eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 سلام علیکم و رحمة الله و برکاته 🍀بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ☀️ صبح روز یکشنبه، بیست و ششم دی ماه و سیزدهم جمادی الثانی به خیر 📿 ذکر روز یکشنبه: صد مرتبه 💐 یاذالجلال والاکرام💐 🏴🌷🏴🌷🏴🌷🏴 ای مادر بهشت تو را غصه ها شکست هر بار بی قراری زینب تو را شکست بر سر گرفت چادر زهـرا، سکوت کرد آهی کشید و بغض لبت بی هوا شکست هر بار یاد فاطمه کردی دلت شکست وقتی دلت شکست، دل مرتضی شکست ای هم نفس ترینِ عـلـی بعد فـاطمـه قلبت میان غربت یک ماجرا شکست پیشانی ات که گنبد محراب را شکافت وقت هجوم تیغ به شیـر خدا شکست ده سال پیر قصه ی اشک حسن شدی از زخم هر زبان که دل مجتبی شکست وقتی حسین رانده شده از شهر مادریش باید نوشت حُـرمَـتِ آل عـبـا شکست عباس شد ستاره ی دنباله دار تو تا کـربلا رسید و در کـربلا شکست یک عمر گریه کردی و گفتی فقط حسین ای مادر بهشت تو را غصه ها شکست نوكرنوشت: خـانـم ام البنین باید که در این همهمه ها تاب بگیریم تصویر شب عـلـقـمـه را قـاب بگیریم ای کاش که در روز قیامت لب کـوثر از مــادر سقـای حـرم آب بگـیـریم صلي الله عليک يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سالروز رحلت حضرت امّ‌البنین سلام‌الله علیها را تسلیت عرض میکنم🏴
*متن تکان‌دهنده ازحضرت آیت الله العظمی بهجت( قدس سره)* ای انسان ! زمان مرگت پریشان نباش و به جسم با ارزش خود اهتمامی نداشته باش ! چرا که مسلمین کارهای لازم را میکنند : لباسهایت را از تنت درمیاورند ، غسلت میدهند ، کفنت میکنند ، از خانه ات بیرونت میکنند و تو را به خانه ی جدیدت (قبر) میبرند ؛ خیلی ها برای تشییع جنازه ات کارهایشان را تعطیل کرده و حاضر میشوند ؛ از وسایل شخصی ات خلاصی انجام میگیرد. کلیدهایت ، کتابهایت ، کیف و کفشهایت ، لباسهایت ، ... و اگر خانواده ات توفیق یابند شاید آنها را صدقه کنند. مطمئن باش مردم و دنیا بر تو حسرتی نمیخورند. تجارت و اقتصاد ، استمرار می یابد. شغل و وظیفه ی تو به دیگری واگذار میگردد. اموال و دارایی هایت تقسیم میشود و ورثه آنها را تصاحب میکنند. در حالی که تو از "ریز ریز " حساب گرفته میشوی ! اولین چیزی که از تو ساقط میشود اسمت است لذا وقتی میمیری می گویند : " جنازه ". تو را به نامت صدانمیزنند ! وقتی می خواهند بر تو نماز بخوانند می گویند : " جنازه کجاست؟ ". تورابه نامت صدا نمی زنند! و زمانی که میخواهند تو ‌را دفن کنند میگویند : " میت را نزدیک کنید ". تو را به اسم صدا نمیزنند. پس مواظب باش ؛ چهره ، اموال ، نسب و قبیله و پست و مقامت تو را نفریبد. چقدر این دنیا بی ارزش است و آنچه در پیش رو داریم چقدر عظیم میباشد. بعد از وفاتت ، سه نوع اندوه بر تو خواهد بود : 1- کسانی که شناخت سطحی از تو دارند میگویند : بیچاره ! 2- دوستانت چند ساعت و یا نهایتا چند روز برایت اندوهگین میشوند و سپس به شوخی و خنده های خود میپردازند 3- عمیقترین اندوه و غم داخل خانه خواهد بود. خانواده ات یک هفته ، دو هفته ، یک ماه ، دو ماه و یا نهایتا یک سال غمگین میشوند و سپس تو را در بایگانی خاطرات قرار میدهند ! و اینچنین داستان تو در بین مردم تمام میشود و داستان حقیقی تو شروع میشود : " آخرت " جمال ، مال ، سلامتی ، فرزندان ، از تو زائل شد. از خانه و کاشانه ات جدا شدی ! و از همسرت نیز ... زندگی واقعی شروع شد. و سؤال اینست : " برای قبر و آخرتت چه آماده نموده ای؟ ". این حقیقتی است که جای تامل دارد. حریص باش بر : " فرائض ، نوافل ، صدقه ی پنهانی ، عمل صالح ، نماز تهجد ... ". شاید نجات یابی ! اگر به وسیله ی این متن برای یادآوری مردم همکاری نمودی ، إن شاء الله اثر این یادآوری را روز قیامت ، در میزان حسنات خود خواهی یافت. " و ذكّر فإن الذكرى تنفعُ المؤمنين : و (پیوسته) پند (و تذکر) بده زیرا که بی گمان پند ( و تذکر ) مؤمنان را سود میبخشد ". چرا میت اگر به عقب برگشت داده شود " صدقه" را اختیار میکند؟ چنانچه خدا میفرماید : " رب لولا أخرتني إلى أجل قريب ! فأصدق : پروردگارا ، اى كاش ( مرگ ) مرا مدت كمى به تاخير مى انداختى ، تا ( در راه تو) صدقه بدهم ". علما فرمودند : "صدقه را ذكر ننمود مگر به خاطر اثرات عظيم صدقه كه بعد از موتش مشاهده مینمايد ! ". پس زیاد صدقه دهید چرا که مؤمن در روز محشر ، زیر سایه ی صدقه ی خود خواهد بود. 🔴 یکی از بهترین صدقات جاریه که میتوانی همین حالا ، آری ، همین حالا انجام دهی اینست که این سخنان را با نیت خالص و جهت رضای الله ،‌ پخش کنی چرا که هر کس بر آن عمل نموده و به نسلهای بعد تعلیم دهد، اجرش به تو نیز خواهد رسید. ان شاءالله ... 🤲🌹🤲🌹 دوم انقلاب #
يَا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِينَ ، وَ يَا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاكِرِينَ ، وَ يَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِيعِينَ . صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُكْرِكَ عَنْ كُلِّ شُكْرٍ ، وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طَاعَةٍ . خداوندا !!! ای آن‌که یادش برای یادکنندگان عزت و افتخار است و ای آن‌که سپاس‌گزاریش، برای سپاس‌گزاران پیروزی و رستگاری است و ای آن‌که فرمان برداریش برای فرمانبرداران، نجات و رهایی است! بر محمّد و آلش درود فرست و دل‌های ما را به یادت از هر یادی ، و زبانمان را به سپاسگزاری‌ات از هر سپاسی ، و اعضایمان را به طاعتت از هر طاعتی، بی‌خبر گردان.🤲🤲 (فراز ۱ از دعای ۱۱ از صحیفه سجادیه؛ترجمه استاد شیخ حسین انصاریان) سلام علیکم . صبح روز دوشنبه تون بخیر
🌱🌷🌱🌷🌱🏴🚩 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 *🤔 فـاطمـه ام‌البنیـن کیست؟؟* *✨نامش فاطمه بود.* *از آن دخترهایی که شمشیرزنی و نیزه داری را به خوبی می دانست و در جنگآوری، هم پای پسران قبیله بود.* *اولین مربی شمشیر زنی و تیراندازی پسرش ابالفضل عباس (علیه السلام) و برادرانش هم خود او بود!* *👈نه اینکه تنها او اینچنین باشد،* *تمام قبیله‌اش در شجاعت و دلیری زبانزد بودند؛* *اما چیزی که او را متمایز می کرد، حجب و حیای مثال زدنی و زیبایی و ملاحت خاص زنانه بود که در کنار جنگآوری، او را به یک دختر کم نظیر تبدیل کرده بود*. *❇️ کمتر مردی جرأت خواستگاری از او را داشت و آنهایی هم که پا پیش می‌گذاشتند،* *همگی از بزرگان و اشخاص مطرح بودند؛ اما جز جواب رد چیزی حاصلشان نمی‌شد.* *⁉️ وقتی از او می‌پرسیدند که چرا ازدواج نمی‌کنی،* *✨می گفت: «مردی نمی‌بینم، اگر مردی به خواستگاری‌ام بیاید، ازدواج میکنم!»* *👹معاویه از خواستگاران پر و پا قرصش بود، ولی هربار دست خالی باز می‌گشت.* *🌠تا اینکه یک شب خوابی دید.* *صبح فردا، وقتی «عقیل»، برادر و فرستاده‌ی علی بن ابیطالب (علیه السلام)، که مردی نسب شناس بود، برای خواستگاری آمد،* *فاطمه لبخند معنا داری زد؛* *فهمید که رویایش صادقه بوده است.* *🎉از فرط شادمانی و رضایت، گریست و گفت*: *«خدا را سپاس!* *من به «مرد» راضی بودم* *ولی او «مرد مردان» را نصیب من کرد.»*  و بی درنگ، *پس از موافقت پدر و* *مادرش، موافقت خود را اعلام کرد* *و شد همسر علی بن ابیطالب (ع)، جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله).* *🔹بارزترین ویژگی اش، ادب بود.* *🔸 به جا و به موقع حرف می زد.* *🔹حد خودش را می‌دانست* *🔸و رفتارش، هرگز نشانی از خطا نداشت.* *✨روزی که پا در خانه‌ی امیرالمومنین(ع) گذاشت،* *اولین جمله‌اش به فرزندان ایشان این بود:* *نیامده ام جای مادرتان را بگیرم،* *من کجا و فرزندان زهرا(س) کجا؟* *من آمده‌ام تا کنیزتان باشم.* *✅ و به حق نشان داد که راست می‌گفت؛* *همان روز اول، حسن و حسین (علیهما السلام) بیمار بودند.* *فاطمه، بلافاصله به بالین آنها رفت* *و با محبت تمام، به آنها رسیدگی کرد* *و چند روز اول زندگی مشترکش، به پرستاری از فرزندان زهرا (سلام الله علیها) گذشت؛* *کاری که آن را افتخاری برای خود می‌دانست.* *📜می گویند تا وقتی که فرزندان امام علی(ع) خردسال بودند، بچه دار نشد تا مبادا به خاطر مادر شدن، در حق آنها کوتاهی کند.* *🔅از امام(ع) هم خواسته بود تا او را «فاطمه» خطاب نکند تا مبادا دل بچه‌ها از شنیدن نام مادرشان در خانه، بشکند*. *♥️وقتی عباس(علیه السلام)،* *نوزاد شیرین ام البنین به دنیا آمد*، *بچه های زهرا(س) را جمع کرد،* *آنها را نزدیک به هم نشاند و نوزاد یک روزه اش را در آغوش گرفت؛ بلند شد* *و عباسش را دور سر فرزندان فاطمه(س) چرخاند* *تا به همه بگوید که فرزندان ام‌البنین، بلاگردان فرزندان فاطمه(س) اند.* *✳️همیشه و همه جا به فرزندانش یادآوری می‌کرد که*: *«مبادا حسن و حسین (علیهما* *السلام) را برادر و همتای خود بدانید،* *آنها تافته‌ی جدا بافته‌اند،* *آسمانی‌اند*، *نوادگان پیامبر(ص) اند.»* *و همین تربیت بود که نتیجه‌اش را در کربلا نشان داد..*. *✨او همان مادری است که وقتی کاروان کربلا را راهی می کرد*، *با وجود اینکه چهار جوان خودش همراه کاروان بودند،* *به تمام کاروان اینطور سفارش می‌کرد:* *⚡️چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمان بردار او باشید.*  ام البنین *از حضرت علی (ع)،* *صاحب چهار ستاره ی نورانی به نامهای* *🔮 عباس،* *🔮عبدالله،* *🔮 جعفر* *🔮و عثمان* *شد که همگی در کربلا به شهادت رسیدند.* *🌷درود ورحمت خداوند بر آنها🌷* *🚩 التماس دعا* *👈 ۱۳ جمادی‌الثانی سال ۶۴ھ.*🌱🌷🌱🌷🌱🏴🚩 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
این صدای ناز عباسِ من است نغمه‌های راز عباسِ من است شرحه بر بیت خموشم می‌رسد باز تکبیرش به گوشم می‌رسد آمده آهِ ابالفضلم به گوش مشک دارد گه به دندان گه به دوش ناله با این گریه‌هایم می‌کند آمده مادر صدایم می‌کند! من دعا بی قدر و بی حد گویمت ای ابالفضلم خوش آمد گویمت آمدی مادر فدای موی تو پس چرا خاکی شده گیسوی تو؟ گو مگر روی زمین افتاده‌ای؟ گو مگر از صدر زین افتاده‌ای؟ کار مادر اشک مجنونی شده چشم عباسم چرا خونی شده؟ چنگ خود کی پای زلفانت زده؟ تیر کین کی بر دو چشمانت زده؟ با دو دستت دست مادر را بگیر تا کشم از چشم شهلای تو تیر وای عباسم دو دستانت کجاست؟ بازوان همچو مردانت کجاست؟ مادرت شد سرفراز جنگ تو علقمه شد عرصه‌ی آهنگ تو من شنیدم از وفا و غیرتت دور تو گردم فدای هیبتت من شنیدم طعنه بر رشکت زدند مادرم تا تیر بر مشکت زدند من شنیدم بی دو دست از روی زین ای گلم با صورت افتادی زمین دامن زهرا سرت بگرفته است آه! زهرا در برت بگرفته است بانویم از غم رهایت کرده است فاطمه مادر صدایت کرده است حاجی من حج تو باشد قبول اجر تو با دست زهرای بتول آمدی این دل حزین با خود ببر مادرت ام البنین با خود ببر
نوكراي ساده تيم امّ البنين سر تا پا ارادتــيم امّ البنين بي بي جانم ما فقير بيچاره ها وقفِ خانواده تيم امّ البنين خانوم خونه ي آقامون علي محرمه محرم غمهامون علي ميتونيم شما رو مادر بخونيم اگه رخصت بده بابامون علي از همه غيره شما خسته شديم به ابالفضل تو وابسته شديم ما مثه عريضه هاي حاجتيم به پره كبوترات بسته شديم از شما درس ولايت ميگيريم رخصت عرض ارادت ميگيريم تو گرفتاريامون ، برا شما سفره ميندازيم و حاجت ميگيريم خيلي زشته نوكرات كم بيارن يا توي نوكري شون كم بذارن هديه ميشن به شما تو مشكلات صلواتايي كه رد خور ندارن به غم چشماي گريونِ حسين به دل ساقي دلخونِ حسين به اميده نااميد شده ش قسم رو مونو نزن زمين جونِ حسين دلامون هزار تا درد و غم داره ولي باز اميد به اين عَلَم داره برا كربلا گذرنامه ي ما مُهره تأييد شما رو كم داره
با آه آه خویش پُلی تا فلک زدی آتش به جان و هستی خیل ملک زدی ای بانوی مقدس گلخانۀ علی تکیه ز قدر و منزلتت بر فلک زدی دیدی که خالص است ابوالفضل ناب تو وقتی عیار گوهر خود را محک زدی با نالۀ حسین حسینت گریستی بر زخم های جان و دل خود نمک زدی با زینب و رباب در این خلوت غریب خیمه به پاس سوگ و غمی مشترک زدی از تو قیام گریه به پا شد، که در بقیع ناله به وارثان زمین فدک زدی بس کن«وفایی» از غم این شرح جانگداز بار دگر شراره به جان ملک زدی
دگر این کاروان یاسی ندارد که با خود شور و احساسی ندارد بیا ام البنین برگشته زینب ولی افسوس عباسی ندارد مزن آتش به جان ای نور عینم مخوان از ماهِ مَـقطُوع الیدَینم چه شد در کربلا هستی زهرا؟ حسینم وا حسینم وا حسینم سرشته از غم زهرا گِلش بود نگاه تار زینب قاتلش بود نیفتاد از لبش نام حسینش اگر چه داغ سقا بر دلش بود ...
قسمت اول نامه هفتم نهج البلاغه : من كتاب منه (علیه السلام) إليه أيضا: أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ أَتَتْنِي مِنْكَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ، نَمَّقْتَهَا بِضَلَالِكَ وَ أَمْضَيْتَهَا بِسُوءِ رَأْيِكَ، این نامه جواب نامه ای است که معاویه در اواخر جنک صفین به امام علی صلوات الله علیه نوشته است، نامه پند آموز تو به دستم رسید که از جملات به هم پیوسته و زینت شده تشکیل دادی ، با گمراهی خودت نوشته ای ، و با بد اندیشی امضا کردی ، وقتی که در جنگ صفین سپاه حضرت تا یک قدمی پیروزی پیش رفتند، و آنها به شکست نزدیک شده بودند، معاویه با کمک عمروعاص حیله تازه ای به کار برد ، و قرآن ها را سر نیزه کردند، و با نام دین و قرآن به جنگ با دین و قرآن برخاستند، از قرآن علیه قرآن ناطق استفاده کردند، یکی از عواملی که باعث می‌شود شک و تردید و دو دلی در دل های افراد بی بصیرت و نا آگاه ایجاد شود، استفاده ابزاری از دین است ، این شگرد از جنگ با سلاح خطرناک تر است ، در طول تاریخ نه تنها معاویه، بلکه خیلی از جباران و دیکتاتور ها و ستمگران، و حکومت های فاسق و فاجر، از عدم بینش و آگاهی عوام سو استفاده کردند، و به نام دین و با آیات جهاد به جنگ با قرآن و دین رفتند ، عمر سعد هم روز عاشورا هنگام شروع جنگ علیه امام حسین علیه السلام، فریاد زد: « یا خیل الله ارکبی» ، سربازان خدا سوار بر مرکب‌ها شوید، شما را به بهشت مزده می‌دهم خیلی از آنها که به جنگ امام حسین علیه السلام آمده بودند پیشانی آنها پینه بسته بود، از بس که سجده کرده بودند، معاویه مسلمان واقعی نبود ظاهر سازی میکرد ، و گرگی بود در لباس میش.
العجل یا صاحب الزمان🍃💔 این عشقِ آتشین ، زِ دلم پاڪ نمےشود مجنون بہ غیر خانہ‌ے لیلا نمےشود بالاے تخت یوسف ڪنعان نوشتہ‌اند هر یوسفے ڪہ یوسفِ زهرا نمےشود 🌷
يك چشم ميكشد به روي خاك عكس آب يك دست ميزند به فلك نقش ماهتاب عكس چهار قبر كشد مادري به خاك هر روز زائر است در اين قطعه آفتاب اين مادر چهار شهيد است اي بقيع عكس چهار قبر كه دارد به سينه قاب مردم به گرد گريه ي او جمع ميشوند دلهاي ما ز سوز دلش ميشود كباب دشمن به حال گريه ي او گريه ميكند سنگي نبود تا نشود در بقيع آب يك شير زن كه اصل و نصب دارد از خدا همنام فاطمه است ولي از بني كلاب ميشد به اسم فاطمه چون زنده خاطرات اُمّ البنين گرفت لقب از ابوتراب لبخند بود بر لب آفاق مينشست خود را كنيز فاطمه مي كرد تا خطاب تا شير بچه اي متولد شود از او او را عقيل بهر علي كرد انتخاب عباس را به مِهر حسين داد پرورش باز ذكر لاي لاي حسين تا رود به خواب بر لب حديث دست علمدار مي سرود دستي كه بود بوسه گه لعلهاي ناب باور نكرد دست ابالفضل شد جدا دستي كه بوسه خورد ز لبهاي خشك آب ميخواند تا كه روضه ي ضرب عمود را نزديك بود زود شود آسمان خراب در كربلا نبود ولي در مدينه بود شرمنده ي سكينه و شرمنده ي رباب صدها هزار مثل ابالفضل هم كه داشت ميشد اگر فداي حسين داشت اين ثواب
روشنا تر ز آب امّ بنين بانوی با حجاب امّ بنين انتخاب ابوترابی تو افتخار بنی كلابی تو خانه دار علی پس از زهرا بی قرار علی پس از زهرا خانه ات خانه ی ولايت بود همسریِ علی برايت بود چقَدَر خوب بخت تو وا شد زندگانی تو چه زيبا شد قلب و جانت شده به نام علی كه شده شوهرت "امام علی" با حضورت بهار آوردی عطر زيبای يار آوردی آمدی بوی فاطمه آمد خنده روی لب همه آمد تو برای همه عزيز شدی پیش زينب ولی كنيز شدی آسمان هستی و قمر داری دُرّ و گوهر به روی سر داری در حیا و شرف قَدَر هستی مادر چار تا پسر هستی به تو و مادری ات ایوالله مادرِ مهربانِ " عبدالله " دلت از عرش هم فراتر بود "جعفرت"درحماسه محشر بود دامنت مهد زهد و ایمان بود اثر پاکی تو "عثمان " بود به به از این یقین و اخلاصت همه عالم فدای " عباست" عصمت بی نظیر تو عشق است شوکت شرزه شیر تو عشق است دانشِ مکتبت دلیری بود خانه ات کهکشان شیری بود پسرانت اگر چه يل بودند به وفا و ادب مثل بودند درس مردی تو يادشان دادی از خودت عشق را نشان دادی كربلا شور جلوه گاه تو بود نوبت جلوه ی سپاه تو بود ادبت بود رو سپيدت كرد تا ابد مادر شهيدت كرد شرف و شمس حق نگينت كو؟ آی ام البنين،بنينت كو؟ محمد حسن بیاتلو