🌹🕊🍃🌺🍃🕊🌹
#دلنوشته
#بسم_رب_الشهداء_والصالحین
امروز بی بهانه ، #دلم هوایی تان شد و پر کشید به روزهای #ساده و کوچه هایی با #بوی خوش کاه گل ...
چقدر #فاصله است بین شما و من ...
چه #شیرین است #پرواز خیال به سمت آدمهایی که جنس شان 3فرق دارد با جنس آدمهای #امروزی
امروز را با تو شروع کردم
#سلام_بر_ابراهیم
#سلام بر #عشقی ناب و گوهری درخشان از #جنس انسانیت #ابراهیم
#هادی_مهربان_زندگی_ام
صفحه به صفحه ی زندگیت بوی پاک #خدا را می دهد و همیشه برایم سوال بوده و هست که چگونه میشود ۲۶ ساله ی سالهای دور به اندازه ی #یکصد ساله بفهمد .
#کانال_کمیل
#قتلگاه_عشاق_بی_نشان
یاد آور #رشادتهای مردان مردی است که در همین نزدیکی ها #نفس کشیده اند اما نقش هزار رنگ دنیا آنها را #نفریفت .
#شهیدان_افلاکیان زمینی اند که هوای #مسموم شهر را با رایحه ی #خوششان دل انگیز و قابل #تحمل می کنند و شیرین است این #دلتنگی_های ناگهانی که هر از چند گاهی #مهمان ناخوانده ی دلمان میشوند و روحمان را در #افلاک پرواز می دهد.
#ارسالی_از_اعضاء
منتظر دریافت #دل_نوشته_هایی از سوی دیگر #اعضاء_محترم ،هستیم .
#اجرتون_با_شهدا
🌹🕊🍃🌺🍃🕊🌹
#علمدار_ڪمیل
@komail31
#شهید_مدافع_حرم_احمد_اعطایی
#بازی_گوشـــــی_شهیــــــــــد 😊🕊🌺
احمد خیلی #شیطنت داشت! اما شیطنت #شیرین، نه #بد!
زیاد اهل #درس خواندن نبود!😐 وقتی من ازدواج کردم، احمد کوچک بود. همسرم دبیر او بود. از دست شیطنتهای احمد به من شکایت میکرد! یک بار در مدرسه سرش درد گرفته بود، برای این که همین را بهانهی فرار از درس کند، آنقدر پیاز داغش را زیاد کرده بود که او را با موتور به خانه آوردند! از همسرم که پرسوجو کردم میگفت: همان بهتر که مدرسه نیاید! کلاً خیلی شیطنت میکرد! از بچگی هم به خاطر دارم، مدام با ما به #هیئات میآمد و هر پنجشنبه باهم به مزار شهدا میرفتیم.
آنقدر از #شهادت حرف میزد که همه به او #شهید زنده میگفتیم!
همیشه بین #گریههایم، وقتی فکر میکنم که احمد نمرده و شهید شده! خدا را شکر میکنم. و دقیقاً این جمله را مرور میکنم که اگر شهید نشویم میمیریم، در تلخی رفتنش یک شیرینی هست که بابت آن خدا را شکر میکنم. البته فقط در دوران کودکی احمد درس نمیخواند یکی از #بهترین و #پر_همت ترین دانشجویان بود.
@komail31 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃