آیت الله العظمی جوادی آملی173. حقیقت عبادت.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
✅ حقیقت عبادت از نگاه امام رضا (ع)؛ کثرت تفکر در امر خدا و موحدانه زندگی کردن
🔵 ابن سکّیت از وجود مبارک امام رضا (ع) سؤال کرد که حجّت خدا امروز بر مردم چیست؟
«فَقَالَ عَ الْعَقْل»؛
عقل میزان و حجّت خوبی است.
🔵 امام رضا (سلام الله علیه) فرمود:
«صَدِیقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه»؛
ـ دوست هر فرد و ملّتی عقل آن فرد یا ملّت است، ـ دشمن هر فرد یا ملّتی جهل آن ملّت است. انسان یک دوست دارد و آن فهم اوست؛ بقیه ابزار هستند. انسان یک دشمن دارد و آن بیادبی اوست. بیعقلی اوست.
🔵 حضرت فرمود: «لَیسَتِ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلَاةِ»؛ آن نمازها و روزههای مستحبی ثوابش محفوظ است، اما اینها عبادت نیست. «وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِی أَمْرِ اللَّه»؛ فکر در تدبیر الهی و موحّدانه زندگی کردن عبادت است.
👤 آیت الله جوادی آملی
#امام_رضا_علیه_السلام
#عقلانیت
#تفکر
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
🔷 فایل صوتی
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
#برش_صوت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ جایگاه حکیم در علوم اسلامی
🔵 در سراسر تاریخ اسلام، چهره مرکزی در انتقال علم، افرادی به نام حکیم بوده اند. حکیم معمولاً یک پزشک، یک نویسنده، یک شاعر، یک منجم و ریاضیدان، و از همه بالاتر یک فرزانه یا صاحب خرد بوده است. در این چهره حکیم، می توان وحدت علوم را به عنوان شاخه های گوناگون درخت حکمتی که در وجود او است مشاهده کرد. حکیم، از راه تعلیم دادن اینکه علوم مختلف همه کاربرد های گوناگون یک اصل اساسی هستند، پیوسته وحدت علوم را در اذهان شاگردان خویش تثبیت می کرده است. دستگاه آموزشی اسلامی به عنوان یک کل و طبقه بندی علوم که قالب آن را تشکیل میدهد، خود وابسته به این چهره حکیم بوده است.
👤 سید حسین نصر
📚 منبع: کتاب علم و تمدن در اسلام، نوشه سید حسین نصر
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#جملات_منتخب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ استیون واینبرگ و پوزیتیویسم
🔘 بخش سوم
🔵 مروری بر منش پوزیتیویستی کافمان و مخالفان اتم گرایی نشان می دهد که چنین نگرشی هم بازدارنده و هم ساده لوحانه بوده است. از اینها گذشته، مشاهدهی چیزی چه معنایی دارد؟ به تعبیری، کافمان حتی انحراف پرتوهای کاتدی را در میدان مغناطیسی مفروضی مشاهده نکرد: وی مکان لکه نورانی را در انتهای لامپ خلاء زمانی اندازه گرفت که سیم هایی چند دور خاص حول قطعه آهنی در نزدیکی لامپ پیچیده شده و به باتری الکتریکی خاصی وصل شده بودند و با استفاده از نظریه پذیرفته شده ای آن را برحسب مسیرهای پرتو و میدان های مغناطیسی تعبیر کرد. دقیق خواسته باشیم بگوییم، وی حتی این کار را هم نکرد: او احساسات دیداری و لامسه ای خاصی را تجربه کرد و آنها را بر حسب لکه های نورانی و سیم ها و باتری ها توضیح داد: تاریخدانان علم به خوبی می دانند که مشاهده را هرگز از نظریه رهایی نیست.
🔵 ضد اتم گرایی دست آخر زمانی تسلیم شد که در سال ۱۹۰۸ ویلهلم استوالت شیمیدان در کتاب کلیات شیمی عمومی خود اظهار داشت «اینک من پذیرفته ام که مدارک آزمایشگاهی اخیر نشان می دهند طبیعت ماده گسسته یا ذره ای است، مدارکی که فرضیه اتمی هزاران سال بود دنبال آنها میگشت ». مدارک آزمایشگاهی که استوالت از آنها سخن می گفت، اندازه گیری های برخورد های مولکولی در حرکت براونی ذرات ریز معلق در مایعات بود، همراه با آزمایش هایی که تامسون برای اندازهگیری بار الکترون انجام داده بود. اما اگر درک کنیم که داده های آزمایشگاهی چقدر با نظریه سازگار هستند، به آسانی معلوم می شود که همه کامیابی های نظریه اتمی در شیمی و مکانیک آماری در قرن نوزدهم، حکایت از آن داشت که اینها همه نشانه هایی از هستی اتم ها بودند.
🔵 هایزنبرگ می گوید که اینشتین بعدها درباره رهیافت اولیه پوزیتیویستی اش به نسبیت، تردید کرده است. در خطابه ای که هایزنبرگ به سال ۱۹۷۴ ایراد کرده گفتگویی را به یاد میآورد که در اوایل سال ۱۹۲۶ با اینشتین داشته است: به اینشتین گفتم که ما در واقع نمی توانیم مسیر (الکترون در اتم) را مشاهده کنیم و تنها کاری که از ما ساخته است محاسبه فرکانس های نور گسیل شده از اتم، شدت ها و احتمالات گذار های اتم است، نه مسیر واقعی الکترون. از آنجا که منطقی است تنها کمیت هایی را وارد نظریه کنیم که می شود آنها را مشاهده کرد، پس مفهوم مسیرهای الکترون را نباید به نظریه اضافه کنیم. شگفت زده شدم که اینشتین از این استدلال من خشنود نشد. به گمان او، هر نظریه ای در واقع می توانست کمیت هایی داشته باشد که مشاهده پذیر نیستند. تنها با به کار بردن کمیت های مشاهده پذیر نمیشود نظریه ی سازگاری ساخت. در این مورد که با او به مخالفت برخاستم به این خاطر که خود او نیز این فلسفه را شالوده نظریه نسبیت خاص اش قرار داده بود، در پاسخ گفت: شاید من در گذشته از این فلسفه استفاده کرده و درباره آن مطالبی نوشته باشم، اما دلیل نمی شود که کار درستی کرده ام.
🔵 حتی پیش از این نیز اینشتین در سخنرانی سال ۱۹۲۲ در پاریس، ماخ را یک مکانیک گرای خوب، اما یک فیلسوف نفرت انگیز خوانده بود.
📚 منبع: کتاب رویای نظریه نهایی، نوشته استیون واینبرگ
#استیون_واینبرگ
#پوزیتیویسم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
🏛 مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند
🔹 مرزبان زبان و جهان: نسبت زبان، معنا و زندگی در فلسفۀ ویتگنشتاین متقدم و متأخر
📌 از «سکوت پرمعنای رساله» تا گستردگی «بازیهای زبانی»؛ لودویگ ویتگنشتاین چگونه مرزهای واقعیت، معنا و زیستجهان انسانی را بازتعریف کرد؟
در ادامۀ سلسلهنشستهای علم، فلسفه و الهیات، میزبان دکتر سروش دباغ خواهیم بود تا سیر دگردیسیِ یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم و پیوندِ عمیقِ اندیشههای او با دغدغههای اگزیستانسیل، زبان و معنای زندگی را واکاوی کنیم.
👤 سخنران: دکتر سروش دباغ
دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکترای فلسفه تحلیلی از دانشگاه واریک انگلستان
🗓 زمان برگزاری:
شنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ (مصادف با ۱۵ آگوست ۲۰۲۶)
⏰ ساعت ۱۹:۳۰ به وقت ایران
⏰ ساعت ۱۷:۰۰ به وقت انگلستان
📍 مکان/بستر برگزاری:
LMS:
https://vc14.sbu.ac.ir/scitheo/
📌 نکته:
دوستان با وارد کردن نامشان میتوانند به صورت مهمان وارد اتاق شوند.
🔸 میزبان: مرکز علم و الهیات، پژوهشکدۀ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://eitaa.com/The_Science_and_Theology_Center
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#خبر
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
Scientific method (1).pdf
حجم:
141.2K
✅ مقاله: روششناسیهای علمی در اسلام قرون وسطی
✍️ نویسنده: جان مکگینس
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ابن سینا و فلسفه علم
🔵 رساله «البرهان» از کتاب «شفا»ی ابنسینا از نظر ساختار و محتوا بسیار به کتاب «تحلیل پسین» ارسطو نزدیک است، اما دستکم در دو مورد، تفاوتهای چشمگیری با آن دارد. زمینه و بستر این تفاوتها، مسئله روششناسیِ صحیح برای پژوهش علمی و پرسشِ «چگونگی دستیابی به اصول نخستینِ یک علم» است؛ به عبارت دیگر، پرسش این است که دانشمند چگونه به اصول موضوعه یا فرضیاتِ آغازینِ یک علمِ قیاسی دست مییابد، بیآنکه آنها را از مقدماتی بنیادیتر استنتاج کرده باشد.
🔵 به گفته ابنسینا، حالت ایدهآل زمانی است که فرد دریابد رابطهای «ذاتی» (یا «فینفسه») میان مفاهیم برقرار است؛ رابطهای که امکان دستیابی به یقینی مطلق و کلی را فراهم میآورد. سپس ابنسینا به دو روش دیگر ــ که شاید جالبتر هم باشند ــ اشاره میکند که دانشمندان دوران باستان و قرون وسطی برای دستیابی به اصول نخستین به کار میبردند.
🔵 این دو روش عبارتاند از روش استقرای قدیمی ارسطویی (استقرا) و روش آزمایش (تجربه) . ابنسینا استقرای ارسطویی را ــ آنگونه که خود آن را درک میکرد ــ بهشدت نقد میکند؛ زیرا استدلال او این است که این روش به آن دسته از مقدماتِ مطلق، کلی و یقینی که مدعیِ فراهم آوردنشان است، منتهی نمیشود. با این حال، او در عوض، روشی مبتنی بر تجربه (آزمایش) را به عنوان ابزاری برای پژوهش علمی تدوین میکند؛ و اگرچه تجربه نمیتواند اصول «مطلق» به دست دهد، اما دانشمند علوم طبیعی میتواند با بهرهگیری از آن، اصول کلیِ «مشروطی» را کشف کند که قادرند در یک علم، نقش اصول نخستین را ایفا نمایند.
🔵 خلاصه آنکه، ابنسینا شاید نافذترین نقد را نسبت به استقراء در دوران باستان و قرون وسطی ارائه داد. با این حال، هدف او صرفاً سلبی (انتقادی محض) نبود؛ بلکه مقصود از نقد او، ارائه اصلاحیهای بر زیادهرویهایی بود که در زمان او در مورد استقراء ادعا میشد. افزون بر این، نقد ابنسینا راه را برای او هموار ساخت تا روش متفاوتر و شاید برتری را برای تبیین علمی، در قالب «آزمایشگری» (تجربه) توسعه دهد. شرحی که ابنسینا از آزمایشگری ارائه میدهد، هرچند بههیچوجه مدرن نیست، اما دارای عناصر خاصی است که قطعاً در مسیر درست قرار دارند. این عناصر عبارتند از: آمادگیِ روش تجربی برای پذیرشِ ادعاهای موقتی (به عنوان اصل نخستینِ یک علم) که میتوانند در پرتو مشاهدات جدید اصلاح شوند؛ لحاظ کردن صریحِ شرایطی که آزمایش تحت آنها انجام شده است؛ و نقش بسزایی که برای مشاهدات تجربی قائل است.»
منبع: فایل پیوست
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ آیا ناظر، واقعیت را خلق میکند؟ ( فاینمن و مشکلات تفسیر کپنهاگی)
🔵 همه اینها بسیار گیجکننده است، به خصوص وقتی در نظر بگیریم که اگرچه ممکن است وقتی به بقیه جهان نگاه میکنیم، خود را ناظر بیرونی بدانیم، اما بقیه جهان همزمان ما را مشاهده میکنند و اغلب ما در مورد آنچه در یکدیگر میبینیم، اتفاق نظر داریم. آیا این بدان معناست که مشاهدات من فقط زمانی واقعی میشوند که من ناظری را در حال مشاهده چیزی در حین وقوع آن مشاهده کنم؟ این یک دیدگاه وحشتناک است. آیا شما واقعاً این ایده را قبول دارید که بدون ناظر هیچ واقعیتی وجود ندارد؟ کدام ناظر؟ هر ناظری؟ آیا یک مگس ناظر است؟ آیا یک ستاره ناظر است؟ آیا یک میلیارد سال قبل از میلاد، زمانی که حیات آغاز شد، هیچ واقعیتی در جهان وجود نداشت؟ یا شما ناظر هستید؟ پس هیچ واقعیتی برای جهان پس از مرگ شما وجود ندارد؟ من تعدادی از فیزیکدانان محترم را میشناسم که بیمه عمر خریداری کردهاند.
👤 ریچارد فاینمن
📚 منبع:
Richard Feynman. Feynman lectures on gravitation. CRC Press, 2018.
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#جملات_منتخب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ طبیعت در نظر رنه دکارت
🔵 دکارت بعد از اثبات نفس و خداوند به عنوان جوهر به اثبات بدن می پردازد. دکارت، وضوح و تمایز را ملاک در وجود می داند و می نویسد: چون من از بدن ادراکی واضح و متمایز دارم پس بدن وجود دارد. استدلال دکارت در وجود جواهر آن است که ما انفعالات و تصوراتی را دریافت میکنیم زیرا این میل طبیعی را خداوند در ما نهاده است. اگر این میل طبیعی را به ما ارزانی نکرده باشد اما در عین حال این انفعالات را به نحو مستقیم و با واسطه، به فعل خویش ایجاد کرده باشد، فریب کار است.
🔵 در حالیکه ما می دانیم خداوند فریب کار نیست پس آنچه ما آن را به وضوح و تمایز تصور میکنیم وجود دارد او جوهر را از اولا به ذات به خداوند و ثانیاً بالعرض و به طور مجاز در مورد مخلوقات به کار میگیرد. دکارت امتداد را از خصوصیات اصلی جوهر می داند، از نظر او، ماهیت جسم همان طول و عرض است. سپس می گوید: جوهر جسمانی که منفک از حرکت و نیرو لحاظ شد...و همین جوهر جسمانی دارای اعراض اند که دکارت آن را احوال می نامد. دکارت به نحو دیگری قائل به جز لایتجزی است که مورد تأیید وایتهد قرار نمی گیرد. زیرا معنای حقیقی جوهر از نظر دکارت چیزی است که بتوان به نحو واضح و متمایز که صفت حقیقی اشیاء است ادارک نمود. ما جوهر جسمانی که امتداد، مقوم ماهیت او است را ادارک میکنیم پس می توان از آن جز لایتجزی را نتیجه گرفت. گرچه در خارج وجود ندارد و هر جایی که فرض کنید، باید دارای امتداد و قابل تقسیم در خارج باشد گرچه، ابزاری برای تقسیم آن وجود ندارد ولی به طور نسبی موجود است و به خاطر همین است که او میگوید: جوهر جسم و امتداد اساسا امری واحدند و آسمان ها و زمین باید از ماده واحد تشکیل شده باشند.
🔵 معیار دکارت در تحقق خارجی اشیاء وضوح و تمایز است، لذا در تأمل پنجم می گوید: در وهله اول کمیتی را به وضوح و تمایز تصور کنیم که فلاسفه آن را متصل یا امتداد در درازا و پهنا، ستبرا می نامند. آن امتدادی است که در این کمیت و به عبارت بهتر در چیزی که کمیت را به آن نسبت میدهند وجود دارد و بعداً می توانیم اجزا فراوان و گوناگونی از آن را شمارش کنیم هر کدام از آنها نام انواع به مقدار شکل و وزن حرکت را نسبت دهیم و سرانجام به هرکدام از این حرکات به تمام انواع استمرار را نسبت دهیم. از نظر دکارت وجود خارجی اشیاء منوط به دو امر است یکی وضوح و تمایز، دیگری وجود خداوند. چون ما اطمینان داریم خداوند قصد فریب ما را ندارد و فریب کار نیست. ما اشیاء را به وضوح و تمایز درک میکنیم. پس اشیاء در خارج وجود دارند، اما عناصر تشکیل دهنده طبیعت اجزا لایتجزی اند که دارای حرکت و سکون هستند. از نظر دکارت حرکت و سکون از احوال مختلف جسم به حساب می آیند.
📚 منبع: کتاب، حرکت و پیامدهای الهیاتی در فلسفه صدرالمتالهین و آلفرد نورث وایتهد ( نوشته دکتر علی ناییجی با مقدمه دکتر علی الله بداشتی)
#دکارت
#حرکت
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ «خدا و جهان»، جهان چطور به اینجا رسید و چرا ما بخشی از آن هستیم؟
🔘 مناظره و گفتگوی میان راجر پنرز(کیهان شناس) و ویلیام لین کریگ(فیلسوف علم)
🔵 کریگ: حوزه انتزاعی ریاضی نمی تواند سرچشمه حوزه آگاهی یا فیزیکی باشد، زیرا موجودات انتزاعی طبق تعریف بی اثرند.معنای آن این است که یک موجود انتزاعی مانند عدد هفت، هیچ تأثیری بر هیچ چیز ندارد، بنابراین حوزه انتزاعی نمی تواند سرچشمه وحدت باشد، آیا حوزه فیزیکی می تواند سرچشمه وحدت باشد؟..هم اکنون راجر راز دوم را توضیح داد. چگونه موجودی فیزیکی به خصوص به طور التفاتی به شکل آگاهی ظاهر می شود ؟ التفاتی یعنی حالات ذهنی ما. مثلاً من می توانم به تعطیلات تابستانی ام فکر کنم، هیچ شی فیزیکی خصوصیت التفاتی را ندارد. بنابراین دشوار است که قبول کنیم ذهن از موجودات فیزیکی و انتزاعی ناشی میشود...
🔷 بخش سوم
👈 بخش قبلی
#خدا
#کیهان_شناسی
#راجر_پنرز
#ویلیام_لین_کریگ
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#مناظره
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_29177552695.pdf
حجم:
1M
✅ معرفی مقاله: دو رساله در اسطرلاب از ابوریحان بیرونی
🔵 در مقالۀ حاضر به معرفی و بررسی کتاب فی إخراج ما فی قوّة الأسطرلاب إلی الفعل و مقالة فی التطریق إلی استعمال فنون الأسطرلابات از ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (362- ح 442ق) پرداختهایم. بیرونی در اثر نخست به کاربرد اسطرلابهای معیار و در دیگری، که فنیتر از رسالۀ اول است و برای مخاطبان با سطح علمی بالاتر نوشته شده، به کاربرد اسطرلابهای معیار و ساختار و کاربرد برخی اسطرلابهای غیر معیار پرداخته است.
🔵 هر دو اثر شامل مطالب تاریخی و فنی متعددی هستند که در آثار دیگر با موضوع مشابه نیامدهاند. در این مقاله پس از اشارهای گذرا به سرگذشت بیرونی، مطالبی در بارۀ تسطیح گنجنگاشتی به عنوان اصول طراحی اسطرلاب آوردهایم و پس از آن تفاوت ساختاری اسطرلابهای معیار و غیر معیار (شامل اسطرلابهای مرکب) را، با اشاره به اسطرلابهای غیر معیاری که بیرونی در تطریق به آنها پرداخته است، شرح دادهایم. در ادامه، ضمن اشاره به مهمترین موضوعاتی که در رسالهها آمده است، این دو رساله را بهاجمال معرفی کردهایم.
🔵 در بخش بعدی مقاله، «اسطرلاب هلالی» را بر اساس توضیحات بیرونی در تطریق بازسازی کردهایم. اسطرلاب هلالی یکی از اسطرلابهای غیر معیار است که به جز تطریق و کتاب فی عمل الأسطرلاب سجزی (که شامل مطالبی بسیار مختصر در بارۀ ساختار این اسطرلاب است) در هیچ رسالۀ اسطرلاب دیگری به آن پرداخته نشده است...
✍️ نویسنده: پویان رضوانی
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم
🔵 قرن بیستم شاهد تولد فلسفه تحلیلی بود. این جلد تحت عنوان«فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم» برخی از بینش های اصلی این جریان فکری و همچنین فیلسوفان اصلی آن را از جمله فرگه و تراکتاتوس ویتگنشتاین را در بر می گیرد. در حقیقت در ایران کتاب شما فهم نسبتا دقیقی از نسبت برقرار شده میان فلسفه و علم بدست خواهید آورید.
🔵 می دانیم که در آغاز تولد فلسفه در یونان، همواره فلاسفه با دانشمندان و ریاضی دانان وقت مراورده فکری نزدیکی داشته اند. و یا حتی مواقعی پیش آمده که خود فیلسوف دانشمند نیز باشد. در واقع این کتاب به همان اصل اولیه فلسفه که در مراورده نزدیکی با دیگر علوم بوده است رجوع می کند و در این راه شما را ابعاد مختلف این پیوند آشنا می کند.
🔵 دکتر استوارت جی شانکر نویسنده کتاب «فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم» استاد تحقیق برجسته فلسفه و روانشناسی در دانشگاه یورک و بنیانگذار / مدیر عامل مرکز MEHRIT (TMC) است. وی همچنین بنیانگذار و مدیر علمی موسسه (SRI) بوده و در امروز به عنوان یک نویسنده تحسین شده و سخنرانی مشهور در عرصه بین المللی شناخته می شود. وی بیشتر به عنوان متخصص برجسته در نظریه روان-فیزیولوژیک خودتنظیمی شناخته می شود.
✍️ نویسنده: استوارت جی شنکر
لینک کتاب
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ نقش خدا در نظام فکری دکارت
🔵 هر چند هدف براهین دکارت اثبات وجود خداوند است، ولی او فقط نمی خواسته است که واقعیتی از واقعیات عالم را چونان وجود کامل مطلق اثبات کند و بدین وسیله شناخت ما نسبت به عالم هستی را توسعه دهد. بلکه در وهله نخست سعی داشته است با اثبات وجود خداوند، تضمینی برای حقانیت معرفت ما بیابد. به بیان دیگر وجود خدا، اصلی است که می تواند ما را از دایره تنگ خودآگاهی خویش خارج سازد. برای این منظور باید اثبات کند که خداوند علاوه بر اینکه موجود است، خیرخواه هم هست، یعنی نمی تواند فریبکار باشد. بر این اساس که خداوند همان موجود کاملی است که جمیع خزائن علم و حکمت نزد او است، استدلال می کند که هیچ نقصانی را به ساحت او راه نیست و چون فریبکاری هم نوعی نقص و کاستی است، پس خداوند نمیتواند فریبکار باشد: زیرا اولاً اذعان دارم که محال است خداوند هرگز مرا فریب دهد، چون هرگونه فریب و نیرنگ خود نوعی نقص است و هر چند به نظر می رسد که قدرت بر فریبکاری خود ناشی از هوشیاری یا توانایی است، اما بدون شک قصد فریب دلیل ناتوانی و خبث ذات است و وجود این دو در خداوند محال است.
🔵 در اینجا مسأله ای شبیه مسأله شر مطرح است. مسأله شر عبارت از این است که اگر خدایی وجود دارد که خیرخواه بندگان است، باید هیچ شری را هم در عالم مجال ندهد. لیکن واقعیت شر در عالم انکار ناشدنی است. در اینجا مسأله این است که چون نمیتوان انکار کرد که ما گاه و بیگاه دچار خطا می شویم و بنابراین فریب می خوریم، پس خیر خواهی خداوند ضامن چیست، اگر اصولاً ضامن چیزی باشد؟
🔵 دکارت برای پاسخ به این مسأله، به تبیین منشأ خطا در ما می پردازد. عمدتاً الهی دانان در مواجهه با مسأله شرور، مسئولیت شرور را بر شانه اختیار انسان گذاشته اند تا به دامن خیرخواهی خداوند گردی ننشیند بدین نحو که گفته اند شرور عالم (هم شرور اخلاقی و هم شرور دیگری که ناشی از شرور اخلاقی اند) از سو اختیار آدمیان و دیگر موجودات مختار ناشی می شود. دکارت نیز بر آن است که منشاء خطاهای گاه و بیگاه ما، اختیار خود ماست.
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
_ـ_ــ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute