eitaa logo
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
57 دنبال‌کننده
275 عکس
63 ویدیو
5 فایل
دوست دارم کتاب بخوانم ديوانه وار، تا تمام زندگی هایی رو که من نتوانستم بشناسم، تجربه کنم. 🏠 بروجرد، خیابان 45 متری بسیج، بعد از پارک مادر ⏰ تا اطلاع ثانوی ساعت کاری کتابخانه شنبه تا چهارشنبه 7/30 تا 19⏰ کتابخانه پنجشنبه ها تعطیله ☎️تلفن:06642469100
مشاهده در ایتا
دانلود
*🔰ایبنا گزارش می‌دهد؛* کتاب، کتابخانه و تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران و جنگ 🔸کتاب، کتابخوانی و کتابخانه‌های عمومی، نقش حیاتی در تقویت تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران و جنگ ایفا می‌کنند. با سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها و اتخاذ سیاست‌های فرهنگی مناسب، می‌توان ظرفیت جامعه را برای مقابله با بحران‌ها افزایش داد. 🔸کتاب، در شرایط بحران، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا می‌کند. در فضایی که شایعات و اطلاعات نادرست به سرعت گسترش می‌یابند، کتاب، به عنوان منبعی معتبر برای تفکر انتقادی، تحلیل و استدلال عمل می‌کند. 🔸کتابخانه‌های عمومی، فراتر از مراکز امانت‌دهی کتاب، در شرایط بحران به مراکز حیاتی برای ارائه اطلاعات، خدمات حمایتی و ایجاد حس امنیت و همبستگی تبدیل می‌شوند. 🔸کتابخانه‌ها نه تنها ذخیره‌گاه کتاب، بلکه ذخیره‌گاه امید، هویت و تاب‌آوری هستند. در بحران، این فضاها نمادی از انسانیت و مقاومت فرهنگی می‌شوند و نشان می‌دهند که پس از هر تاریکی، چراغی وجود دارد — چراغی که نوشته‌شده در کتاب‌هاست. مشروح گزارش در لینک زیر: 👇 ibna.ir/x6G84 *روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی لرستان* 🆔 @libshahidi
✨ ای برادر! به بختکِ ظلمتی که امشب روی باغِ تو افتاده فکر نکن به عصر ظلمتی که اگر یک لحظه غفلت کنی از راه خواهد رسید بیندیش! به خانه فکر نکن به تاریخِ خانه فکر کن! ✍️ 📕 ‌ 🆔 @libshahidi
✨ وطن، یک کلافِ مهربانیِ درهم بافته‌ی تاریخی ست، یک حسّ ِ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ مرمرِ خُرد ناشدنی، پولادِ آب دیده، پَر نرمِ نرمِ سینه‌ی مرغانِ نوروزی، صدای خنده‌ی بی دغدغه‌ی یک کودک ــ که طنینش از این سو تا آن سوی خاک می رود. وطن، عشق است، نَفسِ عشق، ذاتِ عشق، بلورِ عشق. بیاموز که عاشق شوی، خواهرِ خوبِ من، برادرِ خوبِ من، فرزندِ خوبِ من! و مگذار که اجانب و پرستندگانِ اجانب و مُزدبگیرانِ اجانب و ابلهانِ بی وطن، از قلبت، این عشق را برانند.... ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
✨#بریده_کتاب✨ وطن، یک کلافِ مهربانیِ درهم بافته‌ی تاریخی ست، یک حسّ ِ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ م
✨ وطن برای وطن خواه عِطری دارد، عطری تاریخی، عطری مردمی، عطری شیرین، که تجزیه‌ی وطن و قطعه قطعه شدنِ غم اَنگیزش، هرگز این عطر را از میان نمی‌بَرد. اصفهانیِ خوب، این عطر را می بوید، تاجيکِ خوب می بوید، گُرجیِ خوب می بوید، آذریِ خوب، اگر خاکش هزار قطعه شده باشد، در هزار قطعه می بوید، کُرد اگر زمینش را ذرّه ذرّه کرده باشند، با تمامیِ قدرتِ بویایی اَش، در هر ذرّه می بوید، بلوچ اگر بلوچستانِ مقدّس را اجانبِ رذل، «بلوچستانِ انگلیس» نام گذاری کرده باشند، باز می بوید، و آن کس که در پرت افتاده ترین روستای حومه‌ی مدائن زندگی می کند و به خاطرِ آن که دیگر نبوید، بدنش قطعه قطعه شده باشد، باز هر قطعه‌ی بدنش می بوید.... وطن، عطر است؛ بوی بهارینِ زیستنِ آزادانه است، بوی خوشِ خاک است. وطن، آواز است؛ آوازی که بلوچ می خواند، لرستانی می خواند ترکمن می خواند، آذری می خواند، بندری می خواند، خراسانی می خواند، گیلک و مازندرانی می خواند، کُرد و کویری می خواند، اصفهانی و شیرازی می خواند، خرمشهری و دامغانی می خواند، افغانی و سیستانی میخواند.... وطن، یک کلافِ مهربانیِ درهم بافته‌ی تاریخی ست، یک حسّ ِ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ مرمرِ خُرد ناشدنی، پولادِ آب دیده، پَر نرمِ نرمِ سینه‌ی مرغانِ نوروزی، صدای خنده‌ی بی دغدغه‌ی یک کودک ــ که طنینش از این سو تا آن سوی خاک می رود. وطن، عشق است، نَفسِ عشق، ذاتِ عشق، بلورِ عشق. بیاموز که عاشق شوی، خواهرِ خوبِ من، برادرِ خوبِ من، فرزندِ خوبِ من! و مگذار که اجانب و پرستندگانِ اجانب و مُزدبگیرانِ اجانب و ابلهانِ بی وطن، از قلبت، این عشق را برانند.... وطن، یک بوته، فقط یک بوته گُلِ چارفصل است که به صد رنگ و با صد عطر، گل می دهد اما یک بوته، فقط یک بوته است نه بیشتر، و تو اگر عاشقانه به گِردش بگردی، تازه حس می کنی که یک بوته است نه هزار، و یک ریشه دارد نه هزار.... ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
✨ بوی تعفّنِ نوکریِ اجانب را با هزار مَن عطر هم نمی شود پنهان کرد. ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی
✨#بریده_کتاب✨ بوی تعفّنِ نوکریِ اجانب را با هزار مَن عطر هم نمی شود پنهان کرد. ✍️ #نادرابراهیمی 📕
✨ در چنین شب هایی، که خواب به چشمانم نمی آید،نمی دانم چرا پیوسته به یاد شبه روشنفکران درمانده ی میهن دردمندِ زخم خورده ام میافتم: روشنفکرانِ اخته یی که وجودِ باطل شان را، نه اقدام و حرکت و عمل ، بل تعدادی کلمه ی مستعملِ فرسوده دستمال های کاغذی چندین بار مصرف شده اثبات میکند؛ آنها که دستی از دور دور نیز بر آتش همیشه شعله ور ایمان ندارند به محفل های متعفّن از بوی سیگارهای ایشان میاندیشم در همین نیمه شبها،که چه خُزعبلاتی را در باب جنگ و نیروی زندگی سرهم میکنند و دست به دست میگردانند، و سرانجام،هیچ، هیچ، هیچ ... زمانی نوشته بودم که ایشان،وجدان نمی دانند چیست، و هرگز با آن سرو کاری نداشته اند و مشتری آن نبوده اند. اگر می دانستند تا این حد برای سرپوش نهادن بر شرمساری های خویش و توجیه نامردی ها و نامردمی هایشان، باطلِ اَباطیل به هم نمی بافتند. بارها از کنارشان گذشته ام و صدای نارسایشان را شنیده ام. روشنفکران اخته ی ما، کسانی هستند که بدون شوخى ادعای عشق به مردم، به ملت، به طبقه ی کارگر، به آزادی، و به زحمتکشان جامعه دارند اما ذرّه یی، ذرّه یی، ذرّه یی از این عشق را در چنته ی روح شرحه شرحه ی خویش ندارند؛ و اگر خطری، کمترین خطری ،میهن ،ملت، مردم، طبقه ی کارگر، آزادی، دردمندان، روستاییان و توده ی مردم را تهدید کند، بلافاصله با شتابی که برازنده ی وقار و تبار ایشان نیست، یکصد و پنجاه دلیل برای ضرورتِ عدم حضور اختگان دانا یا شبه روشنفکران در خطرگاه ارائه می دهند. بُزدلی روشنفکران اخته را به روز سیاه انداخته است، نه وجدان های چُرتی ایشان . 📕 (ص108-107) ✍️ 🆔 @libshahidi
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ پدر، امروز می‌گوید :خودتان را به آب و آتش بزنید. غصه ی لانه و باغ و بهار را نخورید. لانه باز، ساختـه خواهد شـد درخت، باز کاشتـه خواهد شـد شـرف، امّا، اگر برود، در تاریخ ها می‌نویسند، و وقتی نوشتند، با مرکّبی می‌نویسند که خیلی سخت پاک میشود: با مرکّبِ تجزیه، با مرکّب معاهده ی گلستان و ترکمن چای ... با مرکّبـی از خون سرداران و سربه داران... ای برادر، به بختکِ ظلمتی که امشب روی باغ تو افتاده فکر نکن به عطر ظلمتی که اگر یک لحظه غفلت کنی از راه خواهد رسید بیندیش! به خانه فکر نکن به تاریخِ خانه فکر کُن! صادقی می‌گوید: در حرف این پدر، هیچ شک نباید کرد. پدرها همیشه کهنه فکر نمی‌کنند. پدرها گاهی خیلی نو تر از بچّه‌هایشان فکر می‌کنند ... 📕 (ص48) ✍️ 🆔 @libshahidi
✨ بشنوید بفهمید حس کنید یاد بگیرید و پیوسته بگویید که ما راه بسیار دشواری را پیش رو داریم هر روز شقاوتی از جانب دشمنان، شهادتی از ما هر روز مادری تَنِ بی ،جان فرزند نوجوان خود را به خاک خواهد سپرد.و زنی جسم در هم کوفته ی شوهر خود برادر خود، و حتی پدر پیر خود را. یک بار دیگر می گویم - برای همیشه یادتان باشد ما فقط آمده ییم تا که بجنگیم نیامده بیم تا قطعاً پیروز شویم. ما آمده یم بجنگیم، به خاطر تقدس اين جنگ، شکوه این جنگ، شیرینی این جنگ، شادی این جنگ،و لزوم این جنگ؛ اما در عین حال ما حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم شکست بخوریم؛ زیرا شکست خوردن ما به معنای پیروز شدن دشمنان ماست و پیروز شدن دشمن به معنای آنکه ما به چشم پوشیدن از تقدس و شکوه و شیرینی و شادی این جنگ رضا داده ییم شکست خوردن ما به معنای حذف ماست و حذف ما به معنای آنکه هیچ اعتقادی به حقانیت خود و درستی راه مان نداشته ییم. اگر راهی به راستی درست است باید که در انتهای آن، یقیناً منزلی باشد و باغی و آسایشی و نجاتی و اگر معنی راه درست چنین است.پس ما ناگزیریم که اگر نه خودمان را فرزندانمان را به آن باغ برسانیم. پس جنگ ما همانند پرچمی نیست که پیشگامی با غرور، آن را بر دوش کشد و چون آن پیشگام بی باک تیر خورد و افتاد، دیگر هیچکس آن پرچم را از خاک برندارد و به اهتزاز در نیاورد بلکه جنگ ما پرچمیست که در هیچ لحظه یی بوسه بر خاک نخواهد زد؛ چرا که مرغان تیز پرواز دریای جنوب آن را در منقار دارند. ✍️ 📕 🆔 @libshahidi
کودکان و سؤالات بی‌پایان در روزهای جنگ: چه جوابی بدهیم؟ «چرا اون صدا میاد؟»، «چرا ما رو می‌زنن؟»، «اونایی که مردن کجان؟»، «ما هم می‌میریم؟»، «کی تموم میشه؟» این روزها، کودکان ما سؤالاتی می‌پرسند که پاسخ دادن به آنها حتی برای ما بزرگترها هم سخت است. سکوت می‌کنیم، جواب سرسری می‌دهیم، یا از عصبانیت داد می‌زنیم. اما این سؤالات، فریاد بی‌صدای ترس آنهاست. 🔶 چرا کودکان مدام سؤال می‌کنند؟ ۱. جستجوی امنیت وقتی کودک می‌پرسد «ما هم می‌میریم؟»، دنبال اطلاعات نیست. دنبال این است که بشنود: «نه عزیزم، تو در امان هستی.» ۲. نیاز به پیش‌بینی‌پذیری ذهن کودک از هرج‌ومرج بیزار است. با سؤال کردن، می‌خواهد دنیای آشفته اطراف را برای خودش مرتب کند. ۳. پردازش ترس سؤال کردن، راه کودک برای تخلیه ترس است. مثل بزرگترها که حرف می‌زنیم، کودک سؤال می‌کند. ۴. جلب توجه و حمایت وقتی اوضاع خراب است، کودک با سؤال کردن مطمئن می‌شود که هنوز هستیم، هنوز پاسخش را می‌دهیم، هنوز مراقبش هستیم. 🔶 اصول طلایی پاسخ به سؤالات کودکان 🔸اصل ۱: اول احساس را ببین، بعد سؤال را جواب بده کودک نمی‌پرسد «چرا جنگ است؟» او می‌پرسد «آیا من در امانم؟» قبل از جواب، در آغوشش بگیر. بگو: «می‌بینم که نگرانی. بیا بغلم.» 🔸اصل ۲: صادق باش، اما متناسب با سن 🔺نگو: «هیچی نیست، نترس» 🔺نگو: «دارن بمب می‌زنن، ممکنه بمیریم» (وحشت‌زده می‌شود) ✅ بگو: «بله صداهای بلند میاد. این صداها مال جنگه. اما من اینجام و مراقبتم.» 🔸اصل ۳: جواب کوتاه بده، توضیح اضافی نده 🔸اصل ۴: اگر نمی‌دانی، بگو نمی‌دانم «کی جنگ تموم میشه؟» ✅ «نمی‌دونم عزیزم. کاش می‌دونستم. اما تا تموم بشه، من پیشتم.» 🔸اصل ۵: احساساتش را تأیید کن «می‌ترسم.» ✅ «حق داری بترسی. این صداها واقعاً ترسناکه. منم یه کم می‌ترسم، اما با هم قوی‌تریم. 📌*جملاتی که نباید بگوییم:* 🔺«بس کن دیگه، اعصاب ما رو خرد کردی» 🔺«چرا انقدر سؤال می‌کنی؟» 🔺«هیچی نشده، نترس» 🔺«بزرگ که شدی می‌فهمی» 🔺«ببین فلانی نمی‌ترسه، تو هم نترس» 🆔 @libshahidi
✨ دشمن، کسی است که مرا برای خودش می‌خواهد و از من برداشت می‌کند. و دوست، آن که مرا برای خودم می‌خواهد و بر من می‌افزاید. 📕 ✍️ 🆔 @libshahidi
✨ « سفر به خاطر وطن » ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده ایم خون دلها خورده ایم ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم رنج دوران برده ایم ما برای بوئیدن بوی گل نسترن چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم ما برای نوشیدن شورابه های کویر چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم ما برای خواندن این قصه عشق به خاک خون دلها خورده ایم خون دلها خورده ایم ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک رنج دوران برده ایم رنج دوران برده ایم ✍️ 📕 📕 متن این ترانه در هر دو کتاب آمده است* 🆔 @libshahidi
vatan_351711.mp3
زمان: حجم: 14.2M
قصه موسیقی «سفر برای وطن» یک سرود وطنی محبوب، که قبل از انقلاب، تیتراژ برنامه کودک بود! اینجا قراره درباره قصه موسیقی‌های خاطره‌انگیز ملی حرف بزنیم؛ مثلا از ترانه دلنشین «سفر برای وطن»، ماجرای سروده‌ شدن شعرش و صدای کمتر شنیده شده شاعر اون، مرحوم «نادر ابراهیمی» ✍️ 🎵 🆔 @libshahidi