#امام_رضا_شهادت
این زهر کاری کرد من از نا فتادم
در کوچه مثل مادرم از پا فتادم
با احتیاط از درد، خود را میکشدم
تا خانه چندین بار چون زهرا فتادم
در خانه گفتم زود درها را ببندید
تا داخل حجره شدم، درجا فتادم
پیراهنم را از عطش بالا گرفتم
یاد آمد از جدّ غریبم تا فتادم
نیزه نخورده پیکرم میسوخت از درد
یادِ تن صد چاک عاشورا فتادم
یاد هزار و نهصد و پنجاه زخمش
بیخود ز خود گشتم، ز پا آنجا فتادم
گر چه سر من را جدا از تن نکردند
یاد سرِ بر نیزه در نجوا فتادم
تا که جوادِ من سرم از خاک برداشت
یاد علیِ اکبر لیلا فتادم
#محمود_ژولیده
شعر زیارت مخصوصه امام رضا(ع)
کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید
داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم
باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست
در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما
شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد
در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید
ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن
آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد
آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست
یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا
#سیدپوریا_هاشمی
شعر زیارت مخصوصه امام رضا(ع)
کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید
داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم
باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست
در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما
شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد
در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید
ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن
آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد
آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست
یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا
#سیدپوریا_هاشمی
#امام_زمان_مناجات
«سُفـــــره دار خدا، امام زمان»
خـاتَــمُ الاُولیـــــــا ، امام زمان
«اَلاِمــام اَلاَبـوالشَّفیــق» یعنی:
پدر با وفــــــــــــــا ، امام زمان
درِ این خانه آمدم ، زیرا
«مَن اَتاکُم نَجیٰ» امام زمان
خوب دانم که کرده ام دائم...
خون به قلب شمـــا ، امام زمان
یااَباناٰ ، ندیده گیـــــــر ، ببخش
جُـــرمِ های مــــرا ، امام زمان
چشــم پوشی کن از گنــاهــانم
یاسَــــریعَ الــــرضا ، امام زمان
من همه درد و تو دوای منی
یار درد آشنــــــا ، امام زمان
بی کَسَم ، گر مرا جواب کنی...
بروم در کجــــا ، امام زمان؟
تو همیشه کرم ، همیشه عطا
من همیشه گدا ، امام زمان
شرمسارم ، چه عادتی کردم
به فـــراق شما ، امام زمان
تو به سجده مرا دعا کردی
من نکردم دعا ، امام زمان
توهمیشه به من وفا کردی
درعوض من جفا ، امام زمان
تو همیشه کنـــــار من بودی
من ندیدم تو را ، امام زمان
چشم آلوده که نمی بیند
آن روی دل ربا ، امام زمان
من بدی کرده ام ، تو خوبی کن
به منِ بینـــــــوا ، امام زمان
کن دعا که شـــــوم وَلیِّ شما
ای ولیّ خــــــدا ، امام زمان
تو بخواه از خدا که من بشوم
یـــــارِ بی ادعـــــا ، امام زمان
به منِ روسیـــه عنایت کن
حالِ تــــوبه ، دعا ، امام زمان
درفراق تو روزی ام بشود
اشگ و سوز و بُکا ، امام زمان
چه شود همــره شما بشوم
زائــــر کـــــربلا ، امام زمان
روضهی جسم بی کفن شنوم
از زبان شمــــــــا ، امام زمان
تو بخوانی «وَاَسرَعَ فَرَسُک»
جانبِ خیمه ها ، امام زمان
همه از خیمه ها دویده برون
بِاالعَویل ، وَالبُکا ، امام زمان
«ناشِــراتِ الشُّعـــور» واویلا
عمـــه های شمــا ، امام زمان
«لاطِماتِ الوُجوه» اهل حرم
بیــنِ نــامــردهـا ، امام زمان
«بَعدالعِِــزِّ مُزَلَّلات» بخوان
روضهی عمه ها ، امام زمان
بانوی مضطری صدا می زد
واحسین ، وا اَخا ، امام زمان
فــرقــةٌ باالسّیوف، در مقتل
فــرقـــةٌ باالعَصا ، امام زمان
دید «وَالشمرجالسٌ»،چه کند؟
خواهـــرِ مُبتلا ، امام زمان
«مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِه»
پیش مادر چرا؟ امام زمان
بانگِ «هذا حسین» پیچیده
در زمین و سما ، امام زمان
بـدنش شد مُــــرَمَّلٌ بِـدِمــاء
کفنـــش بــوریـا ، امام زمان
جسم جدت میان گودال و...
سر روی نیزه ها ، امام زمان
زینت دوش مصطفی روی خاک
خاک بر فرق ما ، امام زمان
سوخت قلب حسین در مقتل
سوخت تا خیمه ها ، امام زمان
کــودکان گرسنــــه و تشنــــــه
خسته ، بی آشنا ، امام زمان
پابرهنه فرار می کردند
به روی خار ها ، امام زمان
دامن دختـــــــــران بی بابا
سوخت در شعله ها ، امام زمان
دختــــــری مثل بید می لرزید
من نگویم چرا ، امام زمان
مادری پشت خیمه ها می کرد
زیر و رو خاک را ، امام زمان
ناله می زد،چه شد!کجابردند؟
شیر خوار مرا ، امام زمان
ناگهان دید بر روی نیزه
سر شیر خواره را ، امام زمان
سیدی دست انتقام بر آر
العجل یابن حیدرِالکرار
#محمدعلی_قاسمی_خادم
به زمین خوردی و آهت دل ما را سوزاند
جگرت سوخت و این؛قلب رضا را سوزاند
پشت این حجره دربسته چه گفتی تو مگر
که صدای تو مناجات و دعا را سوزاند
🏴۵روز تا شهادت امام جوادع
نگار دشت بلا
امشب نگار دشت بلا سر بریده شد
پشت و پناه اهل ولا سر بریده شد
در خاک و خون نشسته تمامی لاله
اینجا گلوی لاله جدا سر بریده شد
عباس و عون و جعفر و اصغر به یک طرف
اکبر میان شور و نوا سر بریده شد
داغ تمام اهل حرم را به سینه داشت
شاه غریب وقت عزا سر بریده شد
اهل حرم رسیده به گودال قتلگاه
در قتلگاه خون خدا سر بریده شد
بین دو نهر آب سر از تن جدا شده
بانی خلق هر دو سرا سر بریده شد
از بس نفس نفس زده در زیر دست و پا
با اضطراب و سوز و نوا سر بریده شد
دل ناگران حال رباب و عقیله بود
با اشک چشم و حال دعا سر بریده شد
پیچیده این صدا به تمامی کربلا
لب تشنه بود و آب بقا سر بریده شد
وقتی که زیر و رو شده جسم مطهرش
با ظلم و جور اهل ریا سر بریده شد
با خنجری که آمده دیدار حنجرش
در لحظه های ناب بکا سر بریده شد
از پشت سر جدا شده رگهای گردنش
گویا تمام آل عبا سر بریده شد
هر جا نگاه می کنم افتاده پیکرش
یا رب بگو کجا و چرا سر بریده شده
ای آنکه آمدی به در خانه ی حسین
بنیانگذار لطف و عطا سر بریده شد
سعید مرادی
#اشعار_ماه_محرم #اشعار_محرم_1401
#امام_زمان_عج_مناجات
به شیوۀ غزل، اما سپید میآید
صدای جوشش شعری جدید میآید
چه آتشی غم عشق تو زیرِ سر دارد
که باغ شعر تر از آن پدید میآید
نَفَس نفس به امید تو عمر میگذرد
امید میرود آری، امید میآید
برای درد و دل تو مفید نیست کسی
وگرنه نامه برای مفید میآید
مُردّدم که تو با عید میرسی از راه
و یا به یُمن قدوم تو عید میآید؟
کلیدداری کعبه نشانۀ حق نیست
کسیست حق که در آن بیکلید میآید
و حاجیان همه یک روز صبح میگویند:
چقدر بر تن کعبه سفید میآید!
شاعر: #حسن_بیاتانی
#امام_زمان_عج
عمرییست در شعرم پر از , اما , اگر , شاید
خوف و رجائم را بفهمد یک نفر شاید
تا خیمه ی سبزت چه چیزی میبرد ما را ؟
دست دعا , پای زیارت , چشم تر شاید
وقت ملاقتت چه اوقاتیست معمولا ؟
در جمکرانت غرق ندبه یک سحر شاید
نامم به گوشت خورده یا نه ؟ گرچه بشناسی
ما را به نام عاشقان در به در شاید ....
دیگر سراغی از منِ تنها نمیگیری
دور و برت داری کسانی خوب تر شاید
این سالها یا تو جوابم را نمیدادی
یا من شدم چیزی میان کور و کر شاید
من خسته ام من خسته ام من خسته ام خسته
از اینهمه خوف و رجاء اما اگر شاید
حمیدرضا محسنات
#امام_زمان_عج
رفته ای در سفر و آمدنت دیر شده!
مشکلی هست مگر باعث تأخیر شده؟
سالها می گذرد غایبی از دیده ی ما
نکند چشم تو از دیدن ما سیر شده؟!
حالمان حال خوشی نیست بیا ای جانا
زندگی بی تو دگر سخت و نفس گیر شده
دور دیدند تو را بر سر اُمَّت آقا...
دشمن دین به خودش آمده و شیر شده!
جُرم و تقصیر ز ما بوده و هست آقا جان
که دعای فرجت فاقد تأثیر شده!
ما اگر بد شده ایم،خاطر زهرا برگرد
مادرت قامت خَم از غم تو پیر شده!
آه برگرد به آن رأس جدا بر سرِ نی
به همان جسم که بازیچه ی شمشیر شده!
تشنه ی ذکر انالمهدی تو هست حسین...
طالب خون خدا،،آمدنت دیر شده!!
یا صاحب الزمان---- یا صاحب الزمان----