eitaa logo
دندون عقل
55 دنبال‌کننده
30 عکس
4 ویدیو
0 فایل
« بسم الله الرحمن الرحیم » . شوهرعمه، قلم‌فرسا، نویسنده بالقوه‌ای که با دندونپزشکی امرار معاش میکنه...همین!
مشاهده در ایتا
دانلود
یارو با چه اعتماد به نفسی نوشته بود: «گفتگو برسر چه؟ بین ما و شما دریای خون است!» من معذرت می‌خوام که درکی از نحوۀ شکل‌گیری سیلِ خون، رودِخون و دریای خون نداری عزیزم! دیگه چیزیه که شده! اینو هم بشنو جیگرت حال بیاد: «رقص و جولان برسر میدان کنند/ رقص اندر خون خود مردان کنند!» وقتشه تنی به خون بزنیم! مایوی من کجاست؟! و سه!
✅ تحلیل بیژن عبدالکریمی از ناآرامی‌های دی ماه ۱۴۰۴ ✍️ بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه نوشت: 🔻حملۀ اسرائیل و آمریکا به خاک کشورمان، در ۲۳ خرداد، و حوادث روزهای هفتم تا بیست‌ودوم دیماه امسال (۱۴۰۴)، دو رویداد و دو نقطۀ عطف تاریخی در تاریخ حیات اجتماعی ما، ایرانیان بوده است، دو رویدادی که به‌خوبی آشکار می‌سازد نظام سلطۀ جهانی، به رهبری اسرائیل و آمریکا، کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته است و هر دو مورد می‌بایست به بیداری همۀ نیروهای اجتماعی، از جمله حاکمیت و دولت، و غلبه بر اینرسی حاکم بر همۀ گفتمان‌ها منتهی می‌شد، لیک متأسفانه این غلبه هنوز خود را نمایان نکرده است. حوادث دیماه ایران نشان داد: ۱. پاشنۀ آشیل ما، بیش از آن که توان قدرت‌های سلطه‌گر غربی با هژمونی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم جهانی باشد، ضعف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ خود ماست. ۲. خشونت ظاهرشده در جامعۀ ایران، که هیچ‌ چیز از داعشی‌گری کم نداشت، نشان داد نیروهای وابسته به سازمان سیا و موساد و نیز نیروهای سازمان مجاهدین خلق، پ.ک.ک، جیش‌العدل و سلطنت‌طلبان برای سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی، نیل به قدرت و تجزیۀ ایران از چه خشونت‌گرایی عریان و داعشی‌گونه، و حتی بدتر از داعش، برخوردارند؛ تا آنجا که برخی از اعتراض‌کنندگان پس از رؤیت این خشونت آشکار صحنه را ترک گفتند. ۳. ما، ایرانیان، داعش را در بیرون از مرزهای کشور دنبال می‌کردیم، بی‌خبر از آن که داعشی‌گری در بطن جامعۀ ما و از درون شهرهای بزرگ تهران، مشهد، اصفهان، کرمانشاه، و... بروز یافت. در دیماه امسال خشونتی را در داخل مرزهای کشور و در میان بخشی از جامعۀ ایران تجربه کردیم که، اگر نگوییم بی‌نظیر، لااقل کم‌نظیر بود. این خشونت، نتیجۀ طبیعی فرهنگ، تمدن و خرد ایرانی و صرفاً حاصل اعتراضات مدنی مردم نجیب جامعۀ ما نبود و نمی‌توانست باشد. بی‌تردید، در این خشونت داعشی‌وار، «دیگری» و «بیگانه» حضوری چشمگیر داشته است، اگر چه همۀ عوامل را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان به نقش بیگانگان تقلیل داد. ۴. امروز پرسش هر یک از آگاهان جامعه نباید صرفاً این باشد که نقش دیگرانی چون دولت و حاکمیت در بروز این خشونت چه بوده است؛ بلکه باید از خود بپرسیم: «نقش هر یک از ما در بروز این خشونت بی‌نظیر و داعشی‌گری در حیات اجتماعی معاصر ما ایرانیان چه بوده است؟ و آیا ما روشنفکران و نخبگان دانشگاهی، که با صَرف تمام نیرو و توان خود برای نقد حاکمیت و قدرت سیاسی، دو مقولۀ بنیادین «فرهنگ و اخلاق» در جامعه را به فراموشی سپرده، دائماً بر آتش شکاف حاکمیت‌ـ‌ملت و بیگانگی و ازخودبیگانگی افراد با جامعه خودشان دمیدیم، در ظهور یک چنین خشونتی در جامعۀ اخلاقی و معنوی ایران نقشی نداشتیم؟ ۵. امروز دیگر پرسش هیچ یک از ایران‌دوستان حقیقی و عاشقان این مردم، این فرهنگ و این سرزمین، نباید این باشد که «آینده چه خواهد شد؟»؛ بلکه باید این پرسش باشد: «برای مقابله با ظهور فجایع عظیم و حملات خونباری که کشور و مردم عزیزمان، ایران، را تهدید می‌کند، هریک از ما چه می‌توانیم بکنیم؟» ۶. من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بوده‌ام شهادت می‌دهم تصویری که رسانه‌های بی‌بی‌سی، ایران‌ـ‌اینترنشنال و صدای آمریکا و برخی دیگر از رسانه‌های معاند و نیز گزارش‌هایی که در سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر این سازمان ارائه می‌دهند دروغی محض و شرم‌آور و برای آماده‌سازی شرایط ذهنی جهانیان برای حملۀ مجدد به ایران است. برای نمونه، نه فقط دولت ایران بابت جسد کشتگان پول و حق تیر دریافت نمی‌کند، دروغ آشکاری که برساخت رسانه‌ای بی‌بی‌سی و ایران‌اینترنشنال و دیگر رسانه‌های ضدملی بود، بلکه دولت با شهید اعلام کردن بسیاری از کشته‌شدگان، برای آنها حق و حقوق ویژه‌ای قائل شده است. ۷. من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بوده‌ام، شهادت می‌دهم پلیس و نیروهای انتظامی، و امنیتی ما، علی‌رغم نقطه‌ضعف‌ها و انتقاداتی که یقیناً دارند، اگر نگویم پاک‌ترین، یکی از پاک‌ترین نیروهای انتظامی و امنیتی جهانند و تا روز چهارشنبه، 17 دیماه دستور شلیک به سوی اعتراض‌کنندگان را نداشتند و صرفاً پس از حملۀ تروریست‌های حرفه‌ای و تعلیم‌دیده به سوی نیروهای انتظامی و پاسگاه‌ها به منظور خلع سلاح آنها دستور شلیک یافتند و در این ردو بدل شدن آتش، بی‌تردید تعدادی از افراد بی‌گناه، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیجی کشورمان نیز کشته شده‌اند. [ باید سه بار این متن رو خوند، و اندیشید، و افسوس خورد، و بیمناک شد، و امیدوار‌شد! ] و سه
دوران دانشجویی، جایی، شبی دیرهنگام، دوست عزیز شاعری تعارف زد که وایسا برسونمت. گفتم پیاده می‌رم. صدای وصل شدن اینترنت دیال‌آپ از کله‌اش بلند شد: «تو این سگِ سرما، تا خوابگاه...؟» گفتم: «من سر پرسودایی دارم؛ راه نرم، دیوونه‌ام می‌کنه!» ‌ مجدد برگاش ریخت! و سه
دندون عقل
دوران دانشجویی، جایی، شبی دیرهنگام، دوست عزیز شاعری تعارف زد که وایسا برسونمت. گفتم پیاده می‌رم. صدا
[ به پیوست: این‌همه آشفته حالی...این‌همه نازک خیالی...ای به دوش افکند گیسو... ] و سه
و البته، اسپرسو پای ثابت این جنون‌رَوی‌هاست! فی‌الحال که یه دوشات زدیم، تا کی پاها برای رفتن یاری کنن، خدا داند! و سه
هدایت شده از وحید یامین پور
زمانی سخن گفتن از تباهی فکر و تمدن غرب هرچند سخت بود اما در گوش‌ها می‌نشست. نقد غرب زیبا و دلفریب با شولایی از انسان‌دوستی و آزادی‌خواهی و کرامت انسانی سخت بود،‌ اما گوش‌ها همچنان نقد را می‌شنید و اغلب تصدیق می‌کرد که در پس این جلوه‌ی فریبا، چه دیو پلید کریه المنظری پنهان است. اما امروز، در حالیکه فجیع‌ترین نسل‌کشی‌ها جلوی چشم همگان رقم خورده، رذل‌ترین انسانها بر بلندپایه‌ترین صندلی‌های سیاست در غرب تکیه زده‌اند که به هیچ ادبی پایبند نیستند و از بروز هیچ نشانه‌ای از تفرعن و زشت‌خویی ابا ندارند، و آشکارا همه‌ی شعارهای عصر روشنگری و آرمان‌های حقوق بشری را به هیچ می‌گیرند و فاشیسم و نژادپرستی را در تهوع‌آورترین حالتش فریاد می‌زنند... گویی گوش‌ها کمتر می‌شنود و چشمها سو ندارد. ندیدن و نشنیدن بلای بزرگی است. و این همان لحظه‌ی به‌ثمر رسیدن تلاشهای شیطان است. تبدیل شدن انسان به لاانسان؛ به کالبدی که حتی اراده‌ی و اختیار شنیدن و سپس توجه به کفر ورزیدن خود را هم ندارد. چونان مُردگانی که راه می‌روند. «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل»: آنان دل دارند، ولى نمى‌فهمند، چشم دارند ولى نمى‌بينند، گوش دارند ولى نمى‌شنوند، اين گروه همچون چهارپايان بلكه از آنها پست‌تر و گمراه‌ترند. تکنولوژی‌های نوین ارتباطی برای آنها که "مراقبه" ندارند، کاملترین ابزار ناشنوا و نابینا کردن انسان‌ها هستند. زمانی خوشبینانه می‌گفتند آنها امتداد انسان‌اند. رادیو امتداد گوش و تلویزیون امتداد چشم است. وحالا شاید بگویند هوش مصنوعی امتداد فهم و درک و قوای درونی انسان. اما آنها امتداد نیستند، بلکه جانشین‌اند. تعطیل کردن گوش، نشستن بر جای آن؛ تعطیل کردن چشم و دیدن به جای آن و حالا تباه کردن درک و شعور انسانی و تصرف جایگاه آن. حالا هزار هزار انسان رانده شده از شهر انسانی در «جامعه‌ی شبکه‌ای» سکونت کرده‌اند اما پیش از سکونت، قوای انسانی‌شان را بیرون در خلع کرده و از تن و جان درآورده اند. انسانی عریان از قوای انسانی، ملعبه‌ای به دست الگوریتم‌ها و سوئیچرهای طراحی شده در ملکوت Alphabet و Meta و Microsoft و OpenAI و... ➕️ @Yaminpour
خدایا، توفیق تقوا و مراقبه!!! و چهار
عقده‌ای بودن که شاخ و دم نداره! عقده کمبود توجه، مخصوصا! و پنج
حالا که دارم فکر میکنم، اتفاقا ما عقده‌ایا هم شاخ داریم، هم دم! متاسفانه خودمون متوجه نمیشیم! و پنج
هدایت شده از سِدخارجی
24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونا نمیخوان ما این کلیپ رو ببینیم... @Sedkhareji ✔️
تکلیف چیست؟ و چند!