eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
. ادعای ترامپ: یکی از پایگاه‌ها در عربستان چند روز پیش مورد حمله قرار گرفت، اما به هواپیماها آسیبی وارد نشد یا تخریبی نشد. این ترامپ به آن بچه‌ای می‌ماند که حسابی سیر کتک شده و از زور درد، می‌دود و داد می‌زند؛ اصلا هم درد نداشت. اصلا هم درد نداشت. @koookhak
. ساندویچ فلافل را هُل می‌دهد توی پلاستیک و یک دانه برچسب، برایش جدا می‌کند. روی برچسب نوشته؛ خیابان با ما، میدان با شما. ساندویچ را می‌گیرد طرفم که بچینم توی سبد و می‌گوید: «دیدی بالاخره ما هم جنگیدیم. پشتیبانی جنگ درست کردیم.» گوشی را در می‌آورم تا از قطار ساندویچ‌ها عکس بگیرم. می‌گویم: «نه! این دفعه با هم داریم می‌جنگیم.» می‌پرسد: «یعنی چی؟» اشاره می‌کنم به جمله روی نایلون ساندویچ. می‌گویم: «مردم خیابون رو نگه داشتن که مزدورهای مسلح شهر رو قبضه نکنن، نیروهای نظامی هم مرزها رو نگه داشتن و جلوی مزدورهای خارجی ایستادن. الان دیگه پشت و جلو جبهه معنی نداره. این شب و روزا همون مرد و زن و بچه عادی هم تو خط مقدم جنگن.» @koookhak
کوخَک
. ساندویچ فلافل را هُل می‌دهد توی پلاستیک و یک دانه برچسب، برایش جدا می‌کند. روی برچسب نوشته؛ خیابان
. به تجربه فکر می‌کنم نوع برچسبی که به نیروهای اجتماعی می‌زنیم در شکل آرایشی که به خودشان می‌گیرند اثر دارد. خیلی فرق دارد که تو کسی را برای خط‌مقدم فراخوان کنی یا پشتیبانی جنگ. کسی که می‌خواهد برود خط مقدم هم ابزارش برای مقابله فرق دارد هم زندگی روزمره‌اش شکل دیگری می‌گیرد. هم توان جسمی و روحی ویژه‌تری می‌آورد پای کار. این روزها مردم ما در خط مقدم‌اند نه پشت جبهه.
. جو کنت رییس مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا: « من نمی‌توانم با وجدان راحت از جنگ جاری علیه ایران حمایت کنم. ایران هیچ تهدید قریب‌الوقوعی برای ملت ما نداشت و واضح است که ما این جنگ را به دلیل فشار اسرائیل و لابی قدرتمند آن در آمریکا آغاز کردیم.» الله اکبر @koookhak
. هرسال چهارشنبه‌سوری کوچه و خیابان‌ جهنم بود. جرات نمی‌کردی پایت را از خانه بیرون بگذاری. اما امسال بی‌عقلی دشمن‌ نه فقط شب چهارشنبه‌سوری که نزدیک هجده شب است از خیابان‌هایمان بهشت ساخته. مردم کف خیابان، نماز می‌خوانند، افطار می‌کنند، دعای توسل و فرج زمزمه می‌کنند و سیل پرچم راه می‌اندازند. سیلی که تا حالا تاریخ کشور به خودش ندیده. ‌ @koookhak
. نشسته‌ام گوشه خیابان، کمی خستگی در کنم. گوشی را درمی‌آورم تا چند خطی بخوانم و از مقرری گروه مطالعاتی شعاع جا نمانم. اولین کتاب برای خوانش جمعی، تاریخچه نزاع اسرائیل و فلسطین انتخاب شد. رسیده‌ام به این صفحه. درست وقتی که توی خیابان‌های شهرمان هستیم تا صهیونیست‌های پلشت، فکر دست‌اندازی به آب و خاک‌مان را از سرشان بیرون کنند. ‌ @koookhak
. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ ‌ محمد/۷ ‌ @koookhak
. پروردگارا در این روز اول سال تفضلات خودت را بر این ملت نازل کن. این سال را برای ملت ایران برای ملت‌های مسلمان سال مبارکی قرار بده. ملت‌های مظلوم را بر ظَلمه پیروز و فائق بگردان. اول فروردین ۱۴۰۴؛ سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم، حسینیه امام خمینی(ره) تهران @koookhak
. سال‌های سال، مشهد این شب و روزهای دم عید چه حال و هوایی داشت. می‌رفتی حرم می‌دیدی دارند ازین سر تا آن سر داربست می‌زنند‌. کتیبه‌ها را نونوار می‌کنند. در و دیوار شهر پر می‌شد از عکس‌های آقا. از شب قبل، چه هول و ولایی داشتیم که کی راه بیفتیم تا آن دور دورها هم شده به رواق امام، یک جای کوچکی نصیبمان شود بلکه صدای مبارک آقا را بشنویم و همین بشود برکت کل سال‌مان. از وقتی آقا پایش را می‌گذاشت مشهد، چه شور و شوقی به آدم دست می‌داد. همش با خودت می‌گفتی الان داریم زیر آسمان شهری نفس می‌کشیم که آقایمان مهمانش شده. حالا چه‌کار کنیم با این همه دلتنگی. با اول فروردینی که پیام نوروزی شما را نمی‌شنویم. چه‌کار کنیم با بغضی که به قول فاطمه خانم، گیر کرده نه می‌رود نه می‌آید. فقط تبدیل شده به کار و کار و کار. چون همین است که الان از دستمان برمی‌آید. چون همین است که یقینا شما را خوشحال می‌کند. ‌ @koookhak
. از دیروز سه بار پیام نوروزی آقا سیدمجتبی خامنه‌ای را خوانده‌ام. احساس می‌کنم هرچه لطافت در روح امام شهیدمان بوده به ایشان ارث رسیده. سه بار پیام را خواندم که خوب بفهمم آدم چه‌قدر لطیف می‌تواند حماسه‌سرایی کند. اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه‌ای @koookhak
کوخَک
. نمی‌دانم صحبت محسن با آقای فروشنده از کجا کشید به مدرسه میناب. از بس حواسم پی دخترک بود که دست گل آب ندهد. مرد اصرار داشت که حتما پایگاه بسیجی، انبار سلاحی چیزی بغل مدرسه بوده که دشمن هوس کرده بمبش را سر بچه‌‌های طفل معصوم خالی کند. وگرنه آمریکا که الکی جایی را نمی‌زند. این واژه الکی نمی‌زند که می‌گفت خیلی حرصم را درآورد. اما نخواستم بروم وسط حرفشان. منتظر بودم ببینم گفت‌وگویشان به کجا می‌رسد. محسن خیلی خونسرد به مغازه‌دار نگاهی انداخت و گفت؛ حالا گیریم که ما اصلا پایگاه بسیج کنار مدرسه داشته‌ایم. دشمن اجازه دارد بیاید هرجایی که یک پایگاه بسیج یا مرکز نظامی است بمباران کند. توی ممکلت ما کنار هر مسجد و در هر محله‌ای پایگاه بسیج داریم. چون اصلا آن پایگاه مال مردم است. مگر غیر از بچه من و شما و دوست و قوم و خویش‌مان دارند توی این پایگاه‌ها کار می‌کنند. از یک کره دیگر که نظامی وارد نمی‌کنیم بریزیم توی پاسگاه و پایگاه و ناحیه بسیج و... . مرد هیچی نمی‌گفت و سرش پایین بود. محسن ازش پرسید؛ شما بین اعضای خانواده‌تان کسی ندارید که بسیجی یا نظامی باشد. مرد سرش را به نشانه تایید تکان داد. در تمام طول صحبت محسن با آن مرد مغازه‌دار داشتم فکر می‌کردم اصلا ما خودمان این حرف‌ها را گذاشتیم توی ذهن و دهان مردم. از وقتی بین مردم و نظامی و بسیجی خط کشیدیم و ناخواسته به دشمن گفتیم تو مجازی خون بسیجی و نظامی ما را بریزی. تو مجازی پایگاه و پاسگاه ما را ویران کنی. در حالی که برعکس، اگر خون یک نظامی ریخت، خون یک بسیجی ریخت، باید خون‌مان بیش‌تر به جوش بیاید و رگ غیرت‌مان بیدارتر شود که دشمن به ستون امنیت ما دست درازی کرده. آن هم نظامی جماعت در جمهوری اسلامی که هزار فرسخ فاصله دارد با تعریف نظامی در دنیا. کسی که یکسره کمرش را بسته وسط هر بحرانی از سیل و زلزله گرفته تا آشوب و جنگ و فتنه، مبادا آب در دل هم‌وطنش تکان بخورد. @koookhak