eitaa logo
از اینور اونور چه خبر؟؟؟
114 دنبال‌کننده
765 عکس
694 ویدیو
3 فایل
... دوستان گرامی پس از مسدود شدن تلگرام لینک زیر جهت ادامه همراهی با کانال و گروه در نرم افزار ایتا از لینک کانال @left_raight_news لینک گروه https://eitaa.com/joinchat/316997833C7a5ca9560f استفاده فرمایید
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 این خبر رو خیلی آروم با همراه داشتن یه قرص زیر زبونی به برعندازا بگین! 🔹 درصد سکته و ناتوانی پس از شنیدن این خبر بسیار بالاست.. 🇮🇷
هدایت شده از شبکه دانش آموزی15
46.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شصتمین سالگرد قیام خونین پانزده خرداد ✅ دوشنبه 15خرداد ساعت17:30 ✅ جوار یادمان و مزار شهدای پانزده خرداد ⭕️ میدان بسیج به سمت شرق، (کندروی بزرگراه) 500متر بعد از میدان ثامن الحجج(علیه السلام) سخنران: معاون امور بین الملل قوه قضائیه
بخش 31685726798.mp3
2.58M
🎙 استاد نظری زاده : 📛چرا خوردن گوشت مرغ ممنوع است؟ 😒چند دلیل که چرا نباید لب به مرغ بزنیم... امیرالمؤمنین(علیه السلام ) : «الدَّجَاجُ خِنْزِیرُ الطَّیْرِ» مرغ، خوک پرندگان است
فرزندان خمینی کبیر💫 دختری 16ساله بود... به جرم بسیجی بودن ، 11ماه شکنجه اش کردند و وقتی حاضر نشد به امام توهین کند او را زنده به گور کردند. آرمان علی وردی اتفاق تازه ای در سرگذشت این انقلاب نیست...
خبری در راه است... رونمایی یکی از دستاوردهای رُعب‌انگیز و مرموز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به زوووودی... 🔹اهمیت این رونمایی در این است که آمریکا و پیروانش، تصوّر اینکه ایران به دانش آن رسیده است را ندارند و با رونمایی آن ان‌شالله معادلات منطقه دگرگون خواهد شد. منتظر رونمایی باشید... تاااااا سه شنبه... اگر شنیدی بلند بگو خدایا شکرت
هدایت شده از کلام نور
18.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 داستان یهودی مخفی در همدان مراقب فریب فرقه ها باید بود... برای امام نقشه کشیدن... من و ما که...
11.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیاست ای بابا ولش کن بمن چه ی دینمداران ومدعیان انقلابی و ولایی 🎥پشت پرده عجیب بی حجابی‌های اخیر 🔹نقشه‌ای شوم برای حمله به ایران..طرح ۳۰ساله ی صهیونیست
16.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚫اجاره موتور به دختر بی حجاب توسط غرفه های شهرداری بوستان حقانی تهران ‼️ کجا بزرگ شده !؟ چه تربیتی داشته !؟ چه عقایدی داره !؟ چه اهمیتی داره؟!!!!!! اینجا در ایران زندگی میکنه .... آقای مسئول شما مقصرید! ⛔️در برابر هر آسیبی که به جسم و روح و کرامت این جگرگوشه های مملکت میرسه شما مقصرید❗️ 📣 از پشت میزهاتون بیرون بیاید و ببینید زیردستانتان چه ها که نمیکنند اگه خدمات ندید حداقل متوجه میشن تو مملکتی زندگی میکنن که قانون داره قوانین رو برای کارکنانتون تفهیم کنید و متخلفین رو جریمه... این واقعا کار سختیه؟؟؟
پیام قبلی مشاهده فرمودین.... حال اینکه مطالبه گری اثر دارد... ❌ پلمپ شد ❌ گزارش کامل پلمپ این واحد را اینجا بخوانید
هدایت شده از کلام نور
♦️خاطرات حر انقلاب اسلامی♦️ عصر یکی از روزهای تابستان بود. زنگ خانه به صدا درآمد. آن زمان ما در حوالی میدان کوکا کولا در خیابان پرستار می نشستیم. پسر همسایه بود گفت:از کلانتری زنگ زدند. مثل اینکه شاهرخ دوباره بازداشت شده سند خانه ما همیشه سر طاقچه بود .تقریبا ماهی یک بار برای سند گذاشتن به کلانتری محل میرفتیم! مسئول کلانتری هم از دست او به ستوه آمده بود. سند را برداشتم. چادرم را سرم کردم و با پسر همسایه راه افتادیم. در راه پسر همسایه می گفت: خیلی از گنده لاتهای محل از آقا شاهرخ حساب می برن روی خیلی از اونا رو کم کرده حتی یه بار توی دعوا چهار نفرو باهم زد. بعد ادامه داد؛ شاهرخ الان برای خودش کلی نوچه داره.حتی خیلی از مامورای کلانتری ازش حساب می برن. دیگه خسته شده بودم با خودم گفتم شاهرخ دیگه الان هفده سالشه. اما اینطور اذیت میکنه وای به حال وقتی که بزرگتر بشه چند بار خواستم بعد از نماز نفرینش کنم اما دلم برایش سوخت. یاد یتیمی وسختی هایی که کشیده بود افتادم. بعد هم به جای نفرین دعایش می کردم. وارد کلانتری شدم. با کارهای پسرم همه من را می شناختند مامور جلوی در گفت: برو اتاق افسر نگهباندرب اتاق باز بود .افسر نگبان پشت میز بود. شاهرخ هم با یقه باز و موهای به هم ریخته مقابل او روی صندلی نشسته بود. پاهایش راهم روی میز گذاشته بود. تا وارد اتاق شدم داد زدم و گفتم:مادر خجالت بکش پاهات رو جمع کن. بعد رفتم جلوی میز افسرنگهبان. سند را گذاشتم و گفتم:من شرمنده ام بفرمایید برگشتم وبا عصبانیت به شاهرخ گفتم:دوباره چیکار کردی؟؟؟ شاهرخ گفت:با رفقا سر چهارراه کولا وایستاده بودیم.چند تا پیرمرد با گاری هاشون داشتند میوه می فروختند.یکدفعه یه پاسبون اومد و بار میوهای پیرمردها رو ریخت توی جوب اما من هیچی نگفتم بعد هم اون پاسبون به پیرمردا فحش ناموس داد من هم نتونستم تحمل منم رفتم جلو! همینطور تو چشماش نگاه می کردم .فهمیده بود ناراحتم. ساکت شد. سرش را انداخت پایین. افسر نگهبان گفت: ایندفعه نیازی به سند نیست ما تحقیق کردیم و فهمیدیم مامور ما مقصر بوده . بعد مکثی کرد و ادامه داد: به خدا دیگه از دست پسر شما خسته شدم. دارم توصیه می کنم مواظب این بچه باشید. اینطور ادامه بده سرش میره بالای دار! شب بعد از نماز سرم را گذاشتم روی مهر و بلند بلند گریه کردم.  بعدهم گفتم: خدایا از دست من کاری بر نمیاد.خودت راه درست رو نشونش بده خدایا پسرم رو به تو سپردم عاقبت به خیرش کن 💫خاطرات شهید شاهرخ ضرغام به نقل از مادر شهید ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ ➡️ @light_mots ❣در مسیر نور؛در مسیر شهدا❣
هدایت شده از کلام نور
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥شهید شاهرخ ضرغام /حر انقلاب اسلامی 👌پیشنهاد دانلود ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ ➡️ @light_mots ❣در مسیر نور؛در مسیر شهدا❣