✅ فلسفههای مضاف - مثل فلسفهی علوم انسانی، فلسفهی روانشناسی - خوب و لازم است؛ اینها همان چیزهائی است که امتداد حکمت ما محسوب میشود؛ منتها تکیهی اساسی را باید بگذارید روی مسائل کلان جامعهی اسلامی؛ مثل حکومت. ما وقتی به فلسفههای غرب نگاه میکنیم، میبینیم مسائلی مثل حکومت، اقتصاد، شأن مردم، شأن انسان، طبق نظرات آنها، حل میشود. اینها مسائل بنیادی شاخههای اصلی زندگی و جامعه است؛ اینها باید در فلسفه پاسخ پیدا کند.
منبع : بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23/11/1391
#رهبر_شهید
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#سخنرانی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28119972127.pdf
حجم:
2.7M
✅ معرفی مقاله: رهیافتهای بنیادین فلسفی در هوش مصنوعی
🔵 از اواسط قرن بیستم و به دنبال رشد چشمگیر علوم رایانهای این تصور پدید آمد که میتوان با ابزارهای فیزیکی و روشهای مطرح در فیزیک و علوم رایانهای هوش انسانی را بهطور مصنوعی بازسازی کرد. هنگامیکه در دهه 1950 میلادی ماشینهای محاسبه گر کارآیی زیادی از خود نشان دادند، تحقیقات در جهت ساخت ماشینهای هوشمند آغاز گردید؛ از آن زمان تاکنون با انجام تحقیقات فیزیکی و رایانهای تلاشهای وسیعی در این جهت صورت گرفته است.
🔵 پس از گذشت چند سال از تحقیقات، اندک اندک امکان یا عدم امکان ساخت هوش مصنوعی به مسئلهای تبدیل شد که فیلسوفان را به سوی خود خواند افت و خیزهایی که در زمینه ساخت ماشینهای هوشمند پدید آمد و نیز بحثهای فلسفی در این باب، سبب شد تا عقاید مختلفی در خصوص هوش مصنوعی میان فیلسوفان بروز پیدا کند.
🔵 بهطور کلی تاکنون دو رهیافت عمده در ساخت هوش مصنوعی توسط دانشمندان به کار گرفته شده است. این دو رهیافت در طول چند دههای که از تاریخ هوش مصنوعی میگذرد پا به پای هم حرکت کرده و هر یک در مراحل افت و خیزهای خاص خود را داشتهاند. هر یک از این رهیافتها تلقی خاصی از ذهن انسان و نحوه کارکرد آن دارد و با توجه به این دیدگاه تلاش میکند تا ماشین را براساس این تلقی از ذهن بشر، بسازد همچنین هر کدام از این رهیافتها به یک دیدگاه فلسفی متمایز از دیگری متکی است که در بنیان آن جای دارد.
✍️ نویسنده: محمدرضا طهماسبی
_ـ_ـ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ شیوه برخورد با سوفسطایی به منظور اعتراف وی به اصل عدم تناقض
🔵 ابن سینا به دلیل اینکه مواجهه و پاسخگویی به شبهات سوفسطائیان را وظیفه فیلسوف می داند که از طریق محاوره امکان پذیر می شود و محاوره نیز پر قالب قیاس تنظیم می گردد، از این روی به بحث از قیاس و اقسام آن پرداخت تا آنکه روشن شود آن قیاسی که در برخورد با سوفسطائی به کار می رود، در حقیقت قیاس فی نفسه نیست بلکه قیاس بالقیاس است. در این عبارت ابن سینا به بحث پیشین بازگشته و آن را ادامه می دهد. وی می گوید: اگر با سوفسطائی متحیر به بحث نشسته و آن را قانع سازیم، متحیر نتیجه را می پذیرد و از تحیرش بیرون می آید، اما عجیب آنکه سوفسطایی معاند که هدفش جدال است به یکی از دو امر ناچار می شود: ۱_ یا باید سکوت کند ۲_ یا اینکه به برخی امور اعتراف کند. با سکوت خود هر چند از آنچه بر علیه او اقامه کردیم، اعراض میکند اما هنوز عناد دارد. یا اینکه از آنچه گفتیم اعراض نمی کند بلکه به آنچه علیه او به کار بردیم و نتیجه گرفتیم، اعتراف میکند و در نتیجه از عنادش دست بر میدارد.
🔵 پیرامون این عبارت نکاتی چند شایسته توضیح است:
🔷 ۱_ چرا ابن سینا در ابتدای عبارت می گوید: و من العجائب؟ در پاسخ باید گفت حالت عادی و مورد انتظار از انسان این است که در برخورد با دلیل اعتراف کند، اگر خلاف این عادت روی دهد جای تعجب دارد. در بحث با سوفسطائی معاند، حالت عادی این است که وی بعد از قانع شود و اعتراف کند اما عجیب این است که بعد از الزام باز مشاهده می کنیم که دو راه پیش روی اوست: یا سکوت یا اعتراف، یعنی آن راه واقعی را نمی رود، گاهی اعتراف میکند و گاهی ساکت می شود.
🔷 ۲_ در عبارت « و اما الی الاعتراف لا محاله باشیاء» مراد از اعتراف به اشیاء چیست؟ در اینجا به نمونه ای از مواردی که سوفسطایی پس از بحث به آنها اعتراف میکند، اشاره می شود: الف: پس از اینکه قیاسی ارائه می شود و از آن نتیجه ای حاصل می شود، سوفسطایی اعتراف میکند که نتیجه قیاس ثابت است، یعنی به او می فهمانیم که این قیاس این نتیجه را اثبات میکند نه خلافش را، یعنی توانسته است این را اثبات کند و نقیض آن را اثبات نکند. پس شما چگونه اجتماع نقیضین را می پذیرید؟ نتیجه قیاس به دو شیوه مانع از پذیرش اجتماع نقیضین است: ۱_ اثبات خودش، نفی نیست. ۲_ مثبت خودش منفی نیست بلکه خلافش منفی است، بنابراین اجتماع نقیضین جایز نیست. این یکی از مواردی است که بدان اعتراف میکند. ب: اعتراف دیگر اینکه به او گفته می شود: اثبات با لااثبات تنافی دارد. این قیاس خاص این نتیجه خاص را اثبات میکند و اثبات نیز با لااثبات فرق دارد. لذا وی به اینکه اثبات با لااثبات تنافی دارد، اعتراف میکند. پس از اینکه سوفسطایی به مواردی از این قبیل اعتراف کرد، این اعترافات را علیه او بکار گرفته و نظرش را باطل میکنیم، به عبارت دیگر سوفسطایی که مبنایش پذیرش واسطه بین وجود و عدم و یا جواز اجتماع و ارتفاع نقیضین است، با اعترافاتی از این دست، مجبور به عقبنشینی از مبانی مورد قبولش می شود ، بنابراین سوفسطایی پس از اینکه پذیرفت که موارد اعترافی مذکور علیه او نتیجه می دهند، آنگاه دست از عناد بر میدارد.
📚 منبع: کتاب، فلسفه ابن سینا ( شرحی نو بر الهیات شفاء با تکیه بر درس گفتارهای استاد حشمت پور)، نوشته حمیدرضا خادمی
_ـ__ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: نوزایی ایرانی در عهد مغول
🔵 انحطاط، زوال یا عقبماندگی ایران یکی از موضوعاتی است که در دو سدۀ گذشته، توجّه بسیاری از نخبگان فکری، فرهنگی و گاه سیاسی را به خود جلب کرده است و ادبیات نسبتا فربهی پیرامون چرایی، عوامل، چگونگی، پیامدها و راههای چیرگی بر آن فراهم آمده است.
🔵 نوشتار حاضر بر این فرض استوار است که برای رسیدن به یک نظریۀ جامع، علمی و اقناعکننده در زمینۀ آنچه که انحطاط، زوال یا عقبماندگی ایران خوانده میشود، شایسته است که یکایک عوامل و علّتهای طرح شده پیرامون موضوع با در پیش گرفتن روش علمی در مطالعات تاریخی، مبتنی بر اسناد معتبر و حداکثری، و با بهرهگیری از آخرین یافتههای علمی و تخصّصی در مورد گزارهها و مستندات تاریخی بازبینی و بازخوانی شوند تا در نهایت از کنار هم نهادن آنها، چشماندازی واقعبینانهتر از گذشته و سازندهتر برای اکنون و آینده ایران فراهم آید.
🔵 این بررسی به دنبال آن است تا فرضیۀ انحطاط و زوال ایران در دوران پس از حملات مغول را با نگاهی تاریخی و نه فلسفی با تمرکز بر حوزۀ اندیشۀ سیاسی و هویّت ایرانی مورد ارزیابی قرار دهد.
✍️ نویسنده: جواد عباسی
لینک کتاب
_ـ__ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ رابطه دین و دانش
🔘 بسیاری از دانشمندان معتقدند کار علمی یک نوع مطالعه آثار الهی است از نیوتن تا مشاور بایدن.
🔵 در این سی سال اخیر، نه همه فیزیکدانان و نه همه فلاسفه، بلکه آن دانشمندان تراز اول به رابطه دین و دانش رسیدن ( آن هم در مهمترین دانشگاه های غرب و آمریکا). که در واقع کار علمی یک نوع مطالعه آثار الهی است. مشاور بایدن بزگترین پروژه علمی آمریکا یعنی ژنوم انسانی را انجام داد و سپس در سال ۲۰۰۶، در این زمینه کتاب نوشت و کار خودش را نوعی عبادت می دانست برای فهم آثار الهی. وقتی نیوتن مهمترین کتاب خود را نوشت، یک نامه نیز به اسقف بنتلی مهمترین کشیش انگلیسی نوشت و در آن گفت که امیدوارم این کتاب من وسیله نزدیکی بندگان خدا به خدا باشد...
👤 دکتر مهدی گلشنی (استاد ممتاز فیزیک)
_ـ__ـ_
#مصاحبه
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ واقعاً برویم ببینیم بر اساس فلسفهی ما، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، حکومت در جامعه، به چه شکلی خواهد بود؛ یعنی ما برای مسئلهی حکومت، در فلسفه چه پاسخی داریم. نمیشود بگوئیم آقا فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمدهای از جاذبهی فلسفهی غرب، مربوط به این است. همچنین مسئلهی اقتصاد. بنابراین به طور کلی جهانبینی اسلام تبیین شود. مواد اصلی جهانبینی اسلام را مشخص کنید - مسئلهی انسان، مسئلهی خدا، مسئلهی ارتباط انسان و خدا، مسئلهی تکلیف - در فلسفهی اسلامی روی اینها کار شود. البته اینها پاسخهای روشنی هم دارد، در فلسفهی ما خیلی از اینها مسائل مبهمی نیست؛ اما باید این پاسخها منعکس شود، گفته شود.
منبع: بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23/11/1391
#رهبر_شهید
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#سخنرانی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: زبان خداوند، شواهد یک دانشمند برای باور
🔵 کتاب «زبان خداون: شواهد یک دانشمند برای باور» اثر فرانسیس اس. کالینز، کتابی در حوزۀ علم و ایمان است. کالینز، دانشمند ژنتیک و رهبر پروژه ژنوم انسانی، از پیشینه علمی و تجربیات شخصی خود میگوید تا اثبات کند که علم و دین نهتنها با هم سازگار هستند، بلکه میتوانند یکدیگر را تکمیل کنند.
🔵 تز اصلی او در این کتاب این است که خدا از فرآیند تکامل برای ایجاد حیات بر روی زمین استفاده کرده است. او برای اثبات تز خود از اکتشافات علمی مختلف، به خصوص در زمینۀ ژنتیک بهره گرفته است. کتاب با بیان داستان شخصی کالینز شروع میشود و جزئیات گذار او از بیخدایی به مسیحیت را شرح میدهد. کالینز که در یک خانواده آگنوستیک بزرگ شد، در ابتدا به سمت علوم تجربی رفت. با این حال، تجربیات او در دانشکده پزشکی، بهویژه تعامل با بیمارانی که با بیماریهای لاعلاج مواجه بودند، او را به زیر سوال بردن باورهای خود واداشت
🔵 او از لحظه مهمی برایش فرا رسید سخن می گوید، زمانی که یک بیمار از او در مورد ایمانش پرسید و او را بر آن داشت تا درباب مسائل الهیاتی به تفکر بپردازد و در نهایت مسیحی شود. کالینز از مفهوم قانون اخلاقی سخن میگوید و آن را اثباتی قوی برای وجود خدا میداند. به عقیده او احساس بشری درست و نادرست و خیر و شر که در فرهنگ ها و ادیان مختلف به چشم میخورد، به یک اقتدار اخلاقی والاتر اشاره میکند.
✍️ نویسنده: فرانسیس کالینز
لینک کتاب
_ـ__ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
20141211141605-9555-116.pdf
حجم:
328.5K
✅ معرفی مقاله: بنیادهای فلسفی علوم انسانی
🔵 در اين مقاله ابتدا علوم انسانی به دو دسته نظری (توصيفی) و عملی (ارزشی) تقسيم شدهاند. علوم انسانی نظری به دنبال شناخت و توصيف ساحتی از ساحتهای فردی، اجتماعی، عينی و اعتباری انساناند؛ اما علوم ارزشی به دنبال ارايه نظاممند گزارههایی جهت تنظيم رفتارهای انسانی می باشند.
🔵 در ادامه بر مبنای تحليل فلسفی رفتارهای ارادی انسان، نقش هدف در علوم انسانی به تصوير كشيده می شود. بنا بر فلسفه اسلامی، انسان در رفتارهای ارادی خود «فاعل بالقصد» بوده، آنها را برای دستيابی به هدفی انجام می دهد. خواسته فاعل، رسيدن به هدفی خاص می باشد، اما از آنجاكه هدف مزبور، بدون انجام فعلی بهخصوص محقق نمی شود، شوق فراچنگآوردن آن هدف سبب آن فعل می شود.
🔵 بنابراين ارزش فعل ارادی، تابع ارزش هدف مترتب بر آن است. بر اين اساس، تاسيس علوم انسانی، مبتنی بر ترسيم هدف نهایی از وجود انسان و نيز اهداف ميانی متناسب با آن است؛ اما ترسيم اين اهداف، خود، مستلزم شناخت حقيقت وجود انسان است؛ تا ندانيم حقيقت انسان چيست، نمی توانيم بدانيم انسان چه بايد بشود.
🔵 نتيجه آنكه علوم انسانی كاربردی مبتنی بر علوم انسانی توصيفی و آنها نيز مبتنی بر انسانشناسی فلسفی، هستی شناسی و معرفت شناسی اند؛ از اينرو ترميم گزارههای علوم انسانی موجود يا تاسيس علوم انسانی اسلامی را بايد از بنيادهای اين علوم آغاز كرد.
✍️ نویسنده: مهدی عبداللهی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشتهای معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز
🔘 معادلات پنهان نبرد (۲۰) | سننِ مختصِ جبههی حق: «آرامشِ استراتژیک (سکینه)» و «تصاعدِ نامتقارنِ توانمندیها (اضعاف حسنه)»
🔵 در تقابلِ همهجانبهی جبههی حق و جبههی استکبار، یکی از خطاهای محاسباتیِ باطل، تقلیلِ قدرت به مؤلفههای مادی و فیزیکی است. مستکبرین به دلیلِ قطعِ ارتباط با ولایتِ الهی و تکیه بر ابزارهای ظاهری، همواره درگیرِ اضطرابِ درونی و زوالِ تدریجیِ امکانات هستند. اما در ساختارِ تکوینیِ عالم، خداوند برای جبههی حق دو «سنتِ ویژه و اختصاصی» وضع کرده است که به مثابهی یک زرهِ شناختی و یک موتورِ پیشرانِ نامتقارن عمل میکنند: سنتِ «نزولِ سکینه» و سنتِ «اضعافِ حسنه».
🔷 ۱. سنتِ «سکینه» و «اطمینانِ قلب»؛ پایگاهِ ثباتِ روانشناختیِ مقاومت: آرامشِ حقیقی در منطقِ قرآن، محصولِ رفاهِ مادی نیست، بلکه نتیجهی تطابقِ سیستمِ ارادهی انسان با هندسهی خلقت است. در حالی که نیروهای تحتِ ولایتِ طاغوت، به دلیلِ پیروی از اوهام و تکیه بر اسبابِ متزلزل، دائماً درگیرِ تزلزلِ محاسباتی هستند، جبههی حق به یک تکیهگاهِ مطلق متصل است.
🔶 آناتومیِ سکینه: علامه طباطبایی (ره) سکینه را یک «حالتِ الهی و عطیهی مخصوص» میدانند که تنها بر قلبِ مؤمنانِ صادق نازل میشود. این آرامش، از جنسِ غرورِ کاذبِ دلاورانِ مادی نیست؛ بلکه قراری باطنی است که مانع از لرزشِ اراده در برابرِ توطئهها و بحرانها میشود. خداوند این ثباتِ راهبردی را چنین فرمولبندی میکند: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ.
🔶 ذکرِ الهی به مثابهی لنگرگاهِ شناختی: در نبردِ ارادهها، تنها اتکال به «سببِ غالب و غیرمغلوب» (خداوند) میتواند از فروپاشیِ درونی جلوگیری کند. حصارِ انحصاریِ این آرامش در معادلهی أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ نهفته است؛ ذکری که به معنای اتصالِ مستمرِ ذهنی و قلبی به فرماندهیِ کلِ هستی است و هرگونه هراس از فقدانهای مادی را خنثی میسازد.
🔷 ۲. سنتِ «اضعافِ حسنه»؛ ضریبدهیِ تصاعدی و نامتقارن به عملِ صالح: یکی از مهمترین برتریهای جبههی مقاومت، منطقِ «اقتصادِ عمل» در هندسهی الهی است. در دستگاهِ استکبار، هر کنشی نهایتاً به اندازهی حجمِ مادیِ خود اثرگذار است، اما در جبههی حق، اعمالِ صالح واردِ چرخهی «تصاعدِ هندسی» و «ضریبدهیِ الهی» میشوند.
🔶 ضریبدهیِ کمّی و کیفی: بر اساس سنتِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا، خداوند عملِ مؤمن را مضاعف میکند (تا هفتصد برابر و بیشتر). این ضریبدهی تنها در کمیت نیست، بلکه کیفی نیز هست (وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً)؛ به این معنا که خداوند نواقصِ عملِ مجاهدِ جبههی حق را میپوشاند و آن را به «احسنِ وجه» محاسبه و پاداش میدهد (لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا).
🔶 تقابلِ راهبردیِ «صدقه» و «ربا»: یکی از بارزترین مصادیقِ این سنت، در تقابلِ دو سیستمِ اقتصادی و اجتماعی نمایان میشود: يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ. سیستمِ استکباریِ مبتنی بر ربا (استثمار و مکیدنِ خونِ مستضعفین)، ذاتاً محکوم به فروپاشی، تولیدِ عداوت و ناامنی است. در مقابل، سنتِ «صدقه» (انفاق و پشتیبانیِ مالی در راه حق)، شبکهای از محبت، اتحاد و همافزایی تولید میکند که منجر به رشد و تصاعدِ توأمانِ مادی و معنویِ جبههی حق میشود.
🔶 سرمایهگذاری در افقِ بینهایت: در حالی که مستکبران تنها به دستاوردهای محدودِ دنیوی دل خوش کردهاند (مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ) و نصیبی از آیندهی حقیقیِ هستی ندارند، مجاهدانِ جبههی حق با سرمایهگذاری در مسیرِ ابدیت (مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ)، مشمولِ پاداشهای فزاینده و غیرقابلِ محاسبه (لِّلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ) میگردند.
🔵 جمعبندی: جبههی حق در رویارویی با مستکبرین، مجهز به تجهیزاتی نامرئی اما به شدت تعیینکننده است. «سنتِ سکینه» جبههی درون را از هرگونه نفوذِ شناختی و رعبِ شیطانی ایمن میسازد و «سنتِ اضعاف»، هر گامِ کوچک، انفاقِ مالی و صبرِ میدانی را در دستگاهِ محاسباتیِ خداوند به صورتِ نامتقارن و تصاعدی ضریب میدهد. ترکیبِ این دو، استقامتِ بینظیر و پیروزیِ نهاییِ اهلِ حق را به یک معادلهی ریاضیگونه و تخلفناپذیر در نظامِ آفرینش تبدیل کرده است.
✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#سنن_الهی
#یادداشت_بیستم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ یک کار دیگری هم که به نظر من جایش خالی است، نوشتههائی دربارهی فلسفهی تطبیقی است؛ شبیه آن کاری که ویل دورانت در «لذات فلسفه» کرده، که لابد ملاحظه کردهاید. «لذات فلسفه» یک کتابی است که با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دکتر عباس زریاب هم ترجمهی خیلی خوبی کرده؛ انصافاً خیلی خوشقلم ترجمه کرده. این کتاب، مباحثه و مناظرهی بین فلاسفهی قدیم و جدید غرب است در یک مسئلهی خاصی؛ مثل اینکه اینها یک جلسهای تشکیل دادهاند و دارند با هم بحث میکنند؛ هگل یک چیزی میگوید، بعد کانت جواب او را میدهد، بعد دکارت حرف خودش را میزند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع میکنند با همدیگر بحث کردن. اگر یک چنین کار شیرین و شیوائی انجام بگیرد، چقدر خوب است. فرض کنید این کار دربارهی موضوع «اصالةالوجود» انجام بگیرد؛ ملاصدرا یک حرف دارد، همین مرحوم آقا علی حکیم یک حرف دارد، مرحوم جلوه یک حرف دارد؛ بعد، از قدما، شیخ اشراق یک حرف دارد - که منکر این معناست - میرداماد یک حرف دارد. اگر فرضاً اینها با همدیگر بحث کنند، چقدر چیز قشنگی از آب در میآید. اینها حکمت را ترویج میکند، و ما امروز به این ترویج احتیاج داریم.
منبع: بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23/11/1391
#رهبر_شهید
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#سخنرانی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ موجودپژوهی، اصلیترین دغدغه مابعدالطبیعی ابنسینا
🔵 رسالت موجودپژوهانه فلسفه اولی که باید آن را میراث متافیزیک ارسطویی بهشمار آورد، همچنان در منظومه فکری ابنسینا به مثابه کانونیترین بخش فلسفه محل توجه و اهتمام واقع شده است. در منظومه فکری ابنسینا با «وجود» معاملهای اُبژهوار صورت میپذیرد؛ بهنحوی که حتی در تحلیل ذهنی، متأخر از چیستی یک موجود انگاشته میشود و در زمره مقوّمات هوّیت آن بهشمار نمیآید. این شیوه مواجهه با مسأله وجود، علاوه بر آنکه پرسش از معنا و حقیقت وجود را مغفولٌعنه مینهد، وجود را به مثابه نامستوری و افق گشایش به فراموشی میسپرد و صرفاً با به دست دادن فهمی اُبژهوار از آن، دستگاه مفهومی و معرفتشناسی ویژه «موجودات» را در تحلیل آن به کار میگیرد. البته در این میان، نباید از بسط، توسعه و حک و اصطلاحات قابل تأمل ابنسینا در متافیزیک ارسطویی بهویژه در بخشهای مرتبط با وجودشناسی غفلت ورزید، اما این حک و اصلاحات بهویژه در بحث تمایز وجود و ماهیت و مباحث مرتبط با آن اگر چه التفات به موضوع وجود را با قوّت و اهتمام بیشتری دنبال میکند اما بداهت، کلیت و تعریفناپذیری مفهوم وجود همچنان پرسش از حقیقت وجود را در فلسفه ابنسینا به حاشیه رانده و مدنظرآوردن وجود بهمثابه افق گشایش را از کانون توجهات بنیادین فیلسوف خارج کرده است. ازاینرو، بحث از وجود در فلسفه ابنسینا به بحث از مفهوم موجودیت و اقسام و مراتب آن فروکاسته میشود.
🔵 کانونیترین نقد هایدگر به هستیشناسی سنتی آن است که معنا و حقیقت وجود در اغلب منظومههای برآمده از آن مغفولالعنه واقع شده است و در عوض التفات به موجودات و موجودپژوهی در اولویت نخست قرار داشته است. بهزعم هایدگر در سنتهای متافیزیکی فراموشی وجود مبتنی بر سازوکارهای مختلفی تحقق مییابد که یکی از آنها پیشداوری در باب معنای وجود است. این پیشداوری با مدنظر آوردن وجود بهمثابه کلیترین مفاهیم آن را تعریفناپذیر و بدیهی میداند و از این رهگذر پرسش از وجود را به محاق میافکند و در عوض به پرسش از چیستی و نحوه وجود موجودات یا پرسش از کلیت آنها موضوعیت میبخشد.
🔵 تأمل در نقد بنیادین هایدگر در مواجهه با منظومه فکری ابنسینا نشان میدهد که در فلسفه ابنسینا سازوکار و محملهایی وجود دارد که با تأمل در آنها درمییابیم که چرا پرسش از وجود و تأمل در باب معنا و حقیقت وجود در دستور کار فلسفه سینوی قرار نگرفته است.
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28313065385.pdf
حجم:
3.3M
✅ معرفی مقاله: دیالکتیک استعلایی و هستیشناسی صدرایی
🔵 در این مقاله نویسنده سعی دارد تا مطالعهای تطبیقی را دربارۀ قابلیتهای دو نظام فلسفیِ آسیایی و اروپایی در باب موضوعی خاص – یعنی قوۀ عقل – ارائه دهد، و از این طریق تأملی بر امکان گفتوگو میان سنتهای فلسفیای داشته باشد که تا به امروز پیشینهای سخت و تسلیمنشدنی در این باره داشتهاند.
🔵 اگرچه پس از عصر روشنگری و با فیزیک نیوتنی و در فلسفۀ نقادی کانت، وحدت و کمال فاهمه توسط عقل فراهم می-شود، عملاً بر محدودیت و حدود قلمرو عقل نیز تأکید میگردد. «مغالطات»، «تعارضات جدلی» یا «آنتینومیها»، و «ایدهال عقل محض»، اعلان صریح شکست عقل در سه حوزۀ شناختِ حقیقتِ نفس، طبیعت، و خدا بودند، و «دیالکتیک استعلایی» به مثابه موقعیتی انتقادی معرفی شد که نشأت گرفته از تعالی و فراروی عقل بود.
🔵 نتیجۀ گریزناپذیر چنین رویکردی، دوگانگی میان سوژه و ابژه، نومن و فنومن، و فاهمه و عقل است؛ و اخلاف کانت مجبور بودند تا بر چنین دوگانگیای غلبه کنند. در فلسفۀ اسلامی – و بهویژه در فلسفۀ صدرایی – عقل، از سویی، مشتمل بر مراتب معرفت و در واقع مراتب «هستی» است و از سویی دیگر – بر خلاف سنت ارسطویی و کانتی – هیچ تعارضی میان مراتب و درجات شناخت نیست؛ بنابراین، «عقل» همچون شکلی از مراتب هستی و مطابق با آن معرفی میشود.
✍️ نویسنده: حسین کلباسی اشتری
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute