کربلایی حسین طاهری1404090210.mp3
زمان:
حجم:
16.9M
توی رواق دارالحجه، از بین اینهمه مداحی و نوحه و مولودی، نشستهام به رجز گوش دادن...«حیدرحیدر»ش بُراقم میکند...اللهم العن الجبت و الطاغوت، هرنوع، هرجا، هروقت!...خداوندا! ما را دستیازیده به ولایت امیر مومنان، دوست دوستدارانش، و خصم دشمنان متعفن و بیطینتش قرار بده، به حق امام هشتم -علیه السلام-
#بیست_و_نه
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📣 روایت رهبر انقلاب از حوادث اخیر در کشور
🎤 حضرت آیتالله خامنهای صبح امروز:
✏️ اولاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب میشناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله؛ این اجتماعات عمدتاً از طرف بازاریها بود اما حرفشان حرف درستی بود.
✏️ بنده حرف، بنده هم توی تلویزیون شنیدم هم توی محاسبات و توی کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور کاهش ارزش پول کشور عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم، راست میگوید. این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیسجمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور در صدد علاج این مشکل هستند. این یک مشکل است این هم دست دشمن در میان است.
✏️ این را هم عرض بکنم به شما. این گران شدن قیمت ارز خارجی بالا رفتن بیحساب ارز خارجی و عدم ثبات او، هی برود بالا و بیاید پایین که کاسب نداند تکلیفش چی است، این طبیعی نیست این کار دشمن است. البته باید جلویش گرفته بشود با تدابیر گوناگون دارند تلاش میکنند هم رئیسجمهور هم رؤسای قوای دیگر بعضی مسئولین دیگر دارند تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین بازاریها اعتراضشان به این مطلب بود و این مطلب مطلب درستی است. آن چه مهم است این است که یک عده آدم تحریک شدهی مزدور دشمن پشت سر بازاریها بایستند و شعار ضد اسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند. این مهم است.
✏️ اعتراض به جاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم باید حرف بزنند مسئولین با معترض با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.
✏️ اینکه یک عدهای تحت عناوین گوناگون نامهای گوناگون میآیند به قصد تخریب به قصد ناامن کردن کشور پشت سر بازاریهای مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند از اعتراض آنها سوءاستفاده کنند اغتشاش کنند اصلاً قابل قبول نیست، مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمینشینند از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است از این خواستند استفاده کنند، البته مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود؛ مهم مجموعهی ملّت است. مهم همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد. ایمان، اخلاص، عمل. مهم بیتفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است. بیتفاوت نبودن در مقابل شایعهپردازیهای دشمن است. اینها مهم است.
✏️ مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد تحمیل کند یک چیزی را بر کشور و مسئولین، بر دولت بر ملّت، با قدرت کامل بایستد در مقابل دشمن و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمیآییم، ما با اتکای به خدای متعال با اتکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم انشاءاللّه به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد.۱۴۰۴/۱۰/۱۳
💻 Farsi.Khamenei.ir
زد به کلهام؟ خیر! آگاهانه و در عین اکراه، برگشتم به اینستاگرام! فالیبک الباکون و الیصرخ الصارخون!
#بیست_و_نه
دندون عقل
زد به کلهام؟ خیر! آگاهانه و در عین اکراه، برگشتم به اینستاگرام! فالیبک الباکون و الیصرخ الصارخون!
بسمالله
یک.
ما را چه به لاف رندی؟ ما زیرلحافترین و محتسبتربن خلق خداییم، به خودش قسم! این ریش و پشم گاهی باد زیرجلدمان میاندازد و خودمان آروغ سرمیدهیم و خودمان بهبه میکنیم؛ و إلا به خودمان تبریک نمیکفتیم، ورود قهرمانانه و بازگشت شکوهمندانه و هیجدهمینبار فتح کردن تپهای که دیگر از فرط فتح، تپه نیست و قلّه شده! باری، شیخ علی رستمی، حاج احد نظری و استاد علیرضا شیروانی و سایر شیوخ و حجاج و اساتید، هرکدام برای شرح ماوقع در جمجمه مشوش ما هنگام ترک و ترکِ ترک و ترکِ ترکِ ترک اینستاگرام، فرضیات متعددی صادر کردهاند که حاصل جمع همهشان با هم میشود: «مغزپریشانی». (مطمئنا خواننده فهیمی که تا اینجای کار را خوانده و اندک شناختی از نویسنده و دوستان فرهیختهاش داشته باشد، متوجه شده است که به جای واژه برساخته «مغزپیشانی»، چه کلمهای و مشتقاتش در وصف حقیر، به کار رفته!) باری، خوبی شهرهشدن به مغزپریشانی، فروریختن برج و باروی شرمهای نیابتی و غیرنیابتی است. بدیاش اما، نیارزیدن قول و گفتۀ صواب-ناصوابِ شرمزده مذکور است، به دوزار و سهشاهی، که یعنی هیچ! (که با این وضع دلار، همین هیچ هم، هیچترازهیچ شده!) حالیا، چوپان دروغگو که از دروغ شرمنده نیست و گفته و ناگفتهای هم برای عرضه به هیچ ندارد، چارهای ندارد جز گذرزمان و کندشدن هوش و حواس تاریخ، یا انتظار کشیدن برای گرگی در لباس میش، یا بز، یا گاو وَ یا آدمیزاد!
دیگر؟
زمان-وقت-فرصت
همین کمیتی که در فیزیک به t میشناسندش و محور افقی هر نموداریست؛ وحشیتر است از هرگرگی! به خود بیایی و ببینی گله را با مرتع، زده و گریده و هیچ نگذاشته، حتی ردپایی! و چوپان اگر تیزنظرباشد،درهرلباسی میشناسدش؛ و خوشا بهحال چوپان تیزنظری که خودش را از گوسفندها گوسفندتر ببیند! [ یا جابر العظم الکسیر...]
مخلص کلام؛ همان گوسفند قدیمی، در همان کهنهپوستین چوپان!
سلام! تحملم کنید و بگذرید؛ ترجیحا بدون طعن و نیش!
دو.
جنون! آری! ادواری؟ احتمالا!
ولی سند درست و درمان ندارد، این «لا یبلغ العبد حقیقة الإیمان حتی یظن الناس أنه مجنون!» مناسبتهم ندارد! ایمانم نه کامل است، نه حقیقی! خرده ایمانیست که به یک نیمعشوه دنیای چُسَکی، بارها حراجش کردهام و اگر دست قهار و پردهپوشی ستّاریتش نبود، تخته گاز در سراشیبی جهنم مسافرکشی میکردم؛ بهعنوان اسنپاکوپلاس!
شما هم به این پشم و پیل و پینه لاکردار پیشانی نگاه نکنید؛ هروقت صلاح دیدید و البته اگر زورتان رسید، از این روپوش سفیدبرعکسها تنم بکنید و ببرید بخوابانیدم! شاید با «مخلِس!» ها تفاهم بیشتری داشتم…مخلصم!
#بیست_و_نه
دندون عقل
بسمالله یک. ما را چه به لاف رندی؟ ما زیرلحافترین و محتسبتربن خلق خداییم، به خودش قسم! این ریش
پ.ن: اثرات امیرخانی خواندن، مشهوده نه؟!!
دندون عقل
بسمالله یک. ما را چه به لاف رندی؟ ما زیرلحافترین و محتسبتربن خلق خداییم، به خودش قسم! این ریش
سه.
دستیارم کارهای مرخصیش را روبراه کرده بود. بشکنزنان و «مشهدم، مشهدم!»گویان، جزعفزع همهمان را درمیاورد و کیف میکرد. طبق معمول، سر و دست و مچ و آرنج در دهان مریض، از زیرماسک و شیلد صدایم را بلند کردم که: «فلانی! رفتی اونجا دعا کن منم تا یه ماه دیگه مشهدی شم. اگه دعات بگیره، یه شیرینی پیش من داری!» چشمی گفت و شلنگتختهاندازان، از در برقی همیشهخراب کلینیک زد بیرون. این ور دلم میگفت: «تو هم دلت خوشه! آنان که خاک را بهنظر کیمیا کنند/ عمراً اگر به ریخت نحست نگاه کنند!» اونور دلم میگفت: «بدهد فرصت دیدار به تو باز کریم/ گوشاین طایفه آواز گدا نشنیده». نگاهم ماسید به در برقی همیشهخراب. گهی باز و گهیبسته. گهی یکهو باز، گاهی یکهو بسته...تا این مرتبه باز و بسته میشود-لای در گیر میکنم یا عبور...؟ در صرافت حل معما، انگشتتحیر، مجازاً به دندان! فاتحهای خواندم برای صائب و حافظ و پدال را فشار دادم.
-
یکماه و یکهفته بعدش، مشهدم. نه آن یکماه شد. نه این که بالکل نشود! دیگر از آن لوسبازیها و صورتیمسلکی خبری نیست، که اگر همالان مرا به حضور نطلبید، حضرت سلطان، من إل میکنم و بِل میکنم و جفتک و مشت وِل میکنم!
که چه؟ خاک پایتان بر دو چشم من و امثال من! همین که با این کارنامه سیاه، هنوز که هنوز است، قارقارکی میکنیم و با کبوترها توی صحنتان میگردیم و از خوان نعمتتان، درد و دلی و نم اشکی و اشترودلی به یاد عزیزان بهمان میرسد، دیگر چه جای ادعا و طلب...؟ نمیگویم «من اگر جایتان بودم...» که عمرا، آلودهقطرهای نمینشیند جای دریای طهارت! ولی ته ذهنم، دودوتا چهارتا که میکردم لیاقت که هیچ، ظرفیت و جنبه محبت و عنایت شما را هم که نداشتم هیچ! کلی فرصت هم سوزانده بودم و کلی ناتلنگی و بیمعرفتی! هربار آمدم و ور زدم: «ما از تو به غیر تو نداریم تمنا!» و عدل، اولین مشت جویی که از آخورم کم شد بنای عرعر گذاشتم، بلاترجمه! که «ان انکر الاصوات لصوت الحمیر!» باز شما مرا قاطی آدمیزادان و پاکسیرتان راه دادید و دمتان گرم! مرحمتتان مستدام بوده و هست؛ کاش من ظرفیت داشته باشم!
چهار.
مادرم میگفت: «نکن بچه! آب رو بخاری نریز!» و من دستهای خیسم را میتکاندم روی بخاری داغ و از جزّجزش حال میکردم! آمدنی که شدم، دستیار و بیمار و مافوق و مادون و ننه-بابا-دوست و رفیق و از همه بیشتر، فاطمه را جری کردم که: «این هفته مشهدیَم! کاری نداری؟» و هی، بخارِ آه با خودم آوردهام حرم. نشاندهام روی ضریح و نشستهام به تمنا...شاید به دعای من، کس دیگری یکماه و یکهفته دیگر، مشهدی شد!
#بیست_و_نه
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Ya Mola.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
یا مولا دلُم تنگ اومده...
#بیست_و_نه
آقای چاووشی...!