eitaa logo
مهجور ☫
127 دنبال‌کننده
268 عکس
59 ویدیو
3 فایل
هو‌ النور وصل‌ِتو کجا و من‌ِمهجور کجا..... مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان اللهم لاتکلني إلی نفسي طرفة عین أبداً @maroozbahani بله: https://ble.ir/maaahjor تلگرام: https://t.me/maaahjor
مشاهده در ایتا
دانلود
هو النور
از وقتی یاد دارم که احتمالاً به نوجوانی‌ام برمی‌گردد، یکی از دغدغه‌ها و سوالاتم این بوده که «چرا در این برهه از زمان به دنیا آمده‌ام؟» و چرا مثلاً قبل‌تر نه! و اصلاً «چرا در ایران متولد شده‌ام و شیعه؟» و در جغرافیایی دیگر و یا مذهبی دیگر نه! و البته مسائل و مبهمات دیگری پس ذهنم بوده و هست که فعلاً مجال پرداختن بهشان نیست. در این سال‌ها جوابی که برای این دو سوال بارها برای خودم ردیف کرده‌ام این بود که «من قرار است مثل خیلی از منتظران منجی، زمانهٔ ظهور را درک کنم و فرج موعود را با چشمان خودم ببینم و با تمام جانم نبرد حق علیه باطل را لمس کنم.» و «در این جغرافیا و با مذهبی متولد شده‌ام که امید بیشترین تأثیر در ظهور منجی از آن می‌رود.» سال‌های عمرم را با این امید و رسیدن به این آرزو سپری کرده‌ام اما کم‌کم که گذران عمر بی‌اندکی درنگ از چهل سالگی گذشت و پا به میانسالی گذاشتم، با صورت به دیوار واقعیت خوردم که «من کجا و درک زمانهٔ ظهور کجا؟!» وقتی خیلی از مؤمنان منتظر بی‌ چشیدن طعم شیرین تحقق آرزویشان در خاک رفتند و عمرشان در انتظار تمام شد، برای چون منی که بخش اعظم درگیری و دل‌مشغولی زندگی‌اش، دنیا و تن دادن به روزمرگی است، درک و فهم فرج و ظهور منجی کجای کار است؟! این چند سال اخیر، گرفته و پَکر از اینکه عمرم رو به اتمام است و دیگر بعید است زمانهٔ ظهور را لمس کنم، دمق‌تر از همیشه دعا می‌کردم که «خدایا بیشتر زندگی‌ام که بیهوده تلف شد، لابد عنایتی بفرما باقی عمرم اثری مفید در مسیر نور بگذارد یا لااقل مرگم مؤثر در راه حق باشد.» و همیشه به لحظهٔ مرگم و آرزوی محقق نشده‌ام فکر کرده‌ام تا اینکه ورق برگشت. من این روزها اتفاق‌هایی را دیده‌ام که از نظر عدهٔ زیادی در این کرهٔ خاکی بعید بود رقم بخورد و حتی به ذهنشان خطور نمی‌کرد کشوری و مردمی باشد که جلوی رژیم منحوس کودک‌کش قدعلم کند و قدرت‌نمایی کند. من این روزها آرزوی محقق‌شدهٔ بسیاری از حق‌طلبان و مظلومان عالم را با چشم دیدم و با تمام جانم لمس کردم. من این روزها در تهران عزیزتر از همیشه زندگی کردم و ترسیدم اما آماده بودم تا مرگم مؤثر در راه حق و مسیر رشدم باشد. من این روزها بعد از دیدن شکست هیمنهٔ پوشالی رژیم منفور اسرائیل، بعد از مشاهدهٔ دلاوری‌ها و مجاهدت‌های مدافعان وطنم و لمس حق‌طلبی آزادگان جهان به بخشی از آرزویم رسیده‌ام و خیالم راحت شده که هر وقت بمیرم ناکام نمُرده‌ام و کامم با لمس و چشیدن نبرد حق علیه باطل به‌طور شفاف و واضح و عینی، شیرین شده و امیدوارم به‌زودی کام تمام آزادگان جهان با لمس نابودی و اضمحلال رژیم غاصب صهیونیستی شیرین و گوارا شود. من این روزها دعاهایم مستجاب شده، با قوت زندگی می‌کنم و تمام تلاشم را برای محقق شدن آرزوی تمام آزادگان جهان به کار می‌گیرم به امید اینکه مرگم نقطهٔ نورانی و مؤثر در راه حق و ظهور منجی باشد و رأس دعاهایم این است: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.» مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
محمد حسین پویانفر4_5974050602496301878.mp3
زمان: حجم: 3.2M
اركبوا فُلكَ الحسينِ أيّهَا الغَرقَى به کشتی حسین بیایید ای غرق شدگان ... @maahjor
هو الشهید
عزیزدل خاله، خداروشکر که باز تکیه دادی به شانه‌های مردانهٔ پدرت. خداروشکر که باز موهات می‌رقصند تو باد. می‌خندی و کیف می‌کنی که بابا مثل کوه پناهته و پشتش پناه می‌گیری. الهی همیشه دلگرم باشی به این شانه‌های مردانه و دلخوش به وجود بابای عزیزت. خوبه بدونی ایران ما از این شانه‌های مردانه که نه فقط برای خندهٔ دخترهای خودشون که برای خندهٔ تمام بچه‌های ایران زمین جنگیدند و بعضی‌هاشون برنگشتند پیش بچه‌هاشون زیاد داره. و ما تا همیشه مدیون خون پاک شهدای وطن هستیم. 🇮🇷 مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هو المنتقم
دو روز است خواهرزاده‌هایم برگشته‌اند خانه‌‌یشان. همان دیروز شروع کرده‌اند مثل هر سال دیوار خانه را سیاهی زدن. سیاهی عزای اباعبدالله‌الحسین
علیه‌السلام
. خواهرم امروز می‌گفت تا حالا سی تا از بابا‌های شهرکشان برنگشته‌اند خانه. بچه‌های قد و نیم‌قدشان را گذاشته‌اند در پناه خدا و رفته‌اند پیش امام حسین
علیه‌السلام
.
و من فکر می‌کنم لابد بچه‌هایشان منتظرند بابا بیاید و مثل هر سال، باهم سیاهی محرم را بر دیوار بزنند و تعجب می‌کنند که چرا امسال ورودی خانه پارچهٔ سیاه و پرچم محرم باهم آویخته شده. و چرا کنار سیاهی‌های روضه اباعبدالله، عکس بابا را هم گذاشته‌اند. و من مطمئنم بچه‌ها عکس بابا را نمی‌خواهند، خودش را می‌خواهند که مثل هرسال باهم بروند هیئت و روضه، و عزاداری کنند. و من نمی‌دانم امسال در شهرک‌شان، سی یا شصت یا نود و شایدم صد و بیست بچهٔ بی‌بابا، چطور عاشورا را گریه می‌کنند و بهانهٔ بابا می‌گیرند. مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هو البصیر
اما از دشمنت، بعد از آنکه از درِ صلح و آشتى وارد شد؛ سخت بترس! أمیرالمومنین‌ علی‌ علیه‌السلام 📚 نهج البلاغه: نامه ۵۳ @maahjor
هو الرزاق
«امان از حرمت نان و نمک ۱» «مَن‌ عَلّمني‌ حَرفاً، فقد صَيَّرني عبداً» این كلام در منابع روایی، به أمیرالمومنین
عليه‌السلام
نسبت داده شده، البته بعضی از متخصصین و علمای أهل دقت، سند این روایت و انتسابش به حضرت أمیر را موثق ندانسته و یا بعضاً به لحاظ معنایی، فحوای کلام را فراتر از معنای لغوی و ظاهری گرفته‌اند. ایشان مراد و منظور کلام را این در نظر گرفته‌اند که
 «اگر کسی پیدا شود که بتواند حتی به قدر کلمه‌ای مازاد بر علم حضرت به ایشان بیاموزد، حضرت را مدیون خود کرده و در واقع فحوای کلام، کنایه از علم بینهایت و فراگیر ایشان دارد به قدری که کسی توان و وسع آموختن کلمه‌ای مازاد بر علم ایشان ندارد.»
در واقع نوع تحدّی در بطن آن متصور است فراتر از معنای تحت‌اللفظی و ظاهری آن. فارغ از اینکه اهل فن حدیث منتسب به حضرت مولا
ع
را به لحاظ سندی، خالی از اشکال نمی‌دانند یا حتی سوای معنای کنایی نهفته در این روایت، اگر صرفاً بر ظاهر کلام بسنده کنیم، معنا می‌شود «هرکس به من کلمه‌ای بیاموزد، پس قطعاً من را بنده و مرید خود کرده است.» حالا فرض کنیم این کلام مشهور و متداول کاملاً صحیح‌‌السند است و فراتر از ظاهر کلام منظور دیگری متصور نیست. حالا پیش روی ما فقط عین کلام، مطرح و محل اعتنا است. پس با توجه به معنای ظاهری و سیاق کلام، ما با همین پیشفرض متداول که اشاره به مقام و منزلت معلم و متعلّم است، مواجه‌ایم. بعد شاخه‌ای از علم و یا دانشی خاص را مدنظر بگیرید که فقط و فقط در انحصار عده‌ای است که از قضا همراه جریان حق نیستند و ما هم محتاجیم به آموختن آن دانش انحصاری. حالا تکلیف چیست؟! باز رجوع می‌کنیم به منابع حدیثی و این کلام حضرت خاتم‌النبیین
صلوات‌الله‌علیه
که: «اُطلُبوا العِلمَ بِالصّینِ فَاِنَّ طَلَب العلمِ فَریضَةً عَلی کُلِّ مُسلِمْ» و تصریح حضرت به این موضوع که اگر مجبور باشیم دانشی را با سختی بسیار از غیر أهل حق بیاموزیم حتی با طی کردن فاصله‌ای دور، موظفیم پیگیر آن باشیم هرچند همراه مشقت. به‌ نظر این وجود علم‌اندوزی به قدر احتیاج و نیاز اساسی است و به محض خودکفایی دیگر نباید دست به دامان اصحاب کفر شد و باید مرارت و سختی را به جان خرید و صاحب علم شد و بی‌نیاز از أهل غیرحق. چرا که بر مبنای ظاهر کلام حدیث اول، معلم بر متعلِّم حقی دارد و بر شاگرد فریضه است حق تعلیم استاد را قدر نهد تا حدی که گویا مرید و بندهٔ اوست. که ما برای تقریب به ذهن و راحتی منظور، اسمش را حرمت نان و نمک می‌گذاریم. تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن که دوست خود روشِ بنده‌پروری داند مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maaahjor
هو الرزاق
«امان از حرمت نان و نمک۲» عرض شد بنا به روایت «اُطلُبوا العِلمَ بِالصّینِ فَاِنَّ طَلَب العلمِ فَریضَةً عَلی کُلِّ مُسلِمْ» بر هر مسلمانی فریضه است (به قدر ضرورت) أهل علم شود حتی با تحمل مرارت و مشقت بسیار. و نیز بر مبنای معنای ظاهری روایت «مَن‌ عَلّمني‌ حَرفاً، فقد صَيَّرني عبداً» معلم بر متعلّم حقی دارد و بر شاگرد فریضه است حق تعلیم استاد را قدر نهد تا حدی که گویا مرید و بندهٔ اوست. که ما برای تقریب به ذهن و راحتی منظور، اسمش را حرمت نان و نمک گذاشتیم. اینکه کجا و کی ضرورت اقتضا می‌کند تا موحد سر خم کند نزد غیرموحد و کسب علم کند و اساساً علم در اینجا ناظر به چه معرفت حیاتی است محل این بحث نیست چرا که علما و اندیشمندان به قدر کفایت پاسخ داده‌اند. اما مسئله و دغدغهٔ حقیر ناظر به دانش‌ها و معاریف و هنرهایی است که در انحصار عده‌ای خاص نیست، پس متعاقباً لزومی هم برای مراجعه به ناأهل و غیرمتعهد به مبانی اخلاقی و انسانی و حتی باور اسلامی نیست. حالا تکلیف ما که با وجود افراد متخصص و متعهد به اخلاق، مبانی انسانی و باورهای الهی به متخصص غیرمتعهد به این مفاهیم و ارزش‌ها رجوع می‌کنیم چیست؟! آیا بنا به روایت «مَن‌ عَلّمني‌ حَرفاً، فقد صَيَّرني عبداً» حاضریم طوق بندگی هر ناکَس را بر گردن نهیم؟! و اگر زیر بار منت و دِین لامروت مردمان رفتیم، حاضریم حرمت نان و نمک را زیر پا بگذاریم؟! روی سخنم با خودم و دوستان عزیزی است که به بهانهٔ آموختن تخصص و فرم ادبیات، حاضر به زانوی تلمذ زدن نزد ناأهلان شده‌ایم! به چه قیمتی؟! لطفاً این دلیل نخ‌نما‌شده را که ما از علم و تخصص فلانی استفاده می‌کنیم و کاری به مرام و مسلکش نداریم را برای توجیه و مقبولیت این کار نیاورید که عارضم خدمتتان با حرمت نان و نمک چه می‌کنید؟! و امان از حرمت نان و نمک!!
پی‌نوشت: برای حقیر کسی که حرمت اخلاقی و انسانی را رعایت نمی‌کند مطرود است اما این عریضه به بهانهٔ وطن‌فروشی و خیانت به آرمان‌های أهالی این مرز و بوم در بحبوبهٔ جنگ به تحریر درآمده، امید که بنده و دوستانم در انتخاب معلم و استاد راهنما برای یادگیری فنون داستان‌نویسی نهایت دقت‌نظر و توفیق را داشته باشیم.
تا به کی بنده هر خس باشی بنده هر کس و ناکس باشی از همه بگسل و با او پیوند بنه از بندگیش بر خود بند مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maaahjor
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیارم رفته است اندکم نفس می‌کشد هنوز....
وقتش شده بر دست بگیرد جگرش را مردی که شکسته‌ست مصیبت کمرش را پروانه به هم ریخته گهواره‌ی خود را تا باز کند از پر قنداق پرش را @maahjor