کوخَک
. و هستند هنوز عدهای در کشور که معتقدند ما نباید از دیوار سفارتخانه میرفتیم بالا. ما نباید پایمان
حالا وسط این همه غر که زدیم بیاین از یک برنامه جذاب درین باره براتون بگم.
🇮🇷 کارگاه داستانبازی 🇮🇷
" آنجا سفارت نبود "
📡 روایتی زنده از
کشف یک جاسوسخانه
مادر گرامی!
این بار شما و دختر و پسر نوجوانتان، میهمان روزهایی فراموشنشدنی از تاریخ معاصر ایران خواهید بود.
✨ در این کارگاه:
فرزندتان در فضایی کاملاً جذاب و تعاملی، قدم به دل یک رویداد تاریخی مهم میگذارند و شما شاهد این تجربهٔ منحصربهفرد خواهید بود.
بله بچههای ما در مادرانه سبزوار دست به یک حرکت جذاب زدن.
و اون بازسازی وقایع لانه جاسوسی بود. یه نمایش و بازی زنده گیرا براساس همین کتاب ایستگاه روزولت و منابع دیگه.
این برنامه حسابی بین نوجوانها و بزرگترهاشون گرفت و استقبال شد. امروز که من با شما سخن میگویم بچهها چندین نوبت اجرا براش رفتن. انقد که تقاضا و استقبال زیاد بوده.
وقتی یک روایت هنرمندانه خلق بشه. این طوری اثرگذار میشه.
اینو من نمیگما بازخوردها میگه.
چندتاشو میذارم ببینید.
.
این فقط یه دونه از اجرای بچهها تو یک کانون تربیتیه.
فقط اون که تو نظرش نوشته اولش فک میکردم برنامه مزخرفیه:)
انقد این مفاهیم و وقایع رو یا سانسور کردیم یا درست ادبیات سازی نکردیم که با دیدن اسم این برنامهها اون نوجوان فک میکنه الان با یه چیز حوصله سربر و مزخرف طرفه:)
-4177412606472020223_278949479224629.oga
زمان:
حجم:
160.7K
پیام صوتی بعضی از شرکت کنندهها.
شهید فاضل که تو این صوت، عزیزمون بهش اشاره میکنه، دانشجوی سبزواری حاضر در تسخیر لانه بودن که سال بعدش تو هویزه به شهادت میرسند.
کتاب زندگی این شهید عزیز هم بزودی چاپ میشه.
یکی از نکات مثبت این برنامه همین بوده که بچهها با یک شهید همشهریشون در تسخیر لانه همون شناسنامههای هر شهر که آقا فرمودن به خوبی آشنا شدن.
از اهالی رسانه و تربیوندارهای حاضر در کانال دعوت میکنم بیان و به روایت این برنامه بپردازند.
این که چهطور میشه این مفاهیم رو در قالب نمایش و بازی و... به خوبی به بچهها منتقل کرد.
یک روایت صحیح و سالم و در عین حال جذاب!
بدون یک قرون بودجه فلان نهاد و داشتن فلان امکانات.
آفتابه و لگن یک دست، شام و ناهار تا دلتون بخواد رنگ به رنگ.
مکان بچههای ما برای تمرین و ریختن برنامه این کارها تو خونههاشون وسط سر و صدای بچههاشونه. هزینه تمام این برنامهها هم از جیب خودشون با حداقل امکانات و کاملا مردمی
یک روایت از مردم برای مردم.
.
وقتی برای زن زمین مبارزه تعریف کنی، خود به خود دنبال لباس، برای این مبارزه میگرده. یاد روایتی افتادم که برا قدسیه علوی نوشتم چند سال پیش تو مجله اقلیما. عنوانش بود لباس رزم زنانه. البته قصه مفصل قدسیه علوی رو تو دختران ایران دو نوشتم که إن شاءالله بزودی میاد به دنیا.
چی میگفتم، زمین مبارزه و لباس رزم. مثل امام روحالله که از همون اول اول، یعنی پیش از انقلاب از همون لحظه صدور فرمان قیاملله زنها رو آورد تو بازی و گفت خانما رهبر نهضتاند.
امروز دو تا کتاب جدید برا آرایشگرم بردم. از رمان مادر ماکسیم گورکی رسیدیم به قصههای دختران ایران و مجله سها. تازه وقتی فهمید بعضیاش رو خودم نوشتم در پوست خودش به زور داشت میگنجید. باورش نمیشد این همه وقت با چه آدم فرهیخته و مشهوری دمخور بوده.
من این اواخر بیقراری روحش رو برای اون لباس رزم، دارم کامل حس میکنم ولی فعلا تا به زبون نیاره به روش نمیارم.
@koookhak
هدایت شده از روایت پیشرفت ایران
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧬درمان بیمار سرطانی از ژاپن تا ایران
🌱صحبتهای جالب خانم دکتر ابراهیمی در مورد بیماری که درمانش رو از ژاپن شروع کرد و در ایران ادامه داد!
قبلا درمان سلولی یعنی سفر،
امروز یعنی شروع از همینجا.🇮🇷
🔅خانم دکتر مرضیه ابراهیمی، عضو هیئتعلمی و مدیر گروه «درمان سرطان به کمک سلولهای ایمنی» پژوهشگاه رویان و مدیرعامل شرکت دانشبنیان «کیان ایمن سلول» است؛ شرکتی که چندین محصول برای درمان تومورهای بدخیم سرطانی به کمک سلولدرمانی تولید کردهاند.
روایت زندگی و فعالیتهای علمی خانم دکتر ابراهیمی در شماره دوم مجله سُها با تیتر «خانم دکترِ رویان» آمده است.
#سلول_درمانی #روایت_پیشرفت #پیشرفت_دانشبنیان
#روایت_زنان #خانم_دکتر_ابراهیمی
#درمان_سرطان #رویان #شماره_دوم_سها
📍خوانندگان عزیز جهت تهیه مجله «سُــها» به آیدی @soha_magiran پیام ارسال کنید.
🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت| راوی پیشرفت ایران
@khaneh_pishraft
کوخَک
🧬درمان بیمار سرطانی از ژاپن تا ایران 🌱صحبتهای جالب خانم دکتر ابراهیمی در مورد بیماری که درمانش رو
.
شهید تهرانیمقدم که امروز در سالگردش به سر میبریم، یک جمله معروف دارد که همهمان صدبار شنیدهایم. آنجا که میگوید؛ فقط انسانهای ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند.
جملهای که از اول انقلاب تا امروز بعضی فقط ادایش را در آوردند و بعضی زندگیاش کردند. مثل همین دستاوردی که خانم دکتر دارد برایمان روایت میکند. قصه آدمهایی که فاصله علمی ایران را نه فقط با ژاپن که با خیلی از کشورهای دنیا برداشتند. هرچند که عدهای همچنان صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَاند. نمیخواهند دست از نمیشود و نمیتوانیم بردارند و یک کم جهت قبلهشان را به سمت داشتههای خودشان مایل کنند. اما نمیدانند که خدا گفته؛ فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفآء. این دلبری برای دشمن و لگد زدن به اهل خانه، زورش یک کف روی آب است که میرود و نابود میشود. نه این که مشکلات نباشد، هست ولی به قول آقا شرطش این است که بایستیم، نبازیم، تحمل کنیم بدانیم که نتیجه میدهد؛ درست مثل حسن آقا.
روحت شاد بابای موشکها
@koookhak