اصولا ما از آدمایی که دوسشون داریم یهاله و خاطرات قشنگی تو ذهنمون میسازیم..
انگار همهچی یدروغ بود یهمچین چیزی..
و کاش با واقعیتشون روبهرو نشی؛
چون درنهایت همه آدما فقط به فکرخودشونن و خودخواهن؛ درنهایت میان پیشت و ازت استفاده میکنن و وقتی میبینن که دیگه پاسخگوی نیازاشون نیستی و خستهکنندهای رهات میکنن..
و تو هیجوقت درنظرگرفته نمیشی.
چون لهت میکنن و فکر خودشونن همین!
مثلا من بعد این همه مدت؛
هنوزم هربار بمعنای واقعی کلمه برگام میریزه از شدت تعجب و غم؛
که چطورممکن بود؟
چطورممکنه فراموش کنی؛
چطورممکنه فراموش بشم؟!
چطور ممکنه که همه قول و قرارامون ی دروغ بزرگی بیش نبود؛
چطور ممکنه هیچ ارزشی نداشتم..
چطور ممکنه اون همه احساساتم درنظر گرفته نشه؟
چطورممکنه اینقدر عادی دورانداخته بشم؟
ولی خب آدما همین شکلین چیکارشون کنم؟
نمیدونم کجاست!🇵🇸
مثلا من بعد این همه مدت؛ هنوزم هربار بمعنای واقعی کلمه برگام میریزه از شدت تعجب و غم؛ که چطورممکن ب
خلاصه تهشو بهت بگم که؛ هیچی نیست..
صرفا هنوزم گاهی وقتی فکرمیکنم به گذشته و نوع زندگیم
متوجه میشم که فقط اشتباه کردم[اشتباهکوپیک یا بزرگ]
خوشحالم که اشتباهاتمو میفهمم؛
ولی اینکه چطورممکن بود؟ هرگز.
همه آدما همین شکلین و فقط به خودشون توجه میکنن..
و فقط برا قانع کردن خودشون دلیل میارن..
حتی اگه قرارباشه تو رو له کنن!
و .. هوم..
چرا من نمتونم اعضامو ببینم اه.
پسرا اگ اینجایین خودتون برین وگرنه با مشت آتشین رضوانه روبهرو میشین.
مرسی اه.☝🏻
هدایت شده از جِنابِ او +:
این صداها ترسناک نیست ما چهارشنبه سوری بدتر از اینا رو شنیدیم .