#پیامبر_اعظم_ص_شهادت
مـاتـم گـرفت حـال و هـوای مدیـنه را
پوشـیـد کعـبـه رخت عـزای مدینه را
خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت
وز پـا فـکـنـد نـخـل رسـای مدیـنه را
رکن علی شکست ز فـقـدان مصطفی
در بر گـرفت خـاک، صفای مدینه را
زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است
ابـر عـزا گـرفـت فـضـای مـدیـنـه را
ای دل بیا چو«شاخۀ حنّانه» نـاله کن
بنگـر به ناله ارض و سمای مدینه را
آدم گریست تا که ملائک به روی دست
بـردنـد سوی سـدره هـمـای مدیـنه را
جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان
سـایـه فـکـنـد کـرب و بـلای مدینه را
بر بام بیت وحی برافراشت دست کفر
از دود درب خـانـه لـوای مـدیـنــه را
دردا که جای تسلیت از کین عدو شکست
آیـیــنــۀ رســول نــمـای مــدیــنــه را
دردا که دشمنـان جـلـوی چشم فـاطمه
بستـند دست عـقـده گـشـای مدیـنـه را
تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا
بسرود « رستگار» عـزای مـدینه را
✍️ #سیدمحمد_رستگار
#پیامبر_اعظم_ص_شهادت
#زبان_حال_حضرت_زهرا_س
من که اینگونه پدر محو تماشای توأم
دخترت فاطمهام، غمزده زهرای توأم
گریهام را بنـگر خنده بزن بر رویم
باغبـانا نــه مگــر من گل زیبای توأم
دم آخــر سخنــی گــوی تسـلّایم بخش
زآن که افـسرده چو آیینه سیمای توأم
بارهـا از شفقــت دست مـرا بــوسیدی
سخنی گوی کــه مـن، امابیهای توأم
حالیا دست بهپیش آر که بوسم دستت
من که پروردهی این دسـت توانای توأم
پاسخــش داد نبــی کــی گل زیبای پدر
از همه بیش به فکر تو و غمهای توأم
بعد من باز شــود باب ســتم بر رویت
سخــت امـروز در اندیشه فردای توأم
صبر کن زآن چه رسد بر تو و بر جان علی
بس جگرسوخته بهر تو و مولای توأم
بینم آن شعله و دیوار و در و اندر بین
شــاهد زمــزمــۀ وا اَبــتـاهــای تــوأم
لیکن از عترت من زودتر آیی به برم
در جنـان منــتظر دیدن سیــمای توأم
✍️ #غلامرضا_سازگار
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
از زهر، چونکه رنگ زِ روی نکوش رفت
چون شمعِ آب گشته، حزین و خموش رفت
آنقدر شور و شوقِ وصالش به سینه بود
کز جام وصلِ نورِ خدا، باده نوش رفت
از روضههای سیلی و رخسارهی کبود
روحش تمام زَخم بُد و لاله پوش رفت
گودالِ مجتبی، به خدا بینِ کوچه بود
محنت به جان خرید و مَسِرّت فروش رفت
مظلومِ کربلا که غمِ بی نهایتش
حتی درون قلبِ جَمیعِ وُحوش رفت
آنقدر گریه کرد ز داغ غم حسن
تا آنکه در کنار برادر ز هوش رفت
✍️ #امیر_عباسی
#پیامبر_اعظم_ص_شهادت
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
گفتم که عمر ماه صفر روبه آخراست
دیدم شروع محشر کبرای دیگراست
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریکتر ز عرصۀ تاریک محشراست
گرد ملال بــر رخ اسلام و مسـلـمین
اشک عزا به دیدۀ زهرای اطهراست
گفتم چه رویداده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
پایــان عــمر سیــد و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است
قرآن غریب و فاطمه از آن غریبتر
اسلام را سیاه به تن، خاک برسراست
روی حسین مانده به دیوار بیکسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادراست
ای دل بیا به گریۀ زینـب نــظاره کن
مانـند پــیرهن، جـگر خویش پاره کن
زهرابه خانه و ملکالموت پشت در
ازبهر قــبض روح شـریف پیامبر
از هیچکس نکرده طلب اذن وای عجب
بــی اذن فــاطمه نــنهد پــای پیشتر
باآنکه بود داغ پـدر سخت، فاطمه
در باز کرد و اشک فروریخت از بصر
یکچشم او بهسوی اجل، چشم دیگـرش
محــو نگاه آخــر خــود بــود بـر پدر
اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی
روی حــسین بــر روی قلـب پیامبــر
دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار
بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر
زد بوسهها به حلق حسین و لب حسن
از جانودل گرفت چو جان هردو را به بر
هرلحظه یاد کرد به افسوس و اشـک و آه
گاهی ز طشت و گـاه ز گــودال قتلگاه
پیغمبری که دید ستمهای بیشمار
از کس نخواست اجر رسالت به روزگار
چون ارتحال یافت خلایق شدند جمع
تــا هدیهای دهند به زهرای داغدار
گویا نداشـــت شهر مدینه درخت گل
کآن را کــنند در قــدم فـاطــمه نثــار
بر دوش بـار هیزمشان جای دستهگل
رنگ شرارت از رخشان بود آشکار
بابــی کــه بود زائــر آن ســید رسل
آتــش زدند عاقبــت آن قــوم نا به کار
بر روی دست و سینۀ آن بضعة الـرسول
تقدیم شد سه لوحـه بهعنوان افتخار
سیلی و تازیانه و ضرب غـلاف تیغ
ای دل! بگیر آتش وای دیده! خون ببار
آید صدای فاطمه از پشت در به گوش
تا صبح روز حشر مباد این صدا خموش
دردا که بعد فاطمه روز حسن رسید
روزملال و غصه و رنج و محن رسید
از زهر همسرش جگرش پارهپاره شد
بس تیرها که لحظۀ دفنش به تن رسید
بعد از حسن به نیزه عیان شد سر حسین
بیش از هزار زخم ورا بر بدن رسید
بر پیکری که بود پر از بوسۀ رسول
از گردوخاک و نیزه شکسته کفن رسید
از جامههای یوســف کربــبلا فقط
بر زینب ستــم زده یک پیرهن رسید
پــاداش آن نـصایح زیبـا از آن گروه
تیرش درون سینه، سنان بر دهن رسید
"میثم" بگو به فاطمه زآن خیمهها که سوخت
یک کربلا شرارۀ آتــش بــه من رسید
مرثیهخوان خــامـــس آل عــبا منم
در خیمههای سوختهاش سوخت دامنم
✍️ #غلامرضا_سازگار
#پایان_ماه_صفر
#امام_زمان_عج_مناجات_پایان_ماه_صفر
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
بازهم حرف فراق است، جدایی سخت است
شب آخر شده، ای کاش بیایی، سخت است
بند اگر بند تو و گردن اگر گردن من
آری آری که از این بند، رهایی سخت است
من دو ماه است که سینه زدهام، در زدهام
وای اگر در به روی من نگشایی سخت است
پدر سینه زنان! بی تو یتیمیم همه
اینکه باشی و ندانیم کجایی، سخت است
به همین تاول جامانده ز مشایه قسم
گر ز دست تو نگیریم دوایی، سخت است
::
سخت دلتنگ هوای حرم سلطانم
دوری نوکر از ایوان طلایی سخت است
تو بگو جان جوادش نظری اندازد
هر کجا جز در این خانه گدایی، سخت است
✍️ #محمدعلی_بیابانی
#مهدویت
🔴 شريک اعمال...
🔹 حاج اسماعيل دولابی ميفرمايد:
🟢 آيا نميدانی امام زمان با ما در تمام اعمال نيک، شريک است؟
🔸زيرا اين اعمال نيّت های اوست. هر کس دو رکعت نماز می خواند... او در آن شريک است و شريک خوبی هم است.
اگر شريک نباشد چيزی از شما پذيرفته نميشود، قبولی کار شما به خاطر شرکت اوست.
🔸روح عالَم است. شما تصور ميکنيد که زيبايى و شادابی روح شما مال خودت است؟
مال اوست.
السلام عليک يا روح العالم.
امام زمان شريک انبياء است، شريک قرآن است.
📚 طوبای محبت، ج ۳ ص ۴۸
#امام_زمان
✅ ثاقب | ویژه مبلّغین و مبلّغات:
https://eitaa.com/joinchat/1195442259Cba6ed997a4
#امام_رضا_ع_شهادت
...روی قبرش بنویسید برادر بوده
سالها منتظر دیدن خواهر بوده
روی قبرش بنویسید که عطشان نشده
بدنش پیش نگاه همه عریان نشده
بنویسید: کفن بود؛ خدایا شکرت
هر چه هم بود بدن بود؛ خدایا شکرت
یار هم آن قدری داشت که غارت نشود
در کنارش پسری داشت که غارت نشود
او کجا، نیزه کجا، گودی گودال کجا؟
او کجا، نعل کجا، پیکر پامال کجا؟...
✍️ #علی_اکبر_لطیفیان
#پایان_ماه_صفر
#امام_زمان_عج_مناجات_پایان_ماه_صفر
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
گرفته است دلم مثل آسمان امشب
دوباره حرف فراق است در میان امشب
به پای ثانیهها چنگ میزنم اما
چرا نمیگذرد کندتر زمان امشب
فدای سینه زن خستهای که بعد دو ماه
گرفته کنج حسینیه آشیان امشب
یکی برای خود آرام روضه میخواند
زبان گرفته یکی هم "حسین جان" امشب
مدینه، کرب و بلا، سامرا، نجف، مشهد
کجاست صاحب عزا، صاحب الزمان امشب؟!
بیا بخاطر این اشک، این لباس سیاه
دمی کنار عزادارها بمان امشب
نخواهم اجر، ولی از تو خواهشی دارم
بیا به مجلس ما روضهای بخوان امشب
پس از دو ماه چه اجریست بهتر از اینکه
در آستان رضاییم میهمان امشب
چه سفرهای شود آن سفرهای که جمع شود
به دست بخشش آقای مهربان امشب
✍️ #محمدعلی_بیابانی
#پایان_ماه_صفر
#امام_حسین_ع_مناجات
چگونه دل بکَنَم از لباس ماتم تو
چه گریهها که نکردم دو ماه در غم تو
نه ما فقط...، همهی کائنات سینه زدند
در این دوماه، شب و روز پای پرچم تو
در این دو ماه چه دلها که از غمت لرزید
چه مُردهها که مسیحا شدند با دم تو
چه روضهها که شنیدیم و زندهایم هنوز..
چگونه جان نسپردیم در محرم تو
::
هنوز خونِ تو در قتلگاه میجوشد...
چه کرده با دل عشاق، جسم دَرهَم تو
دوباره ماه غم تو تمام شد اما
چگونه دل بِکَنم از لباس ماتم تو
✍️ #احسان_نرگسی
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
جان و جانانِ ما امام رضاست
سر و سامانِ ما امام رضاست
نورِ یزدانِ ما امام رضاست
ذکر هر آنِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
بیحساب است لطفِ دَم به دَمَش
بی حدود است وسعت کَرَمش
هست فردوس واقعی حَرَمش
خُلد و رضوان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
ختم قرآن کن و دقیق ببین
از سر ذوق نه؛ به قطعِ یقین
این بُوَد حرفِ سورهی یاسین
قلب قرآن ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
فَردْ فَردِ عَشیرهی عُلما
پادشاهان؛ حکیمها؛ شُعرا
همه هیچاند پیش این آقا
فَخرِ ایرانِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
تا قدمهای من به صحن رسید
گوش جان باز شد چنین بشنید
که خداوند گفت با خورشید
شَمس تابان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
غرق این بیکرانهایم و خوشیم
صید بیدام و دانهایم و خوشیم
مورِ این آستانهایم و خوشیم
چون سلیمانِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
درِ این خانه مُستفیض شویم
«فَبِكُمْ يُجْبَرُ الْمَهِيض» شویم
هر زمانی کهما مریض شویم
راه درمان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
اگر ایمان به مرتضی داریم
یا اگر رزق کربلا داریم
هرچه داریم از رضا داریم
برکت نان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
به مقامِ علیِّ عِمرانی
بندگیاش بُوَد مُسلمانی
خانهی قبر ماست نورانی
چونکه مهمان امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
ما دوتا چشم اشک ریزانیم
که خطا کرده و پشیمانیم
رو بهاو کردهایم و میدانیم
باب غفران ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
ما که تحت لوای فاطمهایم
متوسّل به شاه علقمهایم
روز محشر بدون واهمهایم
خطّ پایانِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
آنچه توصیهاش به تَکتَکِ ماست
گریه در سوگ سیّدالشّهداست
هرکجا بزم روضهای برپاست
روضهگردان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست
✍️ #محمد_قاسمی
#امام_رضا_ع_شهادت
چرا شب غم و ماتم سحر نمیگردد
چرا زمین و زمان نوحهگر نمیگردد
وداعِ قبر نبی بود و پارهی تن او
غم فراق از این سختتر نمیگردد
بگو به اهل و عیالش رواست گریه کنند
مسافر به سفر رفته برنمیگردد
به غیر خون جگر در عزای آن مسموم
نصیب خواهر خونینجگر نمیگردد
شبیه جد خودش از مدینه رفت ولی
سفر به مرگ که دیگر سفر نمیگردد
خبر رسید که شد زخم پلک چشم ترش
کسی ز زخم دلش با خبر نمیگردد
::
چنان گریست برای ذبیحِ در گودال
که مثل دیدهی او دیده، تر نمیگردد
به گریه گفت که مردم! عزیز پردهنشین
به چشم مردم کوی و گذر نمیگردد
✍️ #میثم_مؤمنی_نژاد
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
دلا! بکوش که گرم سرودنش باشیم
خوشا که شاعر چشمان روشنش باشیم!
در آستین خراسان، شکفته خورشیدیست
بیا که ذرّهصفت، دست و دامنش باشیم
خوش است، صبحدمی با کلید کوچک اشک
به پشتِ پنجرهی رو به گلشنش باشیم
حریم زادهی موسی و رشک طور این جاست
بیا به سایهی وادیّ ایمنش باشیم
امین حق که به مأمون، امان دهد، این است
بیا من و تو هم _ ای دل! _ به مأمنش باشیم
اگر نشد که چو آهو به محضرش برسیم
کبوترانه بیا گِرد مدفنش باشیم
اگر نشد که گل دوستی بیفشانیم
بیا که خار به چشمان دشمنش باشیم
بیا به پهلوی «این» پارهی تن لولاک
به یاد پهلوی «آن» پارهی تنش باشیم
✍️ #جواد_هاشمی_تربت