焚
«سهگانه آتش و پر»
فصل اول: پیام غیرمنتظره
سه ماه از زندانی شدن سارا ببعالملکه میگذرد. عارقانه و شاهد۱۳۶ در صلحی شکننده با ببعستانهای بدون رهبر به سر میبرند. اما آرامش قدقدستان دیر دوام نمیآورد.
نیمهشب، یک اردک زخمی با کلاهخودی خندهدار به شکل قورباغه، خود را به دروازههای قصر میکوباند. روی بالش نوشته:
«به عارقانه، پادشاه مرغها.
من مشترک، حاکمِ کواککواک (دلقک، فرمانده، و بیوهی ۴۲ اردکِ مرده در جنگ) هستم. دارابی سرزمینم را غارت کرده، تخمهایم را دزدیده، و پرچمم را با پرچم کلهقندی عوض کرده. با تو اتحاد میخواهم. در ازای نصف غنایم و یک بوسه از شاهد۱۳۶ (شوخی، نیازی نیست). بیا.
مشترک (زن قدرتمند)»
عارقانه نامه را به شاهد۱۳۶ میدهد. او میخندد.
شاهد۱۳۶: «زن دلقکی اردکها را رهبری میکند؟ حتماً شوهرهای مردهاش را خورده.»
عارقانه: «دشمن دشمنم، دوست است. حتی اگر کلاه قورباغهای به سر داشته باشد.»