هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
کیسه رو داد دستم گفت فقط هم زود برسونید هم خیلی مراقبش باشید. گفتم خانوم خب هواپیما میگرفتی که جفتش رو با هم داشته باشه چرا پیک موتوری گرفتی؟ خندید. از اون خندیدنا که گوشه لپش چال افتاد. میشد تو چال لپش غرق شد ولی نشدم. الان با خودش فکر میکنه که اینم آب ندیده وگرنه شناگر ماهریه؟ خانم به لاکِ شرابیت قسم من کشتیهام خیلی وقت پیشها غرق شدن. ساحل نجاتم پر از نهنگه که نشستن به شبنشینیِ خرچنگهای مردابی. حتی ماهیهای زلالپرست هم دارن خو میکنن باهاشون. از اون طرف هم پوشاندهاند صبح مرا ابرهای تار تنها به این بهانهی مسخره که بارانیام کنند و نمیکنند معالاسف. حاج آقا به نظرتون اینجا ابری میشه، خدا هم دلش میگیره؟ چون خدا همهجا هست دیگه. فقط تو عرش با فرشتههاش نیست که. هرجا بخواد هست. حتی هرجا نخواد هم هست. وقتی نشستی گوشهی اتاقت لای کتابات هم، کنارت یا حالا اونورتر نشسته نگاهت میکنه حالا هرچندتا بنده که باشید. حتی وقتی همهچی رو از دسترس خارج میکنی و خودت رو گم و گور کردی هم خدا پیدات میکنه. حتی وقتی به بقیه میپری و پاچه میگیری و بعدش هیچکس محل سگ هم بهت نمیذاره خدا آدم حسابت میکنه. باهاش حرف بزنی میشنوه. کلی کشتیِ سوراخ شده رو نجات داده. حالا درسته تو قضیه تایتانیک دیکاپریو رو نجات نداد ولی به جاش رُز با اینکه شب پرگناهی رو پشت سر گذاشته بود زنده موند. موند تا درس عبرتِ ما بشه که بفهمیم «یا اله العاصین» هم خدای ماست. نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست؟ هست جانم. هست. خوبشم هست..
سید مصطفی موسوی
@ir_tavabin
هدایت شده از فروپاشی روانی
لطفاً برای من دعا کنید، برای تهران، برای اشکهام، برای همهچیزم. لطفاً فقط همین یکبار. همین. یک. بار.