流れ星
طی جلسهای تراپی با خودم به این نتیجه رسیدم که ارتباط ما با آدما یه جایی تموم میشه، خودمون متوجه نیس
ولی یک چیزی که هست اینه که اگه تو بخوای باهام قدم بزنی تا نخمون دوباره ساخته شه، من هیچ ایرادی نمیگیرم و میمونم سر جام. البته یه مقدار کج راه میرم کلا، ممکنه فکر کنی اره دارم ازت دور میشم ولی من فاکینگ بلد نیستم چیکار کنم. اهل زیاد پیام دادن نیستم. اهل دائما اویزون بقیه شدن نیستم. اهل زیاد حرف زدن نیستم. بنده حقیر فقط بلدم بمونم برای شما تا روزی که دلت بخواد به طور واضح نشون بدی که اره منم دارم کنارت میام، بذار دوباره بسازیمش. هیچکس هم درست حسابی باهام حرف نمیزنه که بگم اقا من مشکلدارم از طرز قرار گرفتن پاهام در ۸۷ درجهی شرقی و سیسانتیمتر مایل به جنوب چیزی درنیار برای خودت. پاهام کجه من.
流れ星
ولی یک چیزی که هست اینه که اگه تو بخوای باهام قدم بزنی تا نخمون دوباره ساخته شه، من هیچ ایرادی نمیگ
حالا من خودم از همهچیز هزارتا چیز درمیارما ولی به روی خودتون نیارین نکنین شما
流れ星
طی جلسهای تراپی با خودم به این نتیجه رسیدم که ارتباط ما با آدما یه جایی تموم میشه، خودمون متوجه نیس
"اینطوری دیگه دست تو نیست اگه طرف مقابلت راهشو کشیده و رفته." THE ONE THAT GOT AWAY
ولی فکر کنم تو حداقل واضح بهم یه «گه نخور» تحویل دادی، ندادی؟ منظورم اینه که خب منم حق ندارم چیزی بگما. ولی الان منم برات مثل بقیهام دیگه، دروغگوام دیگه. اگه نخوای نمیتونم. نمیخوای. نمیتونم. نمیکنم. اشکالی نداره، خودم خواستم. بگذر و بگذر و باهام حرف نزن و دردتو نگو و اصلا دردت بخوره توی سرت و.
流れ星
ولی فکر کنم تو حداقل واضح بهم یه «گه نخور» تحویل دادی، ندادی؟ منظورم اینه که خب منم حق ندارم چیزی بگ
نیل جان مامان داره چه اتفاقی
流れ星
طی جلسهای تراپی با خودم به این نتیجه رسیدم که ارتباط ما با آدما یه جایی تموم میشه، خودمون متوجه نیس
اولش داشتم راجب یه ادم مشخص حرف میزدم اخراش راجب هزارتا ادم مختلف شد یهو