eitaa logo
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
103 دنبال‌کننده
78 عکس
11 ویدیو
0 فایل
دنیای خط‌هاست ما نقطه می‌بینیم... _______ حمیدرضا فاضلی ___________ حرفای جدی‌تر: @shivename
مشاهده در ایتا
دانلود
با آتشِ عشقت، از نفْس گذشتیم سودابه‌وش است او؛ ماییم سیاووش...
سه سوره یس می‌خوانم نذر دل‌های مردم جهان تا عاشق شوند... پ.ن: یس، قلب قرآن... امام، قلب جهان... پ.ن: سفارش مرحوم آیت الله کشمیری: امشب، سه سوره یس، برای زنده شدن روح...
هدایت شده از MESBAHYAZDI.IR
📝پاسخ حضرت آیت الله مصباح یزدی به درخواست موعظه یکی از جوانان: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم حضرت آیت الله مصباح یزدی! با عرض سلام و ارادت خدمت حضرتعالی لطفاً با دست‌خط مبارک اینجانب را موعظه و نصیحت فرمائید. با عرض ارادت و احترام مجدد 🔹پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم آسان‌ترین، شیرین‌ترین و مفیدترین کاری که می‌شناسم توجّه به وجود مقدّس ولیّ‌عصر عجّل الله فرجه است. محمد تقی مصباح یزدی @mesbahyazdi_ir
الهی! غُلَّتِي لاَ يُبَرِّدُهَا إِلاَّ وَصْلُكَ وَ لَوْعَتِي لاَ يُطْفِيهَا إِلاَّ لِقَاؤُكَ وَ شَوْقِي إلَيْكَ لاَ يَبُلُّهُ إلاَّ النَّظَرُ إلَي وَجْهِكَ... معبودم! سوز سینه‌ام را جز وصل تو، خنکا نبخشد و آتش درونم را جز ملاقات تو، خاموش نگرداند و بر حرارت شوقم به تو، جز دیدن روی تو، آبی نیفکند... مناجات المفتقرین
خطـ | ـحمیدرضا فاضلی
خدا را می‌گویند: جامع تمامی کمالات، بدون اینکه نهایتی داشته باشد. ائمه اطهار (ع) نیز مظهر محدودتر هم
تولد نمی‌گیریم. اما خداوند را شکر می‌کنیم که ما را در عصر امام خامنه‌ای قرار داد و امام خامنه‌ای را نیز در عصر ما. چرا که ما فرزندان علی، خدایی را که نبینیم، عبادت نمی‌کنیم...
نمی‌دانم تجربه کرده‌اید یا نه گاهی انگار نسیمی از آن عالم می‌وزد و این دلِ غافل، ناگهان می‌شود دلِ بهانه‌گیر...دلِ دلتنگ... آن وقت، این قطرات اشک را که ناغافل از چشمانت می‌بارد، نمی‌دانی پنهان کنی یا بگذاری آرام، حجم سنگینِ غم را سبک کند... _________ این لحظه‌ها معمولا بی‌بهانه رخ می‌دهد. یا با بهانه‌های کوچک. برای من چندخط از یک شعر قدیمی بود؛ و شرحی از آخرین روزهای آیت الله بهجت. که هر دو هم ناخواسته اتفاق افتاد: -می‌گویند ایشان آن هفته‌ی آخر، قرآن را می‌گرفتند و به خداوند می‌گفتند: خدایا من خیلی قرآن را دوست دارم... قیامت هم به من قرآن می‌دهی؟ (نقل به مضمون) -چه بگویم با من ای دل! چه‌ها کردی... تو مرا با عشقِ او آشنا کردی...
اَللَّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنَا بِغِنَاكَ... اَللَّهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِكَ.‌..
تا به حال، کسی ولایت را این‌طور برایمان ترجمه کرده بود؟ به ترکیبات کلمه ولایت -که روزانه استفاده می‌کنیم- توجه کنید: -ولایت امیرالمومنین -ولیّ خدا -اولیاء الله -ولیّ فقیه -حضرت ولیّ عصر -و... کتاب
خیر ندیده شیطان، عجب نقش پررنگی داشته تو زندگیم... اصن ماه رمضونیه انگیزه هیچ کدوم کارایی که قبلش انجام میدادمُ ندارم!
دوم راهنمایی، دوست داشتم رفیقِ یکی از همکلاس‌هایم باشم. بچه‌ی درسخوانی بود؛ درسخوان و خلاق. زنگ پرورشی باید برای دفترهایمان اسم انتخاب می‌کردیم؛ من گذاشتم: سپیده‌ی صبح. او گذاشت: ستاره‌ی سهیل. و این شد داستانِ اشتیاقِ بی‌پایانِ من و رخ نشان ندادن‌های او... دوم راهنمایی، یکی از همکلاس‌هایم دوست داشت رفیق بشویم. محل نمی‌دادم. نزدیکتر می‌آمد؛ دورتر می‌شدم. هر کاری می‌کرد تا صمیمی‌تر بشویم؛ صدایم می‌کرد: حمیدجون... اما چه کار کنم؟ من در آسمان‌ها سیر می‌کردم و رویای ستاره‌چینی داشتم... عیار رفاقت‌های خاکی، چه می‌فهمیدم چیست... آن سال‌ها گذشت. از آن ستاره‌ی سهیل خبری نیست. از آن دوستِ دلتنگ هم. و من ماندم و من. با دلی که مثلِ چنین شبی، غصه‌اش می‌گیرد. با عقلی که مثل چنین شبی، به مقایسه می‌نشیند: این بی‌محلی کردن‌ها را؛ آن بی‌محلی دیدن‌ها را... امروز اگر به آن گذشته‌ی دور برگردم، عشق آن ستاره‌ی سهیل را با رفاقتِ خاکی این دوستِ زمینی، تاخت می‌زنم. امروز می‌دانم که زندگی، از آن دست‌نیافتنی‌ها تا دلت بخواهد دارد... چیزی که به ندرت پیدا می‌شود، این‌هایی است که به سادگی از دست می‌دهیم... _________ همین حالا که این‌ها را می‌نویسم؛ دوباره کسی هست که دوست دارم با او رفیق بشوم... دیروز گفتم: خدایا، به عشقِ تو از خیالِ او گذشتم. دیروز خدا پرده‌های این قلبِ تاریک را کنار زد و تابید. تمام قد تابید...مثل خورشیدی که در طلیعه‌ی سحر، که در سپیده‌ی صبح می‌تابد... و دیگر نیازی به سوسوی نورِ هیچ ماه و ستاره‌ای نیست...
إِلَهِي وَ سَيِّدِي! إِنْ كُنْتَ لاَ تَغْفِرُ إلاَّ لأَِوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ فَإِلَي مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ؟ معبودم و آقايم! اگر تنها جراحاتِ روحِ هم‌جبهگان و فرمانبردارانت را التیام بخشی پس گناهكاران، به که پناه برند؟ دعای ابوحمزه ثمالی