بعد از بارون • بازی: منتظر معجزه موندن • استعداد: امیدوار کردن آدم‌ها • رنگ: رنگین‌کمانیِ محو • فصل: بهار • حس: امید • آهنگ: home • درصد جذب: 98% - https://eitaa.com/ordinarycrow
هدایت شده از café
سرگرمی: جمع کردن لحظه‌های کوتاه خوشبختی • بازی: شکار نور • استعداد: قدردانی از زندگی • رنگ: طلاییِ آفتاب • فصل: تابستون • حس: رضایت • آهنگ: bloom • درصد جذب:83% - https://eitaa.com/Happiness_03
هدایت شده از café
سرگرمی: ساختن پلی‌لیست برای هر حس • بازی: انتخاب موسیقیِ زندگی • استعداد: فهمیدن حال آدم‌ها • رنگ: بنفشِ روشن • فصل: بهار • حس: صمیمیت • آهنگ: lovers rock • درصد جذب:92% - https://eitaa.com/joinchat/1559627346Cf753b7e0bb
هدایت شده از café
سرگرمی: نگاه کردن به دنیا از زاویه‌ای که بقیه نمی‌بینن • بازی: شکستن قوانین معمول • استعداد: متفاوت فکر کردن • رنگ: مشکیِ براق • فصل: زمستون • حس: خاص بودن • آهنگ: Ribs • درصد جذب:85% - https://eitaa.com/Kitsuu2
هدایت شده از café
سرگرمی: منتظر موندن برای اتفاق‌های خوب • بازی: مرحله‌ای که آخرش ارزششو داره • استعداد: صبر کردن • رنگ: سفیدِ روشن • فصل: بهار • حس: اطمینان • آهنگ: Anchor • درصد جذب:87% - https://eitaa.com/joinchat/1738605564Cd397cfcdaf
هدایت شده از café
سرگرمی: رویا دیدن با چشم‌های باز • بازی: ساختن آینده از هیچ • استعداد: الهام دادن • رنگ: مرواریدی • فصل: اولین روز بهار • حس: شروعی تازه • آهنگ: Young and beautiful • درصد جذب:95% - @Myhoomz
هدایت شده از faceless`
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Movie: Blonde. -به ورژن کودکی تون میگید:"دنیا جایی برا ساده لوحی و قلب پاک تو نداره؛ وقتشه بزرگ بشی هر چه زودتر.." -44% For:@cofeuni
هدایت شده از café
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
╋━⋆Challenge | tag | limit . این پیام + یه پیام از اینجا رو فوروارد کن تا از روی وایب چنلت بهت بگم: - اگه یه کتاب ممنوعه بودی، چه حقیقتی رو پنهان می‌کردی؟ - اگه یه افسانه بودی، هنوز ازت حرف می‌زدن یا فراموشت می‌کردن؟ - اگه یه نامه‌ی قدیمی بودی، برای چه کسی نوشته شده بودی؟ - اگه یه نویسنده بودی، درباره‌ی چه دردهایی می‌نوشتی؟ - اگه یه معبد بودی، وقف کدوم خدا می‌شدی؟ - اگه یه مجسمه‌ی مرمری بودی، چه چیزی توی نگاهت پنهان بود؟ - اگه یه جمله از یه رمان بودی، زیرت خط می‌کشیدن یا حفظت می‌کردن؟ - اگه یه پایان بودی، تلخ بودی یا فراموش‌نشدنی؟ و در آخر می‌گم چنلت چند درصد شبیه جمله‌ایه که سال‌ها بعد، وسط یک شبِ بی‌خواب، بی‌اختیار به یادش می‌افتن.
هدایت شده از café
St.
هدایت شده از café
- اگه یه کتاب ممنوعه بودی، حقیقتی رو پنهان می‌کردی که بعضی آدم‌ها تمام عمرشون از روبه‌رو شدن باهاش فرار می‌کنن. - اگه یه افسانه بودی، اسمت آروم‌آروم از یادها می‌رفت؛ اما هر چند سال یک‌بار یکی دوباره پیدات می‌کرد و قصه‌ات از نو شروع می‌شد. - اگه یه نامه‌ی قدیمی بودی، برای کسی نوشته شده بودی که هیچ‌وقت نفهمید چقدر دوستش داشتن. - اگه یه نویسنده بودی، درباره‌ی دلتنگیِ چیزهایی می‌نوشتی که هیچ‌وقت واقعاً مال آدم نبودن. - اگه یه معبد بودی، وقف الهه‌ی خاطره‌ها و رویاهای فراموش‌شده می‌شدی. - اگه یه مجسمه‌ی مرمری بودی، توی نگاهت غمی پنهان بود که هیچ تاریخ‌نگاری نتونسته توضیحش بده. - اگه یه جمله از یه رمان بودی، زیرت خط می‌کشیدن؛ نه برای زیباییت، برای اینکه زیادی واقعی بودی. - اگه یه پایان بودی، تلخ نبودی؛ از اون پایان‌هایی بودی که بعد از تموم شدن داستان تازه معنیشون فهمیده می‌شه. چنلت: ۱۰۰٪ شبیه جمله‌ایه که سال‌ها بعد، وسط یک شب بی‌خواب، ناگهان یاد آدم میاد و برای چند دقیقه نمی‌ذاره به چیز دیگه‌ای فکر کنه. https://eitaa.com/joinchat/3419997303C248f280de7
هدایت شده از café
اگه یه کتاب ممنوعه بودی، درباره‌ی حقیقتی بودی که آدم‌ها فقط وقتی خیلی دیر شده بود جرئت خوندنش رو پیدا می‌کردن. اگه یه افسانه بودی، هیچ‌وقت کاملاً فراموش نمی‌شدی؛ فقط هر نسل اسم تازه‌ای روت می‌ذاشت. اگه یه نامه‌ی قدیمی بودی، برای کسی نوشته شده بودی که همیشه بین موندن و رفتن مردد بود. اگه یه نویسنده بودی، درباره‌ی آدم‌هایی می‌نوشتی که بیش از حد فکر می‌کنن و کمتر از چیزی که باید حرف می‌زنن. اگه یه معبد بودی، وقف الهه‌ی سکوت‌های طولانی می‌شدی. اگه یه مجسمه‌ی مرمری بودی، توی نگاهت خستگیِ کسی بود که خیلی چیزها رو دیده. اگه یه جمله از یه رمان بودی، زیرت خط می‌کشیدن چون دقیقاً همون چیزی بودی که نمی‌تونستن به زبون بیارن. اگه یه پایان بودی، آروم بودی؛ از اون پایان‌هایی که مدت‌ها بعد تازه دلتنگشون می‌شی. چنلت: ۹۳٪ شبیه صفحه‌ای از یک کتاب قدیمیه که اتفاقی بازش می‌کنی و نمی‌تونی از خوندنش دست بکشی. https://eitaa.com/sixpackk