خداوندا!
نان ما را، جان ما را،
ایمان ما را، ایمان ما را، ایمان ما را...
خودت به عهده بگیر!
#چهل_و_هفت
حوصله، یعنی توان تحمل ملال!
حوصله یعنی توان گریز از دوپامین زوداثر!
حوصله یعنی مقاومت دربرابر محرکهای متعدد دوپامین، در دنیای پرهیاهو و بمبهای دوپامینرژیک هردم و هرلحظه!
#چهل_و_هفت
امروز بیمار بابت انرژی مثبتم ازم تشکر کرد. یه بیمار دیگه هم بابت حوصله و دلسوزیم تشکر کرد. هفته پیش هم یکی بابت اخلاق حرفهای و فلان تشکر کرده بود!
خدایا!
کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته بهجای خود، که از تو چه پنهون، همه فک و فامیل و از همه مهمتر فاطمه طفلی میدونه به اقتضای شرایط چه پاچهگیرالدوله ای هستم!
عرض من اینه؛ یه فوت و فونی، تکنیکی، وردی، جادویی، چیتکُدی یادمون نمیدی که این بیمارای نازنین و نجیب و محترم، ژنشون قاطی بشه با اون بیمار ناهمکارای مضطربِ مستَرِس با کلی دندون داغون که چهار تا خونه همسایه از شیشطرفشون مسواک و خمیردندون پیدا نمیشه و آخرش هم ناراضی و درحال غرولند از درمونگاه میرن بیرون؛ و حاصل یه چیز معقول خداپیغمبر و دندونپزشکپسند در بیاد؟
#چهل_و_هشت
هدایت شده از علیرضا زادبر
بهمن ماه
پروژه دشمن تسلیم ایران با استراتژی "هزار خنجر" است. جمهوری اسلامی و ایران با یک خنجر و آسیب از بین نمی رود. باید در یک بازه زمانی هزاران ضربه خنجر بر بدن اصابت کند تا بالاخره تسلیم شود.
خنجر اول تحریم ها و انسداد
خنجر دوم جنگ دوازده روزه
خنجر سوم هفت ماه کشور در وضعیت نه جنگ و نه صلح و تعلیق بودن
خنجر چهارم جنگ داخلی ۱۸ تا ۲۰ دی
با این استدلال، هر خنجر وظیفه دارد بخشی از توان و سرمایه اجتماعی کشور را کاهش دهد. پس در نتیجه در هفته های آینده با یک خنجر دیگر باز میگردند.
دشمن رها نمی کند. نباید فکر کرد کار در نهایت تمام شده است. اگر هر خنجر را یک قطعه پازل بدانیم پس ادامه دارد. راه حل خراب کردن قطعات پازل برای نرسیدن بهم است. روزهای مهمی تا اسفند در پیش داریم. لزوما منظورم جنگ خارجی کوتاه مدت و نقطه ای نیست.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
سوره حج
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعْبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرْفࣲۖ فَإِنْ أَصَابَهُۥ خَيْرٌ ٱطْمَأَنَّ بِهِۦۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنْيَا وَٱلْأٓخِرَةَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْخُسْرَانُ ٱلْمُبِينُ (١١)
و برخى از مردم اند كه خدا را يك سويه [و بر پايه دست يابى به امور مادى] مى پرستند، پس اگر خيرى [چون ثروت، مقام و اولاد] به آنان برسد به آن آرامش يابند، و اگر بلايى [چون بيمارى، تهيدستى و محروميت از عناوين اجتماعى] به آنان برسد [از پرستش خدا] عقب گرد مى كنند [و به بى دينى و ارتداد مى گرايند]، دنيا و آخرت را از دست داده اند، و اين است همان زيان آشكار
دندون عقل
سوره حج وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعْبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرْفࣲۖ فَإِنْ أَصَابَهُۥ خَيْرٌ ٱطْمَأَنَّ بِه
پناه بر خدا از این ایمانهای عاریتی کاسبکارانه! همین!
#چهل_و_هشت
حاج محمود کریمیشور-مادر-شدن-سیده-نساء-العالمین.mp3
زمان:
حجم:
14.6M
نوش روح کنید و شادمان باشید این ایام رو...التماس دعا!
#چهل_و_نه
هدایت شده از واگویه
برای جدی نوشتن باید قلم تیز کرد
منتهی من قلمتراش ام رو گم کردم
#انجام_علاقه
دندون عقل
برای جدی نوشتن باید قلم تیز کرد منتهی من قلمتراش ام رو گم کردم #انجام_علاقه
قلم نویسنده، فقط و فقط و فقط با «نوشتن» تیز میشه. درجا زدن ممنوع!
#پنجاه
بسم الله - فرقی ندارد با چه اعرابی بخوانیشان. با فاصله یا سرِ هم. سه مقراض دولبه. سه انگیزه ادامه حیات. سهگانۀ زر و زور و تزویر. سه قدرت، سه شأن والا، سه شیطان بالقوه. ما هرسهشان را خواستیم. ما برای هرسه جنگیدیم. بعضی یکی، بعضی دوتا، بعضی هرسه را جور دیگری خواستند و دندان بر شاهرگمان جریدند، مشت در کاسه چشمانمان گرداندند و چکمه روی کاسه سرمان لهیدند و با غیظ، فحشهای آبدار و کافدارشان را توی صورتمان تُفانداخته، راه نفسمان را بسته و کمرمان را شکسته طلبیدند...غافل از آنکه زمانه، همان کوفتیِ لاکردار بیمعرفت، همان سرباز بیرحم خدا، همان دلبر بیوفای پُشتکرده و شتابان-در فرار؛ اگر نه به سود ما درگذر، ولی دوچشم تیزبین و نافذش به گلوی خشکیده و دهان پر خاشاک و موهای خاکگرفتهمان دوخته بود و هرچند، دم برنمیآورد اما تیغ شهادتش را تیز میکرد، برای روز جزا!
تلوتلو خوردیم، گریه کردیم، مُردیم و میراندیم و عربده زدیم و گرگ و شغال و کفتارها، درون حنجرهمان زوزه کشیدند، اما از زنده ماندن دست برنداشتیم! جرم ما همین بود! دادستان دادگر، داد دل ما خواهد داد، به شهادت زمانۀ بدمصب!
پ.ن: اللهم انا نشکو الیک! فقد نبینا، و غیبة ولینا، و کثرة عدونا، و قلة عددنا، و شدة الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا...و تظاهر الزمان علینا....
#پنجآه_و_یک
هدایت شده از علیرضا زادبر
آن "خشونت عریان" از کجا آمد؟
۱۸ تا ۲۰ دی ۱۴۰۴
اینکه ۱۸ تا ۲۰ دی آن دختر جوان، کف خیابان به مخالف زیر دست و پا حمله کند و با خشم و نفرت شدید پیچ گوشتی را در چشم طرف فرو کند! یا جوان دیگری لاله گوش یک نفر را ببرد، مسجد بسوزاند، امامزاده و قرآن آتش بزند، به مدرسه، ایستگاه آتش نشانی و... رحم نکنند از کجا می آید؟
۱. قطعا و بدون تردید این یک خشونت گروهکی، فرقه ای و سازمان یافته است. افرادی که عضو یا تاثیر پذیر از "کالت" هستند. عضو کالت در واقع با پیش فرض ها ثابت و مسخ شده توسط فرقه اهداف خود را پیش می برد. در زمان نیاز بی حد و مرز خشن و بی رحم است. مثل سازمان مجاهدین خلق(رجوی)، کوموله و...
۲. بخشی از این خشونت از شوک اقتصادی می آید که نوبت های قبل نیز در ایران و سایر نقاط جهان تجربه شده است.
۳. انباشت خشم در جامعه به مرور زمان شکل میگیرد و اگر فرآیندی برای تخلیه و کنترل خشم ایجاد نشود در یک مسیر غیر طبیعی با دخالت خارجی[در این نمونه اخیر دخالت سیا و موساد] حتما تلفات ایجاد میکند.
خشم با یک علت شکل نمیگیرد. نباید دنبال یک علت بود. همیشه هم خشم، خشم مقدس و درست نیست. گاهی اوقات در سامانه محاسبات جامعه دستکاری تصنعی و خشم مصنوعی ایجاد میشود. پس حتما خشم ۱۸ تا ۲۰ دی عامل خارجی داشت، حتما عامل سازمانی و گروهکی داشت ولی باید عوامل دیگر را دید.
من اینجا به عامل چهارم کار دارم:
۴. بخشی از خشم ۱۸ تا ۲۰ دی که میتواند باز هم تکرار شود از فقدان "مرجعیت فکری و دعوت جامعه به سطحی نگری" می آید. اگر شما بخواهید مخالفین شاه در سال ۵۷ را صورت بندی فکری کنید هر کدام در یک جناح یا جریان فکری قرار می گیرند که حرف برای گفتن دارند.
الف) جریان مذهبی
ب) جریان روشنفکری
ج) جریان چپ
و...
چرا این صورت بندی ممکن بود؟ چون حرکت اجتماعی مردم در مبارزات طولانی علیه شاه از یک عقبه فکری و مراجع اندیشه ای نشات می گرفت. پشت هر کدام از این جریانات مغز متفکری حضور داشت. حتی اگر شما منتقد کیانوری، بازرگان، حنیف نژاد و... باشید باز آنها صاحب فکری بودند و بدنبال خود افرادی را به میدان مبارزه آورند. در راس آن مرجعیت فکری امام خمینی بود. اگر امام خمینی یک رهبر دینی نبود حداقل ترین ویژگی او فیلسوف بودن است. سایر اوصاف امام که او را در نزد اکثریت مطلق مردم متنفذ و محبوب ساخته بود بماند.
کارکرد این مرجعیت فکری، عمق دادن و آگاهی دادن به جامعه است. خشم جامعه را کنترل میکنند. در ۵۷ هم خشم از حکومت بود اما امام خمینی آن خشم را کنترل کرد و هیچ گاه اجازه مبارزه مسلحانه نداد.
الان چه؟
الان مرجعیت فکری از دانشگاه، حوزه، کتاب، گفتگو، منبر، مناظره علمی و... به سمت رسانه های شبکه های اجتماعی تغییر کرده است. این حالت در جهان رخ داده و اختصاص به ایران ندارد. در آشوب های پاریس در سال ۱۴۰۱ همین مدل رخ داد و شهر توسط نوجوانان و جوانان به آتش کشیده شد.
بخشی از خشم و خارج شدن خشم از کنترل از این می آید که رسانه های شبکه های اجتماعی میخواهند جامعه در سطحی گری و ناآگاهی بماند. عمده بازداشتی ها از سلسله پهلوی چیزی نمی دانند. پرتعداد حرف های شبیه بهم می زنند: شاه در مدارس میوه میداد! زمان شاه پاسپورت ما اعتبار داشت. شاه نقشی در جدایی بحرین نداشت. شاه را آمریکا و انگلیس کنار زد. و...
مرجعیت فکری در سطح لُمپن به شبکه اجتماعی کشیده شده و یک بلاگر رقص و غذا اثرگذاری بیشتری در امر سیاسی از یک نخبه علمی دارد. البته مقصود تمام جامعه نیست. بخش آگاه جامعه با این لُمپنیسم برخورد انتقادی و عاقلانه دارد اما وقتی قرار است بر احساسات سوار شوند و خشم تولید کنند تمرکز روی سن ۱۵ تا ۳۰ سال است که در وقایع اخیر نقش آفرین بودند. چگونه باید مرجعیت فکری ساخت؟
بروز خشم در جامعه تک علّی نیست.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory