رهام مقیمی
۱۰ ساله
خفن باحال بانمک رفیق رسول و شهاب
برادر، راضیه
پسر دایی، شهاب، شیلا، رسول، ریحانه، زینب، شاینا
#شخصیت
❤️🔥✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨❤️🔥
#پارت_یازدهم
#کوله_بار_عشق
#زینب
با وایسادن ماشین جلوی خونه، کرایه رو حساب کردم و از ماشین پیاده شدم، باد سردی که بهم خورد، لرزه به تنم انداخت.
زنگ خونه رو زدم که بدون هیچ جوابی، در باز شد.
خونه خاله اینا، یه ساختمان دو طبقه، بزرگ و شیک بود، طبقه اول مال خود خاله اینا بود و طبقه دوم مال سر و سامون گرفتن شهاب بود.
مسیر سنگ فرش شده رو طی کردم و به در ورودی رسیدم مثل همیشه خاله با آقا محسن به استقبالم اومده بودن، سلامی کردم که به گرمی جوابمو دادن و تو آغوش خاله فرو رفتم ، آغوشی که ازش آرامش دریافت کردم، با خوشرویی منو به داخل هدایت کردن، همه اومده بودن و من آخرین نفر بودم
از همون جلو سلام علیک و احوال پرسی شروع شد، دلم برا همگی تنگ شده بود خیلی وقت بود همو ندیده بودیم
اول تو اغوش شیلا رفتم و کنار گوشش زمزمه کردم _دلم برات تنگ شده بود شیلا خانم
+منم همینطور زینبی
از آغوشش بیرون اومدم و تو اغوش راضیه فرو رفتم :چطوری راضیه خانم؟!
_از احوال پرسی های شما عالیم
+شرمندم خیلی سرم شلوغه
_میدونم دیوونه، شوخی کردم عزیزم
لبخندی زدم و به سمت زندایی نگار رفتم به ترتیب مشغول سلام و احوال پرسی شدیم، اول زندایی، بعد دایی، بعدم شهاب، بعدم رسول و ریحانه، رهام و شاینا هم تو حال نبودن، شهاب یه جوری بود، روی پای خودش بند نبود، خیلی مشکوک میزد حین نشستم رو مبل تک نفره رو به روی رسول گفتم :اقا شهاب، خبریه؟!، این همه خوشحالی و ذوق طبیعی نیست ها؟؟
شهاب خندید و سرشو انداخت پایین، واقعا یه خبری بود و من مطلع نبودم، خاله با سینی چای به سمتم اومد و گفت :آگر خدا بخواد آقا شهاب، نیمه گمشده شو پیدا کرده
حین برداشتن چایی، خوشحال و متعجب رو به شهاب لب زدم _جدی؟!
شیلا با خنده بلند شد و حین رفتن تو آشپزخونه گفت :اگه خدا بخواد آره، بلاخره داره میره قاطی مرغا
رسول _دلم برا خانومت می سوزه، بنده خدا داره خودشو دو دستی بدبخت میکنه
شهاب به شوخی سیبی رو برداشت و حین پرتاب کردن به سمت رسول گفت :شما نمیخواد به فکر خانم من باشی آقا رسول
رسول در جا، جاخالی داد و سیب خورد تو شیکم شیلایی که داشت از آشپزخونه بیرون میومد، با آخ شیلا صدای خنده ی همه بلند شد که دایی با خنده گفت: رسول ببینم این خواهر دومادو می تونی از پا دربیاری؟! بابا ناسلامتی پنجشنبه آخر هفته عقد داداششه ها
شیلا سیب به دست رو به رسول گفت :کار تو بود؟!
رسول _خیر، کار خان داداشتون بود که متسفانه هدفگیریش خیلی ضعیف بود، شاه دوماد مگه تمرین تیراندازی نمیری؟!
چطور اینقدر هدفگیریت ضعیفه؟!
شهاب :خب ببین شیلا جان خواهر عزیزم، من میخواستم رسولو بزنم، که جاخالی داد و ناخداگاه به شما خورد اوکی؟!
شیلا حین نشستن سر جاش که کنار ریحانه آی که از خنده قرمز شده بود و بی صدا داشت میوه پوست میکند بود لبخندی زد و گفت :آوکی، مشکلی نیست
ریحانه با خنده گفت:آقا شهاب، با زندگیت خداحافظی کن
دیگه به بحثشون گوش نکردم و بلند شدم و به سمت اتاق شاینا رفتم، رهام با اینکه 13 سالش بود اما خب عاشق بجه ها بود و وقتی شاینا رو میدید باهاش بازی میکرد، از همین فاصله هم صدای خنده ی شاینا میومد به دری که تقریبا تا آخر باز بود زدم و با خنده گفتم :سلام علیکم شاینا خانم، آقا رهام
مهمون نمیخواید؟!
هر دوشون بلند شدن که رهام با خنده سلام کرد، شاینا هم اومد سمتم که سریع تو بغلمش گرفتم که دستاشو دور گردنم حلقه کرد :
_چطوری خوشگل خانم؟!
+خوبم آجی زینب
_بوس محکمی از روی لپش گرفتم و گفتم، الهی قربون آبجی زینب گفتنت بشم
خندید و دستاشو از دور گردنم جدا کرد دوباره بوسه ای رو سرش کاشتم و رو زمین گذاشتمش که دوباره رفت مشغول بازی با وسایل خونه سازیش شد، لبخندی به دنیای بچه گونه اش زدم و همون جلو در چادرمو با چادر سرمه ایم که شکوفه های سفید داشت عوض کرد که یادم افتاد نماز نخوندم، خداروشکر وضو داشتم، برا همین رفتم گوشه اتاق شاینا و جانمازمو پهن کردم و شروع کردم به نماز خوندن
#ادامه_دارد
نویسندگان :Z&M
از دوستان خودتون دعوت کنید و از کانالمون حمایت کنید
انشالا آمار کانال که بالا رفت تعداد پارت هامون زیاد میشه 😍☺️🥺
کولهـ بــآر عِشقــــ♡🇮🇷
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_nbdwn8r&btn=کولهـ.بــآر.عِشقــــ
اینم از لینک ناشناسمون
نظراتتون رو راجب کانال و رمان بهمون بگید.
تا یه انرژی ای داشته باشیم واسه نوشتن ادامه رمان 💔😊
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیاید نذر کنیم در حد توان پماد سوختگی تهیه کنیم و به دستشون برسونیم 😆😎✌️
کولهـ بــآر عِشقــــ♡🇮🇷
https://eitaa.com/kolebaras
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هوش مصنوعی عمته 😆😉
کولهـ بــآر عِشقــــ♡🇮🇷
https://eitaa.com/kolebaras
478.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین شغل دنیا رو داری 🌱✨.
کولهـ بــآر عِشقــــ♡🇮🇷
https://eitaa.com/kolebaras
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- آره آره؛
اینجا ایرانہ😎
کولهـ بــآر عِشقــــ♡🇮🇷
https://eitaa.com/kolebaras