eitaa logo
دندون عقل
56 دنبال‌کننده
33 عکس
4 ویدیو
0 فایل
« بسم الله الرحمن الرحیم » . شوهرعمه، قلم‌فرسا، نویسنده بالقوه‌ای که با دندونپزشکی امرار معاش میکنه...همین!
مشاهده در ایتا
دانلود
بنا بود 150 تومان وام بانکی بگیرم برای کاری. آنقدر نشد و عقب افتاد که دیگر نمی‌توان روی زور این رقم برای باز کردن گرهی از زندگی حساب کرد. بعد نشستم به فکر و مشورت که اگر ابر و باد و مه و خورشید و رئیس بانک و کارمند مسئول تکمیل پرونده وام و ضامن‌ها همگی همت کنند، با این پول چه می‌شود کرد جز خریدن مقدار ناچیزی طلا تا در این ماراتنِ همگانیِ دویدن برای حفظ ارزش دارایی، عقب نمانیم؟ فرض بگیریم وام واریز شد و طلا هم ابتیاع گردید. آن‌وقت من هم به جرگه‌ی کسانی می‌پیوندم که با هر بار بالا رفتن قیمت طلا، می‌گویم: «الحمدلله»؟ الحمدلله که ما چندرغازی داشتیم و طلا خریدیم و حالا یک گام پیش‌تر از آنهایی هستیم که نداشتند و نخریدند؟ الحمدلله که وقتی سروکله‌ی ضروریات زندگی از سفره دوروبری‌ها آرام‌آرام محو می‌شود، ما هنوز می‌توانیم طلایی بفروشیم و دوغ و دوشاب بگذاریم سر سفره زن و بچه؟ آن وقت این الحمدلله ذکر است یا غفلت؟ دیدم کار به همین مقدار هم ختم نمی‌شود. گیریم من بر فرض توان، طلایی ذخیره نکردم و حساب کاربری در پلتفرم یکی از این شرکت‌های نوپا و نوببا باز نکردم که روزانه با گوشزد کردن نرخ صعودی طلا یادآور «یوم‌الحسرت» باشد. مردم چه؟ این کار را نمی‌کنند؟ بغرنجی کار اینجاست که دیگر جایی برای توصیه و نصحیت و وعظ هم باقی نمانده. کدام واعظ صاحب دستار و ردایی، جرأت می‌کند از فراز منبر در مذمت حرص و طمع سخن بگوید. حتی اگر بگوید به استناد کدامین جگر می‌تواند این خریدهای خُرد و انباشت‌های اندک را مصداق حرص بر مال دنیا قلمداد کند و سپس از طمع بپرهیزاند؟ کدام حرص؟ کدام طمع؟ مگر نه اینکه این تلاشی است برای بیشتر گرسنه نماندن؟ مگر پای «کنز ساختن» قارونی در میان است تا واعظان مردم را تحذیر دهند؟! به قول اخوان: «خانه خالی بود و خوان بی‌آب و نان؛ و آنچه بود، آش دهن‌سوزی نبود». اصلا مگر می‌شود فهمید آنچه در حال وقوع است، معصیت است یا کیاست؟ می‌بینید چه بر سرمان آمده؟ امکان وعظ هم سلب شده، به تبع سلب امکان فهم. دیگر امر به معروف و نهی از منکر پیش‌کش. ختم کلام آنکه شاید من احمقم که مطلوبم نه برنده شدن و نه بازنده شدن، که ترک میدان بازی است! لذا نسخه‌ی حماقت، پیچیدن ندارد! این چه استغناست یا رَب، وین چه قادر حکمت است؟ کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست! 1دی‌ماه سال4 @Masihane
در هرصورت، پیشگیری بهتر ازدرمان است!
هوالرزاق! تو بندگی کن، و دنبال تراکم امکانات و استعداد ندو!
هادی اگر تویی که کسی گم نمی‌شود... صلی الله علیک یا علی ابن محمدٍ الهادی -علیه السلام- ایها الزکی النقی ❤️🖤
4_6041924864028186414.mp3
زمان: حجم: 1.7M
تمنا و تقاضا موج می‌زنه توی این صدای حزن‌آلود...خدا رحمتش کنه عباس موسوی قهار رو، ان‌شاءالله هم‌نشین صاحب ماه رجب باشه!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شاید باورتون نشه، ولی توی سیستم نیمه‌جون ربع دولتی، ربع درمانی، ربع نظامی، ربع خیریه میشه درسای مهمی برای زندگی به دست آورد. اولیش حفاظت اطلاعاته؛ آخریش، «توجیه نکردن» اشتباهه! اینجوری که هرچی تو سعی کنی کولی‌بازی دربیاری و توجیه کنی، یه کولی‌تر از تو پیدا می‌شه که تهش تو رو سیبل اشتباهات کنه! نقطه ضعف کولیای توجیه‌گر کارکشته چیه؟ اینکه تو تقصیرتو گردن بگیری و بپذیری! اون‌جاست که دست از سر تو بردارن و بیفتن به جون هم که: «تقصیر تو هم بود!» و «اصلا تقصیر من نبود!» هروقت به این مرحله رسیدی، بدون وقتشه یا ترفیع بگیری، یا خدمتت تموم شه! تو استحقاقشو داری، مطمئن باش!
کتاب هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها رو تموم کردم و لذت بردم. بعد بیوگرافی نویسنده رو جویا شدم و فهمیدم نویسنده، بیشتر از رمان‌نویس کارگردان تئاتر و نوازنده سنتیه! و سال‌هاست مقیم آمریکائه و برام جالب شد، این تسلط عجیب روی فرم رمان و تکنیک سیال‌ذهن، [که مبسوطش بماند برای جلسات خوانش!] بعد نشستم نظرات کاربران «بهخوان» رو راجع به این کتاب خوندم و برگام ریخت! گفتم: «عَهههههه! چقدر پیچیده بود و ما نمی‌دونستیم!» و مجددا حظم بیشتر شد! بنابراین، شیوه درست خوندن یا بهتر بگم، نحوه «خوانش» یه کتاب می‌شه به ترتیب: «اولا؛ مواجهه بدون پیش‌داوری با کتاب، خواندن و به فکر فرو رفتن و چندی مؤانست، وانگهی پس از اتمام، داغاداغ نوشتن مرور و بعد، خواندن بیوگرافی و شرح حال نویسنده؛ غور در منویات، افاضات و گسیل تخیل در دنیای ذهنیِ و جهان زیسته نویسنده؛ سپس، باز کردن بهخوان و تأمل و تعمق در نظرات دیگران راجع به کتاب -من جمله منتقدین، مخاطبین خاص، عام، عادی و غیرعادی کتاب! و آخر کار، ویرایش مرور اولیه و عجولانه‌نوشته شده و تغییرش به یک مرور عمیق، چندلایه و !
«فروبستگی» یا «پِتال» بودن، یکی از سلاح‌های ابلیس است برای زمین‌زدن کسی که جهت گرفته، و آماده‌ است برای شتاب گرفتن...أعوذ بالله من الضعف، من الهم و الغم، من البطالی (معرب پتالی!)
البته، فروبسته فقط معده حاج‌آقا حسین‌آقای استاد رضایی...ما آدمیزادهای آخرهفته-خسته ادای معده ایشونو در میاریم و بس!
خوبی مد شدن شلوار لی پاره اینه که اگه احیانا زانوت گرفت به سپر یه آر‌دی لکنته زخم و زیلی و زانوت تا نزدیکای مچ،جر خورد اصلا خم به ابرو نیاری و با اعتماد به نفس بری توی بالاشهر، تو فست فودب بشینی و لنگ هم روی لنگ بندازی! البته مد شدن چندان دقیق نیست، ما از وقتی سنمون تک‌رقمی بود، «مد بودن» شلوارجین زخمی رو یادمونه.
اعتیاد به قهوه، تحمل زندگی رو راحت می‌کنه ولی از کیفیتش کم می‌کنه! خدایا مارو در اوج شکوفایی و تاب‌آوری بخواه، با مخدر، یا بی‌مخدر!