𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
بوسه . 📔
🌻 the kiss
زن و مردی در لباسهایی شبیه طلا و نور، در میان گلی از لالهها در هم پیچیدند. کلیمت نقاشی نکرده بود، عشق را ضبط کرده بود. جالب اینجاست که در یک تحقیق علمی، نقشهای طلایی روی لباس مرد و زن رو شبیه به زامه و تخمک تشخیص دادن . یعنی عشق، فقط از دل نمیاد؛ از سلولها میاد و یجورایی ربط به بقا و این داستانا داره .
خیلیها معتقدن مدل زن در «بوسه»، امیلی فلگه بوده. خود کلیمتم امیلی عمیقاً دوست بود اما هیچوقت باهاش ازدواج نکرد. اون روزها بیشتر وقتش را با مادر و خواهران مجردش زندگی میکرد و امیلی در یک سالن مد مستقل. اما هر وقت حالش بد میشد، اولین کسی که صدا میزد امیلی بود.
حتی وقتی تو بستر مرگ بود ..
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
☀️ آدل بلوخ باوئر ؛ بانوی طلایی
پرترهای از آدل بلوخ باوئر؛ زنی از خانواده بانفوذ یهودی وین. کلیمت در این تابلو، صورت و دستهای آدل رو با جزئیات واقعگرایانه کشیده، اما لباس و پسزمینه را غرق در برگ طلا و نقشهای بیزانسی کرده.
این تابلو در سال ۲۰۰۶ با قیمت ۱۳۵ میلیون دلار فروش رفت و تبدیل به گرونترین اثر هنری جهان تا اون زمان شد. بعدها فیلمی از ماجرای این تابلو ساخته شد به اسم «بانوی طلایی» که دیدنش رو بعد از خوندن این پست بهت پیشنهاد میکنم 🎬
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
🌬 عاشقِ امیلی بود اما دلش دریا بود .
کلیمت عاشق زنان بود، بدون تعارف. از مدلهاش بچه دار شد، روابط متعدد داشت، اما هرگز ازدواج نکرد. در عین حال، زنان را نه به عنوان سوژه، که به عنوان سوژههای قدرتمند نقاشی میکرد. زنهای کلیمت، موجودات شکننده و نازکنفسی نیستند. اونها الهههایی هستند که از اسطورهها بیرون آمدند و با نگاهی مستقیم به چشمان بیننده خیره میشوند.
او هم زن را میپرستید، هم ازش الهام میگرفت، هم در زندگی شخصی به او وابسته بود.
میشود گفت کلیمت برای اولین بار در هنر غرب، زن را از حاشیه به متن آورد؛ حتی اگر با زبانی مملو از اروتیسم و وضوح.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
🧺 پایان کار های کلیمت .
۶ فوریه ۱۹۱۸، در ۵۵ سالگی، بر اثر سکته مغزی از دنیا رفت. وصیت کرده بود که «امیلی باید بیاید» .
در آتلیهاش، دهها تابلو نیمهکاره ماند. و صدها طراحی که نشان میداد هنوز چیزهای ناگفته زیادی در ذهن داشته . خیلیها معتقدند اگه کلیمت یک دهه دیگه زنده میموند، شاید زودتر از خیلیها هنر انتزاعی رو تجربه میکرد.
اون مردی بود ، که بین تاریخ و مدرنیته، بین عشق و تنهایی، بین شهرت و فروتنی، سیر میکرد و دستش پر از طلا بود و قلبش پر از سوال.
در واقع اون از اواخر دوره طلایی، کمکم فاصله گرفت و به سمتی رفت که امروزه از اون به پروتو-اکسپرسیونیسم یاد میکنند. مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگتر کرد، بدون اونکه از طلا خبری باشه .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
🕊 تابلوی مدونا گندی (Madonna of the Goldfinch) یا به نام دیگر مدونا با گنجشک، یکی از زیباترین و محبوبترین آثار رافائل که در حال حاضر در گالری اوفیسي (Uffizi Gallery) در فلورانس نگهداری میشود .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
۱. زمان و مکان خلق ( ۱۵۰۵ - ۱۵۰۶ )
- دوره خلق : این تابلو در اوایل دوره اوج هنری رافائل و زمانی که او در فلورانس سکونت داشت، کشیده شد .
- تاریخ دقیق : با اینکه تابلو امضای سال ندارد، اما مورخان بر اساس سبک نقاشی، پالت رنگی ( استفاده از رنگهای گرم و طلایی ) و مقایسه با آثار همعصرش، آن را به سالهای ۱۵۰۵ یا ۱۵۰۶ نسبت میدهند .
- مکان : فلورانس، ایتالیا. در این دوره رافائل تحت تأثیر لئوناردو داوینچی ( با استفاده از اسفوماتو و ترکیببندی هرمی ) و میکلآنژ ( با توجه به آناتومی ) قرار داشت .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
۲. سفارشدهنده و مالک اولیه ( خانواده ریدولفی )
- مالك اولیه : این تابلو احتمالاً برای خانوادهای اشرافی و ثروتمند در فلورانس یا اطراف آن سفارش داده شد . شواهد نشان میدهد که مالک اولیه آن خانواده ریدولفی ( Ridolfi ) بودهاند .
شاید بگید چرا ریدولفی ❔
این خانواده از حامیان هنر بودند و رافائل احتمالاً مستقیماً با آنها در ارتباط بوده است. این تابلو برای مدت طولانی در کاخ ریدولفی در فلورانس نگهداری میشد .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
۳. ویژگیهای فنی و تکنیک خلق
- تکنیک : رنگروغن روی چوب گردو .
- ابعاد : ۱۱۲.۵ cm ارتفاع × ۸۸ cm عرض .
- تکنیک اسفوماتو ( Sfumato ) : رافائل از تکنیک محو کردن خطوط که لئوناردو داوینچی ابداع کرده بود، استفاده کرد . یعنی مرز بین پوست، مو و لباسها به نرمی با هم ترکیب شدهاند و هیچ خط تیزی دیده نمیشود توی کارش .
- نورپردازی : نور از سمت چپ تصویر ( سمت چپ بیننده ) میتابد و روی چهره مریم و کودک عیسی متمرکز است . این نورپردازی حالتی معنوی و آرامشبخش ایجاد میکند.
- پرسپکتیو : منظره پسزمینه با دقت ریاضی کشیده شده . کوهها و دریاچه در دوردست به صورت محو ( Atmospheric Perspective ) نمایش داده شدهاند که نشاندهنده عمق فضا است .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
۴. داستان نمادین داخل تابلو ( چرا گنجشک؟ )
همانطور که قبلاً گفتم، گنجشک طلایی کلید اصلی تابلو است :
- داستان افسانهای : طبق روایات مسیحی قدیمی، وقتی عیسی کودک در حال بازی با یوحنا ( پدر تعمیددهنده به عنوان کودک ) بود، یک گنجشک از لانهاش روی زمین افتاد . کودک عیسی پرنده را برداشت و زنده کرد . در برخی روایات، پرنده منقار خود را به دست عیسی زد و خون ریخت که این خون نماد رنجهای آینده مسیح است .
- نمادشناسی : گنجشک در اینجا نماد رستگاری و فداکاری است . رافائل با قرار دادن این پرنده در دستان یوحنا ( که بعداً عیسی را تعمید میدهد )، پیوندی بین کودکی مسیح و آیندهاش به عنوان منجی ایجاد کرده است .