eitaa logo
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
57 دنبال‌کننده
275 عکس
63 ویدیو
5 فایل
دوست دارم کتاب بخوانم ديوانه وار، تا تمام زندگی هایی رو که من نتوانستم بشناسم، تجربه کنم. 🏠 بروجرد، خیابان 45 متری بسیج، بعد از پارک مادر ⏰ تا اطلاع ثانوی ساعت کاری کتابخانه شنبه تا چهارشنبه 7/30 تا 19⏰ کتابخانه پنجشنبه ها تعطیله ☎️تلفن:06642469100
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ خداوندا! کینه ام را به دشمنان سرزمینم عمیق تر کن، زبانم را تیزتر کن، پایم را استوارتر کن، زبونی ام را کمتر کن، شاید بتوانم سنگی از کوه سنگی دردهای مردم بردارم و باری از بار عظیم غم های شان بکاهم! ✍️ 📕 🇮🇷 🆔 @libshahidi
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
✨#بریده_کتاب✨ خداوندا! کینه ام را به دشمنان سرزمینم عمیق تر کن، زبانم را تیزتر کن، پایم را استوارتر
✨ خداوندا! اسیرم کُن, اسیرِ محبتِ مَردم و به زنجیرِ عشقِ به خَلقم ببند، نه عشقِ به خالق و خادمِ افتاده‌یِ درگاهِ مِلّتم کُن نه بارگاهِ الهی.... خداوندا! کینه ام را به دشمنانِ میهنم عمیق تَر کُن و زبانم را تیزتر و پایم را استوارتر و زبونی‌ام را کمتر... خداوندا! از عبادتِ خویش بازم دار تاعبادتِ مَردم کنم... خداوندا! دردم را بیشتر کُن زخمم را چرکین‌تر تبم را تندتر و چنینم نگه‌دار؛ مبادا که آرامش؛ فراموشی بیاورد...! خداوندا! خوفِ از ظالم را در من بمیران و توانِ آن عطایم کُن که تختِ سینه‌ی ناکسان بکوبم بی‌ترسِ از عواقبِ خوف انگیزش... خداوندا! از پاداش، معافم کُن از بخشش، ناامیدم کُن از بهشت، مأیوسم کُن تا هر چه میکنم به سودای انعامِ تو نباشد...!! خداوندا! اگر داشتن ،ذلیلِ داشتنم می‌کند ندارم کُن اگر کاشتن، اسیر چیدنم می‌کند بیکارم کُن اگر اندیشه‌ی خیانت به یاران به سرم افتاد بر سرِ دارم کُن اگر به لحظه‌ی غفلتی درافتادم پیش از سقوط، هشیارم کُن اگر رنجِ بیماران، لحظه‌یی از دلم بیرون رفت سخت و بی‌ترحّم بیمارم کُن..! خداوندا! خوارم کُن اما مردم آزارم مَکُن... خداوندا! ناامید از معجزه‌ام کُن بی‌اعتقاد به دستِ غیبم کُن*... ✍️ 📕 📙 *متن این مناجات در هر دو کتاب آمده است* 🆔 @libshahidi
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ امروز در خیابان خلوتی میرفتم، که بوی پیچیده ی بِه را بوییدم و به یاد درختان معطر هزاران سال پیش افتادم که در باغهای جنوب باغ تو چون بیشه یی از رنگ زرد بود. و عطر تو، عطر تن خاکی تو به خاطرم آمد. و بعد از هزار و چارصد سال فریاد زدم : من هنوز، هنوز، هنوز عاشق تو هستم. ✍🏻 📕 برای وطنم ایران🇮🇷 ❤️🤍💚 🇮🇷 🆔 @libshahidi
✨ این کتاب یکی از منحصر به فرد ترین آثار در حوزه اندیشه سیاسی و سیره شناسی اهل بیت (ع) محسوب می‌شود. این کتاب نه یک روایت تاریخی خطی، بلکه یک تحلیل موضوعی و استراتژیک از مجموع ۲۵۰ سال امامت معصومین است. هدف اصلی این اثر، استخراج اصول کلی و درس‌های راهبردی از زندگی این ستارگان هدایت برای جامعه امروز است. برخلاف کتاب‌های زندگینامه‌ای مرسوم که بر جزئیات شخصی تمرکز دارند، «انسان ۲۵۰ ساله» بر بُعد مبارزاتی و حکومتی ائمه (ع) تأکید می‌ورزد و زندگی ایشان را به عنوان یک پروژه در مواجه با نظام سلطه برسی می‌کند.ساختار کتاب بر مبنای گزینش سخنرانی‌ها و بیانات رهبری در طول دهه‌هاست که به هم پیوسته‌اند تا یک تصویر واحد از «مبارزه مستمر» را ترسیم نمایند. نام کتاب، به‌خودی‌خود گویای محتوای آن است: نگاهی که کل دوره امامت را به مثابه یک عمر واحد و یک انسان واحد می‌بیند که در طول ۲۵۰ سال، با تاکتیک‌های متفاوت اما با هدفی ثابت، مسیر خود را ادامه می‌دهد. رویکرد اصلی کتاب، بازتعریف مفهوم امامت به عنوان یک نهضت مستمر است. این تحلیل، کل دوره امامت را به عنوان یک زنجیره واحد می‌بیند که در آن هر حلقه، ادامه‌دهنده و مکمل حلقه پیشین است. در این نگاه، امامت یک منصب ایستا نیست، بلکه یک حرکت پویا و فعال در عرصه تاریخ است که هدف نهایی آن، هدایت بشریت به سمت توحید و عدالت است و نشان می‌دهد که پرچم این مکتب با رفتن رهبر شهید تا سرمنزل مقصود و حضور منجی عالم بشریت همچنان سرافراز است و ادامه دارد. 📕انسان 250 ساله( موجود در کتابخانه) ✍️ بیانات مقام معظم رهبری، شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 🆔 @libshahidi
*🔰ایبنا گزارش می‌دهد؛* کتاب، کتابخانه و تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران و جنگ 🔸کتاب، کتابخوانی و کتابخانه‌های عمومی، نقش حیاتی در تقویت تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران و جنگ ایفا می‌کنند. با سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها و اتخاذ سیاست‌های فرهنگی مناسب، می‌توان ظرفیت جامعه را برای مقابله با بحران‌ها افزایش داد. 🔸کتاب، در شرایط بحران، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا می‌کند. در فضایی که شایعات و اطلاعات نادرست به سرعت گسترش می‌یابند، کتاب، به عنوان منبعی معتبر برای تفکر انتقادی، تحلیل و استدلال عمل می‌کند. 🔸کتابخانه‌های عمومی، فراتر از مراکز امانت‌دهی کتاب، در شرایط بحران به مراکز حیاتی برای ارائه اطلاعات، خدمات حمایتی و ایجاد حس امنیت و همبستگی تبدیل می‌شوند. 🔸کتابخانه‌ها نه تنها ذخیره‌گاه کتاب، بلکه ذخیره‌گاه امید، هویت و تاب‌آوری هستند. در بحران، این فضاها نمادی از انسانیت و مقاومت فرهنگی می‌شوند و نشان می‌دهند که پس از هر تاریکی، چراغی وجود دارد — چراغی که نوشته‌شده در کتاب‌هاست. مشروح گزارش در لینک زیر: 👇 ibna.ir/x6G84 *روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی لرستان* 🆔 @libshahidi
✨ ای برادر! به بختکِ ظلمتی که امشب روی باغِ تو افتاده فکر نکن به عصر ظلمتی که اگر یک لحظه غفلت کنی از راه خواهد رسید بیندیش! به خانه فکر نکن به تاریخِ خانه فکر کن! ✍️ 📕 ‌ 🆔 @libshahidi
✨ وطن، یک کلافِ مهربانیِ درهم بافته‌ی تاریخی ست، یک حسّ ِ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ مرمرِ خُرد ناشدنی، پولادِ آب دیده، پَر نرمِ نرمِ سینه‌ی مرغانِ نوروزی، صدای خنده‌ی بی دغدغه‌ی یک کودک ــ که طنینش از این سو تا آن سوی خاک می رود. وطن، عشق است، نَفسِ عشق، ذاتِ عشق، بلورِ عشق. بیاموز که عاشق شوی، خواهرِ خوبِ من، برادرِ خوبِ من، فرزندِ خوبِ من! و مگذار که اجانب و پرستندگانِ اجانب و مُزدبگیرانِ اجانب و ابلهانِ بی وطن، از قلبت، این عشق را برانند.... ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
✨#بریده_کتاب✨ وطن، یک کلافِ مهربانیِ درهم بافته‌ی تاریخی ست، یک حسّ ِ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ م
✨ وطن برای وطن خواه عِطری دارد، عطری تاریخی، عطری مردمی، عطری شیرین، که تجزیه‌ی وطن و قطعه قطعه شدنِ غم اَنگیزش، هرگز این عطر را از میان نمی‌بَرد. اصفهانیِ خوب، این عطر را می بوید، تاجيکِ خوب می بوید، گُرجیِ خوب می بوید، آذریِ خوب، اگر خاکش هزار قطعه شده باشد، در هزار قطعه می بوید، کُرد اگر زمینش را ذرّه ذرّه کرده باشند، با تمامیِ قدرتِ بویایی اَش، در هر ذرّه می بوید، بلوچ اگر بلوچستانِ مقدّس را اجانبِ رذل، «بلوچستانِ انگلیس» نام گذاری کرده باشند، باز می بوید، و آن کس که در پرت افتاده ترین روستای حومه‌ی مدائن زندگی می کند و به خاطرِ آن که دیگر نبوید، بدنش قطعه قطعه شده باشد، باز هر قطعه‌ی بدنش می بوید.... وطن، عطر است؛ بوی بهارینِ زیستنِ آزادانه است، بوی خوشِ خاک است. وطن، آواز است؛ آوازی که بلوچ می خواند، لرستانی می خواند ترکمن می خواند، آذری می خواند، بندری می خواند، خراسانی می خواند، گیلک و مازندرانی می خواند، کُرد و کویری می خواند، اصفهانی و شیرازی می خواند، خرمشهری و دامغانی می خواند، افغانی و سیستانی میخواند.... وطن، یک کلافِ مهربانیِ درهم بافته‌ی تاریخی ست، یک حسّ ِ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ مرمرِ خُرد ناشدنی، پولادِ آب دیده، پَر نرمِ نرمِ سینه‌ی مرغانِ نوروزی، صدای خنده‌ی بی دغدغه‌ی یک کودک ــ که طنینش از این سو تا آن سوی خاک می رود. وطن، عشق است، نَفسِ عشق، ذاتِ عشق، بلورِ عشق. بیاموز که عاشق شوی، خواهرِ خوبِ من، برادرِ خوبِ من، فرزندِ خوبِ من! و مگذار که اجانب و پرستندگانِ اجانب و مُزدبگیرانِ اجانب و ابلهانِ بی وطن، از قلبت، این عشق را برانند.... وطن، یک بوته، فقط یک بوته گُلِ چارفصل است که به صد رنگ و با صد عطر، گل می دهد اما یک بوته، فقط یک بوته است نه بیشتر، و تو اگر عاشقانه به گِردش بگردی، تازه حس می کنی که یک بوته است نه هزار، و یک ریشه دارد نه هزار.... ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
✨ بوی تعفّنِ نوکریِ اجانب را با هزار مَن عطر هم نمی شود پنهان کرد. ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
✨#بریده_کتاب✨ بوی تعفّنِ نوکریِ اجانب را با هزار مَن عطر هم نمی شود پنهان کرد. ✍️ #نادرابراهیمی 📕
✨ در چنین شب هایی، که خواب به چشمانم نمی آید،نمی دانم چرا پیوسته به یاد شبه روشنفکران درمانده ی میهن دردمندِ زخم خورده ام میافتم: روشنفکرانِ اخته یی که وجودِ باطل شان را، نه اقدام و حرکت و عمل ، بل تعدادی کلمه ی مستعملِ فرسوده دستمال های کاغذی چندین بار مصرف شده اثبات میکند؛ آنها که دستی از دور دور نیز بر آتش همیشه شعله ور ایمان ندارند به محفل های متعفّن از بوی سیگارهای ایشان میاندیشم در همین نیمه شبها،که چه خُزعبلاتی را در باب جنگ و نیروی زندگی سرهم میکنند و دست به دست میگردانند، و سرانجام،هیچ، هیچ، هیچ ... زمانی نوشته بودم که ایشان،وجدان نمی دانند چیست، و هرگز با آن سرو کاری نداشته اند و مشتری آن نبوده اند. اگر می دانستند تا این حد برای سرپوش نهادن بر شرمساری های خویش و توجیه نامردی ها و نامردمی هایشان، باطلِ اَباطیل به هم نمی بافتند. بارها از کنارشان گذشته ام و صدای نارسایشان را شنیده ام. روشنفکران اخته ی ما، کسانی هستند که بدون شوخى ادعای عشق به مردم، به ملت، به طبقه ی کارگر، به آزادی، و به زحمتکشان جامعه دارند اما ذرّه یی، ذرّه یی، ذرّه یی از این عشق را در چنته ی روح شرحه شرحه ی خویش ندارند؛ و اگر خطری، کمترین خطری ،میهن ،ملت، مردم، طبقه ی کارگر، آزادی، دردمندان، روستاییان و توده ی مردم را تهدید کند، بلافاصله با شتابی که برازنده ی وقار و تبار ایشان نیست، یکصد و پنجاه دلیل برای ضرورتِ عدم حضور اختگان دانا یا شبه روشنفکران در خطرگاه ارائه می دهند. بُزدلی روشنفکران اخته را به روز سیاه انداخته است، نه وجدان های چُرتی ایشان . 📕 (ص108-107) ✍️ 🆔 @libshahidi
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ پدر، امروز می‌گوید :خودتان را به آب و آتش بزنید. غصه ی لانه و باغ و بهار را نخورید. لانه باز، ساختـه خواهد شـد درخت، باز کاشتـه خواهد شـد شـرف، امّا، اگر برود، در تاریخ ها می‌نویسند، و وقتی نوشتند، با مرکّبی می‌نویسند که خیلی سخت پاک میشود: با مرکّبِ تجزیه، با مرکّب معاهده ی گلستان و ترکمن چای ... با مرکّبـی از خون سرداران و سربه داران... ای برادر، به بختکِ ظلمتی که امشب روی باغ تو افتاده فکر نکن به عطر ظلمتی که اگر یک لحظه غفلت کنی از راه خواهد رسید بیندیش! به خانه فکر نکن به تاریخِ خانه فکر کُن! صادقی می‌گوید: در حرف این پدر، هیچ شک نباید کرد. پدرها همیشه کهنه فکر نمی‌کنند. پدرها گاهی خیلی نو تر از بچّه‌هایشان فکر می‌کنند ... 📕 (ص48) ✍️ 🆔 @libshahidi