همانطور که بیشترِ مردم پول اضافی ندارند و فقط به قدر احتیاجاتشان پول دارند، در مورد عقل هم اوضاع بهتر از این نیست
و مردم فقط آن قدری که برای خدمت به اراده کفایت میکند،
یعنی فقط به قدر گذران زندگیشان،
عقل دارند !
و بعد از این که کارشان پیش رفت،
همین که بتوانند به جایی زل بزنند یا شور لذتهای جسمانی و بازیهای کودکانهای مثل ورق بازی و تاس ریختن را در بیاورند برایشان کافی است !
وگرنه یا سرگرم بحثهای احمقانه میشوند یا لباس رسمی به تن میکنند
و برای هم دولا و راست میشوند....
▪︎آرتور شوپنهاور
📕متعلقات و ملحقات
🕊🩷🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
چطوری خودم حالم رو بهتر کنم؟
خشم = ورزش کن
حسادت = روی منحصر به فرد بودنت تمرکز کن.
اضطراب = ذهن آگاهی رو تمرین کن.
دلخوری = دیدگاه منطقیت رو گسترش بده.
خستگی = گوشی رو خاموش کن و بخواب.
بی انگیزگی = دوش بگیر؛ تمام حواست رو درگیر کن.
شک به خود = بنویس؛ بذار احساست بیاد روی کاغذ.
افسردگی = در طبیعت قدم بزن و با دوستان وقت بگذرونید.
🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
شما به ۳ برد روزانه نیاز دارید:
۱. یک پیروزی فیزیکی:
پیادهروی ، دویدن، وزنه زدن، شنا کردن
۲. یک پیروزی ذهنی:
خواندن، نوشتن، ساختن یا خلق، یاد گرفتن
۳. یک پیروزی روحی:
شکرگزاری ، مدیتیشن، مطالعه، رشد و تعالی
🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای وای من ای وای من
زد این دل شیدای من
خاکسترم کردی
چه آوردی
تو ای دل
بر سرم؟؟؟؟
🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
4_5911342366282749105.mp3
8.28M
سلامی دوباره
فروغ فرخزاد
خسرو شکیبایی
https://eitaa.com/joinchat/1642529440C404e14a812
4_5913594166096433566.mp3
5.42M
بر من گذشتی، سر بر نکردی
از عشق گفتم، باور نکردی
دل را فکندم آسان به پایت
سودای مهرش در سر نکردی ...
هنگام مستی شورآفرین بود
لطفی که با ما دیگر نکردی ...
آتش گرفتم
سیمین بهبهانی
شیرازیس باند
🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
فعلیت بخشیدن و شکوفا ساختن نفس
مثالهایی که پیشتر نقل کردیم این اصل کلی را اشکار میسازد که وضعیت انسان در برزخ تابع حیات دنیوی اوست. حیات دنیا نیز به نوبۀ خود فرآیندی است که طی آن، صفات نهفته در فطرت روح آدمی، به نحو متناسب و یا به نحو غير متناسب، ظهور مییابند. نفس با پیوندی که بین دو سوی حقیقت خویش، یعنی روح و بدن، برقرار میسازد، رشد و تکامل مییابد. ماهیت مثالی آن، بتدریج تقویت میشود تا در نهایت، به مرحلهای میرسد که برای محظوظ شدن از عالم جسمانی، دیگر نیازی به بدن مادی ندارد.
بیشک، نفس رشد طبیعی خاصی دارد که بخصوص، در مراحل اولیه، یعنی، طی دوران نوزادی و طفولیت، ظهوری آشکار دارد. ولی حتی در اینجا نیز محیط» در کیفیت رشد نفس، نقشی مهم بازی میکند. از این رو حدیث فطرت میگوید که: "هر مولودی با فطرت اولیۀ خویش آفریده میشود، ولی سپس والدینش وی را مسیحی، یهودی یا زردشتی میکنند." شریعت از سن بلوغ، یعنی از زمان ظهور عقل - یعنی ظهور قوۀ نفس در تمییز حق و باطل، صحیح و خطا ـ عمل به احکام دین را واجب میکند. تا آنجا که پای قوه عقل در میان است، انسان خواهناخواه، مسئولیت رشد خویش را به عهده دارد. اگر از میزان شرع، یعنی از رهنمودهای وحیانی قرآن و سنت، در جهت رشد اخلاقی، معنوی و عقلانی تبعیت کند، با همان صورت الهیای هماهنگ خواهد شد که طبق آن آفریده شده است. انسان در حیات خویش، به هر اندازه که به اخلاق الهی - یعنی به خُلقهای شریفی که مبیّن صورت الهی است و انسان را نیک و صالح میکند - متخلّق شود، به همان اندازه، تقرب الهی را کسب میکند و به وجودی سعادتمند و متعادل با میگذارد.
در همان حال که میزانِ شریعت نفس را بتدریج به تعادل میرساند و پیوند متناسبی از روح و بدن را در آن ایجاد میکند، انسان در قوس "صعود"ترقی میکند. به عبارت دیگر، نفس از طریق هدایتی که وحی در دسترس او قرار میدهد، کم کم به رنگ صفات روح الهی که در بدن دمیده شده است، در میآید؛ صفاتی چون نورانیت و علم. بدون چنین میزانی، انسان از قوس صعود دور میشود و به اسفل السافلين سقوط میکند. در نتیجه، صفاتی چون ظلمت و جهل بر او غالب میشوند. یا در این بین، مردد میماند و بتدریج در امور سطحی، گمراه و پراکنده میشود. اعتدال، تکامل و تمامیت، هم به توحید بستگی دارد، و هم به ایمان که طبق تعریف کلامی که ابن عربی بدان پایبند است، شامل اعمال (یعنی رعایت احکام شرعی) نیز میشود. "نفوس تام آنهایی هستند که موحّد و مؤمناند. توحید و ایمان مانع از ایناند که رنج و عذاب به این نفوس وارد شود».
به طور خلاصه، حیات فرآیندی است که طی آن، انسان نفس خود را شکل میدهد. وقتی نفس هنگام مرگ، بدن را ترک میکند، در قالبهای مثالی متناسب با صفاتش، تجسد مییابد. همه اعمال، خلق و خوها، احوال، مقامات علم و آمال نفس، در صورتهای متناسب با خویش ظاهر میشوند.
هر انسانی در برزخ، مرهون کسب خود، و محبوس در صُورِ اعمال خویش است تا آن زمان که در روز قیامت، در نشئه آخرت، از این صُوَر برانگیخته شود.
دوره برزخ انسان را برای رستاخیز آماده میکند، درست همانطور که زمان سپری شده در رحم او را برای پا گذاشتن به این عالم مهیا میسازد.
مدت برزخ نسبت به نشته آخرت، مانند زمانی است که جنین در شکم مادر قرار دارد. خدا همواره او را از نشئهای به نشته دیگر منتقل میکند نشئهها دائماً برای او دگرگون میشوند، تا آنکه پا به روز رستاخیز بگذارد.
در روز رستاخیز و پس از آن، نفس دگرگونیهای بیشتری را متحمل میشود تا آن زمان که جایگاه خویش را در بهشت یا جهنم بیابد، ولی حتی در این مرحله نیز، به صورتی ثابت، شبیه بدن دنیوی خویش، مقید نمیشود. برای توضیح این نکته ناچاریم وضعیت رستاخیز را از نظر وجودشناختی، دقیقتر بررسی کنیم.
📗 عوالم خیال ابنعربی و مسئله اختلاف ادیان
صفحه ۱۶۲ و ۱۶۴
✍ ویلیام چیتیک _ ترجمه قاسم کاکایی
🌺🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸کانال معرفت و خودشناسی گنجینه معارف
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
#حافظ
🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸معرفت و خودشناسی
4_5958454111660674187.mp3
44.97M
سخنرانی زیبای دکتر الهی قمشه ای
دین و دنیا
#الهی_قمشه_ای
#سخنرانی
🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸معرفت و خودشناسی
1397_غزل دیوان شمس تبریزی_34.mp3
19.11M
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم
زانک دلم هر نفسی دنگ خیال تو بود
گر طربی در طربم گر حزنی در حزنم
تلخ کنی تلخ شوم لطف کنی لطف شوم
با تو خوش است ای صنم لب شکر خوش ذقنم
اصل تویی من چه کسم آینهای در کف تو
هر چه نمایی بشوم آینه ممتحنم
تو به صفت سرو چمن من به صفت سایه تو
چونک شدم سایه گل پهلوی گل خیمه زنم
بیتو اگر گل شکنم خار شود در کف من
ور همه خارم ز تو من جمله گل و یاسمنم
دم به دم از خون جگر ساغر خونابه کشم
هر نفسی کوزه خود بر در ساقی شکنم
دست برم هر نفسی سوی گریبان بتی
تا بخراشد رخ من تا بدرد پیرهنم
لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من
شمع دل است او به جهان من کیم او را لگنم
✍ غزل شماره ۱۳۹۷
🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸معرفت و خودشناسی
فایل شرح غزل شادروان دکتر حاجی بلند
حجم : 5,7MB
از شیخ ابوعلی سینا که سرآمد حکماي ایران است پرسیدند آیا از خود کسی را داناتر دیده اي یا نه ؟ گفت: بلی .
روزي نزد زرگري نشسته بودم که کودکی آمد و از زرگر آتش خواست.
استاد به او گفت برو ظرفی بیاور و آتش ببر .
آن کودك گفت ظرف لازم نیست و می توانم بدون ظرف آتش ببرم .
من و استاد زرگر در تعجب بودیم تا به چه وسیله اي آن کودك می تواند آتش ببرد .
پس به او گفتم چگونه می توانی آتش ببري ؟ .
آن کودك مقداري خاکستر در کف دست گذارد و آتش را روي آن نهاد و ببرد .
به هوش و دانایی آن کودك آفرین گفتم .
نکته :
*خرد واندیشه درنهاد انسان همان روح خداست که درکالبد ماست خردمند کسی است که ازاین روح خدائی بهره برد* .
🌻💛🍃🕊💚🌹 @maarefat11
🌸🌸🌸🌸معرفت و خودشناسی