𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
بانویی با گردنبند مروارید-ورمیر- ۱۶۶۳ تا ۱۶۶۵ میلادی.
اون زمان مردم هنوز نمیدونستن این
مروارید های قشنگ و جالب انگیز و اشرافی و کمیاب چطور درست میشه ، برای همین یه عالمه افسانه و داستان سرهم میکردن که بگن مروارید چطور به وجود میاد.
الان میدونیم که مروارید طبیعی آب شور وقتی درست میشه که یه ذره کوچولو یا دونه شن وارد پوسته یه نرمتن بشه - مثل صدف، گوش دریا یا حتی حلزون. نرمتن دور اون ذره رو یه لایه میگیره و این کار بارها و بارها تکرار میشه تا یواش یواش مروارید درست بشه و بزرگ بشه. مروارید به رنگای مختلف وجود داره، ولی زنایی که تو نقاشیهای ورمیر هستن، مرواریدهای عاجی رنگ به گوش و گردن دارن.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
نامه عاشقانه-ورمیر- حدود ۱۶۶۹ تا ۱۶۷۰ میلادی.
هلند تو کار تجارت مروارید حسابی پخت و پز کرده بود ؛ مروارید رو به همراه بقیه چیزای لوکس از آسیا به آمستردام میآوردن. خلیج مانار که بین جنوب هند و سریلانکاست، تو قرن هفدهم حسابی غواصی مروارید توش باب بود. غواصا از سنگای سنگین استفاده میکردن که سریعتر برن زیر آب، به امید این که بتونن چند تا صدف جمع کنن. گاهی مجبور بودن توی اعماق آب برن تا بیش از ۱۰۰۰ تا صدف جمع کنن تا شاید یدونه مروارید قشنگ گیرشون بیاد.
خودتون میتونید تصور کنید که یه گردنبند مثله همونی که توی "نامه عاشقانه" هست - که حداقل از ۲۰ تا مروارید درست شده چقدر می ارزه و با ارزشه . بهقدری که یه جورایی باورکردنی نبود. درسته که فقر گریبان ورمیر رو گرفته بود یه زمان ، یدونه این مروارید ها رو میفروخت والا میتونست همه کارا رو انجام بده !
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
زن جوان با عود-ورمیر-حدود ۱۶۶۲ تا ۱۶۶۳ میلادی.
گوشوارههای مرواریدی که ورمیر تو نقاشیهاش کشیده، معمولاً زیادی بزرگ و باورنکردنی به نظر میرسن ، مثلاً تو تابلوی "دختری با گوشواره مروارید" و "زن جوان با عود".
مروارید با اون اندازه خیلی خیلی کمیابه و بهقدری گرونه که خریدش غیرممکنه. شاید اون زنا مروارید تقلبی گوش میکردن ! درسته مروارید فیک .
از قرن شونزدهم به بعد توی ونیز درست میکردن ، این مرواریدهای تقلبی یا از فلز بودن یا از شیشه توخالی که روش رو رنگ میزدن تا یه حالت مات و مرواریدی داشته باشه. البته اینم ممکنه که ورمیر خودش تو نقاشیهاش هرجور دوست داشته، مرواریدهای خیالی کشیده . بالاخره اون نقاش بوده و میتونسته هرطور دوس داره ، هرچی دلش خواست رو نقاشی کنه.
🫖 میکل آنژ ( که به زودي قراره پست زندگینامهش رو براتون آپلود کنم . ) مسترپیس مشهوری داره که در سال ( ۱۵۰۱ - ۱۵۰۴ ) اون رو خلق کرده . و همه ما حداقل یکبار دیدیمش و اسمش به گوشمون خورده ❕️
💭 بیاید درمورد این شاهکار بیشتر بدونیم .
میکل آنژ دوستداشتني حین ساخت این شاهکار، به جزئیاتی دقت کرده . مثل :
- انتخاب لحظه : برعکس بقیه هنرمندانی که دیوید را پس از کشتن گولیات نشان میدادند، میکلآنژ لحظه قبل از نبرد را برای کار خودش انتخاب کرد. دیوید نگاهی متمرکز، سنگین و آماده به مبارزه داره.
- آناتومی : ابعاد بدن دیوید ایدهآلسازی شده است (سر و دستها کمی بزرگتر از حد معمول برای جبران پرسپکتیو از پایین ) .
- نمادشناسی : دیوید نماد جمهوری فلورانس در برابر قدرتمندان (مثل میلان یا پاپ ) بود .
- نصب : این مجسمه در میدان پیازا دللا سینوریا (مقابل کاخ وسکیو ) نصب شد . مردم هر بار پس از دیدن آن شگفت زده میشوند .
دیوید نشاندهندهی تفاوت چشمگیر هنر میکل آنژ با سایر هنرمندان است .