هدایت شده از مسکوت
آنچه ما را آزرده میکند، انسانها نیستند
بلکه امیدیست که ما به آنها بستهایم.
نمیدونم کجاست!🇵🇸
آنچه ما را آزرده میکند، انسانها نیستند بلکه امیدیست که ما به آنها بستهایم.
مهم نیست چقدر دور یا نزدیک باشید؛
آشنا یا غریبه؛
بهرحال امیدی که بهشون داشتی آزارت میده و ناراحتت میکنه از این زندگی..
کاش یکوچولو مثه من اهمیت میدادن [🤏🏻] فقط انقد..
کاش همونقد که بهشون فکر میکردم بهم فکرکنن..
کاش همونقد که نگرانشونم و براشون دعا میکنم؛ نگرانم باشن..
ولی خب میدونی زیادی احمقم.
نمیدونم اسمشو چی میزارن؛
همون [حماقت] بیشتر بهش میخوره انگار..
نمونه بارزش خودمم؛
هردقیقه به فکرکسیم که حتی ذرهای جایگاه نداشتم ت وزندگیش و همش خیالات خودم بوده..
یا مثلا نگران دوستایی میشم و محبتایی بهشون میکنم که بعدش یجوری جوابمو میدن که مثلا دهنم وا میمونه اصن.
بعد من ندانم چرا آدم نمیشم؟
واقعا کاش میمردم و انقد له گشتن خودمو نمیدیدم.
اصولا ما از آدمایی که دوسشون داریم یهاله و خاطرات قشنگی تو ذهنمون میسازیم..
انگار همهچی یدروغ بود یهمچین چیزی..
و کاش با واقعیتشون روبهرو نشی؛
چون درنهایت همه آدما فقط به فکرخودشونن و خودخواهن؛ درنهایت میان پیشت و ازت استفاده میکنن و وقتی میبینن که دیگه پاسخگوی نیازاشون نیستی و خستهکنندهای رهات میکنن..
و تو هیجوقت درنظرگرفته نمیشی.
چون لهت میکنن و فکر خودشونن همین!