eitaa logo
مهجور ☫
127 دنبال‌کننده
268 عکس
59 ویدیو
3 فایل
هو‌ النور وصل‌ِتو کجا و من‌ِمهجور کجا..... مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان اللهم لاتکلني إلی نفسي طرفة عین أبداً @maroozbahani بله: https://ble.ir/maaahjor تلگرام: https://t.me/maaahjor
مشاهده در ایتا
دانلود
هو المحبوب
نوشته بود: «تمام من درگیر دوست داشتن توست؛ و این دلچسب‌ترین دل‌ مشغولی دنیاست...!» برایتان از این دل‌ مشغولی‌های دلچسب آرزو می‌کنم. @maahjor
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. به خودت ویتامین «ن» تزریق کن! @chiiiiimeh .
نوشته: «هر چای که دم شود مُمِد حیات است و چون هورت کشیده شود؛ مفرح ذات. پس در هر استکان چای دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب...» خدایی خیلی حقه. حق تمام. ✌️ @maahjor
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*⏹️⭕️ من باید خیلی پفیوز باشم که .... (بخش هایی از مصاحبه رخشان بنی اعتماد)* یک سوال سخت *:* این چند دقیقه کوتاه از رخشان بنی اعتماد [بانوی موفق کارگردان سینمای ایران] را نگاه کنیم و به یک چیز فکر کنیم ما در قبال هزاران کودکی که فرصت نکردند که دانشگاه بروند، هزاران بانویی که امکان نداشتند که استعدادهایشان را شکوفا کنند و هزاران مردی که زیر بار فشار اقتصادی نه تنها آرزوهایشان که نامشان را نیز فراموش کرده اند، آیا هیچ وظیفه ای نداریم؟ بلافاصله به دولت حواله ندهیم. ما به عنوان یک انسان چه باید می کردیم که نکردیم؟ *مجتبی لشکربلوکی * @Dr_Lashkarbolouki
مهجور ☫
*⏹️⭕️ من باید خیلی پفیوز باشم که .... (بخش هایی از مصاحبه رخشان بنی اعتماد)* یک سوال سخت *:* این چن
هو الحق
مسئولیت ما به عنوان یک احتمالا نویسنده در برابر مسائل اجتماعی و دغدغه‌های انسانی چیه؟! آیا ادبیات صرفا برای سرگرمی است؟! یا قرار است باری از دوش نحیف بخشی از آدمیان بردارد؟! سهم ما در بازتاب رنج و محنتی که بخشی از جامعه درگیرش هستند، چیست؟! چطور صدای کسانی باشیم که هیچ کسی گردن‌ نمی‌گیردشان و در پستوی دنیا زندگی‌شان با نکبتی اجباری مبدل به مردگی شده؟! ما قرار است کجای پهنه ادبیات بایستیم و پرچم‌دار کدام قشر جامعه باشیم؟! به کدام جریان و تفکر بشوریم و از چه مسیری دنبال راه‌حل باشیم؟! مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
مهجور ☫
هو الحق مسئولیت ما به عنوان یک احتمالا نویسنده در برابر مسائل اجتماعی و دغدغه‌های انسانی چیه؟! آی
هو الخالق
آیا می‌دانید بعد از کار معدن، سخت‌ترین کار جهان چیست؟! آفرین، درست حدس زده‌اید. 👌 نوشتن. مخالف هم نباشد، وگرنه بلاک. والا، مغزم درد می‌کند. مخم هنگ کرده. یکی نیست بگوید: زن حسابی آبت نبود، نانت نبود، نوشتن چی بود وسط زندگی پر شگفتانه امروزی. گوشه‌ای نشسته بودی و یک لقمه نان و ماستت را می‌زدی بر بدن، توی یک‌لاقبا را چه به سودای نوشتن؟! تازه برایم فاز نوشتن از دغدغه‌های انسانی هم برداشته. بنشین سر جایت، همین خط‌خطی‌ها را به خودت غالب کن و سودای سرت را خاموش. در ضمن، هیس نوقلم‌ها غر نمی‌زنند 🤫 مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
هو الخبیر
می‌فرماید: «نقد کردن را نه حمله ببینید، نه وظیفه؛ بلکه هدیه‌ای صادقانه برای رشد خودتان و دیگران بدانید. بسیاری از نویسندگان تازه‌کار-حتی حرفه‌ای‌ها- از نقد کردن در گروه‌هایشان می‌ترسند. یا از دلخوری دیگران می‌هراسند، یا فکر می‌کنند نظرشان «کم‌ارزش» است. اما سکوت، بزرگ‌ترین خیانت به گروهی است که در آن حضور دارید. یک جمع ادبی بدون گفت‌وگوی صریح، مثل باغی بدون هرس است؛ شلوغ، اما بی‌ثمر. به جای سکوت یا کلی‌گویی و گفتن عباراتی مانند: «خوب بود!» و «باریکلا»، منطقی و مستدل نظرتان را بیان کنید. این نه توهین است، نه تعارف. راهی است برای بهتر شدن کار. ترس شما از نقد، همان دیواری است که رشد گروه و خودتان را محدود می‌کند. یادتان باشد: نویسندگان بزرگ از نقد فرار نکردند، بلکه از آن بالا رفتند.» مهجور | جدامانده و به تعبیری سخن پریشان @maahjor
نوشته: «تنها کسی که حق داره بگه تو هر شرایطی همراهم بوده، سردردمه.» بنده را می‌فرماد:)) @maahjor
هو السمیع
«مردم کمتر حرمت سکوت را پاس می‌دارند و با حرف به آن تجاوز می‌کنند. سخن به صورت افزار تجاوز درمی‌آید، مثل سلاحی آزاردهنده، تا عقیده یا خواست، اراده، شخصیت یا هرچیز دیگر خود را به دیگری تحمیل کنند. نویسنده‌های پرنویس که انگار کارخانه تولید کلام هستند و خواننده‌هایی که برای کشتن وقت یا خسته کردن چشم‌ها و خوابیدن، کسب اطلاعات الکی، اظهار فضل، کنجکاوی مریضانه و از این چیزها می‌خوانند-هم آن تولیدکننده و هم این مصرف‌کننده- از جمله همان‌هایی هستند که حرمت سکوت را نگه نمی‌دارند.» 📚 روزها در راه: شاهرخ مسکوب @maahjor
هو المدبر «آدم جزئی از طبیعت است. زندگی طبیعت آهنگ معینی دارد؛ آهنگ طبیعی. انسان از این ریتم جدا شده و به زندگی خود ریتمی ماشینی داده است. با ریتمی ماشینی طبیعت خود را تولید و طبیعت خود را مصرف می‌کند. به این ترتیب با شتاب خود را (طبیعت را) ویران می‌کند.» 📚 روزها در راه: شاهرخ مسکوب @maahjor
هدایت شده از مهجور ☫
هو الحی
حرف‌های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می‌کنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه باخبر شوی لحظه‌ٔ عزیمت تو ناگزیر می‌شود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می‌شود! @maahjor