eitaa logo
مهجور ☫
127 دنبال‌کننده
268 عکس
59 ویدیو
3 فایل
هو‌ النور وصل‌ِتو کجا و من‌ِمهجور کجا..... مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان اللهم لاتکلني إلی نفسي طرفة عین أبداً @maroozbahani بله: https://ble.ir/maaahjor تلگرام: https://t.me/maaahjor
مشاهده در ایتا
دانلود
مهجور ☫
هو الأبقی _ : مامان! من نمی‌خوام بزرگ بشم. _ : چرا عزیزم، دوست داری همیشه بچه باشی و بازی کنی؟ _
هو البصیر
اینجا دختری نگران بزرگ شدن و از دست دادن مادر است، آنجا دختران قبل فهمیدن مفهوم از دست دادن یا حتی بزرگ شدن، آن را تجربه می‌کنند..... اینجا مادرها و دخترها سر زندگی و زنده ماندن باهم چانه می‌زنند، آنجا مادرها و دخترها در آغوش هم زندگی را از دست می‌دهند و با هم بزرگ می‌شوند.... اینجا دغدغه‌ها کلمه می‌شوند و آنجا دغدغه‌ها جان می‌گیرند ..... @maahjor
بِعَلیٍّ الهی العَفو...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مهجور ☫
خدایا می‌شود غلاف دل ما را پاره کنی و بیایی بنشینی وسط درونی‌ترین قسمت دل و جانمان، توی جوف.... می‌
هو المُحْیِی
الهی فرموده‌ای؛ 
فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
به تأمل در نشانه‌های رحمتت بنگریم که چگونه زمین را بعد از مردنش، زنده
می‌نمایی. پس آن بی‌گمان زنده کردن مردگان است که به یقین تو بر هر چیز قادر و توانایی.
و نیز فرموده‌ای؛
شَهْرُ رَمَضانَ‌ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‌ وَ الْفُرْقانِ
قرآن را در ماه رمضان برای هدایت بندگانت نازل کرده‌ای تا دلیلی روشن بر تمییز حق و باطل باشد.
الهی هر ساله هنگام بهار، عنایتت بر متحول شدن طبیعت از ممات به حیات و تدبّرت بر تاریکی و روشنایی را شاهدیم.... واقفیم که گر تو تفضّل بفرمایی قلب‌ها و دیدگان منقلب خواهند شد به سمت نور و حال ناخوش به نیکوترین حال متحول ... یا فَالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوَی، اینک در بهارانیم، در تقارن بهار طبیعت با بهار معنویت که هر دو تأکیدی بر معجزهٔ یُخْرِجُ الحَىَّ مِنَ المَیتِ‌ات‌ هستند... حال در این تقارن مبارک، استدعا دارد به آبروی مولای متقیان عنایت بفرمایی و غلاف دلش را بشکافی و حیات و هدایتت را توأمان بر جوف قلبش تفضل بفرمایی تا أَرِنی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى! دری به روی من ای یار مهربان بگشای که هیچ کس نگشاید اگر تو در بندی   مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maaahjor
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَللّــهُمَّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
هو الأعلی
من عبدالله بودم و محب‌علی ع، همین. از همان اوایل که مجازی پا گذاشت روی زندگی‌مان تا دو سال پیش. در جمع‌های ناشناس، زیاده از این حد را نه صلاح می‌دانستم و نه لازم. در جمع‌ شناس‌ها هم که اسم و رسم شناسنامه‌ای و هویت و جنسیتم معلوم. حسینیه مجازی‌مان اما تنها جایی بود که من تلفیقی از این دو بودم... شناس‌ترها مرا به اسم کوچک صدا می‌زدند و برای ناشناس‌ترها هم محب‌علی ع بودم منتها با پیشوند خانم. اینجا هویت زنانه‌ام برملا بود و باکی از کشفش در حسینیه عقیله‌العرب نبود. حضورم در جاهای دیگر اما فرق داشت، یا گفتگوی علمی بود که هویت انسانی‌ام الویت داشت و یا بخاطر شغل مجازی‌ام بود که باز هویت انسانی‌ام کفایت می‌کرد. اسم و نشانم محب‌علی ع بود و کسی زیاده می‌پرسید جواب می‌شنید عبدالله. تمام سالهای فعالیتم در مجازی، مایل نبودم مرا به چیزی جز این بشناسند. و جنسیت، هویت فردی یا هر چیزی که سنجاق شده بهم محلی از اعراب داشته باشد. امید داشتم این هویت مجازی تسرّی پیدا کند در ماهیت حقیقی‌ام. و آنچه مجازاً به آن صدا زده می‌شوم بشود تشخّص حقیقت وجودی‌ام. صاف و ساده‌اش می‌شود تقلّایی برای جا زدن خود در خیل مشتاقان و دوستداران او، هرچند به حسب ظاهر. تا دو سال پیش که وارد جمع مبنایی‌ها به‌ویژه شدم. به پیشنهاد دوستان قرار شد نام کاربری با نام حقیقی یکی باشد تا هویت فردی مشخص باشد برای خطاب قرار دادن. بنا به این ضرورت اسم و نام کاربری‌ام بعد از حدود ۸-۹ سال تغییر کرد. تمام سال‌هایی که مجازاً محب‌علی ع بودم، آرزویم و دعایم این بود که روز محشر موقع حساب و کتاب که همه را به اسم صدا می‌زنند تا بیایند و حسابرسی شوند. مرا محب‌علی ع صدا بزنند. دلم می‌خواست آنقدر در این مجاز به این اسم مشهور شوم که حتی سرایت کند به أهالی آن دیار معنا. و آنجا بی‌بررسی اینکه لایق این اسم هستم یا نه، ناخودآگاه و به حسب شهرت محب‌علی ع صدایم بزنند. چرا که مطمئن و البته امیدوارم حتی اسم محب‌علی ع، مسمایش را نجات خواهد داد. حتی اگر مسما لایق آن نباشد و تهی باشد از این اسم و عنوان. اگرچه پیش‌تر از آن امیدوار که اسم در مسمّا اثر کند و حقیقتی جز حب علی ع و اولادش برایش نباشد. امشب آمده‌ام بنویسم تا بماند برای آن روز بی‌پناهی و درماندگی، گرچه بی‌ لایق بودنش. من عبدالله‌ام و محب‌علی ع، فقط همین و دیگر هیچ. به ذره گر نظر لطف بوتراب کند. به آسمان رود و کار آفتاب کند. . مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maaahjor
اَللّــهُمَّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ لاتَکِلْنِي إِلى نَفْسِي طَرْفَةَ عَیْن أَبَداً .
مهجور ☫
اَللّــهُمَّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَل
الهی ما را از شر خودمان نجات بده..... که هر چه می‌کشیم از این خودِ بی‌خود است.... الهی خیری از خود بودن ندیدیم، ما را از خودمان بی‌خود کن و هر چه هست را خودت کن.....
هُوَ أَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ
پیام بعدی حاوی قدری طنز و فکاهه و جفنگیات است، حوصله‌اش نیست بگذارید و بگذرید. بعداً مدیون وقت هدر دادن‌تان نشوم که بار معاصی سنگین است و کمرم خم گشته و دیگر تاب بار افزون‌تر ندارد.... 🤧
مهجور ☫
هو الرزاق آن‌چه از دوست رسد، نیکوست.... و اگر «دعوت به یک چالش و حرکت یک‌ساله، خیلی ساده و خیلی سخ
هو الجبّار
سال ۰۳ که به چالش برادر بزرگوارم پیوستم تا من نیز یک سال آستانهٔ تحمل درد کتاب‌خوانی‌‌ام را محک بزنم، فکر نمی‌کردم آخر سال شکست ناگوارم در این چالش را با دلی اندوهبار و قلبی مالامال از رنج و غم اعلام کنم. لابد اینکه امسال دخترم کلاس اولی است و پسرم کنکوری و رفیق بیست‌و‌چند ساله‌ام به مشکلات کاری مبتلا شده و ذهنم بابتشان حسابی مشوش است، چیزی از قصورات و تقصیراتم کم نخواهد کرد و صرفاً بهانه‌تراشی تلقی خواهد شد؟! بله متأسفانه درست است! بهانه و توجیهی است برای کم‌کاری و بی‌برنامگی‌ام. ولی چاره چیست! من نیز به عنوان یک ایرانی آریایی موظفم به وقت خراب‌کاری‌هایم مقصرها را ردیف کنم و خودم را آش‌و‌لاش اشتباهات آنان جا بزنم تا لابد کمی از بار فشار وجدان دردم سبک شود و آلامم التیام یابد. القصه من میان آن همه خوبان که ردیف‌اند در کتابخانه‌ام، ۵۰ را برگزیدم و صد افسوس که آن لامروت‌های بی‌عاطفه، مرا پس زدند و نخواستند که چالشم سامان بگیرد..... اما حقیر به هر ضرب و زوری شده خودم را به چهل و اندی رساندم، ناگفته پیداست چقدر دمغ شده‌ام که اندی را درست درمان رصد نکردم که بالأخره این اندی چندی است؟! البته خواهشاً این اندی را با آن اندی معلوم‌الحال قیاس نفرمایید که حسابی مع‌الفارق است و نعوذ بالله که ما منظورمان آن اندی باشد.... علی ایهاالحال، ما ماندیم و شکست ناخوش چالش ولی از آنجا که ما هیچ از بعضی مسئولین گرام یاد نگرفته باشیم، سنگ پا بودن را از نوع قزوینی‌اش خوب فهم کرده‌ایم، وقتش رسیده درس پس دهیم و ما نیز به نان گندمی که نخورده‌ایم و دست ایشان دیده‌ایم متمسک شویم و با همان روی و رویه که مختص ایشان است، باز عرصه را خالی نکنیم و احساس تکلیفی که بر ما مستولی شده را قدر نهیم و پا بگذاریم به میان کارزار . خلاصه ما امسال هم آمده‌ایم به میدان و این بار نیز بسان سال قبل ۵۰ تن عزیز کتاب را ان‌شاءالله خواهیم چشید و نوشید و هضم کرد به لطف و عنایتش... 🤲 شما نیز دعوتید. می‌شوید با ما؟! همتم بدرقهٔ راه کن ای طائر قدس که دراز است ره مقصد و من نو سفرم . مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor