هدایت شده از مباحث
@Aminikhaahاین حرف درگوشیه.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
🎧 حتماً گوش کنید و برای دیگران ارسال کنید.
🎤 استاد امینی خواه
#امام_زمان علیه السلام
#لبیک_یا_خامنه_ای
#نماز_شب
@Aminikhaah
هدایت شده از مباحث
📝 تعریف اکراه و شرایط تحقق آن
تعریف لغوی و عرفی: اکراه یعنی «حمل الغیر علی ما یکرهه»؛ وادار کردن دیگری به کاری که نسبت به آن کراهت و بیمیلی دارد.
شرایط پنجگانه برای صدق عنوان اکراه:
۱. وجود عامل خارجی (حامل)
- اکراه نیازمند یک فاعل وادارنده (مُکرِه) است که فرد دیگر (مُکرَه) را تهدید کند.
- بنابراین، اگر کسی بدون تهدید خارجی و صرفاً برای دفع یک ضرر یا خطر کلی (مانند فروش مال برای درمان بیماری) اقدام کند، اکراه محقق نشده است.
» این عمل، اضطرار یا اقدام عقلایی است، نه عمل اکراهی.
۲. تطابق عمل با مورد تهدید
- اکراه تنها نسبت به همان عملی که شخص به آن تهدید شده است، صادق است.
- مثال: اگر کسی تهدید شود که هزار تومان بپردازد وگرنه کشته میشود، و او برای تهیه پول، مال خود را بفروشد، فقط عمل پرداخت پول اکراهی است، اما عمل فروش مال، اکراهی نیست. زیرا مورد تهدید، فروش مال نبوده، بلکه پرداخت پول بوده است← لذا بیع مذکور صحیح است.
۳. همراهی با تهدید و تخویف
- اکراه باید همراه با تهدید و ترساندن 😨 باشد.
❌ التماس و خواهش موجب تحقق اکراه نمیشود.
۴. جدی بودن تهدید (ظنّیت الترتب)
- شخص مکره باید علم، ظن قوی یا حداقل خوف جدی داشته باشد که اگر عمل خواسته شده را انجام ندهد، تهدید تحقق مییابد.
- عواملی مانند قدرت و جدیت تهدیدکننده، ضعف طرف مقابل و سابقه او در اجرای تهدیدات، در ایجاد این خوف مؤثرند.
۵. مستلزم ضرر بودن تهدید
- تهدید باید به گونهای باشد که امتناع از عمل، موجب ضرری قابل توجه برای مکره شود.
» این ضرر میتواند جانی 🔪 (کشته شدن)، عرضی ♨️ (آبروریزی) یا مالی 💳 باشد.
---
🔍 تشریح و توضیح نکات کلیدی
🔻 تفاوت اکراه با دفع ضرر عادی
- بسیاری از اقدامات عقلایی بشر برای دفع ضرر یا جلب منفعت است (مانند کار کردن برای تأمین معاش).
- این اقدامات، اکراهی محسوب نمیشوند؛ زیرا فاقد تهدید مستقیم و خاص از سوی یک فرد دیگر هستند.
- اصل «لاضرر» (هیچ ضرری در اسلام نیست) پشتوانه مشروعیت چنین اقداماتی است.
← مثلاً اگر کسی نذر کرده مالش را نفروشد، ولی برای دفع ضرر جانی ناچار به فروش شود، وفای به نذر واجب نیست و فروش جایز است.
نتیجه نهایی درباره قصد مکره
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
- پس از رد دیدگاه قبلی، تأکید میشود که شخص مکره، قصد انشاء و مدلول عقد (معنی) را دارد. تفاوت او با مختار در انگیزه و فقدان طیب نفس است.
- مختار انشاء میکند تا آثار عقد در خارج محقق شود.
- مکره انشاء میکند تا تهدید و اکراه را از خود دفع کند. اما در هر حال، او نیز قصد جدی انشاء دارد.
تحلیل یک فرع مورد اشاره (طلاق به انگیزه اصلاح)
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
- روایتی نقل میشود که مردی برای آرام کردن همسر ناسازگار اول، همسر دوم را طلاق میدهد، اما انگیزه اصلی او آرام کردن همسر اول است، نه جدایی از همسر دوم.
- این مثال نشان میدهد انگیزهها میتوانند متفاوت از ظاهر عمل باشند، اما قصد انشاء و مدلول همچنان وجود دارد. این قاعده در مورد مکره نیز جاری است.
اختلاف فقها در طلاق مکره و دلالت آن
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
- فقهای امامیه قائل به بطلان طلاق مکره هستند.
- برخی از فقهای اهل سنت (ابوحنفیه) قائل به صحت و وقوع آن هستند.
- این اختلاف، خود گواهی است که هر دو گروه فرض میکنند مکره قصد طلاق دارد، وگرنه اصلاً موضوعی برای نزاع نبود.
محل نزاع، تأثیر اکراه بر صحت عمل است، نه وجود یا عدم قصد.
رفع ابهام از کلام علامه حلی و شهید ثانی
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
- از برخی عبارات فقها (مثلاً در تحریر الاحکام و مسالک) ممکن است توهم شود که آنها قائلند مکره فقط قصد لفظ دارد.
- اما با تحلیل دقیق، مراد آنها این است که اکراه بر قصد و نیت درونی شخص سلطهای ندارد (یعنی نمیتواند او را مجبور به قصد خاصی کند).
این به معنای نفی کلی قصد معنی نیست، بلکه تأکید بر این است که قصد، امری درونی و غیرقابل اجبار مستقیم است.
بنابراین، اگر مکره با قصد جدی انشاء کند، عملش از جهت قصد کامل است، ولی به دلیل اکراه باطل است.
🔍 بررسی شرط عدم امکان تخلّص (فرار) در تحقق اکراه
🤔 آیا برای اینکه عملی "اکراهی" محسوب شود، لازم است شخص مکره هیچ راه فرار و تخلّصی از تهدید نداشته باشد، یا صرف تهدید کافی است؟
❓سؤال : آیا "عجز از تخلّص و فرار" در تحقق عنوان "اکراه" شرط است؟
✅ برای پاسخ، مسئله به چند بخش تقسیم میشود:
۱. بحث موضوعی: آیا در خود مفهوم و صدق عرفی اکراه، عجز از فرار شرط است؟
۲. بحث حکمی: اگر اکراه بر فرض توانایی فرار هم صدق کند، آیا احکام شرعی اکراه (مانند بطلان عقد) شامل آن میشود؟
۳. تفکیک بین معاملات و غیرمعاملات: آیا در این شرط، فرقی بین عقد بیع و مثلاً شرب خمر وجود دارد؟
۴. تفکیک بین انواع فرار: آیا توریه (قول با قصد دیگر) با دیگر راههای فرار (مثل سفر یا مخفی شدن) یکسان است؟
🔍 تحلیل و دیدگاه مرحوم شیخ (ره)
قدم اول: تفکیک بین توریه و سایر راههای فرار
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
- نسبت به توریه: عجز از آن شرط نیست. یعنی حتی اگر شخص بتواند با توریه (مثلاً گفتنع صیغه بیع اما قصد شوخی یا قصد دیگری) از عمل اکراهی خودداری کند، اما عمداً قصد انشاء جدی کند، باز هم مکره محسوب میشود و احکام اکراه (بطلان عقد) بر آن بار میگردد.
- دلیل: اطلاق ادله (روایات رفع، طلاق مکره، اجماع) است که فرقی بین توانا و ناتوان از توریه نگذاشتهاند.
← حمل این اطلاقات بر فرض نادر "عجز از توریه" (به دلیل جهل، وحشت و...) خلاف ظاهر است.
قدم دوم: تحلیل سایر راههای فرار (غیر از توریه)
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
در اینجا سه حالت متصور است:
۱. حالت اول: اصلاً راه فراری وجود ندارد. قطعاً اکراه محقق است.
۲. حالت دوم: راه فرار وجود دارد، اما مستلزم تحمل ضرر دیگری است (مثلاً پرداخت مبلغی به فرد ثالث). این حالت در حکم حالت اول است و اکراه محقق میشود.
۳. حالت سوم: راه فرار آسان و بدون هزینه وجود دارد (مثلاً میتواند سفر کند یا مخفی شود). آیا در این حالت باز هم اکراه صدق میکند؟
قدم سوم: استظهار از روایات برای حالت سوم
- ممکن است از برخی روایات (مانند روایت سنان از امام صادق(علیهالسلام)) استنباط شود که حتی در فرض امکان فرار بدون مشقت، اگر شخص عملی را انجام داد، تحت عنوان "اکراه" قرار میگیرد و احکام آن (مثل عدم ترتب اثر بر قسم اکراهی) جاری میشود.
- در این روایت، حضرت میفرمایند: قسم در حال جبر و اکراه ارزش ندارد.
راوی میپرسد: آیا اگر بتواند از دست مُکرِه فرار کند ولی فرار نکند، باز هم اکراه است؟
امام(علیهالسلام) در پاسخ اشاره به عمومیت حکم میکنند.
📖 جمعبندی شرایط اکراه
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
با توجه به تمامی مباحث مطرح شده، شرایط کلی تحقق اکراه به شرح زیر است:
۱. وجود مُکرِه (عامل تهدیدکننده خارجی).
۲. تطابق عمل با مورد تهدید.
۳. همراهی با تهدید و تخویف (ترساندن).
۴. جدی بودن تهدید (علم، ظن یا خوف جدی از تحقق آن).
۵. مستلزم ضرر بودن تهدید (ضرر جانی، مالی یا آبرویی).
۶. فقدان استقلال در اراده و عمل: شخص به میل باطنی و با طیب نفس اقدام نمیکند، بلکه ارادهاش تحت سیطره اراده دیگری است. این شرط، جوهر اکراه است.
۷. نسبت به امکان فرار (غیر از توریه): قول مشهور و احتیاط آن است که اگر راه فرار معقول و بدون مشقتی وجود داشته باشد و شخص از آن استفاده نکند، اکراه محقق نمیشود؛ زیرا در این صورت، انتخاب خود او بوده است.
اما نسبت به توریه، حتی با امکان آن، اگر قصد انشاء کند، مکره است.
---
💎 خلاصه کل مباحث اختیار و اکراه
۱. اختیار (به معنای فقدان اکراه) شرط اساسی صحت معاملات و بسیاری از اعمال است.
۲. اکراه به معنای وادار کردن دیگری با تهدید به ضرر بر انجام عملی است که نسبت به آن کراهت دارد.
۳. شخص مکره، قصد انشاء و مدلول عمل را دارد، اما فاقد رضایت باطنی و طیب نفس است. همین امر باعث بطلان عقد یا سقوط تکلیف میشود.
۴. اصل "رفع" در شریعت، آثار تکلیفی و غالباً وضعی اعمال اکراهی را برمیدارد.
۵. تمایز دقیق بین اکراه، اضطرار و اقدام عقلایی برای دفع ضرر ضروری است. بسیاری از فروشهای ضروری، اکراهی نیستند.
۶. در تحقق اکراه، شرایطی مانند جدی بودن تهدید و فقدان راه فرار معقول (به جز توریه) مورد توجه است.
۷. نتیجه نهایی: معاملهای که با اکراه غیرمشروع واقع شود، به دلیل نفی رضایت که رکن معامله است، باطل میباشد.
📌 تعریف اکراه
- لغوی و عرفی: وادار کردن شخص به کاری که نسبت به آن کراهت و بیمیلی دارد.
- شرایط تحقق اکراه (۵ شرط اصلی):
۱. وجود مُکرِه (عامل خارجی): باید فرد یا نهادی دیگری شخص را تهدید کند. اقدامات شخصی برای دفع ضرر عمومی (مثل فروش مال برای درمان) اکراه محسوب نمیشود، بلکه اضطرار یا اقدام عقلایی است.
۲. تطابق عمل با مورد تهدید: اکراه فقط نسبت به عملی صادق است که دقیقاً مورد تهدید قرار گرفته. مثال: اگر تهدید به پرداخت پول باشد، خود عمل فروش مال برای تهیه پول، اکراهی نیست.
۳. همراهی با تهدید و تخویف: صرف التماس یا خواهش کافی نیست؛ باید ترس و تهدید وجود داشته باشد.
۴. جدی بودن تهدید: شخص باید علم، ظن قوی یا خوف جدی از تحقق تهدید داشته باشد.
۵. مستلزم ضرر بودن تهدید: امتناع از عمل باید باعث ضرر جانی، مالی یا آبرویی قابل توجه شود.
🔍 نکات کلیدی و تمایزات
- تفاوت اکراه با اضطرار/دفع ضرر عادی: بسیاری از اقدامات عقلایی بشر برای دفع ضرر (مانند کار کردن برای معاش) اکراه نیستند، زیرا فاقد تهدید مستقیم از سوی فرد دیگرند.
- قصد مکره: شخص مکره قصد انشا و مدلول عقد را دارد، اما انگیزهاش (دفع تهدید) با انگیزه شخص مختار (تحقق آثار عقد) متفاوت است. فقدان رضایت باطنی (طیب نفس) باعث بطلان عقد میشود.
- حکم طلاق اکراهی: فقهای امامیه آن را باطل میدانند، در حالی که برخی اهل سنت (مانند ابوحنیفه) آن را صحیح میشمارند.
← این اختلاف نشان میدهد مسئله اصلی تأثیر اکراه بر صحت عمل است، نه نفی قصد.
⚖️ شرط عجز از تخلّص (امکان فرار)
این بحث در مورد لزوم ناتوانی از فرار در تحقق اکراه است:
- توریه (ایجاب لفظی با قصد دیگر): حتی اگر شخص بتواند توریه کند ولی قصد انشای جدی داشته باشد، اکراه محقق شده و عقد باطل است (به دلیل اطلاق ادله شرعی).
- راههای فرار دیگر (مانند سفر یا مخفیشدن):
- اگر راه فرار معقول و بدون مشقت وجود داشته باشد و شخص از آن استفاده نکند، به نظر مشهور اکراه کاملاً محقق نمیشود و عمل صحیح است.
- اگر راه فرار مستلزم تحمل ضرر دیگری باشد، در حکم عدم فرار است.
💎 جمعبندی نهایی
1. اختیار (نبود اکراه) شرط اساسی صحت معاملات و بسیاری از اعمال است.
2. اکراه یعنی وادار کردن با تهدید به ضرری قابل توجه.
3. شخص مکره قصد انشا دارد، اما فقدان رضایت باطنی باعث بطلان عقد میشود.
4. اصل "رفع" در شریعت، آثار تکلیفی و وضعی اعمال اکراهی را برمیدارد.
5. تمایز اکراه از اضطرار حیاتی است: اقدامات ضروری برای دفع خطر عمومی اکراه نیستند.
6. معامله اکراهی به دلیل نفی رضایت (رکن معامله) باطل است.
7. در مورد فرار: قاعده کلی آن است که اگر راه فرار معقول وجود داشته باشد، اکراه محقق نیست؛ اما توریه استثناست و حتی با امکان آن، عمل اکراهی باطل میماند.
📌 مفهوم و جایگاه اکراه
اکراه در فقه اسلامی به معنای وادار کردن شخص به عملی برخلاف میل باطنی از طریق تهدید به ضرر جدی (جانی، مالی یا آبرویی) است. اکراه در مقابل اختیار قرار دارد که شرط اساسی صحت معاملات و بسیاری از اعمال تکلیفی است.
🔍 شرایط تحقق اکراه
برای تحقق عنوان اکراه، شرایط زیر لازم است:
1. وجود مُکرِه: عامل خارجی که تهدید میکند.
2. تهدید به ضرر قابل اعتنا: ضرر جانی، مالی یا آبرویی.
3. جدی بودن تهدید: علم یا ظن قوی یا خوف جدی از تحقق تهدید.
4. تطابق عمل با تهدید: عمل انجامشده باید مطابق مورد تهدید باشد.
5. تلازم امتناع با ضرر: شخص گمان کند اگر امتناع کند، حتماً آن ضرر به او میرسد.
⚖️ تفکیک اکراه در محرمات و معاملات
۱. در معاملات و ایقاعات (بیع، طلاق، ...)
- باطل هستند - دلیل: فقدان رضایت که رکن عقد است.
- آیه شریفه: «إلا أن تكون تجارة عن تراض منكم»
۲. در تکالیف و محرمات (ترک واجب، فعل حرام)
- تکلیف ساقط میشود - اما فقط در صورت عجز کامل از فرار.
- حدیث رفع: «رُفِعَ عَنْ أُمَّتِی ... مَا اُکْرِهُوا عَلَیْهِ»
- قضیه عمار یاسر: نمونه تاریخی که نشان میدهد اکراه شدید حتی مسئولیت اظهار کلمات کفرآمیز را برمیدارد.
💠 علت تفکیک ؛
- در محرمات: شریعت سختگیری میکند تا حق الله و حق الناس حفظ شود. تنها در عجز کامل اجازه ترک تکلیف میدهد.
- در معاملات: شریعت حساسیت بالایی دارد تا کمترین فشار و عدم رضایت هم باعث بطلان شود و حقوق مالی مردم تضییع نشود.
۳. اکراه به حق
- اگر حاکم شرع کسی را به حق مجبور کند (مثل اجبار محتکر به فروش)، این اکراه عمل را باطل نمیکند.
💡 نکات کلیدی و ثمرات عملی
۱. قصد مکره
- شخص مکره قصد انشا دارد، اما انگیزهاش دفع ضرر است، نه تحقق آثار عقد.
- این قصد همراه با فقدان طیب نفس است که باعث بطلان میشود.
۲. حکم خاص توریه (ایجاب لفظی با قصد دیگر)
- حتی اگر بتوان با توریه از عمل اکراهی گریخت، اما عمداً قصد انشاء شود، باز هم مکره است و عمل باطل است.
- این یک حکم تعبّدی خاص است بر اساس اطلاق ادله.
۳. انواع اکراه
- تعیینی: تهدید به عمل خاص
- تخیری: تهدید به یکی از چند عمل
- بر کلی: تهدید به نوعی از اعمال (به صورت کلی)
۴. تمایز از اضطرار
- بسیاری اقدامات برای دفع ضرر (مثل فروش مال برای درمان) اکراه نیستند، بلکه اضطرار یا اقدام عقلایی هستند.
🏁 نتیجه :
- اختیار و رضایت باطنی سنگ بنای صحت عقود است.
- اکراه این رکن را از بین میبرد.
- اما میزان تأثیر آن در حوزههای مختلف متفاوت است:
- در تکالیف → نیاز به جبر و عجز کامل
- در معاملات → فقدان طیب نفس کافی است
📜 احکام اکراه در موارد مختلف
| مورد | حکم | توضیح و دلیل |
| :--- | :--- | :--- |
| معامله یا ایقاع (طلاق، عتق) اکراهی | باطل | زیرا رکن رضایت مفقود است. (آیه تراضی) |
| اکراه بر ترک واجب یا فعل حرام | با تحقق شرایط سخت (جبر) تکلیف ساقط میشود. | شخص معذور است و گناهی بر او نیست. (اصل رفع) |
| اکراه به حق (مثلاً اجبار محتکر توسط حاکم) | معامله صحیح است. | زیرا اکراه، مشروع و در جهت رفع ظلم است. |
| اکراه تخیری (مثلاً یا الف را انجام بده یا ب را) | - در محرمات: انجام یکی جایز است. - در معاملات: عمل انتخابشده باطل است. | کل ماجرا در سایه اکراه است. انگیزه اصلی دفع ضرر است، نه تحقق رضایتبخش عقد. |
| مالک مختار، عاقد (وکیل) مکره | به نظر مشهور صحیح است | زیرا رضایت مالک (اصل صحت) موجود است. فقدان طیب نفس عاقد، مانع است اما به وسیله رضایت مالک جبران میشود. قیاس به مجنون (که اصلاً قصد ندارد) قیاس مع الفارق است. |
| مالک مکره، عاقد مختار | وکالت باطل است. عمل عاقد فضولی است. | زیرا وکالت (اذن) خودش یک عقد است و به دلیل اکراه باطل است. لذا عاقد نیابت شرعی ندارد. |
| عقد اکراهی با اجازه لاحق مالک | صحیح میشود (فتوای مشهور) | رضایت لاحق به آثار عقد (نقل و انتقال) تعلق میگیرد و آن را صحیح میکند. این مؤید حکم صحت در حالت «مالک مختار، عاقد مکره» است. |
| اکراه بر یک عمل، ولی انجام عمل گستردهتر (مثلاً اکراه بر فروش یک عبد، ولی فروش دو عبد) | حکم تجزیه میشود. بخشی که مورد اکراه بود باطل، و بخش اضافی صحیح است. | زیرا اکراه تنها ناظر به همان مقدار تهدیدشده است. |
---
💡 نکات کلیدی، اشکالات و پاسخها
۱. قصد مکره
- شخص مکره قصد انشاء و مدلول را دارد. تفاوت او با مختار در انگیزه است: انگیزه مختار تحقق آثار عقد، انگیزه مکره دفع تهدید.
- اشکال: آیا ممکن است مکره از شدت فشار، اصلاً قصد معنی نداشته باشد؟
- پاسخ: یا در فرض بحث، قصد مدلول محرز است، یا به اصل عقلایی «اصالة القصد» تمسک میشود و بنا بر قصد داشتن گذاشته میشود.
۲. دامنه شمول حدیث رفع
- حدیث رفع («رُفِعَ عَنْ أُمَّتِی... مَا اُکْرِهُوا عَلَیْهِ») آثاری را برمیدارد که اگر اکراه نبود، بر شخص بار میشد.
- بنابراین، در مواردی مانند «مالک مختار و عاقد مکره»، حدیث رفع جریان ندارد، زیرا عقد از اساس برای عاقدِ مکره اثر وضعی (مانند ملکیت) ایجاد نمیکند تا با اکراه برداشته شود. اثر برای مالک است که او مکره نیست.
۳. ادعای اکراه پس از عقد
- اگر کسی مدعی شود در معاملهای مکره بوده، اما ظاهر امر بر خلاف آن باشد (مثلاً راه فرار آسان وجود داشته)، ادعای او بدون بینه پذیرفته نیست، زیرا خلاف ظاهر است.
- اما اگر مدعی شود و امارهای بر خلاف نباشد، در مواردی که شناختش در گرو باطن اوست (مانند فقدان طیب نفس)، قول او مقبول است.
💎 جمعبندی نهایی و ثمرات عملی
1. اصل حاکم: رضایت باطنی و اختیار، پایه اساسی هرگونه توافق و تعهد مالی یا خانوادگی در اسلام است.
2. اکراه این اصل را نقض میکند و بنابراین باطلکننده است.
3. تفاوت حکمی بین محرمات و معاملات نشاندهنده حکمت شریعت است:
- در حقوق الهی و تکالیف شخصی (محرمات)، خط قرمزها محکم است و فقط در شرایط اضطرار مطلق کنار میروند.
- در حقوق الناس و روابط مالی (معاملات)، حساسیت بر روی رضایت حقیقی است و کوچکترین خدشه به آن (حتی با وجود راه فرار) قابل قبول نیست.
4. قضیه عمار یاسر به عنوان یک سند تاریخی و فقهی، نشان میدهد اسلام برای نیت و باطن افراد در شرایط سخت، ارزش فوقالعادهای قائل است و قضاوت بر ظاهر را کافی نمیداند.
5. تشخیص مصادیق: باید دقت کرد که بسیاری از فروشهای ضروری برای زندگی (دفع ضرر عام) اکراهی محسوب نمیشوند و صحیح هستند