‹ ما هیچ تر از هیچ، پیِ هیچ دویدیم
جز هیچ در این هیچ، دگر هیچ ندیدم
بر هیچ نشستیم و بر این هیچ، براندیم
در هیچ بماندیم و از این هیچ، بریدیم ›
‹unsaid›
چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گل های قوری بهتر است
دیگر نخواهم گشت عاقل،چای لطفآ
من یادِ تو،افکارِ باطل،چای لطفاً