eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هر لحظه از تنفس‌مان باید از تو گفت همزاد رودهای روان باید از تو گفت با یاد آن تشهد خونین به زیر تیغ باید گریست وقت اذان، باید از تو گفت ای رود جاری از سر نی، حنجر خدا ای خون عشق در رگ‌مان، باید از تو گفت مقصد تویی و رود روانیم تا خدا تا ناکجای عالم جان، باید از تو گفت بی‌تاب غصه‌های تو چون «شیخ جعفریم» مستی کمی به ما بچشان! باید از تو گفت ای بهترین بهانه برای گریستن در شادی و عزای جهان، باید از تو گفت منشور زندگانی ما: «فابک الحسین!» این اشکهاست، رمز بیان باید از تو گفت باید به حکم عشق، بلای تو را چشید مثل همه پیامبران باید از تو گفت آشوب در تمامی ذرات عالم است مثل همیشه، کهف امان! باید از تو گفت نبض حیات می‌تپد از خون جاری‌ات خون خدا! به هر ضربان باید از تو گفت آوای«شیعتی» تو و «فاندبونی‌»ات پیچیده است، روضه بخوان! باید از تو گفت ما آخرالزمانی و از نسل گریه‌ایم با گریه‌ی امام زمان باید از تو گفت با تو شدن، قشنگ‌ترین حس زندگی است ای من! همیشه باش و بمان، باید از تو گفت ✍️
در اشک‌هایش چلچراغ روشنی‌ها بود هر جمله از نجوای او روح مسیحا بود داماد حُسن یوسف و فرزند یاس عشق تصویری از آرامش و موج دو دریا بود رود «حیات طیبه» در اشک و نجوایش از چشمه می‌گفت و نگاهش رو به دریا بود تسبیح اشکش دانه‌دانه ابر رحمت شد او در پی تطهیر روح اهل دنیا بود موج ملائک صف به صف محو مناجاتش سجاده‌ی او جلوه‌ای از عرش اعلا بود او لیلةالقدر عبادت، جلوه‌ی مادر مثل امیرالمؤمنین...، او هم معما بود او در حضیض خاک، سیر آسمان می‌کرد آیینه‌ای غرق خدا، محو تماشا بود سجاد، زین العابدین، زین العباد، آری نامش همیشه زینت عرش مُعلّا بود او قبله‌ی کروبیان عالم بالا مولای جن و انس بود... افسوس تنها بود از سوره‌ی انسانیت می‌خواند با امت کفر و نفاق و شرک هم در فکر حاشا بود او مثل ابراهیم ِدر نزد خدا تسلیم غرق تکلم با خدا مانند موسی بود در آزمون «البلاءُ لِلولا» هر بار تعبیر حُسنش «ما رأیت، الّا جمیلا» بود بر خاک، بر سجاده، در زنجیر، در آتش، حسّ رضایت در نگاهش خوب پیدا بود فرزند مکه گفت از راز منای عشق گویا علی گرم شکست لات و عزی بود هر بیت از شعر «فرزدق» شد سپاه او یک بیت شعرم کاشکی سرباز مولا بود :: تو مسجد و محراب مردم می‌شدی هرجا هرجا که می‌رفتی، عبادتگاه آنجا بود روح اذان، روح دعا، روح خدا بودی نجوای تو فریادهایی آشکارا بود محراب سر در آسمان دارد به دنبالت یک عمر در آیینه‌ی اشکت مصفّا بود... تیغ دودم بوده سکوت و اشک‌های تو میدان رزم تو تولا و تبرا بود ✍️