eitaa logo
لؤلؤ و مرجان
1.6هزار دنبال‌کننده
536 عکس
92 ویدیو
16 فایل
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ 💠ڪانال معرفتے لؤلؤ و مرجان نشر معارف حقہ اهل بیت علیهم السلام ارتباط با خادم کانال جهت تبادل و طرح سوال: @MojtabaMdy
مشاهده در ایتا
دانلود
خطبه‌ی غدیر.pdf
342.5K
✨ متن خطبه‌ی ❗️بخوانید و نشر دهید، ان شاء الله هیچ شیعه‌ای نباشد که این خطبه را نخوانده باشد. ✨الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَیَةِ مَولانا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ أَولادَهُ المَعْصومین عَلَیْهِم السَّلاَم‏ 💐 @lolo_marjan 🌸💐🌺
۱۴ مرداد ۱۳۹۹
🌺🌸💐 💐🌸🌺 بسمه تعالی شانه ✨الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا✨ امروز (روز غدیر) دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را برای شما تمام کردم یعنی همه حقائق را به ولایت علی بن ابیطالب برای شما آشکار نمودم. ✨ حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فرمود: «قولوا لا إله إلا الله تُفْلِحوا»، اسلام با «لا اله الا الله» آغاز شد و با «ولایت امیرالمؤمنین» به اتمام و اکمال رسید. کلمه لا اله الا الله کلمه نفی و اثبات است و آن نفی غیر و اثبات غیور است چه غیرت او غیر سوز است. این کلمه شرطی دارد و آن شرط ولایت است و اگر این کلمه طیبه بدون شرطش لحاظ شود خروج از دایره توحید است. چون ذات اقدس غیبی از هر شرطی مبراست، آنجا نه نفی راه دارد و نه اثبات! لابشرط مقسمی است یعنی هیچ قید و لحاظ و اعتباری را نمی‌پذیرد حتی همین شرط عدم شرط را. لذا اگر بخواهیم از آن ذات چیزی را نفی کنیم یا چیزی را برای او اثبات کنیم او را مشروط به شرط و مقید به قید کردیم حال اینکه او من حیث هی هی ذات لابشرط مقسمی است و این حیث هی هی هم حد او نیست؛ آنجا نه حرف راه دارد نه سکوت، نه شهود راه دارد نه حضور! عنقا شکار کس نشود دام بازچین کاینجا همیشه باد بدست است دام را ✨ نفی و اثبات مربوط به مرتبه اطلاق قسمی است که نفس رحمانی و مرتبه امامت و ولایت مطلقه کلیه الهیه است پس تمام تسبیح‌ها و تحمیدها و طاعات و عبادات و عرفان و شهود و... به این مقام منیع برمی‌گردد پس فهم کن سرّ توسل را. منتها چون در صدر اسلام عقول هنوز به بلوغ نرسیده بود، پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله فقط کلمه «لا اله الّا الله» را بیان کرد. هرچه کمالات جامعه بیشتر شد و افهام قوی تر شد مطلب آشکارتر شد و فرمود «الله لا اله الّا هو»... بعد که تک مردانی پیدا شدند که تاب حمل سرّ ولایت را داشتند حضرت فرمود «لا هو الّا هو». آنگاه در جنگ بدر مطلب را علنی کرد و از لسان امیرالمؤمنین علیه السلام اظهار فرمود که در رویا جناب خضر مرا گفت: «یا هو یا من لا هو الا هو». و جناب ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله فرمود: علمت اسم الاعظم. 🌸 آن اسم اعظم، خود حضرت علی علیه السلام است و خضر شانی از شئون خود مولاست. ✨ پس اول، اسلام فلاح را در لا اله الا الله قرار داد و آخر امر دین را کامل کرد و در تاویل آیه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمود: بكَ یا علی. «هُوَ الْأَوَّلُ وَالظَّاهِرُ» شد لا اله الا الله و «هُوَ الْآخِرُ وَالْبَاطِنُ» شد شرط لا اله الا الله. شرط مصدر است و مشروط و شرائط مشتق از اوست. ✨ در حدیث سلسله الذهب که سرتاپا طلاست حضرت ثامن شروط لا اله الا الله فرمود: «کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها.» لا اله الا الله حصن امام است و داخل این حصن و من فی البیت اصل است و حصار و بیت فرع. این لا اله الا الله همان ولایت علوی است که سبب فلاح و رستگاری ابدی است لذا در حدیث عرشی دیگر فرمود: «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي» ✨ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَیَةِ مولیٰنا أَمِیرالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ أَولادِهِ المَعْصومین عَلَیْهِم السَّلاَم‏ ✨🌺 ۷ شهریور ۱۳۹۷ خلخال 🌺لؤلؤ و مرجان🌺 🍃🌸  @lolo_marjan  🌸🍃 🌱 عضویت در کانال تلگرام 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAD8XvqEQm-BhsYA08g 🌱 عضویت در کانال ایتا 👇🏼 http://eitaa.com/joinchat/426508289C3be68d2f0f
۱۴ مرداد ۱۳۹۹
🌺🌸💐🌼💐🌸🌺 میلاد مسعود حضرت امام علی بن محمد النقی الهادی علیه السلام بر تمامی شیعیان و محبان آل‌الله مبارک و فرخنده باد. 🍃 صلوات خاصه‌ی حضرت امام هادی علیه السلام ✨اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَصِيِّ الْأَوْصِيَاءِ وَ إِمَامِ الْأَتْقِيَاءِ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ وَ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلاَئِقِ أَجْمَعِينَ‏ اللَّهُمَّ كَمَا جَعَلْتَهُ نُوراً يَسْتَضِي‏ءُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ فَبَشَّرَ بِالْجَزِيلِ مِنْ ثَوَابِكَ‏ وَ أَنْذَرَ بِالْأَلِيمِ مِنْ عِقَابِكَ وَ حَذَّرَ بَأْسَكَ وَ ذَكَّرَ بِآيَاتِكَ وَ أَحَلَّ حَلاَلَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ‏ وَ بَيَّنَ شَرَائِعَكَ وَ فَرَائِضَكَ وَ حَضَّ عَلَى عِبَادَتِكَ وَ أَمَرَ بِطَاعَتِكَ وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِكَ‏ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيَائِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ‏. @lolo_marjan 🌸🌺💐
۱۵ مرداد ۱۳۹۹
✨🌺 🌺✨ ✍🏼 شرحی بر حدیث عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي... قسمت اول 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 بسمه تعالی شانه ✨حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ، يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ» على با حق است و حق با على، حق بر مدار او می‌گردد. در تعریف حقیقت، اهل حکمت و عرفان تفاسیر مختلفی بیان کرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم سپس راقم نظر خویش را با تکیه بر همین تعاریف و مبانی ارائه خواهد داد. در نگاه ارسطویی و پیروانش، حقیقت مطابقت میان معانی و مفاهیم ذهنی با عالم خارج می‌باشد به طوریکه این مفهوم و معنا از آن امر واقع و خارج حکایت کند. این تعریف همان بحث وجود ذهنی است که نقش حکایتگری از خارج را دارد. البته ممکن است برخی معانی و مفاهیم ذهنی از خارج حکایت نکنند اما حقایق نفس الامری باشند مثل معقولات ثانوی در حالی که این قبیل مفاهیم حقیقی هستند و در ظرف تقرر خود دارای واقعیت و نفس الامرند. قضایا و مفاهیم  کذب یا موهومی که در ذهن موجود می‌شوند و با واقع موافقت ندارند، طبق تعریف مذکور فاقد حقیقت هستند اما تصدیق می‌فرمایید که این قضایا و مفاهیم واقعیت دارند و نفس الامری بودنشان غیر قابل تردید است. این قضایا در ظرف تقرر خودشان واقعیت دارند اما طبق تعریف حقیقت ندارند. این تعریف از حقیقت تعریف منطقی است که از آن تحت عنوان صدق یاد می‌کنند. این تعریف از حقیقت ویژگی و وصف قضیه یا وجود ذهنی است و کاری با خود اشیاء و موجودات ندارد یعنی حقیقت پیرامون معلومات و اندیشه ها مطرح می‌شود نه وجود عینی اشیاء. اگر معلومات ما با خارج موافق باشد آن معلوم و مفهوم حقیقی است در غیر اینصورت حقیقت ندارد. در داستان حضرت یوسف، قرآن می‌فرماید: «...الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ...» (یوسف/۵۱)، یعنی برای اندیشه‌ها آشکار شد که چه قضیه‌ای مطابق با واقع بود. عده‌ای می‌گفتند یوسف با زلیخا مراوده داشته و عده‌ای دیگر قائل بودند یوسف عفیف بوده و این زلیخا بود که قصد سوء داشت. پس از اقرار زنان مصر و همسر عزیز مصر، برای اندیشه‌ها آشکار شد که آنچه حقیقت دارد قضیه‌ی دوم است. در تعریف حقیقت منطقی، ما با اثبات در مقابل ثبوت مواجه هستیم یعنی اموری که هستند با اموری که باید باشند. ثبوت مشیر به واقعیت است و اثبات همان حقیقتی است که باید با واقع و ثبوت موافق و مطابق باشد. در هر صورت برای قضایایی که از قبیل معقولات ثانوی هستند این پرسش باقی می‌ماند که ملاک حقیقی بودن اینها با تعریف مذکور چگونه خواهد بود. چون معقولات ثانوی مانند معقولات اولیه نیستند که ما به ازای خارجی داشته باشند. هرچند در خصوص مطابَق معقولات ثانویه بحث‌های بسیاری در فلسفه صورت گرفته از جمله گفته شده که مطابَق آنها موجودات مجرد عقلی است و.... بحثی که در این میان قابل بیان است فرق بین واقعیت و حقیقت می‌باشد. بر اساس مطالب بالا واقعیت امری ثبوتی  و حقیقت امری اثباتی است. یعنی آنچه که ادراک ما به آن تعلق می‌گیرد واقعیت است و ادراکی که ما از آن مدرَکات داریم حقیقت می‌باشد... 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 🕊🌷 لؤلؤ و مرجان 🌷🕊 🍃🌸  @lolo_marjan  🌸🍃 🌱 عضویت در کانال تلگرام 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAD8XvqEQm-BhsYA08g 🌱 عضویت در کانال ایتا 👇🏼 http://eitaa.com/joinchat/426508289C3be68d2f0f
۱۵ مرداد ۱۳۹۹
لؤلؤ و مرجان
✨🌺 #مدار_حق 🌺✨ ✍🏼 شرحی بر حدیث عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي... قسمت اول 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇
✨🌺 🌺✨ ✍🏼 شرحی بر حدیث عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي... قسمت دوم 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 ✨ جناب صدرالمتألهین تعریف حقیقت را به وجود عینی و واقعی اشیاء وسعت داد. یعنی این وجود اشیاء است که حقیقت دارد نه صرف مفاهیم ذهنی. مفاهیم ذهنی هم چون از جمله‌ی موجودات هستند، دارای حقیقت هستند لذا مطلق وجود و در درجه‌ی بالاتر وجود مطلق حقیقت می‌باشد. اهل عرفان نیز تعینات الهی را حقائق می‌دانند. هر تعینی حقیقت است که به سبب ذو بطن بودنش دارای حقیقت بالاتری می‌باشد که آن نیز دارای حقیقتی بالاتر است تا برسد به حقیقة الحقائق که همان حقیقت مطلق است. البته باید دقت کنیم بین واقعیت و حقیقت مطلق با آن چیزی که واقعیت و حقیقت دارد فرق بگذاریم. واقعیت و حقیقت، مجرد و کلی و مطلق است اما واقعی و حقیقی چیزی است که از واقعیت و حقیقت مطلق بهره دارد. لذا تعریف منطقی حقیقت و واقعیت در حقیقت تعریف «حقیقی» و «واقعی» است نه حقیقت و واقعیت عریان! چون وجود ذهنی موجود و مقید می‌باشد و خارج نیز مقید است لذا این مقید ذهنی از آن مقید خارجی حکایت می‌کند. اینک‌ سوال از حق مطلق است چون حدیث از الحق سخن می‌گوید: علی مع الحق... حقیقت معنی بی احتجاب است و مقید به هیچ حجبی نیست لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در پاسخ کمیل که از حقیقت سوال کرد آن را کشف سبحات جلال بغیر اشاره تعریف فرمود. قطعا کمیل از حقیقی سوال نکرد. حقیقی و واقعی ماهیت روشنی دارند و سوال از ماهیت، سوال از ویژگی ها و خصوصیات اوست. سوال کمیل از حقیقت بود و قطعا منظور او ذات غیب الغیوبی نبوده چون کمیل صاحب سرّ می‌داند که احدی از کنه او جل جلاله آگاه نیست و هرگز او مورد سوال واقع نمی‌شود. کمیل از تعین اول که همان حقیقت علوی است سوال کرد و حضرت آن پاسخ ها را در جواب فرمود. پس حقیقت عبارت از وجود اشیاء است و آن همان تعین اول است که در متن هر موجودی سریان یافته است و به سریان او که همان نفس رحمانی است همه‌ی موجودات ظهور کرده‌اند. این تعین اول حقیقت الحقائق است چون هر حقیقتی شأن اوست و او جامع و شامل همه است. 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 🕊🌷 لؤلؤ و مرجان 🌷🕊 🍃🌸  @lolo_marjan  🌸🍃 🌱 عضویت در کانال تلگرام 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAD8XvqEQm-BhsYA08g 🌱 عضویت در کانال ایتا 👇🏼 http://eitaa.com/joinchat/426508289C3be68d2f0f
۱۶ مرداد ۱۳۹۹
ChehelDor.pdf
1.78M
✅ چهل جمله از خطبه‌ی شریف غدیر 🌹✨ @lolo_marjan 💐🌹🌷
۱۷ مرداد ۱۳۹۹
✨🌺 🌺✨ ✍🏼 شرحی بر حدیث عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي... قسمت سوم 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 ✨ برخی در تعریف حقیقت گفته‌اند حقیقت، کشف وجود است که به مکاشفه و مشاهده می‌توان او را یافت البته هر انسانی به اندازه‌ی تلبسش به حقیقت او را می‌یابد مگر امام که چون نفس نفیسش جامع همه‌ی حقائق است و همه‌ی حقائق را مأکول و معقول خود کرده و در بالاترین مرتبه با تعین اول معیت و بلکه عینیت پیدا کرده شهود او از حق و حقیقت کامل و اتم می‌باشد و کشف او کشف اتم نامیده می‌شود. انسان کامل در مقام محمود و شفاعت کبری که شفع شدن نفس مبارک او با هر حقیقتی است، حقیقت را همانگونه که هست می‌یابد. چقدر دلنشین است حقیقت را از زبان خود حقیقت بیابی!! حقیقت الحقائق اعنی آنکه مدار حق و حقیقت است می‌فرماید: حقیقت کشف سبحات جلال است بغیر اشاره؛ و آن عبارت از رفع حجب نوریه بعد از رفع حجب ظلمانیه و یا رفع کثرت اسمایی بعد از رفع کثرت خلقی است. حقیقت مجمع الجمال و جمال الجمیع است که از شدت زیبایی برقع جلال بر چهره زده تا دفع اغیار نماید چون کسی مَحرم و مُحرم شود برقع جلال از رخ زیبای جمال بر می‌افتد و طالب حقیقت به شهود دل آرای جمال می‌نشیند. چون جمال مطلق به سبحات انوار جلال اغیار را سوزاند دیگر همه چیز فانی می‌شود و موجودی باقی نمی‌ماند تا قابل اشاره باشد. حقیقت طلوع کند اشارت غروب می‌کند که مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ. حقیقت محو موهوم و آشکار شدن معلوم است. و تا به معلوم مطلق نرسی هر تعینی موهوم است. همه‌ی اسماء و صفات برای سالک کوی حقیقت موهوم است؛ مادامی که نور شمس حقیقت که معلوم مطلق است از غمام انوار جلال بیرون نیاید هر چه می‌بینی موهوم است. یعنی از محسوس و موهوم تا معقول و اسماء و صفات الهیه موهومند مگر شمس توحید طلوع فرماید. در این صورت از ذره تا مجره و از محسوس تا معقول همه نور صرف می‌شود: ملکوت است که در منظر من جلوه گر است تو بر آن باش که بحر و بر و شمس و قمر است حقیقت، هتک ستر است و چیرگی سرّ. یعنی چون سرّ نظام وجود که حقیقت الحقائق است بر نفس سالک کوی حقیقت غلبه کند تمام پرده‌های بین او و حقیقت فرو می‌افتد و شاهد مطلوب و مجمع الجمال حقیقت چون بدر کامل عیان می‌گردد و اغیار ساقط می‌شود. حقیقت جذب و ربودن جلوات مقام احدیت جمع الجمعی به سوی قلب عارف است که به این جذبه تمام اغیار از نظر او ساقط گردد حتی خودی او نیز از میان برخیزد و دریابد که موحدی جز ذات پاک او جل جلاله موجود نمی‌باشد در این حال مترنم شود به: رأیتُ رَبّي بربي. حقیقت، نور مشرقی است که بر قلوب هیاکل توحید که قابل انوار جلوات ذات احدی است از مطلع شمس ولایت و مُشرق انوار علوم و حقایق اشراق می‌کند و برای قلوب ایشان آثار این جلوات ذات چنان آشکار می‌شود که می‌گویند: لَم أعبُد رَباً لَم أرَه. 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 🕊🌷 لؤلؤ و مرجان 🌷🕊 🍃🌸  @lolo_marjan  🌸🍃 🌱 عضویت در کانال تلگرام 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAD8XvqEQm-BhsYA08g 🌱 عضویت در کانال ایتا 👇🏼 http://eitaa.com/joinchat/426508289C3be68d2f0f
۱۷ مرداد ۱۳۹۹
۱۷ مرداد ۱۳۹۹
✨ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَیَةِ مولیٰنا أَمِیرالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ أَولادِهِ المَعْصومین عَلَیْهِم السَّلاَم‏ُ 🌹🍃✨ عید الله الاکبر بر تمام عاشقان ولایت و شیعیان مولا امیرالمؤمنین علیه السلام مبارک و فرخنده باد. @lolo_marjan 🌸💐🌺
۱۷ مرداد ۱۳۹۹
🌺🌸💐 💐🌸🌺 بسمه تعالی شانه ✨ در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در بازگشت از حجة الوداع در ناحیه‌ای میان مکه و مدینه به نام غدیر خم همه‌ی حاجیان را جمع کرد و از جهاز شتران منبری ساختند و بالای آن رفت و دست حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را گرفت و بالا برد و فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه... یعنی حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله با بالا بردن دست علی علیه السلام، ید قدرت نفس ولوی او را در تمام ماسوی الله بسط داد و این سرّ ابلاغ است. بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ، دست خدا در هر چیزی بسط دارد و همه‌ی موجودات تحت تصرف و ولایت این دست قرار دارند. بر رسول هیچ رسالتی نیست مگر اعلای ید ولایت در موجودات، مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ بالا بردن ید ولی مقام استأثاری حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله است و هیچ رسولی را نشاید که چنین کاری کند چون يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ، چگونه یدی که تحت قیمومیت و ولایت ید الله است، می‌تواند دست اسم جامع را بالا ببرد؟ ید رسولان ید اسمی یا اسمایی از اسماء الله است لذا در ید آنها توان و قوه‌ی بالا بردن ید الله وجود ندارد اما چون ولایت پیامبر اتم بود، دست علی را بسط در کل شئ داد و ولایت او را به تمام موجودات بی‌منتها ابلاغ کرد. دیگر رسولان به قرب به این ید، رسول و نبی می شوند. دستان انبیاء تحت ید الله است و ید علی فوق دستهاست.  چون‌ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خاتَم و خاتِم رسولان بود و رسالتش اتم رسالت، دستی را بالا برد که ید الله بود یعنی در هر چیزی بسط داشت تا اکمال دین را اعلان فرماید و همه بدانند هم رسالت او ختمیت یافت و هم ولایت وصی او خاتم ولایت شد. حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله با بلند کردن دست امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر ید ولایت او را به تمام موجودات عالم امکان رساند تا به مردم بفهماند ولایت علی علیه السلام در تمام ماسوی الله ربوبیت دارد و کار رسول این است که این ولایت را در ظاهر عالم به احکامش پیاده کند و او را به همگان معرفی نماید. البته پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله هم دست علی را بالا برد و هم پاهای او را بر دوش خود گذاشت و اصنام کعبه را تطهیر کرد. و این نشان از احاطه‌ی ولایت مر رسالت راست. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر من بخواهم اسرار بالا رفتن حضرت امیر بر پشت رسول خدا و پا گذاشتن بر دوش رسول را بیان کنم گمان می‌کنند جعفر بن محمد عقلش ضایع شد! ✨ الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ، ایستادن علی بر دوش نبی استوای رحمانیت است بر عرش اعظم الهی و بالا بردن دست او بسط این رحمانیت است در شراشر وجودی ممکنات. فافهم ترشد ان شاء الله... روز عید غدیر شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ 🌺لؤلؤ و مرجان🌺 🍃🌸  @lolo_marjan  🌸🍃 🌱 عضویت در کانال تلگرام 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAD8XvqEQm-BhsYA08g 🌱 عضویت در کانال ایتا 👇🏼 http://eitaa.com/joinchat/426508289C3be68d2f0f
۱۸ مرداد ۱۳۹۹
میلاد با سعادت حضرت باب الحوائج، امام موسی بن جعفر الکاظم علیهما‌السلام بر تمامی شیعیان و محبین آل الله مبارک و فرخنده باد 🎊 🌺💐🌷🌹🌸🌹🌷💐🌺 🔺صلوات خاصه حضرت موسی بن جعفر الکاظم علیهما‌السلام ✨اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَمِينِ الْمُؤْتَمَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَرِّ الْوَفِيِّ الطَّاهِرِ الزَّكِيِ‏ النُّورِ الْمُبِينِ (الْمُنِيرِ) الْمُجْتَهِدِ الْمُحْتَسِبِ الصَّابِرِ عَلَى الْأَذَى فِيكَ‏ اللَّهُمَّ وَ كَمَا بَلَّغَ عَنْ آبَائِهِ مَا اسْتُودِعَ مِنْ أَمْرِكَ وَ نَهْيِكَ وَ حَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ وَ كَابَدَ أَهْلَ الْعِزَّةِ وَ الشِّدَّةِ فِيمَا كَانَ يَلْقَى مِنْ جُهَّالِ قَوْمِهِ‏ رَبِّ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِمَّنْ أَطَاعَكَ وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ إِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ 💐لؤلؤ و مرجان💐 🌺🌾  @lolo_marjan  🌾🌺
۱۹ مرداد ۱۳۹۹
لؤلؤ و مرجان
✨🌺 #مدار_حق 🌺✨ ✍🏼 شرحی بر حدیث عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي... قسمت سوم 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇
✨🌺 🌺✨ ✍🏼 شرحی بر حدیث عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي... قسمت چهارم 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 ✨ حقیقت وحدت حقیقی است که هیچ کثرتی در او راه ندارد اما شامل و جامع همه‌ی حقائق کونی و کثرات می‌باشد. حقیقت اطلاق قسمی احدی است که در عین اینکه نسبت به تمام وجودات فراگیر می‌باشد و همه را در بر دارد فوق آنهاست و همه کثرات در او مندمج و مندرج اند. شناخت کنه حقیقت میسور احدی از خلائق نیست مگر اهل‌بیت علیهم السلام. «الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ». به نظر راقم، واقعیت ظهور حقیقت است و چون ظهور است حق متعال خودش را به آن وصف نکرده است اما حق از اسماء الله است ولی واقع و واقعیت از اسماء الله نمی‌باشد. اگر حقیقت ظهور کند، واقعیت آشکار می‌شود. واقعیت نیز خودش را در دل واقعی‌ها نشان می‌دهد. همه‌ی موجودات عینی خارجی واقعیت دارند و هر موجودی واقعی است. چون پای ظهور عینی خارجی مطرح شده است لذا در واقعیت کذب راه پیدا می‌کند اما حقیقت هماره طارد باطل و کذب است. «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ»... البته کذب و بطلان در متن تکوین راه ندارد بلکه چون درک از واقعیت ممکن است دچار نقصان شود لذا در ادراک واقعی ممکن است خطا راه پیدا کند در این صورت واقعی حقیقی نخواهد بود و اگر درک از واقعیت همانگونه که واقعی نفس الامر دارد باشد، ادراک، حقیقی خواهد بود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می‌‌فرماید: «الَّلهُمَّ ارِنِی الْاشیاءَ کَماهِیَ»، یعنی مرا حق صرف گردان از این‌رو چون درک نبی درک مطابق واقع است و او هر موجود واقعی را همانگونه که هست می‌بیند پس آن جناب حق محض است و هر که او را ببیند حق را دیده است. قرآن کریم می‌فرماید: «إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ...» "اذا" نشان می‌دهد که واقعیت امری ظهوری است که در ظرف قیامت خودش را نشان می‌دهد. به واقعی کذب راه دارد مگر در قیامت چون قیامت مقامی است که واقعیت آنگونه که هست خودش را نشان می‌دهد اعنی هر امر واقعی خودش را با تمام مراتب ظهوریش برای اهل قیامت نشان می‌دهد اما در دنیا ما واقعی‌ها را همانگونه که هستند نمی‌بینیم لذا در رؤیت ما کذب راه دارد. وقتی انسان به حقیقت واصل شود واقعیت را حقانی می‌بیند و کذب و بطلان در حقیقت راه نمی‌یابد اما کسی که به وحدت حقیقی راه نیافته ولو ظواهر اشیاء را آنگونه که هست ببیند اما از ابعاد دیگر او آگاه نیست چون علم عالِم به اندازه‌ی واقعیت معلوم نیست بلکه به اندازه‌ی علم خود آن شخص عالم است. اگر عالم متصل به حقیقت الحقائق شود، همه‌ی اشیاء را آنگونه که واقعیت دارند می‌بیند. چون پیامبر صلی الله علیه و آله حقیقت الحقائق بود و همه‌ی اشیاء را آنگونه که واقعیت داشتند می‌دید لذا خود او قیامت نام گرفت: «أَنَا وَالسَّاعَة كَهَاتَيْنِ» (دو انگشت را به هم ضم کرد). پس محمد صد قیامت بود نقد زآن که حل شد در فنای حل و عقد یعنی چون به وحدت رسید و با حقیقت معیت پیدا کرد واقعیت را آنگونه که هست یافت پس می‌تواند احکام واقعی‌ها را بیان فرماید و این تجمیع ولایت تکوینی و تشریعی است. اگر کسی احکام شریعت را رعایت کند حق است چه این احکام مطابق واقع است و اگر رعایت نکند و آنها را بپیچاند باطل و مکذب است و در شمار کفار چون حقیقت را در امور واقعی می‌پوشاند. علی ای حال، حقیقت و واقعیت مساوق همند، آن متن است و این شرح. البته در حوزه‌ی تکوین همه‌ی وقایع حقند؛ «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ» اما در حوزه‌ی تشریع اگر مکلف به اعتباریات تشریعی که از متن واقعیات تکوینی استخراج شده است پایبند و معتقد باشد مؤمن است در غیر این صورت کافر می‌باشد چون تشریعیات منطبق بر واقعند لذا حق می‌باشند.   عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي یعنی امام متحد با مقام وحدت حقیقی و اطلاق قسمی احدی است که حق و حقیقت محض و حقیقت الحقائق است و حقیقت همان نفس علوی است که تمام واقعیات از او صادر شده است: إنّ إسم علي مَکتُوب علي کُلّ شَئ. معیت علی با حق و حق با علی را عینیت معنی کن تا در دام دوئیت واقع نشوی. 🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇🌸🍇 🕊🌷 لؤلؤ و مرجان 🌷🕊 🍃🌸  @lolo_marjan  🌸🍃 🌱 عضویت در کانال تلگرام 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAD8XvqEQm-BhsYA08g 🌱 عضویت در کانال ایتا 👇🏼 http://eitaa.com/joinchat/426508289C3be68d2f0f
۲۰ مرداد ۱۳۹۹