eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
کوخَک
. همیشه دستاوردهای علمی، برایم یک چیزی توی لوله‌های شیشه‌ای آزمایشگاه بود. همان‌ها که همش اخبار علمی
. خیلی خیلی اعتقاد دارم که خواندن و انتشار روایت‌های پیشرفت، حلقه مهمی برای تکمیل چرخه علم و فناوری در کشور هستند. یعنی می‌رود جز دستهٔ کارهایی قرار می‌گیرد که از ما مردم برمی‌آید. شما اگر سخنرانی‌های چند سال اخیر آقا را دقت کنید، کمتر پیش آمده که از اهمیت علم و قدرت علم در هر شرایطی برای کشور حرف نزنند. خب پس خیلی مهم است مردم هم اهمیت این علم و حضورش در زندگی را لمس کنند. انگار یک جور جمهوریتی بسازیم با روایت پیشرفت، برای دانشمندان و فناوران کشورمان. انگار با رساندن این روایت‌ها و قصه‌ها دست زنان و مردان و کودکان و نوجوانان، همه را بیاوریم پای صندوق رای آری، برای جریان علمی کشور که هم یک روزی خودشان با علم قدرت بسازند و هم پشت جریان علمی کشورشان قرص و محکم بایستند. آن‌وقت دیگر آمریکا و امثالش حتما غلط می‌کنند که بگویند درِ هسته‌ای و فضایی و موشکی و بقیه علم و دانش‌تان را تخته کنید. پس انتشار این روایت‌ها دست کم نگیریم!
به راویان پیشرفت، افتخار و آن‌ها را دعا می‌کنم. این‌ها خود جزو عناصر پیشرفت‌اند. گامشان استور باد. کاری کنید که این روایت به گوش و دل جوانان ما، دانشجویان و دانش‌آموزان و دیگران برسد و امید در دلهای آنان بشکفد. ‌ آقا امروز
کوخَک
به راویان پیشرفت، افتخار و آن‌ها را دعا می‌کنم. این‌ها خود جزو عناصر پیشرفت‌اند. گامشان استور باد. ک
. حالا هی نخرید عیدی ندهید. به گوش و دل جوان‌ها و نوجوان‌های دوست و فامیل نرسانید. ماه رمضان کنار سجاده‌تان نگذارید. ماه رمضان توی جلسات تبلیغ و قرآن‌تان نبرید. برای دانش‌آموزها ازش حرف نزنید. به دانشجوها نشانش ندهید. راوی پیشرفت کشور نشوید. بذر امید را در دل مردم شکفته نکنید. کی ضرر می‌کنه؟ همه‌مون! تا دیر نشده حتما بروید سراغ این روایت‌های دست اول در عرصه پیشرفت کشور.
کوخَک
. به خواست خدا استقلال و‌‌ ‌‌حیات مملکت دست شماست. هر چه پیش بیاید به نفع شماست یا به ضرر شما؛ اگر به‌‌ ‌‌ضررتان تمام شد، باید شکست روحی نخورید. شکست ظاهری مهم نیست؛ آنچه مهم‌‌ ‌‌است، شکست روحی است. اگر انسان شکست روحی خورد، تا آخر باید به گورستان‌‌ ‌‌برگردد. شما که استناد دارید به ذات مقدس حق تعالی، شما که روحانی هستید، شما که‌‌ ‌‌قلبتان با ماوراءالطبیعه است، این عالم شکست ندارد؛ عالِم چیزی نیست؛ کسی که رابطه با‌‌ ‌‌خدا دارد شکست ندارد؛ شکست مال کسی است که آمالش دنیا باشد.اگر آمالْ دنیا‌‌ ‌‌باشد، شکست است؛ اگر آماْل غیب و ماورای غیب باشد، شکست ندارد. شکستْ مال‌‌ ‌‌بیچاره هاست؛ شکست مال کسانی است که معتِمد به شیطانند و ذخایر دنیا قلبشان را فرا‌‌ ‌‌گرفته است. اگر یک جایی به ضرر شما تمام شد، قلبتان محکم باشد؛ تا آخرین فردتان‌‌ ‌‌بایستید. گمان نکنید این آدم شکست خورد، تمام شد؛ تو هم یک موحدی، تو هم یک‌‌ ‌‌مسلمی، تو متصل به خداوندی؛ خدا شکست نمی خورد: ‌‌وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَ أنْتُمُ الأعْلَوْنَ إنْ‌‌ ‌‌کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ.‌‌ ‌ صحیفه امام روح‌الله جلد اول ‌ پی‌نوشت: عکس، مسجد حضرت زهرا(س) مشهد که هجدهم دی‌ماه در آتش اغتشاش‌گران سوخت. از فردایش جوان‌های مسجد آستین بالا زدند برای بازسازی. اول یک پرچم بزرگ مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل، جلوی در نصب کردند و بعد افتادند به نقاشی و بنایی توی مسجد تا به قول خودشان از روز اولش هم بهتر شود. ‌ @koookhak
. ویتکاف در مصاحبه جدید با فاکس نیوز: نمی‌خواهم از کلمه مستأصل استفاده کنم ولی ترامپ متحیر است که چرا با این همه فشار ما و امکانات و نیروهای نظامی که به منطقه فرستادیم ایران تسلیم نمی‌شود. حالا تسلیم هم نه، چرا نمی‌گویند فلان خواسته‌های آمریکا را می‌پذیریم؟! ‌ پی‌نوشت: عکس از کتاب تفسیر سوره حشر آقا ‌ @koookhak
. نسخه اولیه را تحویل دادم. تمام شد. تمام شد، شش‌ماه هم‌نشینی با زنی که اهل آباد کردن بود. انگار روی پیشانی‌اش نوشته باشند که آسایش به تو نیامده. هرجا پا گذاشت، یک ویرانه بهش تحویل دادند، او هم مثل این‌که ارث بابایش باشد، می‌افتاد به جانش. نه برای خوردن و چاپیدن، برای ساختن. صافش می‌کرد، در و دیوار و سقف برایش می‌زد و می‌رفت سروقت جای بعدی. عادت نداشت وقتی این ناآبادی‌ها را تحویل می‌گیرد، همش نیمه خالی لیوان را ببیند. اول می‌نشست سر سجاده، سنگ‌هایش را با خدا وا می‌کَند و خودش را می‌انداخت توی دل کار. نه این‌که چشم نداشته باشد برای دیدن کمبودها یا کم سواد باشد، نه. سواد داشت چه جورش هم. اتفاقا کژی‌ها را، کسری‌ها را خیلی خوب می‌دید. اصلا اگر آدم کم و‌ کاستی‌ها را درست نبیند که نمی‌تواند، آباد کند. اما فرق نگاه‌ش با آدم‌هایی مثل من این بود که یکسره غرغر نمی‌کرد. عدل نمی‌چسبید به همان نقطه تاریک و آیه یأس بخواند. هی بگوید. اینجایش فلان است. آن‌جایش بهمان است. نمی‌شود. نمی‌گذارند. نمی‌توانم. انگار این‌ها توی دایره لغاتش پیدا نمی‌شد. من فکر می‌کنم این قطار انقلاب، قطار انقلاب که می‌گویند با این جنس آدم‌ها تا امروز از این ایستگاه‌ها گذشته و هم‌چنان دارد راه‌اش را می‌رود. یقین دارم به آدم‌هایی مثل من بود، گذشتن از ایستگاه که چه عرض کنم، یک بوق هم نمی‌توانست بزند. ‌ @koookhak
. فرزند شهید شدیم؛ همه‌مان
. بارها و بارها این لحظه را توی کتاب‌ها خواندم یا از زبان راوی‌ها شنیدم که وقتی امام رفت چه‌طور مثل طفل پدر از دست داده ریختند توی کوچه و خیابان و میدانی ساختند از عزای حضرت روح‌الله که در تاریخ ماند. همین کار آخری که نوشتم. راوی تعریف می‌کرد؛ مردم هر تکه پارچه سیاهی که گیر آورده بودند، زدند در خانه‌شان. نگذاریم کوچه و محله‌مان جوری باشد که انگار آب از آب تکان نخورده. سیاهی بزنیم در خانه‌. عکس آقا و پرچم کشورمان را ببریم بالای در خانه‌ها. نگذاریم مشتی منافق جولان بدهند و کار خودشان را پیش ببرند. ما عزاداریم و منتقم. پس باید شکل و شمایلش را به خودمان بگیریم. @koookhak
. همیشه به مامان می‌گفتم تو چه حوصله‌ای داری. هرکس توی این محله درندشت، یکی از قوم و خویش‌هایش می‌میرد، فوری شال و کلاه می‌کنی می‌روی مجلس عزا. می‌گفت؛ توی عالم همسایه‌داری این کارها به گردن آدم است. امشب دیدم یکی بهش زنگ زد، یک چیزهایی گفت. مامان تندی چادر برداشت برود ساختمان پشتی. رفتم دنبالش، ببینم چه خبر شده. دعوا سرپرچم ایران بود. یکی از اعضای آن ساختمان افتاده بود جلو و نمی‌گذاشت پرچم ببرند بالای ساختمان. بقیه همسایه‌ها را هم انداخته بود دنبال حرفش. همین‌جور مشغول خط و نشان کشیدن بود که مامان در زد و رفت توی پارکینگ. زن تا چشمش به مامان افتاد، آرام گرفت و یک گوشه ایستاد. مامان احوالپرسی گرمی باهاش کرد و پرچم را از دست مدیر ساختمان گرفت. به آن زن گفت بیا باهم برویم بالا پرچم را خودمان نصبش کنیم. دستش را گرفت و رفتند سمت راه‌پله. مامان رفت روی منبر؛ سر خاک و مملکتش که یکی دعوا راه نمی‌اندازد. حالا درد داری، من هم دارم، آن یکی هم دارد، همه دارند، ولی بفروشیم به این‌ها که دارند بمب می‌ندازند رو سرمان. بگذار اگر موشک‌هایشان آمد تا اینجا و رفتنی شدیم، مردم به بد از ما یاد نکنند. نگویند این یک روز جلو اسم خدا ایستاد. دیده‌ای کسی خیر ببیند از قد علم کردن جلوی خدا؟ من ندیده‌ام. زن هیچی نمی‌گفت و با مامان پله پله می‌رفت بالا. پ_ن: من وقتی سکوت آن زن را دیدم دوزاری‌ام افتاد که با مامان رودرواسی دارد. که حتما مامان باهاش برو بیا داشته، حتما عزا و عروسی‌اش رفته حتما یک جایی دستش را گرفته که این‌جور آتشش خوابید. این‌ها همان تقویت ولایت عرضی و طرفینی مومنین نسبت به هم است که این‌جاها به کارت می‌آید که قلب طرف را برای شنیدن حرفت نرم می‌کند. نمی‌گوید برو بابا دلت خوش است. اصلا تو کی هستی و چه می‌گویی این وسط. @koookhak
هدایت شده از روایت پیشرفت ایران
⭕️ بشریت را شما می‌توانید نجات بدهید 🔸من خلاصه کنم، یک جمله عرض بکنم در پایان عرایضم: ما میخواهیم یک جامعه‌ای و کشوری در فضای علمیِ دنیا سر بلند کند که دنیا را از جهالت و ضلالتی که به آن دچار است نجات بدهد. جوانهای عزیز! این شدنی است. 🔸 اگر شما بتوانید کشورتان را پیشرفته کنید از لحاظ علمی، از لحاظ اعتمادبه‌نفس، از لحاظ ابتکارات، از لحاظ تلاش، در این دنیای سرشار از جهالت و ضلالت، یک کشوری سر بر خواهد آورد که از لحاظ شاخصهای مورد قبول دنیا -شاخص علم، شاخص پیشرفت فنّاوری، شاخص ثروت، شاخص مادّیّات و شاخصهای انسانی- و درعین‌حال برخوردار از معنویّت و شرافت و توجّه به خدا و ایمان و اعتماد به خدا در سطح عالی قرار میگیرد. این اگرچنانچه به‌وجود بیاید، مهم‌ترین مؤثّر و تأثیرگذارنده‌ی در جلب ایمانها و دلهای مردم خواهد بود؛ بشریّت را میتوانید شما نجات بدهید. 🔸اینکه ما برویم یکی یکی بنشینیم کنار افراد، استدلال کنیم برای اینکه ذهن اینها را به سمت ایمان به خدا و اسلام جلب کنیم، اثرش در قبال یک‌چنین حرکتی، مثل یک اعشاریِ یک صدم و یک هزارم و یک میلیونیوم در مقابل یک عدد کلانِ بزرگ است؛ مثل قطره‌ای در مقابل دریا است؛ ما میخواهیم یک چنین حادثه‌ای اتّفاق بیفتد. مردم عالم -بشریّت- باید از این ضلالت، از این جهالت نجات پیدا کنند؛ این را شما میتوانید انجام بدهید. بیانات رهبری در دیدار نخبگان علمی جوان، ۱۳۹۵/۰۷/۲۸ 🇮🇷 پرونده 🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت‌ | راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft
. صف‌های دور و دراز نانوایی‌ این روزها جان می‌دهد برای گفت‌وگو. گاهی حتی می‌شود رفت، شنید. بعد فکر کرد چه‌کار می‌شود کرد. امروز نزدیک ظهر، پنج، شش تا نانوایی رفتیم. قرار نبود همه را دور خودم جمع کنم. با همان نفر آخر می‌ایستادم به حرف. یک تصوری هست که لابد الان لب باز کنیم، گیس و گیس‌کشی می‌شود نه. اتفاقا الان بعضی مردم نیاز دارند یکی بیاید شده با دو سه جمله دلشان را قرص کند. تلاش می‌کنم سرفرصت بعضی ازین گفت‌وگوها را به اشتراک بگذارم. @koookhak