eitaa logo
لیلاچه‌
277 دنبال‌کننده
325 عکس
68 ویدیو
21 فایل
مامان‌ْنگارآ🌙 . جایی برای فکرِ بیشتر...☔️ . و چیزهایی میگم که مسیر مادری رو هموارتر کنه🩵 🌱 ☁️ برای حرفها: @ordibehesht_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
•°|بسم الله الرحمن الرحیم|°• چند ماهی‌ست که میخواهم نوشتن را دوباره شروع کنم. شاید نزدیک به یکسال است که ننوشته ام... اوایل در نوشتن، مثل کسی بودم که تنگی نفس دارد و از کوه بالا می‌رود! تمرین می‌خواست و من، مدتها فقط میخواندم و مینوشتم! . گاهی شبیه نادر، گاهی شبیه شجاعی و سلطانی، و گاهی کتابِ مسمومِ رهگذری، خوراک ذهنم شده بود، که نوشته هایم مثل هدایت، تاریک میشد. کسی نبود بگوید دخترک ۱۵ ساله را چه به هدایت و باورِ جامعه‌ی ذهنِ دولت آبادی! ذهنِ زیبا را چه به خوراکِ مسمومِ ناامیدی! من باید از نادر میخواندم که تاکیدش این بود: همیشه از عشق سخن باید گفت. بی عشق، روزگارت را زندگی سیاه خواهد کرد. بی عشق، مصیبت است برخاستن، کار کردن، خُفتن، نگاه کردن، راه رفتن و نفس کشیدن. بی عشق، هیچ سلامی طعمِ سلام ندارد... و هیچ نگاهی عطرِ نگاه... . . به هرحال امروز شروع کرده ام و مثل هرکار دیگری که برایم اهمیتی داشته باشد، مدتها سبک و سنگین کردم. در این مواقع شبیه آدمی میشوی که بخواهد در آب سرد بپرد؛ مدتی دو دل است و بعد دل به دریا زدن! به علاوه اگر آدم چشمهای بینا داشته باشد، بسیاری چیزها می‌بیند که شایسته نوشتن است. و نوشتنِ یادداشت، خود تمرینی است برای دیدن! یاد می‌دهد آدم چشمهایش را باز کند. میخواستم بنویسم تا چشمها را بازتر کنم به روزنه‌های امید... که با خاکِ ناامیدی و دروغ، آن روزنه‌ها را می‌پوشانند... لیلاچه شاید تنها کارش پاشیدن بذرهای کوچک امید باشد، لابه لای یادداشتهای روزانه‌اش. که رهگذری ببیند و بخواند و روزنه را بسته نبیند! . . ‌. ممنون که با ذکر منبع منتشر میکنید🌱 📜 فهرست؛ 📚 🤍مامان و نینی🐣⇩ 🤍لیلاچه‌ای که جنون بخرد...
شب ها در هنگام عبادت از ماسوی می‌بُرید، و روز در متن اجتماع فعالیت داشت. روزها چشم انسان‌ها ازخودگذشتگی‌‌های او را می‌دید، و گوش‌هایشان پند و گفتار حکیمانه‌اش‌ را می‌شنید و شب چشم ستارگان اشک‌های عابدانه‌اش را می‌دید... علی‌علیه‌السلام بود. 📚 🌱@leylache_ir