هدایت شده از محسن قنبریان
🔘 مدرسه اراده
امام خمینی: زندگی در دنیای امروز زندگی در مدرسه اراده است...!
حجت الاسلام قنبریان
هیأت فتح خون یزد/ دهه سوم محرم۱۴۰۴
• اهل همت و عزم، اهل دردند (بقدر الهمم تکون الهموم)
• درد مشترک و عزم مشترک، جامعه ایمانی می سازد.
• دردهای متعدد، عزمهای متکثر می سازد؛ اگر ولیّ ای دردها را یک جبهه کرد، عزمها یکی و جهادها (اکبر و کبیر و اصغر) یک جبهه می شود؛ امام خمینی چنین کرد!
• این سلوک انفسی و آفاقی از جنس کلاس سلوک انبیاء است؛ نمایه های آن در قرآن و روایات
• اگر درد، عزم و همت شد؛ انسانی نشکن می سازد! این انسان عاشوراست.
• این اراده، قاهر میشود حتی پس از مرگ ظاهری (والحیاة فی موتکم قاهرین)
* این سه جلسه توضیح و تفصیل این قواعد است. به دوستان کار تربیتی پیشنهاد میشود!
☑️ @m_ghanbarian
گوشهگیر
📪 پیام جدید کاش حوصله فروشی داشتیم... #دایگو
هیچوقت حوصلهش نیست
هیچ "بهترین زمان"ـی وجود نداره
اگه قرار بود بهترین فرصت، بهترین زمان، وقتی که حسش باشه، وقتی که حوصلهش باشه، پیدا بشه، تا الان پیدا میشد و ما انقدر از همه چی عقب نبودیم
فقط شروع کن. همین
مشایه رفتید به جای من هم چند قدم بردارید.
به جای من هم به ارباب سلام بدید.
وقتی پشت پنجره ماشین نشستید و از بیرون «مای بارد» دادند دستتون، بین راه وقتی بچهعراقیها عطر به لباستون مالیدند، وقتی جوونها رو دیدید که وسط جاده نشستند و سینی خرما روی سرشون گذاشتند، وقتی پیرمردهای موکبدار رو دیدید که از پشت بلندگو داد میزنند «هلا بیکم یا زوار»، عطر چای عراقی که به مشامتون خورد، تو موکبها که نشستید و قیمه نجفی خوردید، وقتی رسیدید به تابلوی «إلی حرم الامام الحسین»، چشمتون که به گنبد گلدسته آقا اباالفضل افتاد
یاد من هم باشید
من جا موندم
جدای از اینکه داستان موگویی و صداسیما چی بود، برنامه موگویی واقعا از نظر فرم افتضاح بود
یکی از آرزوهام این بود پول داشته باشم واسه داداشم سیستم خوب ببندم که هیچوقت حسرت بازی با سیستم بالا رو دلش نمونه
ولی زندگی همینه دیگه چیکار میشه کرد. کی اون چیزی که میخواسته رو همون تایمی که میخواسته به دست اورده؟ کی رنج نمیکشه؟ بدون رنج اصلا آدم چه ارزشی داره؟
رنج تو زندگی همونقدر اجتنابناپذیره که مثلا کودکبودن اجتنابناپذیره. مگه تو میتونی تو دنیا باشی ولی در یک برههای کودکبودن رو تجربه نکنی. تا کودکی رو هم نگذرونی بزرگ نمیشی
گوشهگیر
ولی زندگی همینه دیگه چیکار میشه کرد. کی اون چیزی که میخواسته رو همون تایمی که میخواسته به دست اورده؟
ما یه بار زندگی میکنیم. حالا ممکنه وسط این مسافرت هفتاد هشتاد ساله، به هر دلیلی، تو ایستگاه دهم دوازدهم مثلا دلمون یچیزی بخواد. چرا باید اون چیز اونجا باشه؟ طلب داریم مگه؟