«وا! خو کشورمونه...!»
🖋 پنج کیلومتر دورتر
به قلم زهرا حسن آبادی
(عضو باشگاه نویسندگان مبنا)
💢 داستانی از جنگ رمضان، درباره آنهایی که از کیلومترها دورتر جانشان برای وطن میتپد و در دو راهی ماندن یا رفتن باید تصمیم نهایی را بگیرند...
📌 این روایت را در مجله اینترنتی محفل (وبلاگ مبنا) از اینجا بخوانید:
🔗 https://mabnaschool.ir/?p=141789
#مجله_اینترنتی_محفل
| @mabnaschoole |
💌 شما هم به این محفل دعوتید...
مجله اینترنتی محفل(وبلاگ مبنا)، موقعیتی را برای نقش آفرینی بهتر شما در این روزهایی که انصافا در پیچ حساس کنونی😅 میگذرانیم، فراهم کرده.
قلم و کاغذهایتان را از گنجه دربیاورید!
عزیزانی که قبلا هنرجوی ما در مبنا بوده یا الآن هستید، میتوانید متنهای خودتان را در قالبهای مختلف
(داستان، روایت، ترجمه، معرفی کتاب و فیلم و...)به دست ما برسانید تا با نام، عکس و مشخصات شما در صفحه اختصاصی خودتان در محفل منتشر شود. برای آشنایی با روند بازبینی مطالب و شرایط دقیق متنهای ارسالی با خانم مهدانیان در ارتباط باشید: 🆔 @jeiranmahdanian از اینجا، پا در محفل بگذارید: 🔗 https://mabnaschool.ir/blog/ #مجله_اینترنتی_محفل | @mabnaschoole |
🎒این روزها دوستان ما در مجله مــُـدام راهی یک سفر متفاوت شدهاند؛ سفر به شهری که دو ماه است در قلبهای همهمان خانه کرده.
جمعی از نویسندگان و اساتید برجسته نویسندگی، در کنار پانزده نویسنده توانمند اما کمتر شناختهشده(که طی یک پروسه دقیق انتخاب شدهاند)، به عنوان یکی از نخستین تیمهای حرفهای نویسندگی راهی میناب شدند تا آنچه بر مردم صبورش گذشته را از نزدیک ببینند و بشنوند و به زبان کلمات روایت کنند.
قرار است از پشت نیمکتهای شکسته مدرسه و از میان خاطرهها و آه مادروپدرهایی که با این داغ زندگی میکنند، قصههایی بیرون بکشند تا شاید این غم بین همه ما تقسیم شود...
ما باور داریم کلمات میتوانند پلی باشند میان رنج و همدلی و شاهدی باشند بر مظلومیت کودکانی که نامشان در میان شهدای مدرسه شجرهی طیبه میناب جاودانه شده است.
🥀 این سفر تلاشی است برای ادای دین به ۱۶۸ گل پرپر میناب و برای ثبت روایتی صادقانه از آنچه گذشت.
نهایتا شماره سیزدهم مجله به «میناب مـُـــدام» اختصاص مییابد؛ شمارهای برای خواندن این قصهها، برای ثبتِ نامها و خاطرهها، و برای آنکه مـُــــدام به یادشان باشیم...
#مجله_مدام
#میناب
| @mabnaschoole |
هدایت شده از مجلهٔ مدام
حوالی غروب، به سمت مدرسهٔ شجرهٔ طیبه حرکت کردیم.
توضیح بیشتر؟
من چیزی بلد نیستم بگویم.
امیدوارم بتوانیم در داستانها و روایتهایمان بنویسیم.
#میناب_مدام
روز دوم
مدام؛ یک ماجرای دنبالهدار | @modaam_magazine
🔖 «ایرانمان» یا «هوش مصنوعیمان»؟!
دست از سر تولید متن با هوش مصنوعی بردارید! / نقدی بر روایت میانبرنامههای تلویزیونی ایرانمان
📺 حتما این مدت «ایرانمان» را از تلویزیون دیدهاید. میان برنامههایی که بعد از جنگ دوازده روزه با محوریت روایت اتفاقات و افراد شاخص در جنگ با شدت بیشتری تولید و پخش شد. در روزهای ابتدایی این پروژه، جذابیت بصری چشم نواز بود. آیتمهایی کوتاه، پر از تصویرهای چشمگیر و با نگاه به خوی سلحشوری و حماسه ایرانی که به نظر نشانهای از ورود فناوریهای جدید به تلویزیون بود.
اما با گذشت زمان، جذابیت این تیزرها کاهش یافت. اما دلیلش چه بود؟ کیفیت چه عنصری در پسرفت کار اثر داشت؟
در چنین میانبرنامههایی معمولاً متن نقش مهمی دارد؛ سناریویی که قرار است معنای تصاویر را توضیح دهد یا پیام اصلی را منتقل کند. با این حال، مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود! متنهای تولیدی هوش مصنوعی عموما از لحاظ فرمی زاویه زیادی با دستور زبان فارسی معیار دارند. به علاوه ساختار و محتوای آنها غالباً تکرار شونده است. یعنی اگر با موتورهای تولیدکننده متن آشنا باشید، تشخیص متنهایی که هوش مصنوعی نوشته کار راحتی خواهد بود. در بسیاری از این میانبرنامهها هم میبینیم که فرمهای تکراری در دل خود دارند: «شروع با کسانی که و آنهایی که... استفاده افراطی از فرم نه تنها فلان، بلکه بیسان و...»
#زیر_ذرهبین_مبنا 🔎
| @mabnaschoole |
این قالبها بیش از آنکه روایتگر باشند، لحنی شعاری یا توضیحی دارند. به جای آنکه از تصویر و نگو نشان بده استفاده کنند، پیام را مستقیماً اعلام میکنند. نتیجه این میشود که تصویر و متن بهجای آنکه یکدیگر را کامل کنند، گاهی از هم جدا میشوند: تصویر در حال نمایش جذابیت بصری است و متن در حال گفتن چیزی که بیشتر شبیه بیانیه است تا یک روایت ماندگار! اما نقطه ضعف اصلی این متنها این است که توسط یک ماشین نوشته شده و از تجربه زیسته نویسنده، که اتفاقا به اثرگذاری اینگونه کارهای مناسبتی کمک میکند، تهی است.
از سوی دیگر، در این آیتمها اغلب نشانی از یک ساختار دراماتیک دیده نمیشود. یک روایت نیاز به آغاز، مسیر و نقطه اوج(تعلیق) دارد؛ اما بسیاری از این میانبرنامهها بیشتر شبیه مجموعهای از تصویرها و عبارتهای تکراری کنار هم چیده شدهاند. آنها شروع میشوند، چند تصویر جالب نشان میدهند و تمام میشوند، بیآنکه مسیری برای درگیر کردن مخاطب طی شده باشد.
❗️اما راه حل چیست؟!
در دنیای مدرن که سرعت حرف اول را میزند، چهطور میتوانیم هم از سرعت موتورهای هوش مصنوعی استفاده کنیم، هم کیفیت را حفظ کنیم؟
🖋 به نظر میآید در قدم اول باید به قلم نویسندههای جوان اعتماد بیشتری شود. نوشتن یک متن موشن گرافیک یک تا دو دقیقهای برای یک نویسنده، حتی اگر کاملا حرفهای هم نباشد، کار پیچیده و زمانبری نیست. در عوض، مخاطب با متنی درگیر میشود که بر اساس تجربه زیسته یک نویسنده فارسی زبان نوشته شده و همین امر به ماندگاری اثر کمک میکند.
اما اگر سازندگان اینگونه کارها به هر دلیلی به تولید متن توسط هوش مصنوعی اصرار زیادی دارند، بهتر است محتواها را به یک نویسنده رسانده تا پیش از انتشار بازنویسی کند.
#زیر_ذرهبین_مبنا 🔎
| @mabnaschoole |
بهعنوان کسی که دستی در نوشتن دارد، در میانبرنامههای «ایرانمان» کدام نشانه «ماشینیبودن» متن بیشتر توی ذوقتان میزند؟ ساختارهای کلیشهای یا تهی بودن از تجربه زیسته نویسنده؟ تجربه یا نقدتان را برایمان بنویسید:
@adm_mabna 📝
| @mabnaschoole |
❌ «متنهای ادبی با جملاتی که سر و ته مشخصی ندارن»
⚠️ اگر تولید متن با هوش مصنوعی در صداوسیما به صورت وسیعتر ادامه پیدا کند، نسل آینده با خطا در اصول نوشتاری و گفتاری رو به رو نخواهد شد؟!
#زیر_ذرهبین_مبنا 🔎
| @mabnaschoole |