📌 تعریف اکراه
- لغوی و عرفی: وادار کردن شخص به کاری که نسبت به آن کراهت و بیمیلی دارد.
- شرایط تحقق اکراه (۵ شرط اصلی):
۱. وجود مُکرِه (عامل خارجی): باید فرد یا نهادی دیگری شخص را تهدید کند. اقدامات شخصی برای دفع ضرر عمومی (مثل فروش مال برای درمان) اکراه محسوب نمیشود، بلکه اضطرار یا اقدام عقلایی است.
۲. تطابق عمل با مورد تهدید: اکراه فقط نسبت به عملی صادق است که دقیقاً مورد تهدید قرار گرفته. مثال: اگر تهدید به پرداخت پول باشد، خود عمل فروش مال برای تهیه پول، اکراهی نیست.
۳. همراهی با تهدید و تخویف: صرف التماس یا خواهش کافی نیست؛ باید ترس و تهدید وجود داشته باشد.
۴. جدی بودن تهدید: شخص باید علم، ظن قوی یا خوف جدی از تحقق تهدید داشته باشد.
۵. مستلزم ضرر بودن تهدید: امتناع از عمل باید باعث ضرر جانی، مالی یا آبرویی قابل توجه شود.
🔍 نکات کلیدی و تمایزات
- تفاوت اکراه با اضطرار/دفع ضرر عادی: بسیاری از اقدامات عقلایی بشر برای دفع ضرر (مانند کار کردن برای معاش) اکراه نیستند، زیرا فاقد تهدید مستقیم از سوی فرد دیگرند.
- قصد مکره: شخص مکره قصد انشا و مدلول عقد را دارد، اما انگیزهاش (دفع تهدید) با انگیزه شخص مختار (تحقق آثار عقد) متفاوت است. فقدان رضایت باطنی (طیب نفس) باعث بطلان عقد میشود.
- حکم طلاق اکراهی: فقهای امامیه آن را باطل میدانند، در حالی که برخی اهل سنت (مانند ابوحنیفه) آن را صحیح میشمارند.
← این اختلاف نشان میدهد مسئله اصلی تأثیر اکراه بر صحت عمل است، نه نفی قصد.
⚖️ شرط عجز از تخلّص (امکان فرار)
این بحث در مورد لزوم ناتوانی از فرار در تحقق اکراه است:
- توریه (ایجاب لفظی با قصد دیگر): حتی اگر شخص بتواند توریه کند ولی قصد انشای جدی داشته باشد، اکراه محقق شده و عقد باطل است (به دلیل اطلاق ادله شرعی).
- راههای فرار دیگر (مانند سفر یا مخفیشدن):
- اگر راه فرار معقول و بدون مشقت وجود داشته باشد و شخص از آن استفاده نکند، به نظر مشهور اکراه کاملاً محقق نمیشود و عمل صحیح است.
- اگر راه فرار مستلزم تحمل ضرر دیگری باشد، در حکم عدم فرار است.
💎 جمعبندی نهایی
1. اختیار (نبود اکراه) شرط اساسی صحت معاملات و بسیاری از اعمال است.
2. اکراه یعنی وادار کردن با تهدید به ضرری قابل توجه.
3. شخص مکره قصد انشا دارد، اما فقدان رضایت باطنی باعث بطلان عقد میشود.
4. اصل "رفع" در شریعت، آثار تکلیفی و وضعی اعمال اکراهی را برمیدارد.
5. تمایز اکراه از اضطرار حیاتی است: اقدامات ضروری برای دفع خطر عمومی اکراه نیستند.
6. معامله اکراهی به دلیل نفی رضایت (رکن معامله) باطل است.
7. در مورد فرار: قاعده کلی آن است که اگر راه فرار معقول وجود داشته باشد، اکراه محقق نیست؛ اما توریه استثناست و حتی با امکان آن، عمل اکراهی باطل میماند.
📌 مفهوم و جایگاه اکراه
اکراه در فقه اسلامی به معنای وادار کردن شخص به عملی برخلاف میل باطنی از طریق تهدید به ضرر جدی (جانی، مالی یا آبرویی) است. اکراه در مقابل اختیار قرار دارد که شرط اساسی صحت معاملات و بسیاری از اعمال تکلیفی است.
🔍 شرایط تحقق اکراه
برای تحقق عنوان اکراه، شرایط زیر لازم است:
1. وجود مُکرِه: عامل خارجی که تهدید میکند.
2. تهدید به ضرر قابل اعتنا: ضرر جانی، مالی یا آبرویی.
3. جدی بودن تهدید: علم یا ظن قوی یا خوف جدی از تحقق تهدید.
4. تطابق عمل با تهدید: عمل انجامشده باید مطابق مورد تهدید باشد.
5. تلازم امتناع با ضرر: شخص گمان کند اگر امتناع کند، حتماً آن ضرر به او میرسد.
⚖️ تفکیک اکراه در محرمات و معاملات
۱. در معاملات و ایقاعات (بیع، طلاق، ...)
- باطل هستند - دلیل: فقدان رضایت که رکن عقد است.
- آیه شریفه: «إلا أن تكون تجارة عن تراض منكم»
۲. در تکالیف و محرمات (ترک واجب، فعل حرام)
- تکلیف ساقط میشود - اما فقط در صورت عجز کامل از فرار.
- حدیث رفع: «رُفِعَ عَنْ أُمَّتِی ... مَا اُکْرِهُوا عَلَیْهِ»
- قضیه عمار یاسر: نمونه تاریخی که نشان میدهد اکراه شدید حتی مسئولیت اظهار کلمات کفرآمیز را برمیدارد.
💠 علت تفکیک ؛
- در محرمات: شریعت سختگیری میکند تا حق الله و حق الناس حفظ شود. تنها در عجز کامل اجازه ترک تکلیف میدهد.
- در معاملات: شریعت حساسیت بالایی دارد تا کمترین فشار و عدم رضایت هم باعث بطلان شود و حقوق مالی مردم تضییع نشود.
۳. اکراه به حق
- اگر حاکم شرع کسی را به حق مجبور کند (مثل اجبار محتکر به فروش)، این اکراه عمل را باطل نمیکند.
💡 نکات کلیدی و ثمرات عملی
۱. قصد مکره
- شخص مکره قصد انشا دارد، اما انگیزهاش دفع ضرر است، نه تحقق آثار عقد.
- این قصد همراه با فقدان طیب نفس است که باعث بطلان میشود.
۲. حکم خاص توریه (ایجاب لفظی با قصد دیگر)
- حتی اگر بتوان با توریه از عمل اکراهی گریخت، اما عمداً قصد انشاء شود، باز هم مکره است و عمل باطل است.
- این یک حکم تعبّدی خاص است بر اساس اطلاق ادله.
۳. انواع اکراه
- تعیینی: تهدید به عمل خاص
- تخیری: تهدید به یکی از چند عمل
- بر کلی: تهدید به نوعی از اعمال (به صورت کلی)
۴. تمایز از اضطرار
- بسیاری اقدامات برای دفع ضرر (مثل فروش مال برای درمان) اکراه نیستند، بلکه اضطرار یا اقدام عقلایی هستند.
🏁 نتیجه :
- اختیار و رضایت باطنی سنگ بنای صحت عقود است.
- اکراه این رکن را از بین میبرد.
- اما میزان تأثیر آن در حوزههای مختلف متفاوت است:
- در تکالیف → نیاز به جبر و عجز کامل
- در معاملات → فقدان طیب نفس کافی است
📜 احکام اکراه در موارد مختلف
| مورد | حکم | توضیح و دلیل |
| :--- | :--- | :--- |
| معامله یا ایقاع (طلاق، عتق) اکراهی | باطل | زیرا رکن رضایت مفقود است. (آیه تراضی) |
| اکراه بر ترک واجب یا فعل حرام | با تحقق شرایط سخت (جبر) تکلیف ساقط میشود. | شخص معذور است و گناهی بر او نیست. (اصل رفع) |
| اکراه به حق (مثلاً اجبار محتکر توسط حاکم) | معامله صحیح است. | زیرا اکراه، مشروع و در جهت رفع ظلم است. |
| اکراه تخیری (مثلاً یا الف را انجام بده یا ب را) | - در محرمات: انجام یکی جایز است. - در معاملات: عمل انتخابشده باطل است. | کل ماجرا در سایه اکراه است. انگیزه اصلی دفع ضرر است، نه تحقق رضایتبخش عقد. |
| مالک مختار، عاقد (وکیل) مکره | به نظر مشهور صحیح است | زیرا رضایت مالک (اصل صحت) موجود است. فقدان طیب نفس عاقد، مانع است اما به وسیله رضایت مالک جبران میشود. قیاس به مجنون (که اصلاً قصد ندارد) قیاس مع الفارق است. |
| مالک مکره، عاقد مختار | وکالت باطل است. عمل عاقد فضولی است. | زیرا وکالت (اذن) خودش یک عقد است و به دلیل اکراه باطل است. لذا عاقد نیابت شرعی ندارد. |
| عقد اکراهی با اجازه لاحق مالک | صحیح میشود (فتوای مشهور) | رضایت لاحق به آثار عقد (نقل و انتقال) تعلق میگیرد و آن را صحیح میکند. این مؤید حکم صحت در حالت «مالک مختار، عاقد مکره» است. |
| اکراه بر یک عمل، ولی انجام عمل گستردهتر (مثلاً اکراه بر فروش یک عبد، ولی فروش دو عبد) | حکم تجزیه میشود. بخشی که مورد اکراه بود باطل، و بخش اضافی صحیح است. | زیرا اکراه تنها ناظر به همان مقدار تهدیدشده است. |
---
💡 نکات کلیدی، اشکالات و پاسخها
۱. قصد مکره
- شخص مکره قصد انشاء و مدلول را دارد. تفاوت او با مختار در انگیزه است: انگیزه مختار تحقق آثار عقد، انگیزه مکره دفع تهدید.
- اشکال: آیا ممکن است مکره از شدت فشار، اصلاً قصد معنی نداشته باشد؟
- پاسخ: یا در فرض بحث، قصد مدلول محرز است، یا به اصل عقلایی «اصالة القصد» تمسک میشود و بنا بر قصد داشتن گذاشته میشود.
۲. دامنه شمول حدیث رفع
- حدیث رفع («رُفِعَ عَنْ أُمَّتِی... مَا اُکْرِهُوا عَلَیْهِ») آثاری را برمیدارد که اگر اکراه نبود، بر شخص بار میشد.
- بنابراین، در مواردی مانند «مالک مختار و عاقد مکره»، حدیث رفع جریان ندارد، زیرا عقد از اساس برای عاقدِ مکره اثر وضعی (مانند ملکیت) ایجاد نمیکند تا با اکراه برداشته شود. اثر برای مالک است که او مکره نیست.
۳. ادعای اکراه پس از عقد
- اگر کسی مدعی شود در معاملهای مکره بوده، اما ظاهر امر بر خلاف آن باشد (مثلاً راه فرار آسان وجود داشته)، ادعای او بدون بینه پذیرفته نیست، زیرا خلاف ظاهر است.
- اما اگر مدعی شود و امارهای بر خلاف نباشد، در مواردی که شناختش در گرو باطن اوست (مانند فقدان طیب نفس)، قول او مقبول است.
💎 جمعبندی نهایی و ثمرات عملی
1. اصل حاکم: رضایت باطنی و اختیار، پایه اساسی هرگونه توافق و تعهد مالی یا خانوادگی در اسلام است.
2. اکراه این اصل را نقض میکند و بنابراین باطلکننده است.
3. تفاوت حکمی بین محرمات و معاملات نشاندهنده حکمت شریعت است:
- در حقوق الهی و تکالیف شخصی (محرمات)، خط قرمزها محکم است و فقط در شرایط اضطرار مطلق کنار میروند.
- در حقوق الناس و روابط مالی (معاملات)، حساسیت بر روی رضایت حقیقی است و کوچکترین خدشه به آن (حتی با وجود راه فرار) قابل قبول نیست.
4. قضیه عمار یاسر به عنوان یک سند تاریخی و فقهی، نشان میدهد اسلام برای نیت و باطن افراد در شرایط سخت، ارزش فوقالعادهای قائل است و قضاوت بر ظاهر را کافی نمیداند.
5. تشخیص مصادیق: باید دقت کرد که بسیاری از فروشهای ضروری برای زندگی (دفع ضرر عام) اکراهی محسوب نمیشوند و صحیح هستند