eitaa logo
معرفت و خودشناسی
646 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
4.3هزار ویدیو
72 فایل
همراهان گرامی سلسله مطالبی که تقدیم می‌گردد در رابطه با مراحل تزکیه نفس و خودسازی و عرفان از منابع غنی اسلامی و ایرانی میباشد با احترام فراوان ارتباط با ادمین https://eitaa.com/Suroosh_n
مشاهده در ایتا
دانلود
18.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همیشه واسه خدا بوس می‌فرستم 💚 هر چی بدی کردم تو زندگی معجزه کرد 🥹 اگر تا دم مرگ فقط شکرگزاری کنم بابت فقط یک نعمتش کمه 🥲 حس و حال تجربه‌گر برنامه زندگی پس از زندگی 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
60.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن تَرک من خراب شب‌گرد مبتلا کن ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده بر آب دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن خیره‌کُشی است ما را، دارد دلی چو خارا بُکْشد، کسش نگوید، تدبیر خون‌بها کن بر شاه خوب‌رویان، واجب وفا نباشد ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن گر اژدهاست بر ره، عشقی است چون زمرّد از برقِ این زمرّد هین دفع اژدها کن بس کن که بی‌خودم من، ور تو هنرفزایی تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن ــمولانا 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
حافظا چون غم و شادی جهان در گُذر است بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم - حافظ 🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🔸 چو آمد موسیِ عِمْران چرا از آلِ فرعونی؟ چو آمد عیسیِ خوش‌دَم چرا هَمدَم‌ نمی‌گردی؟ 🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
4_5814643836198066320.mp3
3.78M
آوازی آسمانی از: استاد شجریان ﴿مثنوی ماهور، شکسته، عراق، راک﴾ سه تار: پرویز مشکاتیان نی: محمد موسوی در هوایت بی قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب جان و دل از عاشقان می خواستند جان و دل را می سپارم روز و شب شاعر: مولانا🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
4_5954193813340685379.mp3
5.54M
🦋🎼🎼 سرو خرامان منی ای رونق بستان من دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
لذت و شادی در اندرونِ ماست یا در بیرونِ ما؟ 🌸 به نگارشِ ☘ راهِ لذّت، از درون دان نز برون ابلهی دان: جُستنِ قصر و حُصُون آن یکی در کنجِ مسجد، مست و شاد وآن دگر در باغ ، تُرش و بی مراد آفرين بر نَفَسِ پاک و سخنانِ حکمت آمیزِ حضرت مولانا که این چنین مختصر، ساده و زیبا، پرده از واقعیت ها برمی گیرند و می فرمایند: رسیدن به لذّاتِ دائمی و آرامشِ جان، در خودسازی است نه جُستنِ ثروت و قصر یا حِصن . وی با تمثیلات زیبای همیشگی شان از کسانی می گویند که در میان باغ های بزرگ و قیمتی، ناشاد و بی مراد بلکه ترش و اندوهگین اند؛ حال آنکه برخی علی رغم ناداری های ظاهری شان، از درون به غنا یا رضا ، و ثروت هایی دست یافته اند که مست و دلشادند. 🌸☘🌸☘ البته داشتنِ یک حداقل هایی که از آن ها می توان به احتياجات اولیه یاد کرد ضروری ست مانند خوراک و پوشاک و حداقلهایی که دستت را پیش دیگران دراز نکنی امّا از این نیازهای اولیه که بگذریم راه سعادت در قناعت، بهره بردن از نعمت های بی شمار زندگی همچون سلامتی، خانواده، دوستان، طبیعت و از همه مهمتر خدای مهربان است. به قول شاعر : آن مايه ز دنیا که خوری یا پوشی معذوری اگر در طلبش می کوشی باقی همه رایگان، نيرزد هُش دار که این عمرِ گرانبها بدان نفروشی 🙏😊💕منسوب به بنابراین برای رسیدن به لذّات حقیقی و آرامشِ جان، بهتر است به درونِ خود مراجعه کنیم و حرص و حسد ها و بغض و کینه ها را از خود دور کنیم، و از سلامتی و امنیت که  بزرگ ترینِ نعمت هایند خشنود شویم ؛ به نعمت های بی شماری که در اطراف ماست بیشتر توجه کنیم، به عشق و ایمان، به عقل و منطق، به آزادی و توانایی هایمان. سعی کنیم ارزش های زندگی مان را تغییر دهیم، به جای چشم و هم چشمی ها و وارد شدن به مسابقه ی نفسگیرِ زندگی ، به جای زیاده خواهی ها، درنگ کنیم و از پنجره به آسمان آبی یا ستاره های شب یا منظره ای که قاب پنجره مان را زیبا کرده است، بنگریم و به این همه نعمت های به ظاهر کوچک امّا بسیار مهم و انرژی بخش خرسند باشیم؛ به قول سهراب سپهری: من به سیبی خوشنودم/ و به بوییدن یک بوته ی بابونه/ من به یک آینه/ یک بستگیِ پاک، قناعت دارم و فراموش نکنیم که: زندگی خالی نیست/ مهربانی هست/ سیب هست/ ایمان هست و همه ی ما خدایی داریم که همین نزدیکی هاست/ لای آن شب بوها/ پای آن کاج بلند... خدایا ما را به مقامِ عالیِ رضا برسان. آمین یا رب العالمین 🙏😊 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علتهای ما ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد عشق جان طور آمد عاشقا طور مست و خر موسی صاعقا با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفتنیها گفتمی هر که او از هم‌زبانی شد جدا بی زبان شد گرچه دارد صد نوا چونک گل رفت و گلستان درگذشت نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای چون نباشد عشق را پروای او او چو مرغی ماند بی‌پر وای او من چگونه هوش دارم پیش و پس چون نباشد نور یارم پیش و پس عشق خواهد کین سخن بیرون بود آینه غماز نبود چون بود آینت دانی چرا غماز نیست زانک زنگار از رخش ممتاز نیست 🌱 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
4_375912086254913754.mp3
748.5K
دکتر عبدالکریم سروش گزیده هایی از بهترین های مثنوی از کتاب لُب لُباب اثر ملاحسین کاشفی 🌷 در بیان آنکه از مکر نفس نتوان رست مگر به... 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زفلک فتاد تشتم ب محیط غرقه گشتم ب درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد شمس 🌸..مولانا💞 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
"میل داری نقل قولی بشنوی؟" <چرا که نه.> "هگل می‌گوید: فرق میان زن و مرد همچون تفاوت حیوان و گیاه است. مردان به منزله حیوانات و زنان به منزلۀ گیاهان‌اند، چراکه رشد آنها ملایمتر است و علت این اتکای آنها براحساس است. اگر زنان زمام حکومت را در دست گیرند، کشور بی‌درنگ به مخاطره می‌افتد، چون زن‌ها اعمال خود را نه برحسب خواست‌های کلی و جهانی بلکه با تمایلات و عقیده‌های دیمی نظم می‌بخشند. تحصیلات زنان - چه تحصیلی؟ - بیشتر برحسب به اصطلاح استنشاق اندیشه‌ها، بیشتر برحسب زندگی است تا دانش‌اندوزی. مقام مرد، از سوی دیگر، فقط از طریق ازدیاد تفکر و مساعی فنیِ بیش از حد کسب می‌شود." < خیلی هم ممنون، همین کافی است. دیگر نمی‌خواهم فرمایشاتی از این قبیل بشنوم.> "ولی این نمونه بارزی است که چگونه نظر آدم‌ها دربارۀ امر عقلی مرتب تغییر می‌کند. و نشان می‌دهد که هگل هم فرزند زمان خود بود. و ما هم هستیم. (نظریاتِ بديهي) امروز ما نیز آزمون زمان را برنخواهد تافت." <کدام نظرمان، مثلاً؟ > "مثالی سراغ ندارم." <چرا نه؟ > "چون باید چیزهایی را مثال بیاورم که هم اینک دستخوش تغییرند. برای نمونه، می‌توان گفت اتوموبیل راندن کار احمقانه‌ای است، زیرا وسائط نقلیه هوا را آلوده می‌کنند. بسیاری از مردم از مدتی پیش به این نتیجه رسیده‌اند. ولی تاریخ ثابت خواهد کرد بسیاری چیزها که ما اکنون بدیهی می‌پنداریم در پرتو تاریخ بی‌اعتبار می‌شود." <صحیح> " یک چیز دیگر را هم می‌توانیم مشاهده کنیم: این همه مردانی که در زمان هگل آن همه حرف‌های ناروا دربارۀ حقارت زن ریسه کردند، در حقیقت پیشرفت تساوی حقوق زن و مرد را شتاب بخشیدند." < چطوری؟> " تزی عرضه کردند. چون زن‌ها کم کم شروع به شورش کرده بودند. آنجا که همه هم‌عقیده‌اند نیازی به ابراز عقیده نیست. و هر چه این‌ها بیشتر و ناشایسته تر درباره حقارت زنان اظهار نظر کردند، نقض نظر آنها قوی‌تر شد." <بله، البته.> " می‌توان گفت صلاح انسان در آن است که مخالفان توانمند داشته باشد. چه این‌ها زیادتر افراط بورزند، با واکنش شدیدتر روبه رو می‌شوند. مثلی هست که (هر چه بیشتر آب به آسیاب بریزند تندتر می‌چرخد.)" <آسیاب من لحظه ای پیش سخت تند چرخید! > "از دیدگاه فلسفه یا منطق محض، در میان دو مفهوم معمولاً نوعی تناقض دیالکتیکی هست." < مثلاً؟ > "اگر من به مفهوم (هستی) بیندیشم، ناچار باید مفهوم مقابل، یعنی (نیستی) را پیش آورم. نمی‌توان به وجود اندیشید و بلافاصله پی نبرد که ما همیشه وجود نخواهیم داشت. تناقض بین (هستی) و (نیستی) با مفهوم (شدن) رفع می‌شود. زیرا چیزی که در جریان شدن است، هم هست و هم نیست." < متوجه‌ام.> " (عقل) هگل بدین قرار منطقی پویاست. از آنجا که هستی واجد اضداد است، توصیف هستی نیز باید پر از اضداد باشد. می‌خواهی مثال دیگری برایت بزنم: از قول نیلس بوهر، فیزیکدان هسته‌ای دانمارک، داستانی نقل می‌کنند که گفت نیوتن بالای در ورودی خانه‌اش نعلی آویخته بود." < برای بخت و شگون.> " ولی اینکه خرافه است، و نیوتن هر چه بود خرافاتی نبود. یکی از او می‌پرسد واقعاً به این گونه چیزها اعتقاد دارد، می‌گوید ( نه، ندارم، ولی شنیده‌ام بی تأثیر هم نیست)." <عجیب است.> "این تقریباً ضد و نقیض گویی است، ولی جواب نيوتن كاملاً ديالكتيكي است. نیلس بوهر، مانند وینیه شاعر نروژی خودمان، به دوسوگرایی شهرت داشت، یکبار می‌گفت: دو نوع حقیقت وجود دارد. حقایق سطحی که نقیضشان طبعاً نادرست است. و حقایق عمیق، که نقیضشان مثل خودشان درست است." < این دیگر چه نوع حقیقتی است؟> " اگر من، مثلاً، بگویم که عمر کوتاه است....." < بنده هم می‌گویم موافقم.> " و دفعه دیگر دست به آسمان بردارم و بگویم عمر چقدر دراز است." < بار حق به شما می‌دهم. چون این هم، به تعبیری، درست است.> " و بالاخره مثالی می‌زنم تا ببینی تناقض دیالکتیکی چگونه می‌تواند منجر به عملی خود به خود بشود و تغییری ناگهانی به بار آورد." <بله، بفرمایید.> " فرض کن دختری پیوسته به مادرش بگوید، بله، مادر... بسیار خوب، مادر... هر طور میل شماست، مادر... همین الآن، مادر." < چندشم می‌شود!> "عاقبت مادر دختر از این همه فرمانبرداری دختر به تنگ می‌آید، و داد می‌زند: این قدر برّه سر راه نباش! و دختر پاسخ می‌دهد: چشم، مادر." <من بودم می‌زدم تو گوشش.> "شاید. ولی آمدیم و دختر گفت: من می‌خواهم بَرّه سر به راه باشم، آن وقت چه می‌کردی.؟" 📗 دنیای سوفی داستانی درباره تاریخ فلسفه_صفحه ۲۲۷ تا ۲۳۰ ✍ یوسِتین گُردِر_ترجمه حسن کامشاد 🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11 🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف