eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
136 ویدیو
95 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ معرفی کتاب: نوزایی ایرانی در عهد مغول 🔵 انحطاط، زوال یا عقب‌ماندگی ایران یکی از موضوعاتی است که در دو سدۀ گذشته، توجّه بسیاری از نخبگان فکری، فرهنگی و گاه سیاسی را به خود جلب کرده است و ادبیات نسبتا فربهی پیرامون چرایی، عوامل، چگونگی، پیامدها و راه‌های چیرگی بر آن فراهم آمده است. 🔵 نوشتار حاضر بر این فرض استوار است که برای رسیدن به یک نظریۀ جامع، علمی و اقناع‌کننده در زمینۀ آنچه که انحطاط، زوال یا عقب‌ماندگی ایران خوانده می‌شود، شایسته است که یکایک عوامل و علّت‌های طرح شده پیرامون موضوع با در پیش گرفتن روش علمی در مطالعات تاریخی، مبتنی بر اسناد معتبر و حداکثری، و با بهره‌گیری از آخرین یافته‌های علمی و تخصّصی در مورد گزاره‌ها و مستندات تاریخی بازبینی و بازخوانی شوند تا در نهایت از کنار هم نهادن آنها، چشم‌اندازی واقع‌بینانه‌تر از گذشته و سازنده‌تر برای اکنون و آینده ایران فراهم آید. 🔵 این بررسی به دنبال آن است تا فرضیۀ انحطاط و زوال ایران در دوران پس از حملات مغول را با نگاهی تاریخی و نه فلسفی با تمرکز بر حوزۀ اندیشۀ سیاسی و هویّت ایرانی مورد ارزیابی قرار دهد. ✍️ نویسنده: جواد عباسی لینک کتاب _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ رابطه دین و دانش 🔘 بسیاری از دانشمندان معتقدند کار علمی یک نوع مطالعه آثار الهی است از نیوتن تا مشاور بایدن. 🔵 در این سی سال اخیر، نه همه فیزیک‌دانان و نه همه فلاسفه، بلکه آن دانشمندان تراز اول به رابطه دین و دانش رسیدن ( آن هم در مهمترین دانشگاه های غرب و آمریکا). که در واقع کار علمی یک نوع مطالعه آثار الهی است. مشاور بایدن بزگترین پروژه علمی آمریکا یعنی ژنوم انسانی را انجام داد و سپس در سال ۲۰۰۶، در این زمینه کتاب نوشت و کار خودش را نوعی عبادت می دانست برای فهم آثار الهی. وقتی نیوتن مهم‌ترین کتاب خود را نوشت، یک نامه نیز به اسقف بنتلی مهمترین کشیش انگلیسی نوشت و در آن گفت که امیدوارم این کتاب من وسیله نزدیکی بندگان خدا به خدا باشد... 👤 دکتر مهدی گلشنی (استاد ممتاز فیزیک) _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ واقعاً برویم ببینیم بر اساس فلسفه‌ی ما، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، حکومت در جامعه، به چه شکلی خواهد بود؛ یعنی ما برای مسئله‌ی حکومت، در فلسفه چه پاسخی داریم. نمیشود بگوئیم آقا فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمده‌ای از جاذبه‌ی فلسفه‌ی غرب، مربوط به این است. همچنین مسئله‌ی اقتصاد. بنابراین به طور کلی جهان‌بینی اسلام تبیین شود. مواد اصلی جهان‌بینی اسلام را مشخص کنید - مسئله‌ی انسان، مسئله‌ی خدا، مسئله‌ی ارتباط انسان و خدا، مسئله‌ی تکلیف - در فلسفه‌ی اسلامی روی اینها کار شود. البته اینها پاسخهای روشنی هم دارد، در فلسفه‌ی ما خیلی از اینها مسائل مبهمی نیست؛ اما باید این پاسخها منعکس شود، گفته شود. منبع: بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23/11/1391 _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: زبان خداوند، شواهد یک دانشمند برای باور 🔵 کتاب «زبان خداون: شواهد یک دانشمند برای باور» اثر فرانسیس اس. کالینز، کتابی در حوزۀ علم و ایمان است. کالینز، دانشمند ژنتیک و رهبر پروژه ژنوم انسانی، از پیشینه علمی و تجربیات شخصی خود می‌گوید تا اثبات کند که علم و دین نه‌تنها با هم سازگار هستند، بلکه می‌توانند یکدیگر را تکمیل کنند. 🔵 تز اصلی او در این کتاب این است که خدا از فرآیند تکامل برای ایجاد حیات بر روی زمین استفاده کرده است. او برای اثبات تز خود از اکتشافات علمی مختلف، به خصوص در زمینۀ ژنتیک بهره گرفته است. کتاب با بیان داستان شخصی کالینز شروع می‌شود و جزئیات گذار او از بی‌خدایی به مسیحیت را شرح می‌دهد. کالینز که در یک خانواده آگنوستیک بزرگ شد، در ابتدا به سمت علوم تجربی رفت. با این حال، تجربیات او در دانشکده پزشکی، به‌ویژه تعامل با بیمارانی که با بیماری‌های لاعلاج مواجه بودند، او را به زیر سوال بردن باورهای خود واداشت 🔵 او از لحظه مهمی برایش فرا رسید سخن می گوید، زمانی که یک بیمار از او در مورد ایمانش پرسید و او را بر آن داشت تا درباب مسائل الهیاتی به تفکر بپردازد و در نهایت مسیحی شود. کالینز از مفهوم قانون اخلاقی سخن می‌گوید و آن را اثباتی قوی برای وجود خدا می‌داند. به عقیده او احساس بشری درست و نادرست و خیر و شر که در فرهنگ ها و ادیان مختلف به چشم می‌خورد، به یک اقتدار اخلاقی والاتر اشاره می‌کند. ✍️ نویسنده: فرانسیس کالینز لینک کتاب _ـ__ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
20141211141605-9555-116.pdf
حجم: 328.5K
✅ معرفی مقاله: بنیادهای فلسفی علوم انسانی 🔵 در اين مقاله ابتدا علوم انسانی به دو دسته نظری (توصيفی) و عملی (ارزشی) تقسيم شده‌اند. علوم انسانی نظری به دنبال شناخت و توصيف ساحتی از ساحت‌های فردی، اجتماعی، عينی و اعتباری انسان‌اند؛ اما علوم ارزشی به دنبال ارايه نظام‌مند گزاره‌هایی جهت تنظيم رفتارهای انسانی می باشند. 🔵 در ادامه بر مبنای تحليل فلسفی رفتارهای ارادی انسان، نقش هدف در علوم انسانی به ‌تصوير كشيده می شود. بنا بر فلسفه اسلامی، انسان در رفتارهای ارادی خود «فاعل بالقصد» بوده، آنها را برای دستيابی به هدفی انجام می دهد. خواسته فاعل، رسيدن به هدفی خاص می باشد، اما از آنجاكه هدف مزبور، بدون انجام فعلی به‌خصوص محقق نمی شود، شوق فراچنگ‌آوردن آن هدف سبب آن فعل می شود. 🔵 بنابراين ارزش فعل ارادی، تابع ارزش هدف مترتب بر آن است. بر اين اساس، تاسيس علوم انسانی، مبتنی بر ترسيم هدف نهایی از وجود انسان و نيز اهداف ميانی متناسب با آن است؛ اما ترسيم اين اهداف، خود، مستلزم شناخت حقيقت وجود انسان است؛ تا ندانيم حقيقت انسان چيست، نمی توانيم بدانيم انسان چه بايد بشود. 🔵 نتيجه آنكه علوم انسانی كاربردی مبتنی بر علوم انسانی توصيفی و آنها نيز مبتنی بر انسان‌شناسی فلسفی، هستی شناسی و معرفت شناسی اند؛ از اين‌رو ترميم گزاره‌های علوم انسانی موجود يا تاسيس علوم انسانی اسلامی را بايد از بنيادهای اين علوم آغاز كرد. ✍️ نویسنده: مهدی عبداللهی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۲۰) | سننِ مختصِ جبهه‌ی حق: «آرامشِ استراتژیک (سکینه)» و «تصاعدِ نامتقارنِ توانمندی‌ها (اضعاف حسنه)» 🔵 در تقابلِ همه‌جانبه‌ی جبهه‌ی حق و جبهه‌ی استکبار، یکی از خطاهای محاسباتیِ باطل، تقلیلِ قدرت به مؤلفه‌های مادی و فیزیکی است. مستکبرین به دلیلِ قطعِ ارتباط با ولایتِ الهی و تکیه بر ابزارهای ظاهری، همواره درگیرِ اضطرابِ درونی و زوالِ تدریجیِ امکانات هستند. اما در ساختارِ تکوینیِ عالم، خداوند برای جبهه‌ی حق دو «سنتِ ویژه و اختصاصی» وضع کرده است که به مثابه‌ی یک زرهِ شناختی و یک موتورِ پیشرانِ نامتقارن عمل می‌کنند: سنتِ «نزولِ سکینه» و سنتِ «اضعافِ حسنه». 🔷 ۱. سنتِ «سکینه» و «اطمینانِ قلب»؛ پایگاهِ ثباتِ روان‌شناختیِ مقاومت: آرامشِ حقیقی در منطقِ قرآن، محصولِ رفاهِ مادی نیست، بلکه نتیجه‌ی تطابقِ سیستمِ اراده‌ی انسان با هندسه‌ی خلقت است. در حالی که نیروهای تحتِ ولایتِ طاغوت، به دلیلِ پیروی از اوهام و تکیه بر اسبابِ متزلزل، دائماً درگیرِ تزلزلِ محاسباتی هستند، جبهه‌ی حق به یک تکیه‌گاهِ مطلق متصل است. 🔶 آناتومیِ سکینه: علامه طباطبایی (ره) سکینه را یک «حالتِ الهی و عطیه‌ی مخصوص» می‌دانند که تنها بر قلبِ مؤمنانِ صادق نازل می‌شود. این آرامش، از جنسِ غرورِ کاذبِ دلاورانِ مادی نیست؛ بلکه قراری باطنی است که مانع از لرزشِ اراده در برابرِ توطئه‌ها و بحران‌ها می‌شود. خداوند این ثباتِ راهبردی را چنین فرمول‌بندی می‌کند: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ. 🔶 ذکرِ الهی به مثابه‌ی لنگرگاهِ شناختی: در نبردِ اراده‌ها، تنها اتکال به «سببِ غالب و غیرمغلوب» (خداوند) می‌تواند از فروپاشیِ درونی جلوگیری کند. حصارِ انحصاریِ این آرامش در معادله‌ی أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ نهفته است؛ ذکری که به معنای اتصالِ مستمرِ ذهنی و قلبی به فرماندهیِ کلِ هستی است و هرگونه هراس از فقدان‌های مادی را خنثی می‌سازد. 🔷 ۲. سنتِ «اضعافِ حسنه»؛ ضریب‌دهیِ تصاعدی و نامتقارن به عملِ صالح: یکی از مهم‌ترین برتری‌های جبهه‌ی مقاومت، منطقِ «اقتصادِ عمل» در هندسه‌ی الهی است. در دستگاهِ استکبار، هر کنشی نهایتاً به اندازه‌ی حجمِ مادیِ خود اثرگذار است، اما در جبهه‌ی حق، اعمالِ صالح واردِ چرخه‌ی «تصاعدِ هندسی» و «ضریب‌دهیِ الهی» می‌شوند. 🔶 ضریب‌دهیِ کمّی و کیفی: بر اساس سنتِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا، خداوند عملِ مؤمن را مضاعف می‌کند (تا هفتصد برابر و بیشتر). این ضریب‌دهی تنها در کمیت نیست، بلکه کیفی نیز هست (وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً)؛ به این معنا که خداوند نواقصِ عملِ مجاهدِ جبهه‌ی حق را می‌پوشاند و آن را به «احسنِ وجه» محاسبه و پاداش می‌دهد (لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا). 🔶 تقابلِ راهبردیِ «صدقه» و «ربا»: یکی از بارزترین مصادیقِ این سنت، در تقابلِ دو سیستمِ اقتصادی و اجتماعی نمایان می‌شود: يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ. سیستمِ استکباریِ مبتنی بر ربا (استثمار و مکیدنِ خونِ مستضعفین)، ذاتاً محکوم به فروپاشی، تولیدِ عداوت و ناامنی است. در مقابل، سنتِ «صدقه» (انفاق و پشتیبانیِ مالی در راه حق)، شبکه‌ای از محبت، اتحاد و هم‌افزایی تولید می‌کند که منجر به رشد و تصاعدِ توأمانِ مادی و معنویِ جبهه‌ی حق می‌شود. 🔶 سرمایه‌گذاری در افقِ بی‌نهایت: در حالی که مستکبران تنها به دستاوردهای محدودِ دنیوی دل خوش کرده‌اند (مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ) و نصیبی از آینده‌ی حقیقیِ هستی ندارند، مجاهدانِ جبهه‌ی حق با سرمایه‌گذاری در مسیرِ ابدیت (مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ)، مشمولِ پاداش‌های فزاینده و غیرقابلِ محاسبه (لِّلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ) می‌گردند. 🔵 جمع‌بندی: جبهه‌ی حق در رویارویی با مستکبرین، مجهز به تجهیزاتی نامرئی اما به شدت تعیین‌کننده است. «سنتِ سکینه» جبهه‌ی درون را از هرگونه نفوذِ شناختی و رعبِ شیطانی ایمن می‌سازد و «سنتِ اضعاف»، هر گامِ کوچک، انفاقِ مالی و صبرِ میدانی را در دستگاهِ محاسباتیِ خداوند به صورتِ نامتقارن و تصاعدی ضریب می‌دهد. ترکیبِ این دو، استقامتِ بی‌نظیر و پیروزیِ نهاییِ اهلِ حق را به یک معادله‌ی ریاضی‌گونه و تخلف‌ناپذیر در نظامِ آفرینش تبدیل کرده است. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ یک کار دیگری هم که به نظر من جایش خالی است، نوشته‌هائی درباره‌ی فلسفه‌ی تطبیقی است؛ شبیه آن کاری که ویل دورانت در «لذات فلسفه» کرده، که لابد ملاحظه کرده‌اید. «لذات فلسفه» یک کتابی است که با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دکتر عباس زریاب هم ترجمه‌ی خیلی خوبی کرده؛ انصافاً خیلی خوش‌قلم ترجمه کرده. این کتاب، مباحثه و مناظره‌ی بین فلاسفه‌ی قدیم و جدید غرب است در یک مسئله‌ی خاصی؛ مثل اینکه اینها یک جلسه‌ای تشکیل داده‌اند و دارند با هم بحث میکنند؛ هگل یک چیزی میگوید، بعد کانت جواب او را میدهد، بعد دکارت حرف خودش را میزند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع میکنند با همدیگر بحث کردن. اگر یک چنین کار شیرین و شیوائی انجام بگیرد، چقدر خوب است. فرض کنید این کار درباره‌ی موضوع «اصالةالوجود» انجام بگیرد؛ ملاصدرا یک حرف دارد، همین مرحوم آقا علی حکیم یک حرف دارد، مرحوم جلوه یک حرف دارد؛ بعد، از قدما، شیخ اشراق یک حرف دارد - که منکر این معناست - میرداماد یک حرف دارد. اگر فرضاً اینها با همدیگر بحث کنند، چقدر چیز قشنگی از آب در می‌آید. اینها حکمت را ترویج میکند، و ما امروز به این ترویج احتیاج داریم. منبع: بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23/11/1391 _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ موجودپژوهی، اصلی‌ترین دغدغه مابعدالطبیعی ابن‌سینا 🔵 رسالت موجودپژوهانه فلسفه اولی که باید آن را میراث متافیزیک ارسطویی به‌شمار آورد، همچنان در منظومه فکری ابن‌سینا به مثابه کانونی‌ترین بخش فلسفه محل توجه و اهتمام واقع شده است. در منظومه فکری ابن‌سینا با «وجود» معامله‌ای اُبژه‌وار صورت می‌پذیرد؛ به‌نحوی که حتی در تحلیل ذهنی، متأخر از چیستی یک موجود انگاشته می‌شود و در زمره مقوّمات هوّیت آن به‌شمار نمی‌آید. این شیوه مواجهه با مسأله وجود، علاوه‌ بر‌ آن‌که پرسش از معنا و حقیقت وجود را مغفول‌ٌعنه می‌نهد، وجود را به مثابه نامستوری و افق گشایش به فراموشی می‌سپرد و صرفاً با به دست دادن فهمی اُبژه‌وار از آن، دستگاه مفهومی و معرفت‌شناسی ویژه «موجودات» را در تحلیل آن به کار می‌گیرد. البته در این میان، نباید از بسط، توسعه و حک و اصطلاحات قابل تأمل ابن‌سینا در متافیزیک ارسطویی به‌ویژه در بخش‌های مرتبط با وجود‌شناسی غفلت ورزید، اما این حک و اصلاحات به‌ویژه در بحث تمایز وجود و ماهیت و مباحث مرتبط با آن اگر چه التفات به موضوع وجود را با قوّت و اهتمام بیشتری دنبال می‌کند اما بداهت، کلیت و تعریف‌ناپذیری مفهوم وجود همچنان پرسش از حقیقت وجود را در فلسفه ابن‌سینا به حاشیه رانده و مد‌نظر‌آوردن وجود به‌مثابه افق گشایش را از کانون توجهات بنیادین فیلسوف خارج کرده است. از‌این‌رو، بحث از وجود در فلسفه ابن‌سینا به بحث از مفهوم موجودیت و اقسام و مراتب آن فرو‌کاسته می‌شود. 🔵 کانونی‌ترین نقد هایدگر به هستی‌شناسی سنتی آن است که معنا و حقیقت وجود در اغلب منظومه‌های برآمده از آن مغفول‌العنه واقع شده است و در عوض التفات به موجودات و موجودپژوهی در اولویت نخست قرار داشته است. به‌زعم هایدگر در سنت‌های متافیزیکی فراموشی وجود مبتنی بر سازوکارهای مختلفی تحقق می‌یابد که یکی از آنها پیش‌داوری در باب معنای وجود است. این پیش‌داوری با مدنظر آوردن وجود به‌مثابه کلی‌ترین مفاهیم آن را تعریف‌ناپذیر و بدیهی می‌داند و از این رهگذر پرسش از وجود را به محاق می‌افکند و در عوض به پرسش از چیستی و نحوه وجود موجودات یا پرسش از کلیت آنها موضوعیت می‌بخشد. 🔵 تأمل در نقد بنیادین هایدگر در مواجهه با منظومه فکری ابن‌سینا نشان می‌دهد که در فلسفه ابن‌سینا سازوکار و محمل‌هایی وجود دارد که با تأمل در آنها درمی‌یابیم که چرا پرسش از وجود و تأمل در باب معنا و حقیقت وجود در دستور کار فلسفه سینوی قرار نگرفته است. 🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇 لینک مطلب _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_28313065385.pdf
حجم: 3.3M
✅ معرفی مقاله: دیالکتیک استعلایی و هستی‌شناسی صدرایی 🔵 در این مقاله نویسنده سعی دارد تا مطالعه‌ای تطبیقی را دربارۀ قابلیت‌های دو نظام فلسفیِ آسیایی و اروپایی در باب موضوعی خاص – یعنی قوۀ عقل – ارائه دهد، و از این طریق تأملی بر امکان گفت‌وگو میان سنت‌های فلسفی‌ای داشته باشد که تا به امروز پیشینه‌ای سخت و تسلیم‌نشدنی در این باره داشته‌اند. 🔵 اگرچه پس از عصر روشنگری و با فیزیک نیوتنی و در فلسفۀ نقادی کانت، وحدت و کمال فاهمه توسط عقل فراهم می-شود، عملاً بر محدودیت و حدود قلمرو عقل نیز تأکید می‌گردد. «مغالطات»، «تعارضات جدلی» یا «آنتی‌نومی‌ها»، و «ایده‌ال عقل محض»، اعلان صریح شکست عقل در سه حوزۀ شناختِ حقیقتِ نفس، طبیعت، و خدا بودند، و «دیالکتیک استعلایی» به مثابه موقعیتی انتقادی معرفی شد که نشأت گرفته از تعالی و فراروی عقل بود. 🔵 نتیجۀ گریزناپذیر چنین رویکردی، دوگانگی میان سوژه و ابژه، نومن و فنومن، و فاهمه و عقل است؛ و اخلاف کانت مجبور بودند تا بر چنین دوگانگی‌ای غلبه کنند. در فلسفۀ اسلامی – و به‌ویژه در فلسفۀ صدرایی – عقل، از سویی، مشتمل بر مراتب معرفت و در واقع مراتب «هستی» است و از سویی دیگر – بر خلاف سنت ارسطویی و کانتی – هیچ تعارضی میان مراتب و درجات شناخت نیست؛ بنابراین، «عقل» همچون شکلی از مراتب هستی و مطابق با آن معرفی می‌شود. ✍️ نویسنده: حسین کلباسی اشتری _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ دانشمندِ ایرانی چگونه می‌تواند به ملّت روح ببخشد؟ 🔵 این علمِ بدونِ فرهنگ بود که صنعت بسیار مفید و حسّاس هسته‌ای را که بسیار صنعت مفیدی است برای بشریّت، کشاندند در راه غیر صلح‌آمیز، در راه غلط که بمب هسته‌ای از درون آن در آمد. علم این جوری است که اگر چنانچه با فرهنگِ درست، با مشی فکری درست همراه نباشد، چیز خطرناکی خواهد شد. ما به همین دلیل معتقدیم در مجموعه‌های نخبگانی، دین و ملّیّت -یعنی پایبندی_جدّی_دینی و شرف_جدّی_ملّی- بایستی بِجِد دنبال‌گیری بشود. دانشمند ایرانی وقتی با فرهنگ اسلامی و ایرانی آمیخته است، آن وقت یک جزء حیاتی از حیات_ملّت است؛ در واقع به مجموعه‌ی ملّت روح می‌بخشد، توان می‌بخشد. 🔵 ما نمی‌خواهیم دانشگاه ما تکرار و بازتولید فلان دانشگاه آمریکایی باشد؛ این را نمی‌خواهیم. علم را می‌خواهیم، شاگردی هم می‌کنیم، یاد می‌گیریم -یعنی از شاگردی کردن اصلاً‌ ننگمان نمی‌کند- امّا نمی‌خواهیم دانشگاه ما تکرار و بازتولید فلان دانشگاه آمریکایی در تهران یا در فلان شهر دیگر کشور باشد؛ نمی‌خواهیم همان فرهنگ، اینجا تقلید بشود. فضای علمی کشور باید فضای علمیِ ایرانی و اسلامی باشد. خوشبختانه الان همین جور هم هست؛ مجموعه‌های علمی پیشرفته‌ِی برجسته را که انسان مشاهده می‌کند -مثل همین هایی که حالا در دهانها هست: سلولهای بنیادی، نانو، زیست‌فنّاوری، هسته‌ای، غیره- غالباً [این] مجموعه‌ها دارای انگیزه‌های دینی هستند. چون دین، حرکت علمی را جهاد می‌داند دیگر؛ یک کار جهادی در واقع دارند انجام می‌دهند؛ این باید بر محیط علمی دانشگاه‌های کشور حاکم باشد. 🔵 شرایط ما با شرایط آن کشوری که او هم یک دانشگاه پیشرفته‌ی برجسته‌ای دارد، متفاوت است. ما بایستی با فرهنگ خودمان، ایرانی زندگی کنیم، ایرانی باید بیندیشیم و فکر کنیم؛ و الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را در زمینه‌ی مسائل علم هم حتماً بایستی رعایت بکنیم که این به نظر من بسیار مهم است. این را [هم] عرض بکنم که در تقلید از فرهنگ دانشگاه‌های برتر دنیا -دانشگاه‌های آمریکا، کانادا، جاهای دیگر- اگر بخواهیم آنها را تکرار کنیم، نوزایی_علمی هم از بین خواهد رفت؛ این را هم توجّه داشته باشید. این نوآوری علمی و پیشرفت علمی و ابتکار علمی هم، با دنبال‌کردن راه این و آن از بین خواهد رفت. منبع: بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی در تاریخ ۱۳۹۸/۰۷/۱۷. _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ فلسفه دین 🔘 بخش اول 🔵 «فلسفه دین» تحلیلی، که در دهه ۱۹۶۰ هنوز در آغاز راه بود، از آن زمان به بعد بالندگی چشمگیری داشته است. یقیناً دیگر رویکردها نیز در آثار مکتوب به زبان انگلیسی در زمینه فلسفه دین، و حتی بیش از این در آثار مکتوب به دیگر زبان ها درباره این موضوع، همچنان نقش ایفا می کنند. برای مثال، فلسفه پویشی که از اندیشه آلفرد نورث وایتهد الهام گرفته و در تحقیقات جاری چارلز هارتسهورن و دیگران نمود یافته است، نفوذ قطعی در فلسفه دین و الهیات، احتمالا بیشتر از دیگر حوزه های فلسفه، دارد. پدیدارشناسی، پسا تجدد گرایی و دیگر رویکردهای مختص به بر اروپا الهام بخش بحث های مهمی در حوزه فلسفه دین اند. 🔵 در حقیقت غالباً خط فاصل دقیق میان رویکردهای متفاوت وجود ندارد. نویسندگان قاره ای مانند سورن کرکگور در نوشته های قطعاً تحلیلی درباره دین به وفور مطرح می شوند و در فلسفه دین تحلیلی به حدی از مواد و مطالب قرون وسطی استفاده می شود که می توان آن را کم و بیش ادامه بحث های نو مدرسی درباره این موضوع دانست. 🔵 اگر چه معدودی جستار تحلیلی متقدم درباره مباحث دینی مختلف وجود داشته است، می توان گفت پیشرفت اصلی فلسفه دین تحلیلی در دهه ۱۹۵۰ با بحث معارضه «تحصل گرایانه منطقی» با دلالت معرفتی زبان دینی آغاز شد. در آن زمان بیشتر فیلسوفان تحلیلی معتقد بودند یا سخت وسوسه می شدند که معتقد باشند که به مثابت یک اصل تجربه گرایانه، هر بیان برای آنکه معنایی معرفت بخش داشته باشد، علی الاصول به تجربه تحقیق پذیر، یا به بیان کلی تر، آزمون پذیر باشد. 🔵 آلفرد جولز آیر، آنتونی فلو و دیگران اشکال کردند که گفته های حاکی از باور دینی، نوعا این معیار معنا را احراز نمی کنند. پس دعوی آشکار حقیقت در نزد ادیان را چگونه باید فهمید ؟ 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_28331434912.pdf
حجم: 62.2K
✅ ساختار نظریه تکامل بوسیله انتخاب طبیعی داروین (2) 🔵 در یادداشت پیشین (یادداشت شماره یک از این مجموعه) تصویری کلی و اولیه از آنچه داروین تحت عنوان نظریه تکامل گونه‌های زنده از یکدیگر بوسیله انتخاب طبیعی نامید، ارائه شد. این همان تصویری بود که داروین در کتاب خود تحت عنوان درباره منشاء انواع (on The Origin of Species) در سال 1859 ارائه نمود. 🔵 با این وجود، تصویر کلی نظریه داروین پس از کشف سازوکارهای سلولی و مولکولی انتقال صفات وراثتی و منشاء ایجاد تنوع در این فرآیند که باعث تولد و پیشرفت دانش ژنتیک در دهه‌های نخستین قرن بیستم (حدود سال‌های 1900 تا 1940) شد، جزئی‌تر و عمیق‌تر شد. در واقع، پیوند دانش ژنتیک با نظریه داروین و ارائه تبیین ژنتیکی از تکامل گونه‌ها در جامعه زیست‌شناسان در دهه 1940 به تلفیق تکاملی (evolutionary synthesis) مشهور شد. 🔵 بدین ترتیب یادداشت حاضر، به ارائه این تصویر سلولی و مولکولی از نظریه داروین می‌‌پردازد. همان تصویری که اغلب زیست‌شناسان و دانشجویان زیست‌شناسی از تکامل داروینی در ذهن دارند. در واقع، آنچه نئوداروینیسم (neo-Darwinism) خوانده می‌شود نیز اغلب به همین تصویر ژنتیکی و مولکولی اشاره دارد. ✍️ آقای علی سامع (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute